شاهین نجفی را خواهیم کشت...




جانم فدای رهبر




حکایت پخش مختارنامه در این روزها عجیب است...! روزهایی که رسم شده که اگر میخواهی مشهور و محبوب شوی باید "مالک" را بزنی و عجیب تر اینکه ساخت این سریال از 9 سال پیش آغاز شده و پخش این قسمت های تامل برانگیز و عبرت آموز دقیقا مصادف شده با زمانی که "چپ ، راست ، کارگزار" سعی در تضعیف و گاها سقوط دولتی مردمی و مکتبی دارند!
((از دوستی شنیدم که میگفت؛ در روز دوم اعتکاف ، در شهر ... ، برخی احمدی نژاد مظلوم را به باد ناسزا گرفته بودند به گونه ای که حتی جنایت خمینی شهر را هم از اثرات سیاست های احمدی نژاد دانستند و با قدرت اعلام کردند که کار فرهنگی به درد نمیخورد!!!
نکته بسیار جالب اینجاست که همین افرادی که احمدی نژاد را اینگونه به باد ناسزا گرفته اند، در انتخابات سال 84 تمام قد از رقیب وی حمایت میکردند و جالبتر اینکه در برابر صحبت معروف او که در فیلم تبلیغاتی اش گفت: فقط بی لباسی نباشد، اما هر لباسی میخواهند خانم ها بپوشند!!!ساکت بوده و آن روزها درد دین نداشتند!
نکته قابل تامل تر اینکه همین فرد در انتخابات سال 88 اگرچه به واسطه ظاهر مذهبی که داشت مردم را به رای دادن به احمدی نژاد ترغیب میکرد(هرچند خیلی ضعیف و با شک و تردید، مخصوصا بعد مناظره معروف که ایشان بعد مناظره دیگر حمایتی از دکتر نکرد و اعلام کرد که منتظر مواضع رهبری می ماند!!!) اگرچه میگفت به احمدی نژاد رای بدهید اما در همان روزها صریحا اعلام کرد که اگر در انتخابات سال 88 هم هاشمی یک طرف بود و احمدی نژاد طرف دیگر ؛ باز هم به هاشمی رای می داد!!این داستان اعتکاف را گفتم تا مظلومیت دکتر بیشتر روشن بشه وگرنه ربطی به مطلب اصلی نداشت!!!)) پرانتز بسته!!
داشتم میگفتم که در آن روزها هم برخی متوجه سیاست های مختار نمی شدند و به او شک میکردند، امروز هم همین اوضاع و شک ها پابرجاست ....
اما سه نکته بسیار مهم دیگر:
(قابل توجه دوستان و مذهبی هایی که به دکتر احمدی نژاد شک کرده اند)...!


اول : وقتی که " کیان ایرانی" بدون ذره ای غرور پذیرفت که در رکاب " بن شمیط " مثل یک سرباز ساده شمشیر بزند ، دشمن به اشتباه افتاد و " ابن حر " اینگونه برداشت کرد که بین کیان و مختار ثقفی اختلاف افتاده است!! و همین توهم ، یکی از دلایل اصلی شکست سپاه مصعب بن زبیر و ابن حر ؛ از سپاه مختار (کیان و بن شمیط ) می گردد!

شواهدی برای این مدعا وجود دارد :
الف: در این 11 روز حضرت آقا ( که در برابر انحراف هیچ وقت سکوت نکرده اند) نه تنها تذکری به شخص رییس جمهور ندادند، بلکه دیگران و روزنامه ها را به رعایت تقوا سفارش کردند...
ب : بعد از حضور در جلسه هیئت دولت ، اولین صحبت رییس جمهور مربوط به نابودی اسراییل بود!
دوم: متاسفانه آنچنان که در تاریخ آمده است یکی از دلایل کشته شدن مختار و شکست قیام او، اختلافی است که بین او و ابراهیم بن مالک اشتر پدید می آید...

شاید مهمترین دلیل این اختلاف را بتوان غروری دانست که ابراهیم به آن دچار شده است و به همین خاطر هم به حرف مختار بی توجهی کرد...
نکته اول : این رفتار ابراهیم بن مالک را با رفتار متواضعانه کیان ایرانی مقایسه کنید...
نکته دوم: در روزهایی که رهبری عزیز انقلاب تمام گروههای سیاسی را به آرامش فرا میخوانند و بارها از تریبون های رسمی اعلام کرده اند که : " اگر کسی اصل نظام را قبول داشت اما طرز فکر سیاسی اش مخالف شما بود ، او را از همه صلاحیت ها معزول ندانید و او را تکفیر نکنید ، تهمت نزنید ، بیشتر از آن چیزی که هست نگویید و ..."

در روزهایی که همه علیه دولت مکتبی و شخص رییس جمهور بسیج شده اند ، تنها کسی که عملا ارادات خود را به این صحبتهای امام خامنه ای نشان داده " محمود خان مظلوم احمدی نژاد"! است که در برابر سوالات هدفدار و سیاسی یک جمله می گوید :
((سکوت الهام بخش وحدت)) و این در حالی است که جز احمدی نژاد ، کسی به این نصیحت رهبری وقع چندانی نداشته است
آیا این ولایت پذیری عملی نیست؟

سوم: آنچنان که در مختارنامه دیدیم وقتی که ابن حر و محلب اهوازی در برابر سیاست های هوشمندانه ابوعمره کیسان (کیان ایرانی) شکست خوردند ، به مختار و کیان تهمت " جادوگری و رمالی " زدند!
نتیجه گیری با خودتان...!
منبع: وبلاگ حصار حباب
چندی
پیش دكتر محمود احمدي نژاد در اجتماع پرشور ايرانيان مقيم تاجيكستان در
محل خانه فرهنگ ايرانيان اظهاراتی را در وصف فردوسی بر زبان جاری کرد که با
واکنشها و انتقاداتی از سوی برخی دلسوزان و بزرگان همراه شد اما در این
میان برخی رسانه و سیاست زدگان فرصت را برای تخریب دولت و التهاب آفرینی در
فضای کشور بسیار مناسب دیدند از همین رو بار دیگر به این بهانه حملات خود
علیه دولت را رونق دادند.
به گزارش سرویس دین و اندیشه بی باک، دكتر احمدي نژاد در بخشی از سخنان خود شاهنامه فردوسي را توحيد نامه ،
انسان نامه ، عدالت نامه و عشق نامه توصيف كرد و گفت: همه پيامبران براي
نجات انسان و نشان دادن راه سعادت و كمال به انسان ها مبعوث شدند؛ اما صرف
عرضه كردن اين ارزش ها و نشانه هاي سعادت كافي نبود و لازم بود ملتي، حقيقت
اين پيام ها را دريافت كرده و آنها را شكوفا كند .
رييس جمهور،
گفت : ملت ايران پس از پذيرش اسلام مشاهده كرد كه حكومت دوباره به دست
امويان و عباسيان افتاد كه بويي از راه و مرام پيامبر نبرده بودند و آنها
بر ملت ايران نيز حاكم شده ، شخصيت ملت را تحقير و استعدادهايش را لگد مال
كردند و در اين شرايط اين فردوسي بود كه هويت موحد ،عدالت خواه ، آزادي
طلب و انساني ملت ايران را مجدداً احيا كرد.
دكتر
احمدي نژاد همچنین افزود : فردوسي مكتب پيامبر گرامي اسلام را نجات داده و بار
حقيقي اين مكتب را از دوش نااهلان برداشته و بر دوش ملت ايران گذاشت و اين
ملت نيز الحق به خوبي از عهده ايفاي اين مسئوليت برآمد.

رييس
جمهور، اظهار داشت : امروز نيز اگر ملت ايران نباشد اثري از آزادي ،
انسانيت و عدالت در دنيا باقي نخواهد ماند و تنها ملتي كه با تكيه بر تاريخ
، تمدن و فرهنگ خود و با تكيه بر مكتب پيامبر گرامي اسلام (ص) و راه
اميرالمومنين (ع) در مقابل زياده خواهان ايستاده، ملت ايران است.
این
اظهارات اقای احمدی نژاد با انتقادات تندی از سوی از برخی بزرگان دینی و
نخبگان سیاسی و رسانه ای روبرو شد به گونه ای که حضرت آیت الله مکارم
شیرازی در ابتدای درس خارج فقه خود در مسجد اعظم قم، با اشاره به این
اظهارات رئیس جمهور اظهار داشت: این سخن ظلم بزرگی است به علمایی که از ابتدا تا امروز به دنبال حفظ مکتب اسلام و تشیع بوده و هستند.
وی افزود: یعنی
شیخ طوسی، سید مرتضی، سید رضی، شهید اول و شهید ثانی و...، که سالها
زندان را تحمل کرده و خونشان نیز در این راه ریخته شده است، اسلام را نجات
ندادهاند و فردوسی آن را نجات داده است.
ایشان با بیان این
که خود فردوسی نیز چنین عبارتی را تکذیب میکند، اظهار داشت: فردوسی گفته
است که «بسی رنج بردم بدین سال سی // عجم زنده کردم بدین پارسی»؛ خود او
میگوید که با تلاشهای زیادی که در این سی سال متحمل شدهام، زبان فارسی
را زنده کردهام. بنابراین این که گفته میشود فردوسی مکتب پیامبر اسلام(ص) را نجات داده است ضد گفته او است.
حضرت آیتالله العظمی مکارم شیرازی با بیان این که مشخص نیست اینها چه هدفی دارند، خاطرنشان کرد: برخی میگویند که هدف از مطرح کردن این حرفها این است که با روحانیت مبارزه کنند و نقش آن را کمرنگ نمایند، همچنین گفته میشود که هدفشان قرار دادن مکتب ایرانی در برابر نظام جمهوری اسلامی ایران است تا ما را از سایر کشورهای اسلامی جدا سازند.

وی
خاطرنشان کرد: در شرایطی که با بیداری اسلامی، ارتباط ما با کشورهای
اسلامی بیشتر و قویتر میشود؛ باید دقت بیشتری داشته باشیم. خوب است که
این افراد، مراقب سخنانشان باشند و بدانند که این گونه سخنان، چه آثار شومی
در پی دارد.


همه با هم راي به گفتمان سوم تير
اینم یه سروده دیگه از استاد ارجمند خودم علیرضا لطفی یا همون حامد اصفهانی
رهبر بیداری اسلامی مستضعفان
رهبرم سید علی این نایب صاحب زمان
باز هم رسوا نموده دشمن دیرینه را
شور دیگر داده در ماه ربیع آدینه را
موسی دوران بود یا عیسی آخر زمان
کاین چنین نطقش بلرزانده تمام دشمنان
موسی است و خطبه اش گویا عصا انداخته
اژدها گردیده، بر فرعون دوران تاخته
موسی است و خطبه اش یک جلوه از نار قبس
عیسی است و خطبه اش بر ما دهد جان هر نفس
خطبهی کوبنده اش الحق رفیع و عالی است
کرده ثابت هیبت مستکبران پوشالی است
جلوه آیات قرآن در کلامش ظاهر است
دشمن آقای ما هر کس که باشد کافر است
تا که مهدی در حجاب و از نظر ها غائب است
پیروی از امر او بر هر مسلمان واجب است
حامدا امروز هر کس پیرو سید علی است
روز محشر چهره اش نورانی است و منجلی
حامد اصفهانی
|
|
|
به بهانه حماسه 9 دی 1388 ... اینک دلم گرفته به یاد علی(علیه السّلام)، آن عدالتِ مظلوم!، و به یاد اویم، که پس از پیامبری و رسالت: «بابٌ مُبتلی به الناس» بود و اگر نبود: «لم یُعرف المؤمنون بعدی»(دعای ندبه).روزگاری در مدینه نبوی، جامعه اسلامی پس از 25 سال خلافت خلفای سه گانه، به مسیر هدایت الهی و دامان ولایت علوی بازگشت. و اگر چه ممدوح بود اما پیش شرطهای مولا(خطبه های 90، 92 و ... نهج البلاغه) حکایت از عدم آمادگی جامعه در پذیرش عدالت علوی داشت!... و شاید همه اینها برای آن بود که هشداری برای ظهور جفاهای تاریخی بزرگتری باشد... آنجا مولا با معارضان، بسی مسئله داشت و اینجا(کوفه) مشغله ی دست و پاگیر حضرتش، منازعه با یاران و هواداران بود و کوفه مظهر نمایش اینگونه مردم بود!؟... از آن وقتی که جماعت از خدا بی خبر، دربِ عرشیِ خانه ی تو را آتش زدند، خَلق را به مسابقه ی جفاکاری، دعوت نمودند، تا حقیقتِ بیت الله را به یغما ببرند. فریاد دنیا سالاری سر دادند و کودکان سرمست دنیا را به سرکشی و عصیان فرا خواندند و به بهانه مرد سالاری، خودسالاری کردند، غافل از آن که دست عنایت الهی و هدایت علوی، طومار شب پرستان را در هم می پیچد، تا هدایتگر سپیده دمانِ تاریخ باشد... . آری! اگر مولا یار داشت در سقیفه تنها نمی ماند!، گویی بر کامهای آتشین، مٌهر سرد سکوت زده بودند و فریادها در گلو خفه... سلمانها، ابوذرها و عمارها ماندند تا مسیر تاریخ منحرف نشود، اگر مولا تنها نمی شد! عمارها و میثم تمّارها به مسلخ تاریخ نمی رفتند!؟!... اگر به فراخنای تاریخ بنگری، می بینی: کوفیان، تازه به آب و علف دنیا در فتوحات، عادت کرده بودند و کار چه سخت شده بود؟، آنگاه که فتوحات و دستیابی به غنایم هم تمام گردیده بود. برخی سران صحابه نه تنها در کوفه و بصره و شام که در بنادر انطاکیه و اسکندریه، عمارتها داشتند و حاتم بخشی های فراوان از بیت المال، و با سکونت در بیت القالِ خود، حال می کردند.کوفی به دنبال نان بود و جان بر سر آن می نهاد!، از حق که نگذریم، روزگاری چند با علی (علیه السّلام) بودند و عزّتی یافتند، اما سخن از عدالت، نجابت می خواست وتمکین به ولایت و ارادت به مولا، که بسیاری نداشتند!... آن روزها! مولا بود و نخلستان بود و چاه و آب، درد بود و نیستان بود و آه و اُمّتی در خواب!؟ اما این روزها! ، آنان که خود، عبرت تاریخ شده اند، دم از عبرتهای تاریخ می زنند... می گویند: تاریخ صداقت ندارد!، چرا که به وفق مرادشان نوشته نشده است!؟! آن روز که شیخ شهید، بی یار شد، بردار شد!، آنانکه شیخ فضل الله ها را در غوغای مشروطه خواهی، پرچمدار ضد استبدادی و بر سر دار می دیدند!، امروز ارادتی به آنان ندارند، آن روز، آقازاده ای بر جنازه ی رفته بردار پدر، شیرینی می پاشید و شیخ شهید، متّهم به سَرو سِرّ داشتن با دربار و شاهزاده های قاجاری بود؟! و امروز، آقازاده های مدعی، از سرشوق و طَرب، به شاهزاده های عرب، اظهار ارادت می کنند؟!!! گویی همانان که روزی در کربلاهای تاریخ، به هوای مُلک ری بودند، دیگر بار مشغول جفاکاری در 9 دی شدند، آنان دردشان حسادت بود و شقاوت، شتر سعادت را پی کردند و نیم خورده ی علوفه ها را، قِی. صحابه هایی که دیگر قابل تحمّل و همگرایی با تابعین نبودند!... امروز علیِ، کنار دریا ندارد، اسلام کلیشه ای و استخر شیشه ای ندارد!؟! و زمینی ندارد تا گندم طمعی بکارد! - بچه ها! در درس امروزِ املاء تاریخ بنویسند:«علی نان ندارد تا آقازاده ای بدارد!؟» - بچه ها! هر روز در موضوع انشاء بنویسید:«چرا علی(علیه السّلام) تنها بود؟!»... آری! امروز و هر روز دیگر، در کتاب تاریخ بخوانید«علی(علیه السّلام) خانه ای نداشت تا عمارتی مجلّل بسازد و امروز آقا! لانه ای ندارد تا بر آن بنازد!... نه آقازاده ای و نه کیسه ای پُر، نه چرب و شیرین و نه سفره ای در خور!...» امروز فکر برخی آقایان و آقازاده ها! ورزش است و شکمهای سیر و احیای فجایع 18 تیر و آقا در پی ارزش است و شقشقیّه های نفس گیر. اما امروز، امّتـی بــزرگ، از سرارادت و اخلاص«انّ الانسان لفـی خسر» مـی خوانند و آقا را یـاری می دهند، مگر تاریخ تاکنون چنین فرصتی به دست داده و می دهد؟! اینک ارادت به حضرت آقا! جغرافیا و مرز نمی شناسد، از شرق آسیا، لبنان و شام و ایران گرفته تا قلب اروپا و آمریکا ، و این جلوه روشنی است از «جاء الحق و زهق الباطل، انّ الباطل کان زهوقاً» یا علی(علیه السّلام)، ای عدالت جاوید! اینک تو را می جویم: در سیرتِ خلف صالح است، در کنار سفره یتیمانِ مهربانی و تشنگانِ جرعه های رحمانی، در نگاه آسمانی خورشید انقلاب، بر تربت شهیدان گمنام، در غربت شبانه ی رفتن به منزل عرشی شهیدان، در صفای جماران، در سیلابِ اشک های علی در جمکران، در محراب نیلوفران و در انتخاب فرشتگان، در پریشانی گلدسته های مسجد هدایت.ای علیِ دوران! تو را می شناسم: در نگاه حکیمانه ات و در آوای غریبانه ات، که اگر چه مشهوری، مهجوری!، تو را می شناسم: به پاکیِ جهان آرا، به صداقت باقری، به اسوه همیشه جاوید، باکری. به جوشش همّت و وفای امّت. تو را می بینم: در اقیانوس حیات و زندگی، در نمایش جلوه های بندگی. ای هدیه خدایی، خدای را می ستایم، در آفرینش بندگانی چون تو؛ ای نایب خورشید امامت در هزاره غیبت وای مظهر صبر و بصیرت، در عصر غربت... ای مفّسر آیات انقلاب، کتابِ نگاه تو، کشف الآیات هدایت ماست... تو آمده ای تا در پگاه غیبت، تشنگانِ حقیقت را سیراب سازی و گمگشتگان طریقت را رهنما باشی... مطلبی از استاد ارجمند حاج نوروز اکبری زادگان |
![[تصویر: 2.jpg]](http://piy.ir/yasin/wp-content/uploads/2.jpg)

.jpg)
و این باعث می گردد که هیچ تقابلی در بین مدیران نباشد و اگر هم ابهامی وجود دارد قانون گذار وظیفه خود می داند ژآن را تفسیر نماید.
اما:....
.....
......
..........
...............
۱- در دوران فتنه زمانی که نیروهای انقلاب(یا به قول خاتمی و دار و دسته اش ما لباس شخصیا) حماسه هشت ماه دفاع را می ژآفریدند به عینه دیدم که برخی مسئولین دست چندم نیروی انتظامی از مسئولیت ذاتی خود که دفاع از نظم شهری است طفره رفته و نیروهای بسیجی را سپر بلای خود می نمایند.(نمونه عینی |آن دروازه شیراز اصفهان که مسئول وقت عنوان نمود اغتشاشگرا رفتند توی کوچه و به نیروهاش گفت شما نروید بسیجی ها هستند.)
۲- هفته گذشته به همراه خانواده به سی و سه پل اصفهان رفتیم برای تغییر |آب و هوا!!!! اما افسوس به دو دلیل
اول: اینکه آبی در زاینده رود نبود تا روح را جلا دهد.
اما تاسف بار تر اینکه در زیر سی و سه پل اصفهان در چند متری مامورین انتظامی که وظیفه شان به قول امروزی ها امنیت اخلاقی است ایستاده و تماشا گر رقص دختر و پسر ژآن هم در شهر شهیدان خرازی و ردانی پور و کاظمی و بهشتی و ۲۶ هزار شهید دیگر هستند. |آیا اینجا هم وجود یک طلبه نیاز است؟(این عکسهای طلبه ناهی از منکر است)
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
آیا اینجا نیز نیاز است بسیجی ها بیایند و مصدوم شوند و چاقو بخورند و مسئولین استانی فقط و فقط بگویند ما گشت امنیت اخلاقی راه اندازی نموده ایم؟
ولی انچه مشخص است این است که وظیفه بسیج و بسیجی دفاع از ارزشهاست. امام بهتر زمانی است که نیروهای انتظامی هم جایگاه خود را بدانند تا حوادثی مانند آنچه در ماههای اخیر رخ داده است دیگر به وقوع نپیوندد
دکتر کامران باقری لنکرانی از جمله مصادیق شکسته شدن چرخه بسته مدیران بود که توسط احمدی نژاد در دولت نهم تحقق یافت؛ البته در کمال ناباوری و در حالی که احمدی نژاد نشان می داد که علاقه وافری به وی دارد، او را در دولت دهم کنار گذاشت و اولین وزیر زن را جایگزین لنکرانی در وزارت بهداشت کرد.
با اینکه وی بلافاصله پس از پایان دوران وزارتش به شیراز بازگشت و به طبابتش ادامه داد اما دسترسی به او چندان دشوار نیست؛ با این وجود وی مانند برخی دیگر از همقطارانش مانند الهام و صفار چندان در تیررس رسانه ها نبوده است و از این جهت اگر فرصتی داشته باشد، حرفهای مگوی بسیاری دارد.

حاشیه های دولت دهم بیشتر است/افراد حاشیه ای سردمدار دولت نیستند


|
به آقای مشایی گفتند شما که می خواهی رئیس جمهور شوی صلاحیت شما را شورای نگهبان باید تأیید کند و آیت الله جنتی بسیار قاطع است و شما را رد صلاحیت می کند که مشایی گفته تا دو سال دیگر آیت الله جنتی نیست و مقام معظم رهبری هم نیست که باعث رد صلاحیت بشوند !!! اشتباه این افراد و شخص رئیس جمهور این است که فکر می کنند آراء 24 میلیونی مال خودشان است. |
متن بدون سانسور ناگفته های آیت الله نمازی (اکثر سایت های رسمی با سانسور منتشر کرده اند)
در حاشیه درس خارج فقه درباره انحرافات و جریانات اخیر کشور
نکته ای را میخواهم عرض کنم که باعث نگرانی بزرگان نظام و مقام معظم رهبری است و شاید مردم هم کم و بیش در جریان باشند اما فکر می کنم عامه مردم که مشغول زندگی روزمره هستند خیلی اشرافی به این مسئله نداشته باشند ولی آگاهی دادن از طرف اهل علم و ائمه جماعات و جمعه لازم است. آن چیزی که ما احساس می کنیم و پیش بینی می کنیم این یک تهدید جدی برای سلامت و امنیت کشور و برای مسائل ارزشی و اعتقادی است. این جریان نقطه محوری باورهایشان به ظاهر این است که می گویند ما در زمان غیبت احتیاجی به واسطه بین خلق و امام زمان سلام الله علیه نداریم قرآن هست روایات هم هست و ما می توانیم با امام زمان ارتباط برقرار کنیم. این همان جمله ای است که امام حنفی، ابوحنیفه گفتند حسبنا کتاب الله و این دقیقا در تضاد با مکتب اهل بیت است. مکتب اهل بیت این است که چه در زمان ظهور و چه در زمان غیبت خلق راهی برای ارتباط با ذات اقدس ربوبی جل و علی جز باب ولایت ندارد. راه همان صراط مستقیم است که تفسیر به ولایت شده است ولایت علی بن ابیطالب و یازده فرزندش و در عصر غیبت ولایتی که منشعب است از ولایت کبرای الهیه و آن ولایت فقهای عدول است و هر کسی به هر راه دیگری برود ضال است. این تفکر در مقام حذف ولایت است در نتیجه در مقام حذف روحانیت است اگر بتوانند که انشاءالله نمی توانند می خواهند حذف کنند. این باب گشوده شده از سوی اهل بیت که باب ولایت فقیه است و اگر نتوانند حداقل آن را ضعیف و منزوی بکنند و برای رسیدن به این هدف دارند تمهید مقدمات می کنند برای تصرف مراکز قدرت که عبارت است از مجلس و دولت و گزارشات موثقی که هست حاکی از این است که اینها پول هایی با ارقام نجومی که برای ما قابل تصور نیست و در هفته های اخیر چند نفر را دستگیر کردند که این ها جزء ارباب جمعی رئیس دفتر رئیس جمهور هستند. شخصی به نام غفاری و چند نفر دیگر و یکی هم شخصی است در لباس روحانیت به نام امیری فر که در تهران آن مجمع روحانیت ولایی را تشکیل داده که وصل به رئیس دفتر رئیس جمهور است که ایشان هم دستگیر شده است. این ها در اعترافات خودشان چیزهای تکان دهنده ای را بازگو کردند مفاسد اقتصادی با ارقام بالا. این آقای غفاری کسی است که با رمل و جن و جن گیری و این حرفا سر و کار دارد و این قدرت تصرف را هم از راه اهانت به مقدسات به دست آورده است. می دانید که مرتاض های هندی ریاضت های خلاف شرع دارند و به این قدرت می توانند دست پیدا کنند که این غفاری هم گفتند که همین طور است و به قرآن اهانت کرده است که تعبیر آن را نمی توانم بیان کنم و خود شما متوجه می شوید که منظور چیست مانند هتک قرآن و تنجیس قرآن. بعضی بزرگان گفتند که الآن در آمریکا هم این مسائل را دارند و سازمان نظامی دارند که کارهایشان را با سحر و جن و ... انجام می دهند. الآن کشورهای اروپایی هم رو به این مسئله آورده اند.
غرض این است این مسائل سابقاً وجود داشته است و الآن هم بعضی ها به مقاماتی می رسند که قدرت تصرف را دارند. به هر تقدیر رئیس دفتر رئیس جمهور مراکز قدرت نظام را در اختیار خودش گرفته مثلاً در کمیسیون فرهنگی دولت طبق روال جاری رئیس کمیسیون باید رئیس فرهنگ و ارشاد اسلامی باشد ولی خارج از ضابطه ایشان رئیس کمیسیون هستند و تمام بودجه های فرهنگی کشور را در دست دارد. قلم دیگرش کارخانه ایران خودرو را تحت نفوذ خودشان درآوردند با میلیاردها تومان سرمایه. کارخانه سایپا را هم در صدد بودند که گزارش شد خدمت مقام معظم رهبری و ایشان وارد شدند و دستور پیگیری دادند. یک چیزی را ساختند به عنوان ایرانیان خارج از کشور و بودجه هایی را خارج از ضوابط به آن تخصیص دادند. در جزیره کیش این ها با یک خانواده ای قرارداد بستند که یک میلیون تومان هم پول نداشته است و پول ها را هم گرفتند و به خارج فرار کرده اند و همین ساختمان سران کشورهای غیر متعهد که در اصفهان قرار بود ساخته شود با هزینه دویست میلیارد تومان. ما بررسی کردیم دیدیم که قرار بود در کیش ساخته بشود اما اختلاف داشته اند بین کیش و اصفهان و شیراز و مسئله را به مقام معظم رهبری ارجاع می دهند که ایشان اصفهان را انتخاب میکنند بعد فهمیدیم که بردند در کیش و هزینه اصلی هم چهارصد میلیارد تومان است و در کیش هم مشغول شدند و ما از دوستان خواستیم که در مجلس ببیند این بودجه کجا تصویب شده است. از آقای لاریجانی سؤال کردند و ایشان اظهار بی اطلاعی کردند و گفتند این بودجه دست ما نیست بعد معلوم شد چند نفر در ریاست جمهوری هستند که تصمیم گیرنده هستند. وزارت نفت را هم که اخیراً وزیر ندارد دست این هاست و موارد مشابه. با این پول های نجومی دارند زمینه موفقیت افرادی را که خودشان می خواهند فراهم می کنند. با بعضی نمایندگان صحبت کردند که تمام هزینه هایشان را تأمین می کنند و همین شیخ امیری فر و در اعترافاتش گفته که به ما گفتند نگران پول نباشید. این ها قبلاً جزؤ جامعه وعاظ تهران بودند و این مسائل که پیش آمد جدا شدند و تشکیلاتی را درست کردند با عنوان روحانیت ولایت مدار حالا این ولایت ولایت چه کسی است؟ و پول های کلانی هم به روحانیونی که عضو بودند داده می شد.
آقا فرمودند همه عوامل را دستگیر کنید کسانی که نیروهای عملیاتی این طرح هستند و فرمودند با قوت بازجویی کنید و بررسی کنید اما حساب رئیس جمهور را جدا کنید. مشایی در جلسه ای گفته بود ما فکر نمی کردیم رهبری این قدر قاطع و محکم روی مسئله بایستند. در قضیه وزیر اطلاعات، وزیر گزارشاتی داده بود خدمت آقا که این ها چه کسانی هستند و قصدشان چسیت و تنها راه را در برکناری وزیر دیده بودند و آقا متوجه بود و این قضیه از شش ماه قبل گزارش شده بود به آقا که به فریاد اطلاعات برسید که این ها در حال توطئه هستند اگر خاطرتان باشد چهار پنج ماه قبل آقا خودشان رفتند وزارت اطلاعات که به دنبال همین گزارش بود. آقای مصلحی یک جلسه داخل سازمانی تشکیل داده بود و برای کادر اطلاعات مطالبی را گفته بود و یک آقایی به نام عبداللهی که رئیس ستاد اطلاعات بوده در صحبت ها پارازیت ایجاد می کرده که نه آقا اینجوری نیست و وزیر اطلاعات بعد از جلسه حکم عزل ایشان را صادر می کند این هم عنصر نفوذی دفتر رئیس جمهور بوده است که بعد از این آقای رئیس جمهور آقای مصلحی را احضار می کند که چرا ایشان را بدون هماهنگی من برداشتی؟! آقای مصلحی می گوید که من وزیرم و این شخص از کارمند من می باشد و رئیس جمهور هم میگوید که شما یا استعفا بدهید یا من عزلتان می کنم و آقای مصلحی هم استعفا می دهد. خبر که به آقا می رسد ایشان آن حکم را صادر می کند. البته قبل از حکم به خاطر این که مسئله رسانه ای نشود شخصاً در چند سطر خطاب به رئیس جمهور می نویسند که آقای مصلحی باید در جای خودش ابقا بشود و خود آقا هم این نوشته را که دست نویس بوده در پاکت گذاشته و در پاکت را می چسبانند و یکی از اعضای دفتر به دست رئیس جمهور می رساند. رئیس جمهور می پرسد که نامه چیست؟ اظهار بی اطلاعی می کنند و وقتی نامه را باز می کنند میخوانند و می گویند: خب این مسئله که تمام شده است! گزارش را که به آقا می دهند آقا مطلع می شوند و حکم را صادر می کنند. در اولین جلسه ای که هیئت دولت در کردستان بودند آقای مصلحی شرکت نمی کنند. در اولین جلسه در تهران آقای مصلحی با مشورت دفتر به قم سفر می کنند ولی در جلسه دوم هیئت دولت شرکت می کنند. رئیس جمهور که وارد جلسه می شود به احترام آقای حائری که درس اخلاق گفتندچند دقیقه ای می نشیند و بعد با اجازه آقای حائری جلسه را ترک می کند و از طریق یکی از اعضای دفتر آقای مصلحی را صدا می کنند و می پرسد که شما چرا شرکت کردید؟ آقای مصلحی می گوید دستور آقاست. رئیس جمهور میگوید شما به مسائل بین من و آقا کاری نداشته باشید و خودتان را درگیر این مقوله نکنید. آقای مصلحی از جلسه هیئت دولت خارج می شود و در نهایت خبر به آقا می رسد و آقا محکم می گویند که آقای مصلحی حتماً باید در جای خوشان باشند و به همین دلیل مشایی گفته بود که ما احتمال نمی دادیم که آقا این قدر محکم بمانند و آقا هم که گفته بودند من تا آخر پای این مسئله می ایستم منتها با حفظ آرامش کشور در حالی که اوضاع منطقه مانند مصر و لیبی و بحرین و عربستان به این صورت است باید طوری رفتار کرد که هم این فتنه مهار و کنترل بشود توسط وزارت اطلاعات و دستگاه قضایی و هم آرامش کشور پابرجا باشد. در یک ملاقاتی که سران سه قوه حضور داشته اند آقا می فرمایند که رئیس جمهور باید حفظ بشود به دلیل زحمات و خدمات مختلفی که انجام دادند مانند مسکن و هسته ای و ... فلذا به شخص ایشان در خطبه ها و سخنرانی ها چیزی گفته نشود ولی جریان انحرافی باید برای مردم روشن بشود که اینان درصدد در دست گیری قوه مقننه و نتیجتاً قوه مجریه است چون کابینه را مجلس رأی می دهد.
( در جواب سؤال یکی از حضار: )
به آقای مشایی گفتند شما که می خواهی رئیس جمهور شوی صلاحیت شما را شورای نگهبان باید تأیید کند و آیت الله جنتی بسیار قاطع است و شما را رد صلاحیت می کند که مشایی گفته تا دو سال دیگر آیت الله جنتی نیست و مقام معظم رهبری هم نیست که باعث رد صلاحیت بشوند. حالا نمی دانیم در ارتباط با جن این چیزها را فهمیده اند یا چیز دیگریست.
البته حرفها زیاد است و من خواستم که آقایان در جریان امور باشند بدون این که اسمی از رئیس جمهور برده شود این جریان انحرافی را برای مردم روشن کنید که اگر قرار شد در آینده برخوردی صورت بگیرد مردم کاملاً توجیه باشند به خصوص در انتخابات ستادهایی را تشکیل داده اند در استان ها فراخوانی کرده اند از مراکز شهرها و از اعتبار و حیثیت رئیس جمهور استفاده می کنند و این ها می خواهند یک جریان ثالثی در خط سیاسی کشور ایجاد کنند یعنی اصلاح طلب ها و اصول گراها و یک خط میانه ای به عنوان خط رئیس جمهور. اشتباه اینها و شخص رئیس جمهور این است که فکر می کنند آراء 24 میلیونی مال خودشان است و حتی در جلسه ای گفته بوده است که شش میلیون از آراء من به خاطر حمایت آقا کم شده است و الا آراء من سی میلیون بوده است. اصل تبیین این توطئه ای که در کار است این است که ما در این زمان احتیاجی به حلقه وصل بین امام زمان و مردم نداریم و خودمان می توانیم ارتباط برقرار کنیم و حذف جایگاه روحانیت و ولایت فقیه از مقاصد این جریان است.
"والسلام عليكم و رحمهالله و بركاته" / منبع خبر : سایت آیت الله نمازی
فائزه هاشمی: اصلا قبول ندارم که آقای هاشمی، یار آقای خمینی بودن و از این حرفا، بلکه میگم همراه امام بودن و به ایشون کمک کردن..."!
به گزارش جهان، سید محمد هادی طباطبایی برادر مدیرمسئول نشریه نسیم بیداری که اخیرا این نشریه مصاحبه ای با فائزه هاشمی داشته است، در وبلاگ خود "وبلاگ گوشه نشین" خبر داده که فائزه هاشمی در تماسهایی با این نشریه به استفاده از برخی کلمات در متن مصاحبه اعتراض کرده و خواستار عذرخواهی این نشریه شده است.
بر اساس آنچه که سید محمد هادی طباطبایی در وبلاگ خود نقل کرده، فائزه هاشمی در اعتراض به بخش هایی از متن مصاحبه اش گفته است: از قول من نوشته شده "مقام معظم رهبری"، من اصلا توی عمرم اینو نگفتم، همیشه میگم آقای خامنه ای! اصلا این برای من خوب نیست که از زبون من بنویسن مقام معظم رهبری، این حرف من نیست و اصلا به ادبیات من نمیخوره..."
فائزه هاشمی در بخش دیگری از سخنان خود افزوده است: "از قول من نوشتن که "آقای هاشمی، یار امام بوده"، درحالی که من اصلا به آقای خمینی نمیگفتم امام، همیشه میگفتم و الان هم میگم آقای خمینی؛ و اصلا قبول ندارم که آقای هاشمی، یار آقای خمینی بودن و از این حرفا، بلکه میگم همراه امام بودن و به ایشون کمک کردن..."!
به گفته این مدیر نشریه نسیم بیداری، فائزه هاشمی رفسنجانی از این نشریه خواسته بود که هرچه زودتر اصلاحیه ای به خبرگزاریها و سایتها و روزنامه ها ارسال کنند تا آبروی "فائزه" نرود!
از ابتدای حضور اسفندیار خان در کنار دکتر احمدی نژاد این هشدار از سوی دوستداران نظام برای رئیس جمهور مردمی بود که خطری بزرگ و فتنه ای عظیم از سوی جریان منحرف دولت در حال شکل گیری می باشد
ولی متاسفانه انگار مهره ماری از سوی ایشون به آقای دکتر نشون داده شده بود که رئیس جمهور مسخ شده و حتی ایشان را به سمت های بزرگی گماردند.
هفته گذشته خبر برکناری ایشون باعث خوشحالی دلسوزان و البته تامل گردید.
آیا مشائی قصدی برای شرکت در انتخابات مجلس نهم دارد؟
این سوال در ذهن دلسوزان شکل گرفت اما اظهارات دبیر جامعه وعاظ ولائی نشان داد این طیف همچنان در دولت همه کاره هستند و حتی در اقدامی همسو با جریان فتنه شروع به تخریب مطهری زمان نمودند .
لذا از رئیس جمهور انقلابی و مومن به عنوان جوانان این مرز و بو.م خواهان رسیدگی هستیم. و این انتظار را داریم که نگذارند دل دلسوزان انقلاب همچون دوران اصلاحات خون شود.
دیروز بحثی مابین من و یکی از دوستان که علاقه شدیدی به زیارت حرم امن الهی داشت رخ داد که ماحصل آن را برای شما مینگارم
در اینجا به دوستم اسم مستعار عبد ا... را می دهم.
عبدالله: ای کاش قسمت ما می شد بریم مکه و مدینه
من: برای چی؟
عبدالله: آخه حرم امن الهیه، میگن دعا مستجابه
من: خوب قلب تو هم میتونه حرم امن الهی باشه
عبدالله: درسته ولی مکه چیز دیگه ایه
من: بله ما هم منکر این مطلب نیستیم. ولی میگن رفتن به عمره مستحبه ولی تبری از فروع دینه. اگه من و تو پولهامونو امروز به دهان این رژیم سفاک بریزیم اونها هم جیبهاشون پرپول میشه و اقدام به نسل کشی شیعیان و قرآن سوزی و... در بحرین میکنن.
آقای ضرغامی لطفاً این متن را آهسته بخوانید تا نشنوند آنهائی که رفتند تا ما و شما بمانیم. هرچند که می بینند.
آقای ضرغامی اینجا جمهوری اسلامی ایران است(کلمه اسلامی آن را با دقت و تاکید فراواند بخوانید)
شما مسئول صدا و سیمای آن هستید. پس از برگزاری مسابقات آسیایی گوانگجو و نمایش صحنه های کذایی از مراسمات اهدای مدال ، پیش خود گفتیم اشتباهی است و این از معضلات پخش زنده آن هم از آن سوی مرزها می باشد و صدا و سیما توانسته است بهترین روش را برای حفظ هویت اسلامی ایرانی ما انتخاب نماید.
با این افکار خود را قانع نمودیم.تا رسیدیم به نوروز 90!!!!!!
آری همین نوروزی که در آن هستیم.
برنامه قبل از تحویل سال را با حضور آقای (ی .ک) تکواندو کار برتر ندیدید.؟ وضعیت و حجاب همسر ایشان را می گویم. شاید این وضع در سطح جامعه تقریباً معمولی شده باشد ولی آیا حضور ایشان در تلویزیون جمهوری اسلامی به مثابه الگو سازی برای زن مسلمان ایرانی نمی باشد؟؟؟ آیا اینکه خود ایشان گهگاهی کناره های کلاه خود را پائین بکشد تا لااقل گوشهایش پیدا نشود.آقای ضرغامی اینجا جمهوری اسلامی است و شما مسئول صدا و سیمای آن
آقای ضرغامی آهسته بخوانید چونکه شهدای ما گفتند خواهرم حجاب تو کوبنده تر از خون شهیدان است.
جواب همرزمان خود را چه خواهید داد؟؟؟
و یا مگر نه اینکه شهدای ما رفتند تا بماند آرمان مهدویت؟؟؟؟
پس چرا فیلمی با عنوان کارآگاه دی پخش می شود نبرد و درگیری در آن به اوج می رسد.(تا اینجای قضیه طبیعی و جزو فیلم های اشانتیون شرق آسیاست) اما جالب آخر فیلم است که کارآگاه ملکه را امپراطور عدالت گستر در سراسر عالم و شمشیر او را شمشیر عدالت می خواند و .....
آیا این زمینه سازی برای ظهور است؟؟؟؟ آیا در جایی که سینمای هالیوود مهدویت را نشانه رفته است ما باید با فیلم های خمورد دار و اشانتیون چینی همسو با هالیوود گردیم؟؟؟
آقای ضرغامی فاین تذهبون؟
آقای ضرغامی لطفاً این متن را آهسته بخوانید تا نشنوند آنهائی که رفتند تا ما و شما بمانیم. هرچند که می بینند.
آقای ضرغامی اینجا جمهوری اسلامی ایران است(کلمه اسلامی آن را با دقت و تاکید فراواند بخوانید)
شما مسئول صدا و سیمای آن هستید. پس از برگزاری مسابقات آسیایی گوانگجو و نمایش صحنه های کذایی از مراسمات اهدای مدال ، پیش خود گفتیم اشتباهی است و این از معضلات پخش زنده آن هم از آن سوی مرزها می باشد و صدا و سیما توانسته است بهترین روش را برای حفظ هویت اسلامی ایرانی ما انتخاب نماید.
با این افکار خود را قانع نمودیم.تا رسیدیم به نوروز 90!!!!!!
آری همین نوروزی که در آن هستیم.
برنامه قبل از تحویل سال را با حضور آقای (ی .ک) تکواندو کار برتر ندیدید.؟ وضعیت و حجاب همسر ایشان را می گویم. شاید این وضع در سطح جامعه تقریباً معمولی شده باشد ولی آیا حضور ایشان در تلویزیون جمهوری اسلامی به مثابه الگو سازی برای زن مسلمان ایرانی نمی باشد؟؟؟ آیا اینکه خود ایشان گهگاهی کناره های کلاه خود را پائین بکشد تا لااقل گوشهایش پیدا نشود.آقای ضرغامی اینجا جمهوری اسلامی است و شما مسئول صدا و سیمای آن
آقای ضرغامی آهسته بخوانید چونکه شهدای ما گفتند خواهرم حجاب تو کوبنده تر از خون شهیدان است.
جواب همرزمان خود را چه خواهید داد؟؟؟
و یا مگر نه اینکه شهدای ما رفتند تا بماند آرمان مهدویت؟؟؟؟
پس چرا فیلمی با عنوان کارآگاه دی پخش می شود نبرد و درگیری در آن به اوج می رسد.(تا اینجای قضیه طبیعی و جزو فیلم های اشانتیون شرق آسیاست) اما جالب آخر فیلم است که کارآگاه ملکه را امپراطور عدالت گستر در سراسر عالم و شمشیر او را شمشیر عدالت می خواند و .....
آیا این زمینه سازی برای ظهور است؟؟؟؟ آیا در جایی که سینمای هالیوود مهدویت را نشانه رفته است ما باید با فیلم های خمورد دار و اشانتیون چینی همسو با هالیوود گردیم؟؟؟
آقای ضرغامی فاین تذهبون؟
فوری فوری فوری فوری
متاسفانه دیروز در خطبه های نماز جمعه اصفهان ، آیت ا... طباطبائی نژاد هم به جمع بی بصیرتان پیوست.
ایشان در خطبه های نماز جمعه سعی در تبرئه هاشمی بی بصیرت و خارج از خط ولایت داشت که با اعتراض مردم شهر روبرو شد.
لازم به ذکر است مردم پس از نماز جمعه مقابل دفتر ایشان تجمع نموده و خواستار بازگشت همراه با بصیرت نامبرده شدند.
ایشان در حین خطبه ها خواهان تفکیک بین هاشمی و سران فتنه شده بود.
32 سال پیسش در چنین روزهایی پیر و مراد ما آمد و این سخن را در بین مردم نهادینه کرد« سخن امروز ما فردای جهان را تسخیر خواهد کرد» آری امروز همان فردای دیروز ماست.
همگی داریم می بینیم که طی هفته های اخیر و همزمان با سالروز پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی دومینوی فروپاشی نظام سلطه غربی چگونه در حال ریزش است.
چیزی که در این بین رخ می نمایاند وحدت کلمه است. همان چیزی که برادران حزب ا... در تونس، مصر، اردن ، یمن و عربستان سعودی و... باید به آن توجه داشته باشند و سرگذشت مطلوب که همان پیروزی جمهوری اسلامی ایران است را مطالعه نمایند و نقش ولایت فقیه که همان ولایت رسول ا... است را در قیام خود پیاده نمایند.
اما مهمتر پیام این قیام ها و انقلاب ها است. اسلام حرف اول و آخر را خواهد زدو این سرآغاز حکومت صالحان به رهبری قطب دایره امکان، مهدی موعود(عج) است.
و یا اینطور باید گفت:
سلام آقا! خبر آمد خبری در راه است!
خبر آمدنت!
میرود شهر به شهر، میرسد گوش به گوشم
مردمان یمن وتونس ومصر
مردم اردن شده از عشق تو مدهوش
همه عالم به تمنای تو برخواسته اند
شور و حالی بر پاست
وعده ات نزدیک است؟؟؟
خبر آمد خبری در راه است.....
عمارها آمدند اما...
منطق می گوید جامعه اسلامی نباید عمار را شلاق بزند. نباید او را حبس نماید اما عشق می گوید اعتراض نمی کنم.
این عشق ، عشق به جاه و مال ومنال نیست . عشق به علی زمان است.
این عشق از روزی است که مولایمان ندای هل من ناصر ینصرنی سرداد و با تمام وجود فریاد زد این عمار؟ با خون نگاشتیم انا عمار.
همه اینطور بودیم. عمار وار از جان خود گذشتیم اما.....
عمارها آمدند اما....
عمارها گفتند اما.....
عمارها نوشتند اما....
اما....
اما....
اما....
اما عمار محکوم به حبس و شلاق می شود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
جامانده ها(خواص) به خود بیایید. این شلاقی که می خواهید بر تن کاوه بزنید باید در جایگاه اصلی خود یعنی سر سران فتنه فرود آید.
آیا جرم کاوه جز افشا گری بود.آیا کسی که جرمش اعمال خلاف مصلحت ملی و یا به قول حاج آقا پناهیان مفسد فی الارض می باشد می تواند اینچنین شکایت نماید؟
و جالبتر اینکه دستگاه قضائی ما چقدر قشنگ با استفاده از رانت این آقازاده فراری عمار کشی می کند.
باید گفت دستگاه قضا: فاین تذهبون
ما همه کاوه هستیم....
هرچه انسان در اطراف این قضایا فکر می کنددست خدای متعال را دست قدرت را روح ولایت را روح حسین ابن علی(علیه السلام را می بیند.
این کارها کارهایی نیست که با اراده امثال ما انجام بگیرد. این کارخداست. این دست قدرت الهی است.
ما یوسف خود نمی فروشیم
تو سیم سیاه خود نگهدار
باز باران با ترانه می خورد بر بام خانه
یادم آمد کربلا را، دشت پر شور و بلا را
گردش یک ظهر غمگین،گرم و خونین
لرزش طفلان نالان، زیر تیغ و نیزه ها را
با صدای گریه های کودکانه ، اندر این صحرای سوزان
میدود طفلی سه ساله، پر ز ناله، دلشکسته پای خسته
باز باران قطره قطره می چکد از چوب محمل
خاکهای چادر زینب به آرامی می شود گل
باز باران.....
باز باران.....
باز باران.....
ایام شهادت آقا اباعبدا... الحسین (علیه السلام) و خواص بابصیرتش تسلیت باد
اولین سالگرد شکست خواص بی بصیرت امام خامنه ای گرامی باد.
حضرت امام روح الله :
راهی جز مبارزه نمانده است
و باید چنگ و دندان ابر قدرت ها و خصوصا آمریکا را شکست
و الزاما یکی از دو راه را انتخاب نمود:
یا شهادت یا پیروزی
که در مکتب ما هر دوی آنها پیروزی است
حجت الاسلام فقیهی اصفهانی از اساتید حوزه علمیه قم :
یکی از رفقا ما به نام آقای رجالی ، که خیلی رفت و آمد داشت از قدیم با حضرت آیت الله بهجت و درس ایشان را خیلی شرکت می کرد و خیلی آدم با صفا و سالم و خوبی است، ایشان چند مورد از ایشان را برای ما نقل می کرد .
یکی اینکه می گفت ، آیت الله بهجت ، به این راحتی هر کسی را راه نمی دادند برای ملاقات ، آن هم برای ملاقات های طولانی و این حرف ها .
ولی آیت الله خامنه ای مرتب خدمت آیت الله بهجت می رسیدند و این ها یک رابطه صمیمی داشتند . زیاد و به طور مخفیانه آقا می آمدند قم و می رفتند خدمت آیت الله بهجت .
یکی از زمان هایی که ایشان می گفت زمان ملاقات این دو بزرگوار بوده است ، سحر بود دو ساعت مانده به اذان صبح . ایشان می گفت که آیت الله خامنه ای گاهی سحر می آمدند . در آن موقعیت حساس می آمدند خدمت آیت الله بهجت و می رفتند . خوب این نشانه علاقه شدید آیت الله بهجت به مقام معظم رهبری است که در این موقع شب و سحر آقا را می خواستند و با هم بودند و صحبت می کردند .
بعد باز ایشان می گفتند چند سال پیش که آیت الله خامنه ای یک هفته ای تشریف آوردند قم ، جمعیت زیادی برای استقبال آمده بودند در خیابان ها .
آیت الله بهجت هم آمدند جزء جمعیت استقبال کنندگان . حالا یک مرجعی در سن حدود نود سال ! ایشان هم آمدند در جمع استقبال کنندگان آیت الله خامنه ای . ایشان می گفت که یک شخصی به ایشان گفت که حاج آقا شما با این سن و سال آمدید وسط این جمعیت استقبال کنندگان ؟
آیت الله بهجت فرمودند : " اگر مردم می دانستند که استقبال این سید چقدر ثواب دارد هیچ کس در خانه نمی نشست " .
این تعبیر خیلی زیباست که اگر مردم می دانستند استقبال این سید چقدر ثواب دارد هیچ کس تو خانه نمی نشست .
حاج آقا صدیقی هم که خوب تو مراسم آیت الله بهجت نقل کردند که چقدر آقا برای سلامتی آیت الله خامنه ای نذر می کردند و گوسفند نذر می کردند و کارهایی انجام می دادند . خوب این باز نشانه شدت علاقه بود به آقا .
بعد چیزی که نقل کردند این که شش ماه قبل از فوت آیت الله بهجت ایشان فرموده بودند که : " آقا را بگویید بیایند اینجا با ایشان کار دارم " .
آقا را خواسته بودند و آیت الله خامنه ای آمده بودن این جا قم . صحبت هایی با هم داشتند از جمله آیت الله بهجت فرموده بودند : " خطری به سمت شما دارد می آید و من این خطر را احساس می کنم و من آن چه باید برای شما انجام بدهم ، برای سلامتی شما انجام داده ام (حالا نذر باشد یا هر چیز دیگر) " .
و فرموده بودند : " خودتان هم هر کاری می توانید انجام بدهید " .
البته کاملش را حاج آقای صدیقی روی منبر نگفتند .
ولی بعدها یکی از دفتری های آیت الله بهجت که اطلاع داشتند و کامل تر گفتند .
گفتند چند روزی گذشت و باز دوباره حضرت آیت الله بهجت گفتند که : " آیت الله خامنه ای را بگویید یک نفر بفرستند من با ایشان کار دارم " . حاج آقا محمدی گلپایگانی را آیت الله خامنه ای فرستادند پیش آیت الله بهجت .
آیت الله بهجت دومرتبه تأکید کردند: " که من برای سلامتی شما هرکاری می توانستم انجام دادم . خودتان هم یک کاری انجام بدهید " . برای بار دوم بعد از چند روز این تأکید را آیت الله بهجت داشتند که به واسطه آقای محمدی گلپایگانی به آقا خبرش رسید و خود آیت الله خامنه ای هم هرکاری باید انجام بدهند انجام داده بودند .
آقا زاده آیت الله بهجت نیز می گفت که یک موقعی آیت الله خامنه ای تشریف آوردند قم ، بعد آیت الله بهجت فرمودند : " همه از اطاق بروند بیرون " . حالا هر کس می آمد ملاقات آیت الله بهجت ، پسر آقا و بعضی های دیگر هم حضور داشتند .
بعد می گفت : یک موقعی آیت الله خامنه ای که آمدند ، آیت الله بهجت فرمودند : " هیچ کسی نماند ، همه بروند بیرون من با آقا حرف خصوصی دارم " و بعد تا مدتی با هم بودند و به طور خصوصی و ما همه رفته بودیم بیرون از اطاق ، این قدر با هم صمیمی بودند .
والسلام
دیروز اقا عجب سخنرانی کرداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا![]()
اما یک موردی که بسیار برای خود من جالب بود حرف اقا بود راجع به سوالی که یکی از دانشجویان پرسید
که در متنش اورده شده بود که ما دلمون از دست چپ و راست رئیس جمهور خونه و انتقاد کرده بود از عملکرد اقای احمدی نژاد در رابطه با حمایت بیجا از مشایی![]()
وقتی داشت اینا رو می گفت هی ژیش خودم گفتم دمت گرم بابا افرین
اما جواب اقا بسیار جلب بود اقا فرمودند
من در اين زمينه ورود و قضاوتي نمي کنم البته ممکن است اشکال و ايراد وارد باشد اما بايد مسائل را اصلي - فرعي کرد و مراقب بود که مسائل درجه دوم، جاي مسائل اصلي و تعيين کننده را نگيرد.
حرف دیگر اقا که به نظر من باعث شد نطق همه دوستان دروغگو بسته بشه این بود که فرمودند:
مبادا کسي تصور کند که رهبري برخلاف آنچه به عنوان نظر رسمي مطرح مي کند، مواضع ديگري دارد که به برخي خواص مي گويد چرا که اين تصور مطلقاً درست نيست و اگر کسي چنين نسبتي بدهد گناه کبيره کرده است.