تبليغاتX
جوانــــــــــــــــــــه

جوانــــــــــــــــــــه

جانم فدای رهبر

شاهین نجفی را خواهیم کشت...

پس از به آتش کشيدن قرآن توسط کشيش جنجالي يک کليسا در آمريکا و بازتاب رسانه اي گسترده اين اقدام توسط رسانه هاي غربي، در روزهاي گذشته يک خواننده رپ ايراني که در خارج از کشور به سر مي برد با خواندن ترانه اي به سه امام شيعيان (امام رضا (ع)، امام علي النقي (ع) و امام زمان (عج)) اهانت ها بي سابقه اي نموده است. اين خواننده مورد تشويق BBC و برخی حامیان فتنه 88 قرار گرفته است .
به گزارش صراط، به دنبال جسارت شاهین نجفی، در ترانه ای به اسم "نقی"، به امام هادی (ع) حکم ارتداد او توسط آیت الله صافی صادر شد.




... و تو نیز بدان ای کرکس ملعون! ما همگی مازحیم
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 23:19  توسط مریدان امام خامنه ای  | 

بازخواني تاريخ از سال 90

xh8jbmaj5vi5h1l3k9ci.jpg


حکایت پخش مختارنامه در این روزها عجیب است...! روزهایی که رسم شده که اگر میخواهی مشهور و محبوب شوی باید "مالک" را بزنی و عجیب تر اینکه ساخت این سریال از 9 سال پیش آغاز شده و پخش این قسمت های تامل برانگیز و عبرت آموز دقیقا مصادف شده با زمانی که "چپ ، راست ، کارگزار" سعی در تضعیف و گاها سقوط دولتی مردمی و مکتبی دارند!


www.toppatogh.com | شهادت مختار در سريال مختارنامه 

در قسمت های گذشته دیدیم که بازی سیاست گاهی ایجاب میکند که نزدیکترین یاران "سرداران جبهه حق" به فرمانده خود مشکوک شوند...
برای مثال وقتی مختار در ابتدای حکومتش و به جهت تقویت دولت نوپایش به برخی مصلحت ها تن داد و برای مثال آن شاعر عرب "بن حمام" (که بدی های زیادی به کیان ایرانی و جبهه حق کرده بود) را مورد لطف خود قرار داد به گونه ای که حتی " کیان " که نزدیکترین یار مختار بود به مختار شک کرد...!

((از دوستی شنیدم که میگفت؛ در روز دوم اعتکاف ، در شهر ... ، برخی احمدی نژاد مظلوم را به باد ناسزا گرفته بودند به گونه ای که حتی جنایت خمینی شهر را هم از اثرات سیاست های احمدی نژاد دانستند و با قدرت اعلام کردند که کار فرهنگی به درد نمیخورد!!!

نکته بسیار جالب اینجاست که همین افرادی که احمدی نژاد را اینگونه به باد ناسزا گرفته اند، در انتخابات سال 84 تمام قد از رقیب وی حمایت میکردند و جالبتر اینکه در برابر صحبت معروف او که در فیلم تبلیغاتی اش گفت: فقط بی لباسی نباشد، اما هر لباسی میخواهند خانم ها بپوشند!!!ساکت بوده و آن روزها درد دین نداشتند!

نکته قابل تامل تر اینکه همین فرد در انتخابات سال 88 اگرچه به واسطه ظاهر مذهبی که داشت مردم را به رای دادن به احمدی نژاد ترغیب میکرد(هرچند خیلی ضعیف و با شک و تردید، مخصوصا بعد مناظره معروف که ایشان بعد مناظره دیگر حمایتی از دکتر نکرد و اعلام کرد که منتظر مواضع رهبری می ماند!!!) اگرچه میگفت به احمدی نژاد رای بدهید اما در همان روزها صریحا اعلام کرد که اگر در انتخابات سال 88 هم هاشمی یک طرف بود و احمدی نژاد طرف دیگر ؛ باز هم به هاشمی رای می داد!!

این داستان اعتکاف را گفتم تا مظلومیت دکتر بیشتر روشن بشه وگرنه ربطی به مطلب اصلی نداشت!!!)) پرانتز بسته!!

داشتم میگفتم که در آن روزها هم برخی متوجه سیاست های مختار نمی شدند و به او شک میکردند، امروز هم همین اوضاع و شک ها پابرجاست ....


اما سه نکته بسیار مهم دیگر:

(قابل توجه دوستان و مذهبی هایی که به دکتر احمدی نژاد شک کرده اند)...!

اول : وقتی که " کیان ایرانی" بدون ذره ای غرور پذیرفت که در رکاب " بن شمیط " مثل یک سرباز ساده شمشیر بزند ، دشمن به اشتباه افتاد و " ابن حر " اینگونه برداشت کرد که بین کیان و مختار ثقفی اختلاف افتاده است!! و همین توهم ، یکی از دلایل اصلی شکست سپاه مصعب بن زبیر و ابن حر ؛ از سپاه مختار (کیان و بن شمیط ) می گردد!


شواهدی برای این مدعا وجود دارد :

الف: در این 11 روز حضرت آقا ( که در برابر انحراف هیچ وقت سکوت نکرده اند) نه تنها تذکری به شخص رییس جمهور ندادند، بلکه دیگران و روزنامه ها را به رعایت تقوا سفارش کردند...

ب : بعد از حضور در جلسه هیئت دولت ، اولین صحبت رییس جمهور مربوط به نابودی اسراییل بود!

دوم: متاسفانه آنچنان که در تاریخ آمده است یکی از دلایل کشته شدن مختار و شکست قیام او، اختلافی است که بین او و ابراهیم بن مالک اشتر پدید می آید...

شاید مهمترین دلیل این اختلاف را بتوان غروری دانست که ابراهیم به آن دچار شده است و به همین خاطر هم به حرف مختار بی توجهی کرد...

نکته اول : این رفتار ابراهیم بن مالک را با رفتار متواضعانه کیان ایرانی مقایسه کنید...

نکته دوم: در روزهایی که رهبری عزیز انقلاب تمام گروههای سیاسی را به آرامش فرا میخوانند و بارها از تریبون های رسمی اعلام کرده اند که : " اگر کسی اصل نظام را قبول داشت اما طرز فکر سیاسی اش مخالف شما بود ، او را از همه صلاحیت ها معزول ندانید و او را تکفیر نکنید ، تهمت نزنید ، بیشتر از آن چیزی که هست نگویید و ..."

در روزهایی که همه علیه دولت مکتبی و شخص رییس جمهور بسیج شده اند ، تنها کسی که عملا ارادات خود را به این صحبتهای امام خامنه ای نشان داده " محمود خان مظلوم احمدی نژاد"! است که در برابر سوالات هدفدار و سیاسی یک جمله می گوید :

((سکوت الهام بخش وحدت)) و این در حالی است که جز احمدی نژاد ، کسی به این نصیحت رهبری وقع چندانی نداشته است

آیا این ولایت پذیری عملی نیست؟


سوم: آنچنان که در مختارنامه دیدیم وقتی که ابن حر و محلب اهوازی در برابر سیاست های هوشمندانه ابوعمره کیسان (کیان ایرانی) شکست خوردند ، به مختار و کیان تهمت " جادوگری و رمالی " زدند!


نتیجه گیری با خودتان...!

منبع: وبلاگ حصار حباب

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391ساعت 9:22  توسط مریدان امام خامنه ای  | 

علامه جوادي آملي هم به جمع منحرفين پيوست!!!

چندی پیش دكتر محمود احمدي نژاد در اجتماع پرشور ايرانيان مقيم تاجيكستان در محل خانه فرهنگ ايرانيان اظهاراتی را در وصف فردوسی بر زبان جاری کرد که با واکنشها و انتقاداتی از سوی برخی دلسوزان و بزرگان همراه شد اما در این میان برخی رسانه و سیاست زدگان فرصت را برای تخریب دولت و التهاب آفرینی در فضای کشور بسیار مناسب دیدند از همین رو  بار دیگر به این بهانه حملات خود علیه دولت را رونق دادند.

به گزارش سرویس دین و اندیشه بی باک، دكتر احمدي نژاد در بخشی از سخنان خود شاهنامه فردوسي را توحيد نامه ، انسان نامه ، عدالت نامه و عشق نامه توصيف كرد و گفت: همه پيامبران براي نجات انسان و نشان دادن راه سعادت و كمال به انسان ها مبعوث شدند؛ اما صرف عرضه كردن اين ارزش ها و نشانه هاي سعادت كافي نبود و لازم بود ملتي، حقيقت اين پيام ها را دريافت كرده و آنها را شكوفا كند .

رييس جمهور، گفت : ملت ايران پس از پذيرش اسلام مشاهده كرد كه حكومت دوباره به دست امويان و عباسيان افتاد كه بويي از راه و مرام پيامبر نبرده بودند و آنها بر ملت ايران نيز حاكم شده ، شخصيت ملت را تحقير و استعدادهايش را لگد مال كردند و در اين شرايط اين فردوسي بود كه هويت موحد ،‌عدالت خواه ، آزادي طلب و انساني ملت ايران را مجدداً احيا كرد.

دكتر احمدي نژاد همچنین افزود : فردوسي مكتب پيامبر گرامي اسلام را نجات داده و بار حقيقي اين مكتب را از دوش نااهلان برداشته و بر دوش ملت ايران گذاشت و اين ملت نيز الحق به خوبي از عهده ايفاي اين مسئوليت برآمد. 



رييس جمهور، اظهار داشت : امروز نيز اگر ملت ايران نباشد اثري از آزادي ، انسانيت و عدالت در دنيا باقي نخواهد ماند و تنها ملتي كه با تكيه بر تاريخ ، تمدن و فرهنگ خود و با تكيه بر مكتب پيامبر گرامي اسلام (ص) و راه اميرالمومنين (ع) در مقابل زياده خواهان ايستاده، ملت ايران است.

این اظهارات اقای احمدی نژاد با انتقادات تندی از سوی از برخی بزرگان دینی و نخبگان سیاسی و رسانه ای روبرو شد به گونه ای که حضرت آیت الله مکارم شیرازی در ابتدای درس خارج فقه خود در مسجد اعظم قم، با اشاره به این اظهارات رئیس جمهور اظهار داشت: این سخن ظلم بزرگی است به علمایی که از ابتدا تا امروز به دنبال حفظ مکتب اسلام و تشیع بوده و هستند.

وی افزود: یعنی شیخ طوسی، سید مرتضی، سید رضی، شهید اول و شهید ثانی و...، که سال‌ها زندان را تحمل کرده و خونشان نیز در این راه ریخته شده است،‌ اسلام را نجات نداده‌اند و فردوسی آن را نجات داده است.

ایشان با بیان این که خود فردوسی نیز چنین عبارتی را تکذیب می‌کند، اظهار داشت: فردوسی گفته است که «بسی رنج بردم بدین سال سی // عجم زنده کردم بدین پارسی»؛ خود او می‌گوید که با تلاش‌های زیادی که در این سی سال متحمل شده‌ام، زبان فارسی را زنده کرده‌ام. بنابراین این که گفته می‌شود فردوسی مکتب پیامبر اسلام(ص) را نجات داده است ضد گفته او است.

حضرت آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی با بیان این که مشخص نیست این‌ها چه هدفی دارند، خاطرنشان کرد: برخی می‌گویند که هدف از مطرح کردن این حرف‌ها این است که  با روحانیت مبارزه کنند و نقش آن را کم‌رنگ نمایند،‌ همچنین گفته می‌شود که هدفشان قرار دادن مکتب ایرانی در برابر نظام جمهوری اسلامی ایران است تا ما را از سایر کشورهای اسلامی جدا سازند.


وی خاطرنشان کرد: در شرایطی که با بیداری اسلامی، ارتباط ما با کشورهای اسلامی بیشتر و قوی‌تر می‌شود؛ باید دقت بیشتری داشته باشیم. خوب است که این افراد، مراقب سخنانشان باشند و بدانند که این گونه سخنان، چه آثار شومی در پی دارد.

در ادامه این بحث علمی، حضرت آیت الله جوادی آملی دیروز در جمع علما و روحانیون حوزه علمیه به ادامه تفسیر سوره مبارکه شعراء در مسجد اعظم قم پرداخت و با اشاره به آیه شریفه «واجعل لی لسان صدق فی الآخرین» گفت: روایت «العلماء باقون ما بقی الدهر» سه پیام دارد. اول؛ مادامی که دین الهی هست و وجه الله باقی است، عالمان دین که «لوجه الله» کار کرده اند ماندنی هستند. دوم؛ خطاب به عالمان دین است.  یعنی ای علما راه برای اول بودن شما باز است، خود را ارزان نفروشید. اگر عمل کردید «دُعِیَ فی ملکوت السماوات عظیما» شامل حالتان می شود و اگر عمل نکردید یا قبل از مرگ می‌میرید و یا بعد از مرگ فراموش می‌شوید. پیام سوم خطاب به امت اسلامی است که نام بزرگان خود را حفظ کنید. همایشها، کنگره ها و بزرگداشت علما از برکات اسلامی است.


این استاد عالی حوزه علمیه قم در تشریح مسئله قیامت گفت: در قیامت همه از خاک بر می خیزند و ولادتی در کار نیست تا انساب و پدر و فرزندی وجود داشته باشد و اگر گفته می شود برادر از برادر فرار می کند و یا فرزند، پدر و مادر را شفاعت می کند به علاقه «ما کان» است. در قیامت انسان عریان محشور می شود و لباس را باید از این جا با خود ببرند. کسی که جامه از تن دیگران در می آورد عریان محشور می شود و آن که آبروی دیگران را حفظ می کند مستور و پوشیده محشور می شود.


حضرت آیت الله جوادی آملی با اشاره به مباحث روایی در تفسیر المیزان خاطر نشان کرد: همه بحث های روایی علامه را ببینید. ایشان برخی از مطالب تفسیری را ذیل روایات آورده است. یکی از آن مطالب این است که در قیامت خیلی از چیزهایی که نمی دانیم برای ما روشن می شود. بهشت و جهنم و میزان و صراط را همه می بینند اما تمام مشکل این جاست که برخی نمی توانند تصدیق کنند. بیان مطلب این است که اگر فهمیدیم زید قائم است، تصور و تصدیق کرده ایم اما عقیده به این قضیه کار علم و فهم و حوزه و دانشگاه نیست کار عقل عملی است. العقل ما عبد به الرحمان.


وی افزود: خیلی از مشکلات به خاطر علم نیست به خاطر عقل عملی است. مثلا گاهی در مباحثه میان دو نفر، یکی از آن ها می داند که اشتباه می گوید ولی بر حرف خود پافشاری کرده و خود را غالب نشان می دهد. اگر این مشکل به جامعه کشانده شود باعث فتنه می شود. کسی که هم کارتن و هم کارتن‌خواب را می بیند چرا به دنبال مواد مخدر می رود؟ او مشکل علمی ندارد چون این مسائل را می بیند اما آن که باید تصمیم بگیرد عقل عملی است که به زنجیر کشیده شده است. آن که احکام را می داند ولی باز به نامحرم نگاه می کند مشکل علمی ندارد بلکه اسیر هوای خود است.

حضرت آیت الله جوادی آملی گفت: شیطان اولین کاری که می کند این است که عقل عملی را با شهوت و غضب به دام می اندازد و اسیر می کند. در قیامت حق برای انسان روشن می شود ولی نمی تواند ایمان بیاورد چون اگر ایمان بیاورد مؤمن می شود و مؤمن مخلد در نار نیست فقط به اندازه معصیت خود عذاب می بیند. همانطور که در این دنیا می بیند ولی نمی پذیرد در آخرت هم می بیند ولی نمی تواند ایمان بیاورد. لذا بعد از دیدن همه صحنه های قیامت اگر باز به دنیا بازگردانده شود به همان اعمال قبلی خود ادامه می دهد.

تجلیل علامه جوادی آملی از فردوسی

این استاد عالی حوزه علمیه قم خاطر نشان کرد: خدای سبحان رؤیا را نصیب انسان کرده است که نمونه مسائل قیامت است. همه ما رؤیا را داریم. در خیلی موارد انسان بزرگان،‌ دوستان و ارحام خود را در رؤیا می بیند. دلش می خواهد مسائلی را بپرسد ولی نمی تواند. وقتی بیدار می شود می گوید ای کاش فلان مطلب را سؤال می کردم ولی رؤیا در اختیار ما نیست که هر چه خواستیم بپرسیم. رؤیا در اختیار سوابق ما است. بد کنی بد آیدت جف القلم. به قول فردوسی رضوان الله علیه «اگر بار خار است خود کشته ای اگر پرنیان است خود رشته ای» این از اشعار بلند مرحوم فردوسی است.

وی افزود: فردوسی از بزرگان شیعه است. آن روزی که بردن نام حضرت امیر علیه السلام جرم نابخشودنی بود این بزرگوار به صراحت گفت «درست این سخن گفتِ پیغمبر است / که من شهر علمم علیَم در است». آن روز خیلی سخت بود کسی نام حضرت را ببرد. آن چه را که در روز کشتیم همان را در رؤیا می بینیم نه این که به دلخواه ما باشد که اگر کسی را دیدیم بتوانیم هر سؤالی از او بکنیم.

به گزارش خبرنگار بی باک، آنچه بدیهی است اینکه فردوسی طبق تصریح حضرت علامه جوادی آملی از بزرگان افتخار آفرین شیعی می باشد و هر یک از بزرگان در برهه های متعدد زمانی و موقعیت های مختلف، وظیفه پاسداری از مکتب تشییع را در حد وسع و ابزار در اختیارشان به خوبی انجام داده اند تا اینکه امروز این دین مقدس به دست ماها رسیده است. بزرگانی چون شیخ طوسی با فقاهت خود و بزرگانی چون فردوسی با زبان شعر و هنر خود در این راستا قدم برداشته اند و بدیهی است که اثبات شی نفی ما عدا نمی شود. لذا اگر بگوییم فردوسی در برهه ای به اسلام خدمت کرد این بدین منظور نیست که دیگران چنین خدمتی را در زمان خود نداشته اند البته نباید در این گونه مسائل گرفتار اغراق و افراط شویم و امثال فردوسی را در حد منجی بالا ببریم بلکه منجی حقیقی صرفا خدای باری تعالی و فرستادگانش می باشند.

در پایان جدای از اظهارنظرهای علمی بزرگان دینی پیرامون ماهیت فردوسی که امری طبیعی و مرسوم در طول تاریخ بوده است، روی سخن ما به برخی جنجال آفرینان سیاسی و رسانه ای معلوم الحال است که همواره در تلاش برای اخذ بهانه به منظور تخریب رئیس جمهور و دولتمردان می باشند.

شانتاژگرانی که نه فردوسی را می شناسند و نه علاقه ای به بحث علمی در اینباره دارند و نه حتی دنبال کشف حقیقت و یا ارج نهادن به مقام علما و خادمین مکتب اهل بیت علیهم السلام هستند بلکه صرفا هرجا موقعیتی برای تخریب دولت و شخص رئیس جمهور پیدا کنند، آنها لیدری آن معرکه را برعهده می گیرند و فضا را آنچنان ملتهب می کنند تا برای یک روز هم که شده مانع از رشد و پیشرفت کشور و نظام مقدس جمهوری اسلامی شوند.

حال باید از این صنف رسانه ها و سیاست زدگان پرسید با توجه به این سخنان حضرت علامه جوادی آملی آیا آنها معتقدند که میزان درک و علمشان در این راستا از حضرت علامه جوادی آملی بیشتر است؟! آیا از دیگاه آنان علامه جوادی آملی نیز بدلیل چنین تجلیلی از فردوسی گرفتار انحراف شده است؟!

البته نباید اشتباه شود. دغدغه و توصیه های بزرگانی چون حضرت آیت الله مکارم شیرازی نیز با توجه به جایگاه و نوع نگاه شان به برخی اغراق گویی ها بجا می باشد و اصولا وظیفه مراجع عظام تقلید، پاسداری از حریم مکتب تشییع است اما این نباید بدانجا کشیده شود که برخی رسانه ها از این سخنان برای تخریب دولت و التهاب آفرینی در کشور و یا پایین آوردن شان و مقام فردوسی سوء استفاده نمایند و آنچنان رئیس جمهور را به باد انتقاد بگیرند که انگار ایشان از یک (نعوذ بالله) مرتد تجلیل کرده است!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391ساعت 8:48  توسط مریدان امام خامنه ای  | 






همه با هم راي به گفتمان سوم تير

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت 15:26  توسط مریدان امام خامنه ای  | 

حامدا امروز هر کس پیرو سید علی است

اینم یه سروده دیگه از استاد ارجمند خودم علیرضا لطفی یا همون حامد اصفهانی

 

رهبر بیداری اسلامی مستضعفان

رهبرم سید علی این نایب صاحب زمان

 

باز هم رسوا نموده دشمن دیرینه را

شور دیگر داده در ماه ربیع آدینه را

 

موسی دوران بود یا عیسی آخر زمان

کاین چنین نطقش بلرزانده تمام دشمنان

 

موسی است و خطبه اش گویا عصا انداخته

اژدها گردیده، بر فرعون دوران تاخته

 

موسی است و خطبه اش یک جلوه از نار قبس

عیسی است و خطبه اش بر ما دهد جان هر نفس

 

خطبه‌ی کوبنده اش الحق رفیع و عالی است

کرده ثابت هیبت مستکبران پوشالی است

 

جلوه آیات قرآن در کلامش ظاهر است

دشمن آقای ما هر کس که باشد کافر است

 

تا که مهدی در حجاب و از نظر ها غائب است

پیروی از امر او بر هر مسلمان واجب است

 

حامدا امروز هر کس پیرو سید علی است

روز محشر چهره اش نورانی است و منجلی

 

حامد اصفهانی

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1390ساعت 8:40  توسط مریدان امام خامنه ای  | 

آقا استخر شیشه ای ندارد




آقا استخر شیشه ای ندارد؟!

به بهانه حماسه 9 دی 1388

... اینک دلم گرفته به یاد علی(علیه السّلام)، آن عدالتِ مظلوم!، و به یاد اویم، که پس از پیامبری و رسالت: «بابٌ مُبتلی به الناس» بود و اگر نبود: «لم یُعرف المؤمنون بعدی»(دعای ندبه).
روزگاری در مدینه نبوی، جامعه اسلامی پس از 25 سال خلافت خلفای سه گانه، به مسیر هدایت الهی و دامان ولایت علوی بازگشت. و اگر چه ممدوح بود اما پیش شرطهای مولا(خطبه های 90، 92 و ... نهج البلاغه) حکایت از عدم آمادگی جامعه در پذیرش عدالت علوی داشت!... و شاید همه اینها برای آن بود که هشداری برای ظهور جفاهای تاریخی بزرگتری باشد... آنجا مولا با معارضان، بسی مسئله داشت و اینجا(کوفه) مشغله ی دست و پاگیر حضرتش، منازعه با یاران و هواداران بود و کوفه مظهر نمایش اینگونه مردم بود!؟...
از آن وقتی که جماعت از خدا بی خبر، دربِ عرشیِ خانه ی تو را آتش زدند، خَلق را به مسابقه ی جفاکاری، دعوت نمودند، تا حقیقتِ بیت الله را به یغما ببرند. فریاد دنیا سالاری سر دادند و کودکان سرمست دنیا را به سرکشی و عصیان فرا خواندند و به بهانه مرد سالاری، خودسالاری کردند، غافل از آن که دست عنایت الهی و هدایت علوی، طومار شب پرستان را در هم می پیچد، تا هدایتگر سپیده دمانِ تاریخ باشد... .
آری! اگر مولا یار داشت در سقیفه تنها نمی ماند!، گویی بر کامهای آتشین، مٌهر سرد سکوت زده بودند و فریادها در گلو خفه... سلمانها، ابوذرها و عمارها ماندند تا مسیر تاریخ منحرف نشود، اگر مولا تنها نمی شد! عمارها و میثم تمّارها به مسلخ تاریخ نمی رفتند!؟!...

اگر به فراخنای تاریخ بنگری، می بینی:

کوفیان، تازه به آب و علف دنیا در فتوحات، عادت کرده بودند و کار چه سخت شده بود؟، آنگاه که فتوحات و دستیابی به غنایم هم تمام گردیده بود. برخی سران صحابه نه تنها در کوفه و بصره و شام که در بنادر انطاکیه و اسکندریه، عمارتها داشتند و حاتم بخشی های فراوان از بیت المال، و با سکونت در بیت القالِ خود، حال می کردند.
کوفی به دنبال نان بود و جان بر سر آن می نهاد!، از حق که نگذریم، روزگاری چند با علی (علیه السّلام) بودند و عزّتی یافتند، اما سخن از عدالت، نجابت می خواست وتمکین به ولایت و ارادت به مولا، که بسیاری نداشتند!...
آن روزها! مولا بود و نخلستان بود و چاه و آب، درد بود و نیستان بود و آه و اُمّتی در خواب!؟ اما این روزها! ، آنان که خود، عبرت تاریخ شده اند، دم از عبرتهای تاریخ می زنند...
می گویند: تاریخ صداقت ندارد!، چرا که به وفق مرادشان نوشته نشده است!؟!
آن روز که شیخ شهید، بی یار شد، بردار شد!، آنانکه شیخ فضل الله ها را در غوغای مشروطه خواهی، پرچمدار ضد استبدادی و بر سر دار می دیدند!، امروز ارادتی به آنان ندارند، آن روز، آقازاده ای بر جنازه ی رفته بردار پدر، شیرینی می پاشید و شیخ شهید، متّهم به سَرو سِرّ داشتن با دربار و شاهزاده های قاجاری بود؟! و امروز، آقازاده های مدعی، از سرشوق و طَرب، به شاهزاده های عرب، اظهار ارادت می کنند؟!!!
گویی همانان که روزی در کربلاهای تاریخ، به هوای مُلک ری بودند، دیگر بار مشغول جفاکاری در 9 دی شدند، آنان دردشان حسادت بود و شقاوت، شتر سعادت را پی کردند و نیم خورده ی علوفه ها را، قِی. صحابه هایی که دیگر قابل تحمّل و همگرایی با تابعین نبودند!...
امروز علیِ، کنار دریا ندارد، اسلام کلیشه ای و استخر شیشه ای ندارد!؟! و زمینی ندارد تا گندم طمعی بکارد!
- بچه ها! در درس امروزِ املاء تاریخ بنویسند:«علی نان ندارد تا آقازاده ای بدارد!؟»
- بچه ها! هر روز در موضوع انشاء بنویسید:«چرا علی(علیه السّلام) تنها بود؟!»...
آری! امروز و هر روز دیگر، در کتاب تاریخ بخوانید«علی(علیه السّلام) خانه ای نداشت تا عمارتی مجلّل بسازد و امروز آقا! لانه ای ندارد تا بر آن بنازد!... نه آقازاده ای و نه کیسه ای پُر، نه چرب و شیرین و نه سفره ای در خور!...»
امروز فکر برخی آقایان و آقازاده ها! ورزش است و شکمهای سیر و احیای فجایع 18 تیر و آقا در پی ارزش است و شقشقیّه های نفس گیر.
اما امروز، امّتـی بــزرگ، از سرارادت و اخلاص«انّ الانسان لفـی خسر» مـی خوانند و آقا را یـاری می دهند، مگر تاریخ تاکنون چنین فرصتی به دست داده و می دهد؟!
اینک ارادت به حضرت آقا! جغرافیا و مرز نمی شناسد، از شرق آسیا، لبنان و شام و ایران گرفته تا قلب اروپا و آمریکا ، و این جلوه روشنی است از «جاء الحق و زهق الباطل، انّ الباطل کان زهوقاً»

یا علی(علیه السّلام)، ای عدالت جاوید! اینک تو را می جویم:

در سیرتِ خلف صالح است، در کنار سفره یتیمانِ مهربانی و تشنگانِ جرعه های رحمانی، در نگاه آسمانی خورشید انقلاب، بر تربت شهیدان گمنام، در غربت شبانه ی رفتن به منزل عرشی شهیدان، در صفای جماران، در سیلابِ اشک های علی در جمکران، در محراب نیلوفران و در انتخاب فرشتگان، در پریشانی گلدسته های مسجد هدایت.
ای علیِ دوران! تو را می شناسم: در نگاه حکیمانه ات و در آوای غریبانه ات، که اگر چه مشهوری، مهجوری!، تو را می شناسم: به پاکیِ جهان آرا، به صداقت باقری، به اسوه همیشه جاوید، باکری. به جوشش همّت و وفای امّت.
تو را می بینم: در اقیانوس حیات و زندگی، در نمایش جلوه های بندگی.
ای هدیه خدایی، خدای را می ستایم، در آفرینش بندگانی چون تو؛ ای نایب خورشید امامت در هزاره غیبت وای مظهر صبر و بصیرت، در عصر غربت... ای مفّسر آیات انقلاب، کتابِ نگاه تو، کشف الآیات هدایت ماست... تو آمده ای تا در پگاه غیبت، تشنگانِ حقیقت را سیراب سازی و گمگشتگان طریقت را رهنما باشی...

مطلبی از استاد ارجمند حاج نوروز اکبری زادگان

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم دی 1390ساعت 10:37  توسط مریدان امام خامنه ای  | 

منم قاسم سلیمانیم

ما همه قاسم سلیمانی هستیم. پس اگر جرات دارید جلو بیایید و همه ما را بکشید.....
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آبان 1390ساعت 9:29  توسط مریدان امام خامنه ای  | 

مجنون روی نگارم

طومار درخواست وبلاگ نویسان برای دیدار با امام خامنه ای
[تصویر: 2.jpg]

دلمان برای لبخندتان بی تاب بی تاب است. دستهای دعایمان دخیل امام رضا می شود تا ببینیم روی ماهتان را ... این روزها که در هر صحبتتان رویی به سوی ما می کنید و ما سربازان سایبری خود را خطاب اوامرتان قرار می دهید به خود می بالیم از نگاهتان .

آقا جان تشنه ی دیدارتانیم. جانمان و جوانیمان را عاشقانه فدای لبخندتان می کنیم و عاشورایی، تیغ سخن را بر گلوی بدخواهانتان می کشانیم که ولی مطلق مایی تا حضرت خورشید بیاید...

ما را به حضور خویش پذیرا باش.

برای رساندن خواهشمان به دفتر مولا با موج وبلاگی "سایبری‌ها دیدار با رهبری را می‌خواهند" همراه شده و با درج این مطلب یا مطلب دیگری ترجیحا با همین عنوان در وبلاگ یا سایت خود به این موج بپیوندید. برای ثبت نام کلیک کنید .
"سایبری‌ها دیدار با رهبری را می‌خواهند"
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم شهریور 1390ساعت 18:34  توسط مریدان امام خامنه ای  | 

عکس/ قنوت حضرت خورشید

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مرداد 1390ساعت 11:7  توسط مریدان امام خامنه ای  | 

در سکانس پایانی "خامنه‌ای نامه" "آقا" تنها نیست

مختارنامه" هم مثل "امام علی" وقت تمام شدن "اشک" محبین "علی(ع)" را درآورد و باز هم کوفه بود که ترجمه‌ی «نامرد» به همه زبان‌ها است، آن جا که اردک‌های درب خانه مولا هم التماسش می‌کردند راه مسجد را ادامه ندهد... .

"مختارنامه" هم مثل "تنهاترین سردار"، گریه‌ی غربت و تنهایی از چشم‌های پاک گرفت، از دل‌های صاف گرفت، و عجب بددلانی بوده‌اند مردم کوفه، خونشان به قِرانی نمی‌ارزد!


"مختارنامه" هم مثل "ولایت عشق"، زیر باران اشک خدا را نشان مردم داد که ای داد، منتقم خون حسین(ع) مثل آقایش سرش بر دار "عشق" رفت و عجب داغدار است "شیعه"... .

***

شاید بسیاری از بینندگان مجموعه تلویزیونی "مختارنامه" روز شنبه هفته‌ی جاری را با ناراحتی عمیق از دست دادن "مختار" گذرانده باشند، این ناراحتی شاید مخصوص آدم‌های خوب یا به زبان دینی‌تر "عارف" و "عالم" نیست، بلکه ناراحتی از دست دادن مختار به مانند نگرانی عمیق فطرت عدالت جو و حق محور آدمیزادی است.

"مختار" اگر چه فقط چند ماه میهمان جمعه شب‌های میلیون‌ها ایرانی بود ولی تا عمق جان و قلب مردم محب اهل بیت‌(ع) جا گرفت که البته قطعا این دلدادگی به سرباز دستگاه آل الله(ع) به میمنت وجود اهل بیت است.

حساب کنید شهادت دردناک و تنها ماندن "مختار ثقفی" آن هم با در قاب تلویزیون اینچنین قلب مردم را جریحه دار می‌کند و اشک از چشم‌ها می‌گیرد.

***

"خامنه‌ای" حالا پرچمدار کاروان حسین بن علی(ع) است، آقای ما میلیون‌ها "کیان" ایرانی دارد که بدجور دلشان برایش می لرزد وقتی حرف از جان دادن می‌زند.

مولای ما 2 بار به وضوح و صراحت فرمود که جانش را فدا می کند برای انقلاب، ولوله‌ای افتاد میان ایرانی‌ها که مگر ما مرده‌ایم که شما بخواهی جان بدهی...

دیشب این طبع، بی‌قرار شما
خواست عرض ارادتی بکند
دست کم از دل شکسته‌تان
واژه‌هایم عیادتی بکند

***

چشم بد دور، عمرتان بسیار
کس نبیند ملالتان آقا!
ما نمردیم خون دل بخوری
تخت باشد خیالتان آقا!

***

چیست روباه در مصاف شیر؟!
چه نیازی به امر یا گفته؟!
تو فقط ابرویی به هم آور
می‌شود خواب دشمن آشفته

***

هست خاموشی‌ات پر از فریاد
در تو آرامشی است طوفانی
«الذی انزل السکینه» تو را
کرده سرشار از فراوانی

***

واژه‌ها از لبت تراویدند
پرصلابت، پرعاطفه، پرشور
آفریدند در دل مردم
عزت، آمادگی، حماسه، حضور

***

این حماسه همه ز یمن تو بود
گرچه از آن مردمش خواندی
رهبرا! تا ابد ولی محبوب
در دل عاشقان خود ماندی

***

سهم دلدادگان تو سلوی
قسمتِ دشمنان تو سجیل
رهبری نیست در جهان جز تو
که ز امت چنین کند تجلیل

***

نسل سوم چو نسل اول هست
با شعف با شعور با باور
جاری است انقلاب چون کوثر
هان! «فصل لربک وانحر»

***

گرچه در باغ سینه‌ات داری
لطف‌ها، مهرها، محبت‌ها
گفتی اما نمی‌روی چو حسین
تا ابد زیر بار بدعت‌ها!

***

ناگهان در نماز جمعه شهر
عطر محراب جمکران گل کرد
بغض تو تا شکست بر لب‌ها
ذکر یا صاحب الزمان (عج) گل کرد

***

جان ایران! چه شد که جانت را
جان ناقابلی گمان کردی؟!
آبروی همه مسلمانان
اشک ما را چرا درآوردی؟!

***

جسم تو کامل است، ناقص نیست
می‌دهد عطر یک بغل گل یاس
دستت اما حکایتی دارد ...
رَحِمَ اللهُ عَمِی العباس!

9 دی 88 میلیون ها ایرانی "خامنه‌ای" را مثل گوهر گرانبهای آسمانی در بر گرفتند تا تارمویی به حضرتش جسارت نشود، مردم کوفه یاد می گرفتند کاش تا مختار را تنها نگذارند.

22 سال از زعامت رهبر انقلاب می گذرد و ایشان بارها با کیاست علوی، فتنه های مختلف را تدبیر کرده است اما شاید بتوان اینگونه ادعا کرد که بنا به آنچه پیر و مراد ما حضرت روح الله که فرمود: "من با جراءت مدّعى هستم كه ملت ايران و توده ميليونى آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول اللّه (ص) و كوفه و عراق در عهد اميرالمؤ منين و حسين بن على صلوات اللّه و سلامه عليهما مى باشند. آن حجاز كه در عهد رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله مسلمانان نيز اطاعت از ايشان نمى كردند و با بهانه هايى به جبهه نمى رفتند كه خداوند تعالى در سوره توبه با آياتى آنها را توبيخ فرموده و وعده عذاب داده است و آن قدر به ايشان دروغ بستند كه به حسب نقل در منبر به آنان نفرين فرمودند و آن اهل عراق و كوفه كه با اميرالمؤ منين آنقدر بدرفتارى كردند و از اطاعتش سرباز زدند كه شكايات آن حضرت از آنان در كتب نقل و تاريخ معروف است ، و آن مسلمانان عراق و كوفه كه با سيدالشهداء عليه السلام آن شد كه شد و آنان كه در شهادت دست آلوده نكردند يا گريختند از معركه و يا نشستند تا آن جنايت تاريخ واقع شد."

هر چند فتنه گران و فتنه جویان تلاش می کردند تا نائب امام زمان را در فتنه های پیاپی به مقتل بکشانند امّا امروز مى بينيم كه ملت ايران از با كمال شوق و اشتياق چه فداكاريها مى كنند و چه حماسه ها مى آفرينند؛ آنان که با چهره هاى حماسه آفرين و گفتار و كردارى مشتاقانه و اطمينان بخش نخواهند گذاشت که مولا و مقتدایشان تنها بماند.

هر چند که همیشه هستند کسانی که ا تزویرهای خود نقشه می کشند تا ولایت کم فروغ کنند اما هنگامی که "خامنه ای نامه" را بنویسند دیگر "خون" سهم "آل علی" نیست چون گردن چون مایی برای دفاع از مردامان زده می شود تا "آقایمان" بر "تزویر" غلبه کند.
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مرداد 1390ساعت 15:49  توسط مریدان امام خامنه ای  | 

کجایند مردان پر مدعا؟؟؟؟!!!

وظیفه ذاتی هر نها و مجموعه ای در جمهوری اسلامی تفکی شده و مشخص است.

و این باعث می گردد که هیچ تقابلی در بین مدیران نباشد و اگر هم ابهامی وجود دارد قانون گذار وظیفه خود می داند ژآن را تفسیر نماید.

اما:....

.....

......

..........

...............

۱- در دوران فتنه زمانی که نیروهای انقلاب(یا به قول خاتمی و دار و دسته اش ما لباس شخصیا) حماسه هشت ماه دفاع را می ژآفریدند به عینه دیدم که برخی مسئولین دست چندم نیروی انتظامی از مسئولیت ذاتی خود که دفاع از نظم شهری است طفره رفته و نیروهای بسیجی  را سپر بلای خود می نمایند.(نمونه عینی |آن دروازه شیراز اصفهان که مسئول وقت عنوان نمود اغتشاشگرا رفتند توی کوچه و به نیروهاش گفت شما نروید بسیجی ها هستند.)

۲- هفته گذشته به همراه خانواده به سی و سه پل اصفهان رفتیم برای تغییر |آب و هوا!!!! اما افسوس به دو دلیل

اول: اینکه آبی در زاینده رود نبود تا روح را جلا دهد.

اما تاسف بار تر اینکه در زیر سی و سه پل اصفهان در چند متری مامورین انتظامی  که وظیفه شان به قول امروزی ها امنیت اخلاقی است ایستاده و تماشا گر رقص دختر و پسر ژآن هم در شهر شهیدان خرازی و ردانی پور و کاظمی و بهشتی و ۲۶ هزار شهید دیگر هستند. |آیا اینجا هم وجود یک طلبه نیاز است؟(این عکسهای طلبه ناهی از منکر است)

بستري شدن علي خليلي طلبه ناهي از منكر در بخش آي سي يو بيمارستان عرفان تهران
 
بستري شدن علي خليلي طلبه ناهي از منكر در بخش آي سي يو بيمارستان عرفان تهران
 
بستري شدن علي خليلي طلبه ناهي از منكر در بخش آي سي يو بيمارستان عرفان تهران
 
بستري شدن علي خليلي طلبه ناهي از منكر در بخش آي سي يو بيمارستان عرفان تهران
 
بستري شدن علي خليلي طلبه ناهي از منكر در بخش آي سي يو بيمارستان عرفان تهران
 
بستري شدن علي خليلي طلبه ناهي از منكر در بخش آي سي يو بيمارستان عرفان تهران
 
مادر علي خليلي طلبه مجروح هنگام ملاقات با فرزندش در بخش آي سي يو بيمارستان عرفان تهران

 

آیا اینجا نیز نیاز است بسیجی ها بیایند و مصدوم شوند و چاقو بخورند و مسئولین استانی فقط و فقط بگویند ما گشت امنیت اخلاقی راه اندازی نموده ایم؟

ولی انچه مشخص است این است که وظیفه بسیج  و بسیجی دفاع از ارزشهاست. امام بهتر زمانی است که نیروهای انتظامی هم جایگاه خود را بدانند تا حوادثی مانند آنچه در ماههای اخیر رخ داده است دیگر به وقوع نپیوندد

+ نوشته شده در  شنبه یکم مرداد 1390ساعت 10:26  توسط مریدان امام خامنه ای  | 

لنكراني: منتظر اعجاب‎آفرینی جریان ناب‎اصولگرایی درانتخابات مجلس نهم باشید

 دکتر کامران باقری لنکرانی از جمله مصادیق شکسته شدن چرخه بسته مدیران بود که توسط احمدی نژاد در دولت نهم تحقق یافت؛ البته در کمال ناباوری و در حالی که احمدی نژاد نشان می داد که علاقه وافری به وی دارد، او را در دولت دهم کنار گذاشت و اولین وزیر زن را جایگزین لنکرانی در وزارت بهداشت کرد.

  با اینکه وی بلافاصله پس از پایان دوران وزارتش به شیراز بازگشت و به طبابتش ادامه داد اما دسترسی به او چندان دشوار نیست؛ با این وجود وی مانند برخی دیگر از همقطارانش مانند الهام و صفار چندان در تیررس رسانه ها نبوده است و از این جهت اگر فرصتی داشته باشد، حرفهای مگوی بسیاری دارد.

 
خبرنگاران مشرق در یک صبح گرم تابستانی و به فاصله چند ماه مانده تا انتخابات مجلس نهم، با دکتر لنکرانی به گفتگو نشستند تا هم بدانند او در هنگامه انتخابات مجلس در چه جبهه و چه سنگری خواهد بود و هم از خاطرات دوران وزارت و فعالیتهای این روزهای او بیشتر بدانند. گرچه می گفت برای کاندیداتوری در مجلس احساس تکلیف نمی کند ولی احتمال حضورش را رد نکرد و شاید می شد حدس زد که حضور او در انتخابات مجلس نهم چندان هم غیرمنتظره نباشد.
 
نظر لنکرانی درباره احمدی نژاد و برخی حاشیه سازی های اطرافیان او نیز شنیدنی است، گرچه برخی ملاحظات به وی اجازه بیان همه آنچه که در دلش می گذرد را نداد.
 
آنچه می خوانید، مشروح گفتگوی مشرق با دکتر کامران باقری لنکرانی است.
* مشرق- مباحثی در فضای سیاسی کشور مطرح است که طیفی از جنس اصولگرا و افرادی مثل آقای صفار، حسینیان، الهام، فتاح و برخی دیگر در صدد هستند جبهه ای جدید را از میان نیروهای اصولگرا تشکیل دهند. نظر شما در این باره چیست؟  

مسلما یک اقبال عمومی به جریان اصولگرایی در دهه گذشته شکل گرفته و هم‌اکنون نیز وجود دارد و لازم است که برای انتخابات مجلس نهم نیز این اقبال حفظ شود و اصولگرایان از این سرمایه اجتماعی استفاده مناسبی کرده و پاسخگوی مناسبی به درخواست‌های اجتماعی باشند.   

فکر می‌کنم که در اصل حضور، بیش از بحث روی افراد، باید نوعی اتحاد و هم‌گرایی بین جریان‌های اصولگرایی حاصل شود. این موضوع اصل مهمتری است تا اینکه ما بخواهیم بر روی افراد بحث کنیم. چیزی که می‌دانم و فکر می‌کنم که دوستان نیز کم و بیش به آن قائل هستند هم‌گرایی بین نیروهای اصولگرا است.

لزوم همگرایی اصولگرایان استفاده از همان چهره های قدیمی نیست

 


* مشرق- به هر حال در جریان اصولگرایی نیز طیفی از سنتی‌ها وجود دارند که زحمات زیادی در سالهای قبل و بعد از انقلاب کشیده‌اند ولی شاید نسل جدید آشنایی زیادی با آنها نداشته و شاید نیاز به یک بازسازی و حضور افراد جوان در ویترین اصولگرایی باشد...   

چیزی که باید سعی در ترویج آن داشته باشیم این است که اصولگرایان باید با چهره‌ای واحد و همگرایی کامل وارد صحنه بشود. لزوم این هم‌گرایی این نیست که چهره ها همان چهره‌های قدیمی باشند و می‌توان در این همگرایی چهره های جدید را مدنظر قرار داد.  
 
 


نکته بعدی این است که ما یک رویش بزرگ را از نسل جوان انقلابی در دهه گذشته داشتیم که به عنوان مثال اگر سوم تیر و یا 22 خردادی به وجود می‌آید مرهون حضور همین نسل جوان است. در واقع اگر به خاطرات اخیر خود و مقابله به جریان فتنه نگاه کنیم مهمترین سرمایه که توانست جریان فتنه را از کشور جارو کند و به تاریخ بسپارد تا دیگر شاهد حضور فعال سیاسی فتنه‌گران نباشیم، همین سرمایه‌های جوان بود که در نسل گذشته جزو رویش‌های انقلاب بودند.   

هر جریانی که بخواهد نسبت به این نسل جوان بی‌اعتنا باشد قطعاً خلاف اصولگرایی عمل کرده و سرمایه اصولگرایی نیز همین نسل جوانی است که دهه گذشته را در عرصه‌های مختلف مانند انتخابات شوراها، مجلس هفتم، هشتم و دولت‌های نهم و دهم و نه دی شکل داده‌اند.   

*مشرق- خبری از تشکیل این جریان وجود دارد یا خیر؟ چون کلیت این مساله مورد قبول همه است. 

بنده ساکن شیراز هستم و خیلی در جریان تعاملات مرکز تبلیغاتی نیستم.   

* وسائل ارتباطی پیشرفت کرده آقای دکتر و اطلاعات می‌رسد به هرحال...

بله، ولی کماکان جلسات به صورت حضوری برگزار می‌شود. بنده این مقدار می‌دانم که اگر این ظرفیت مغفول شود بزرگترین سرمایه اجتماعی موجود اصولگرایی به فراموشی سپرده خواهد شد. تمام کسانی که داعیه اصولگرایی دارند باید به این مسأله توجه کنند که حتماً انشاءالله توجه خواهند کرد.   

در انتخابات مجلس نهم جریان ناب اصولگرایی اعجاب آفرینی خواهد کرد 

 


* دلیل اینکه اصرار می‌کردم که شما خبری از این موضوع دارید یا خیر، چون سابقه شما به گونه‌ای است که نشان می‌دهد به کار تشکیلاتی علاقمند هستید و هیچگاه کار تشکیلاتی را رها نکرده‌اید، حتی بعد از دوران وزارت خود کانون فرهنگی بصیرت را تشکیل دادید. قاعدتاً اگر این دوستان که نام آنها مطرح شد جلسه‌ای تشکیل دهند شما نیز از آن مطلع خواهید هستید.

چیزی که می‌توانم عرض کنم این است که خوشبختانه هوشیاری در میان دوستان اصولگرا در حال شکل گرفتن است. در این هوشیاری تلاش بر این است که هم‌گرایی حفظ شود و یک توجه ویژه به رویش‌های انقلابی دهه گذشته حاضر در صحنه وجود دارد. این نسل جوان نسلی نیست که به او بگویند کاری را انجام دهد. 

این نسل هم‌اکنون دارای تحلیل و هوشیاری است و افتخار افسری جنگ نرم از سوی رهبری را دارد. قطعاً افسر با سرباز فرق می‌کند. به نظرم این هوشیاری‌ها در حال حاصل شدن است و ما باید تلاش کنیم به همین تفکر پر و بال داده و آن را گسترش بدهیم. فکر می‌کنم اگر قرار باشد در انتخابات مجلس نهم نیز یک پیروزی از جنس پیروزی 22 خرداد داشته باشیم ظرفیت قابل اتکا آن نسل جوان هستند.   

* با توجه به سخنان شما و با توجه به اینکه چند ماهی به انتخابات باقی مانده است، ارزیابی شما از ترکیب سیاسی در مجلس نهم چیست؟   

فکر می‌کنم مجلس نهم نیز مانند سوم تیر یک واقعه غیرقابل پیش‌بینی است. اصولاً در انتخابات مجلس معمولاً 60درصد نمایندگان عوض شده‌اند، پیش‌بینی این است که در دور نهم نیز این تغییرات باشد و حتی برخی پیش بینی می‌کنند تعداد نمایندگان جدید‌الورود به مجلس از دوره‌های گذشته بالاتر باشد.   

فکر می‌کنم همان سرمایه جوان که رویش انقلاب در دهه گذشته بوده‌اند حرف اول را در مجلس نهم خواهند زد و با مقایسه‌ای که انجام دادم در واقع همان جریان ناب اصولگرایی که مورد اشاره شما بود، یک اعجاب‌آفرینی خواهد کرد. البته مخاطراتی نیز وجود دارد که نباید از آنها غافل بود.  
 
مردم در انتخابات مجلس خاطرات اصحاب فتنه و اصحاب سکوت را فراموش نمی کنند

متأسفانه با مشکلاتی که در چند ماه گذشته پیش آمده بخش‌هایی از جریان فتنه‌گر احساس کردند که می‌توانند مجدداً در صحنه سیاسی حاضر شوند که البته این یک اشتباه سیاسی محض است. این گروه با نگاه به جامعه خواهد دید که جامعه هرگاه متوجه شود که فردی به جریان فتنه وابستگی دارد قطعاً به آن اعتماد نخواهند کرد چون جریان فتنه نیز به مردم اعتماد نکرد و در واقع در 8 ماه فتنه‌انگیزی برخلاف منافع کشور موضع‌گیری کرد.    

این دسته حتی اگر با منافق‌گری از سد تأیید صلاحیت نیز عبور کنند مورد اقبال عمومی قرار نخواهند گرفت. عده‌ای نیز در فتنه وجود داشتند که جزء اصحاب سکوت بودند و باید بدانند که این امتیاز مثبتی تلقی نمی‌شود. مردم این خاطره را فراموش نمی‌کنند. روزی که رهبر انقلاب برای دفاع از انقلاب، «هل من ناصر» گفتند افرادی که سکوت کردند برای خود سابقه منفی را قرار دادند که جنس آن در بهترین صورت شبیه جنس سابقه توابین بعد از عاشورا است. البته توابین بعد از واقعه کربلا به شهادت رسیدند تا نشان دهند اشتباه کردند. در حال حاضر ما چنین همتی از این افراد ندیدیم و شاید اگر چنین همتی از خود نشان دهند مورد اقبال مردم قرار گیرند.  
 
با جریان های انحرافی متعددی مواجه هستیم که با یکدیگر معامله می کنند

موضوع بعدی نیز گروه‌هایی هستند که یا به دلیل غرور یا غفلت جریان‌های انحرافی را شکل می‌دهند. البته این جریان‌های انحرافی نیز انواع و اقسام دارد. وقتی تحرکات را با معیارها بسنجیم متوجه می‌شویم کدام جریان انحرافی است. نباید فکر کنیم جریان انحرافی فقط یک جای خاصی است.   

امروزه با جریان‌های انحرافی متعددی روبرو هستیم که ویژگی مشترک آنها توجه به کسب ثروت و قدرت است. چون محور کار این دو مسأله است گاهی اوقات شاهد معاملاتی بین آنها هستیم. این معاملات باعث ضربه زدن به منافع ملی می‌شود و در واقع آرمان‌ها در این میان ذبح خواهد شد.   

* به نظر شما این گروه‌ها رأی‌آوری دارند؟ 

نمی‌خواهم بگویم که این جریان‌ها با فنون و حربه هایی که بلد هستند نمی‌توانند نقش‌آفرینی کنند، ولی می‌خواهم بگویم که آنها با توجه به بصیرت روزافزون مردم، کار مشکلی را پیش رو دارند. البته آنها فضاپردازی خواهند کرد و در مقابل آنها نیز اصولگرایان وظیفه روشنگری دارند. این روشنگری نیز باید مطابق اصول باشد، نه اینکه به بهانه روشنگری خلاف اصول رفتار کنیم.     

* مقداری به عقب برگردیم، زمانی که شما وزیر بهداشت بودید، ظاهراً در نوروز 85 گویا رهبر فرزانه انقلاب که با اتوبوس از مشهد به تهران عزیمت می‌کردند از اورژانس‌های جاده‌ای تقدیر کردند، می‌خواستم این ماجرا را تشریح کنید، و مقداری درباره توصیه‌های رهبری در طول دوران وزارت به شخص خودتان بگویید.   

البته روشن است مسائلی که منصوب به رهبری می‌شود باید از سوی دفتر ایشان اعلام شود. بنده فقط می‌توانم بیان خاطره‌ای انجام دهم که خالی از اشتباه هم نیست.   

یکی از خاطرات خوبی که از ایام وزارت دارم این است که بعد از تعطیلات نوروز 85 یکی از مسوولان دفتر رهبری، با بنده تماس گرفتند و گفتند که آقا از ابتکار اورژانس و استقرار آن در کنار جاده‌ها تقدیر کردند و ما این پیام را به دوستان ابلاغ کردیم.   

فلسفه این کار نیز آرامش‌بخشی بود. به هرحال بسیار سخت است که فرد 24 ساعت در جاده و پشت ماشین بنشیند. این تشویق باعث شد دوستان کار خود را با انگیزه بیشتری انجام دهند.
 
نکته‌ای که می‌توانم از خاطرات دوران وزارتم عرض کنم این است که رهبری خیلی کارشناسانه با مسائل برخورد می‌کنند. بنده ندیدم که سخنی خلاف کار کارشناسی بگویند و یا بر روی آن تأکید کنند. بلکه همواره بر مبنا قرار دادن کار کارشناسی تأکید داشته‌اند. خود ایشان نیز به عنوان یک کارشناس بزرگ راهنمایی می‌کردند. در همین موضوع بهداشت و درمان، تأکیدات ایشان در رسیدگی به محرومین با ریزبینی بود.   

این برای شخص بنده درسی به یاد ماندنی است. در دیداری که سهم هر وزیر در ابتدای مسوولیتش است رهبر انقلاب به من فرمودند که " فکر نکنید شما برای این مسوولیت جوان هستید و جوانی نقطه ضعف است، بلعکس این مسأله می‌تواند نقطه قوتی برای شما باشد." مثالی هم زدند که وقتی خودشان رئیس جمهور شدند در همین سنین بنده بودند.   

معظم‌له فرمودند که جوانی را سرمایه خود کنم و با تلاش و نشاط بیشتری در صحنه حضور داشته باشم. البته ایشان تأکید فرمودند از فضای علمی نیز دور نشوم. باید اعتراف کنم که خیلی نتوانستم به این توصیه عمل کنم.   

بنده گاهی اوقات در بیمارستان حضرت رسول(ص) تعدادی بیمار را معاینه کرده و در مسائل آموزشی دانشجویان شرکت می‌کردم، همین موضوع نیز در کارم مؤثر بود چون وقتی چهره به چهره با مشکلات بیماران می‌شدم بیشتر جو عمومی را درک می‌کردم.  
 
 

به احمدی نژاد گفتم خوشحالم که مسوولیت را از دوشم برداشتید

* آقای دکتر چرا شما از کابینه نهم کنار گذاشته شدید؟ 

من ده‌ها بار پاسخ این سؤال را دادم. دوره وزارت ماندگار نیست. در وزارت بهداشت نیز فردی نبوده که دو بار پشت سر هم وزیر شود. تلقی من نیز این نبود که دور دوم نیز سکان‌دار وزارت بهداشت شوم. بعد از انتخابات دهم، رئیس جمهور بنده را خواستند و گفتند که در بررسی‌ها به این نتیجه رسیده‌ام که تعدادی وزرای کابینه باید از خانم‌ها باشند که یکی از آنها وزارتخانه شماست. به من گفتند مشکلی با این مسأله نداری که من هم تشکر کردم و گفتم خدا پدر شما را بیامرزد(با خنده) و خوشحالم که بار از روی دوش من برداشته می‌شود.   

حقیقتا هم زمانی که خانم دکتر دستجردی معرفی شدند در حدی که می‌توانستم تلاش کردم ایشان رأی خوبی بیاورند. هم‌اکنون نیز برای خانم دکتر آرزوی موفقیت می‌کنم.   

* یعنی شما این تغییر وزرا را در راستای گردش نخبگان می‌بینید؟ 

ما موظف نیستیم که همه‌جا برویم و انگیزه‌های پنهانی را کشف کنیم. چیزی که رئیس جمهور به من گفت همین بود و چیز دیگری نگفتند که مثلاً فلانی من از دست تو ناراحتم یا چیز دیگری، حتی برعکس در آن جلسه مفصلاً با من صحبت کردند که آیا می‌خواهی در جای دیگری کار کنی؟ بنده در آن جلسه عرض کردم که یک شغلی دارم در شیراز به عنوان طبابت و استادی دانشگاه. به همین دلیل شما خودتان را برای پیدا کردن شغل به زحمت نیاندازید.   

* بعد از وزارت بهداشت چه پست‌هایی به شما پیشنهاد شد؟ 

در همان جلسه بود دیگر(با خنده)   

* می‌شود چند مورد را بیان کنید؟
 
ضرورتی ندارد، چون الان یک بندگان خدایی سر آن پست‌ها هستند و خیال می‌کنند من می‌خواهم بروم آنجا (با خنده) بنده به ایشان گفتم با اینکه وزیر نیستم ولی خدمت به نظام جمهوری اسلامی را افتخار خود می‌دانم و هر کاری از دستم بر بیاید برای پایداری نظام و دولت انجام می‌دهم. این موضوع نیز الزام ندارد که حتماً پست سیاسی داشته باشم. آقای رئیس جمهور گفتند روی آن فکر کنید و من هم گفتم که شما نیز روی آن فکر کنید. (با خنده)   
 

حاشیه های دولت دهم بیشتر است/افراد حاشیه ای سردمدار دولت نیستند

* برخی صاحبنظران معتقدند اگر به فضای سیاسی بخواهیم نگاه کنیم ویترین دولت نهم و دولت دهم تفاوت هایی دارد. در ویترین دولت نهم افرادی مانند اژه‌ای، صفار هرندی، الهام و حضرتعالی دیده می‌شدند و در این دولت افرادی نظیر آقایان بقایی، رحیمی، مشایی، ملک‌زاده و دیگران دیده می‌شوند. شما علت این تغییر ویترین را چه می‌دانید؟   

من چیزی که می‌فهمم این است که هم دولت نهم و هم دولت دهم تلاششان بر خدمت‌رسانی و احیای گفتمان انقلاب اسلامی بوده است. البته انکار نمی‌کنم که برای دولت دهم حاشیه‌های بیشتری رقم خورده است. این موضوع که چرا حاشیه‌ها به‌وجود آمده نیز جای بحث دارد. فکر می‌کنم این حاشیه‌ها زحمات وزرا را تحت‌الشعاع قرار داد.   

در دولت وزیری نداریم که در صحنه خدمت‌رسانی و حضور در عرصه های مختلف کاهل باشد. همگی وزرا تلاش سنگینی را انجام می‌دهند، اما این حاشیه‌ها باعث شده زحمات آنها آنطور که شایسته است جلوه نکند. بنده واقعاً نگرانم که این حاشیه‌ها اصل خدمت‌رسانی را تحت الشعاع قرار دهد. این موضوع از دغدغه‌های هر دلسوز انقلابی خواهد بود. ولی فکر نمی‌کنم تلقی عمومی این باشد که این افرادی که نام بردید سردمدار دولت هستند، بلکه در تلقی عمومی این مسائل و افراد به عنوان حاشیه‌های دولت دیده می‌شود که گاهی نیز اصل را تحت الشعاع قرار می‌دهد.   

پاسخ لنکرانی به سخنان باهنر درباره احمدی نژاد

 


* تحلیلی وجود دارد که احمدی‌نژاد سال 84 با احمدی‌نژاد سال 90 تغییراتی کرده است. آقای باهنر نیز گفته احمدی‌نژاد تغییر نکرده بلکه شناخت ما از او کامل‌تر شده. شما چه تحلیلی دارید؟

این موضوع نیز چند جنبه دارد. عده‌ای زیاد نمی‌توانند اینجا صحبت کنند، یعنی کسانی که در انتخابات سال 84 و حتی 88 به احمدی‌نژاد رأی ندادند نمی‌توانند بگویند فلانی از اول به گونه‌ای دیگر بوده است. فکر کسانی که در انتخابات 84 به افراد دیگری نگاه می‌کردند و در انتخابات 88 نیز به همین صورت عمل کردند را نمی‌توان به عنوان فکر جامعه تلقی کرد.   

نکته دوم اینکه همه انسان‌ها عوض می‌شوند. بنده همان لنکرانی سال 84 نیستم و عوض شدم، هم موهایم سفید شده (با خنده) و هم نگاهم تغییر پیدا کرده و تجربه بیشتری پیدا کردم.   

نکته سوم این است که این ظلم به رویش دهه گذشته انقلاب است که بخواهیم آن را منحصر به افراد کنیم. ضمن اینکه نمی‌خواهیم نقش دکتر احمدی‌نژاد را به عنوان پرچمدار احیای گفتمان عدالت کتمان کنیم. ولی باید گفت که این جریان ظرفیت‌های فراوانی دارد و اگر بخواهیم این را به افراد محدود کنیم، در نتیجه باید آنرا با نقاط ضعف و قوت افراد ببینیم که این ظلم به جریان است.

 نسل جوان امروز ما حتی نسبت به نسل جوان زمان جنگ نیز بهتر است. رهبری نیز مقایسه کردند که اگر امروز جنگ شود اطمینان دارم که حضور جوانان برای دفاع از انقلاب برای حضور در جبهه پررنگ‌تر از اول انقلاب خواهد بود.   

به عنوان مثال همین مسأله که جوانان امروز وظیفه خود دانسته در عرصه سایبری حاضر شوند. زمانی که برخی وبلاگ‌ها و وب‌نوشت‌ها را می‌خوانید مایه افتخار است. این موضوعات اتفاقات مبارکی است که اگر بخواهیم آن را منحصر به فرد کنیم از ظرفیت‌های بزرگ غافل می‌شویم. البته پرچم‌داری را نیز نباید فراموش کنیم. بالاخره این اتفاقی بود که آقای احمدی‌نژاد پرچم‌داری آن را به عهده داشت.  
 
 


تکلیفی برای کاندیدا شدن در مجلس ندارم/حضور در مجلس اشکالی ندارد

* با توجه به اینکه شما یکی از اعضای هیأت مؤسس کانون بصیرت هستید و روحیه تشکیلاتی نیز دارید، آیا هم‌اکنون نیز فعالیت سیاسی انجام می دهید؟ چون حرف و حدیث‌هایی وجود دارد مبنی بر کاندیدا شدن شما در انتخابات مجلس و حتی ریاست جمهوری...   

من از وقتی خودم را شناختم، شناخت من همراه بود با حرکت‌های اولیه انقلاب اسلامی. این توفیق را داشتم که از ابتدا همراه جریان روحانیت باشم. این مسأله برای من درس‌آموز بوده است. از ابتدا تلاش داشتم که به تکلیف عمل کنم. در ماجرای وزارت نیز خدا را شکر می‌کنم که تلاشی برای تصدی آن پست انجام ندادم. حتی در جلسه‌ای که در حضور رئیس جمهور و آقای خوش‌چهره بودم تمام بحثم این بود که افراد بهتری برای این پست وجود دارند و اگر شما بگویید همین الان معاونین خود را منصوب می‌کنند، ولی من آمادگی ندارم و خواهش کردم من را وزیر نکنند.   

الان نیز فکر می‌کنم شخصاً تکلیفی ندارم که وارد این صحنه بشوم. افراد علاقه‌مندی وجود دارند که برای این پست‌ها تلاش می‌کنند.(با خنده)   

* پس احتمال کاندیدا شدنتان را کاملاً رد نمی‌کنید؟ 

نمی‌خواهم بگویم حضور در مجلس اشکال دارد ولی بنده وظایف دیگری نیز دارم و در حال تحقیق و پژوهش هستم. در دوران پس از وزارت 60 مقاله ISI ارائه داده‌ام. گمان می‌کنم کارهایی که در حال حاضر انجام می‌دهم کارهای کمی نیست و باید به خودم فشار زیادی بیاورم تا از لذت کار علمی جدا شوم. حقیقتاً داوطلب این کار نیستم.   

* برای ریاست جمهوری نیز برنامه‌ای ندارید؟

آن که به طریق اولی زحمت بیشتری دارد.   

*ولی امکان دارد که اگر احساس تکلیف کنید وارد این عرصه شوید؟ 

چیزی که می‌توانم بگویم این است که داوطلب این کار نیستم.   


* حتی براساس حرفی که درباره رویش‌های دهه اخیر زدید؟ 

من جزو رویش‌های دهه اخیر نیستم و هم‌اکنون 46 سال دارم و به نوعی جزو نسل قدیم محسوب می شوم. امیدوارم خداوند چنین تکلیفی از من نخواهد. معنی این حرف بنده این نیست که اگر کسی کار علمی می‌کند باید از کار سیاسی و اجتماعی فاصله بگیرد. البته با این معنا هم نیست که هرکسی دغدغه نظام دارد به دنبال کار و پست سیاسی برود. 

باید یاد بگیریم بدون "منصب" از نظام دفاع کنیم

تلاشی که در کانون بصیرت دنبال می‌کنیم این است که این تلقی گسترش یابد که افراد با افتخار از نظام دفاع کنند. دفاع از نظام باید عاشقانه و عبادت محسوب شود. گاهی اوقات حواسمان نیست که خداوند چه نعمتی به ما داده است. حمایت از نظام به معنای گرفتن پست نیست، بلکه باید یاد بگیریم بدون منصب از نظام دفاع کنیم.     

* برخی خواص می‌گویند دکتر لنکرانی شیراز با دکتر لنکرانی تهران تفاوت داد. یعنی دکتر لنکرانی شیراز به طیف راست سنتی‌ تمایل دارد. خود شما توضیحی در این‌باره بفرمائید.   

همانطور که در ابتدا گفتم فکر می‌کنم مهمترین وظیفه همه ما این است که حرکت متحدانه‌ای را برای دفاع از نظام اسلامی داشته باشیم. بنده از اتحاد با کسانی که اصل نظام و ولایت فقیه را قبول ندارند حرف نمی‌زنم. ولی همه کسانی که اینگونه نیستند موضوع همکاری هستند. در شیراز و تهران تلاش کرده‌ام به همین مسأله بپردازم.   

احساس می‌کنم برخی دوستان خیلی راحت سرمایه‌های انقلاب را رد می‌کنند و نسبت به آن بی‌اعتنا هستند. فضای عمومی کشور و آنچه مردم را راضی می‌کند نظامی کارآمد و مبتنی بر ارزش‌ها است. این موضوع باید مبنای حرکت ما باشد.   

بنده در تهران مسوولیت سیاسی داشتم و باید افرادی را به عنوان همکار خودم انتخاب می‌کردم و گاهی اوقات دوستان خود را که افراد کارآمدی نبودند کنار گذاشتم، چون کارآمدی همراه تعهّد را می‌خواستم. در نظام نیز کارآمدی به همراه تعهد لازم است و در صحنه سیاسی نیز افراد بدون تعهد در ورطه فساد گرفتار می‌شوند. یعنی نمی‌توان افراد دیگر را غیر متعهد دانست. 

برای مصرف شدن ظرفیت های استان فارس در راستای برخی اهداف انتخاباتی غصه می خورم 

* درباره ماجراهای اخیر استان فارس و رابطه استاندار با جریان حاشیه‌ای دولت نظری دارید؟ 

استان فارس هم‌اکنون از پهناورترین و پرظرفیت‌ترین استان‌های کشور است. قبل از کنگره شهدای شیراز وقتی خدمت رهبری رسیدیم ایشان فرمودند: " استان فارس قله است." اگر قائل به این باشیم که این استان "قله" است باید مطابق با "قله" از ظرفیت‌ها استفاده شود. دعا می‌کنم دولت سریع‌تر تصمیم جدی را برای فارس بگیرد و استانداری را منصوب کند که مطابق با ظرفیت این استان کار کند. امیدوارم استاندار جدید حاشیه نداشته باشد و خدمت‌گذاری را با هیچ چیز معامله نکند و حضورش در استان فارس برای خدمت  باشد.   

خیلی غصه می‌خوریم که بخشی از ظرفیت استان در اختیار این موضوع قرار گیرد که نتیجه انتخابات مجلس چه می‌شود. اگر کسی این اشتباه را انجام دهد به استان ضرر می‌زند و خلاف قانون، شرع و عرف عمل کرده است.   

امیدوارم دولت هرچه زودتر یک استاندار کارآمد برای استان انتخاب کند. البته حرکت‌های تند نیز قابل قبول نیست. باید حواسمان جمع باشد. فضا، فضای کار و کوشش شود. در این بحث‌های سیاسی قالباً روند رو به رشد عدالت و پیشرفت ضربه می‌خورد.   

اگر به سال 84 برگردم به احمدی نژاد می گویم نمی خواهم وزیر شوم

* «دکتر لنکرانی» بیشتر سیاست‌مدار است یا دکتر؟   

اگر از من بپرسند کدام را ترجیح می‌دهی دکتر بودن را خیلی بیشتر ترجیح می‌دهم. هم‌اکنون نیز بیشتر وقتم به جلسات می‌گذرد. البته در عالم سیاست نیز گاهی دکتری نیاز است. نگاهم این است که بیماری در سیاست وجود دارد که برخی از این اتفاقات می‌افتد. سعی می‌کنم گاهی با دید پزشکی به این مسأله نگاه کنم.   

* رابطه تیغ جراحی با برخی از معضلات سیاسی چیست؟ 

جراحی آخرین دواست و باید سعی کنیم کمتر به سراغ آن برویم. یکی از توصیه‌های من به بیمارانم دوری از عمل جراحی است.   

* اگر به سال 84 برگردید وزیر دولت احمدی‌نژاد می‌شود؟ 

باز می‌گویم من نمی‌خوام وزیر بشوم ولی شما به تکلیف خود عمل کنید.(با خنده)   

* درآمد وزارت بیشتر بود یا دکتری؟ 

درآمد من هم‌اکنون خیلی بیشتر است. زمانی که وزیر بودم حقوق استاد تمامی می‌گرفتم ولی حالا به غیر از حقوق استادی حق‌الزحمه ویزیت بیمار را هم دریافت می‌کنم و با اینکه در درمانگاه دولتی هستم حقوقم دو برابر شده است.  

هلو گفتن احمدی نژاد اوقاتم را تلخ کرد/ این روزها کمتر حرف های احمدی نژاد را متوجه می شوم

* نظر شما درباره ساده حرف زدن دکتر احمدی‌نژاد چیست؟ مثلاً استفاده از الفاظی مانند «هُلو»؟
 
از شنیدن آن حرف اوقاتم تلخ شد و گفتم که حرف خوبی نبود که آقای احمدی‌نژاد زد، ولی ایشان را متهم نمی‌کنم که با تعمد این حرف را زده است. می‌دانم چیزی که در دلش بوده را گفته است.   

اما من آقای احمدی‌نژاد را در زمانی که ساده حرف می‌زند می‌پسندم و زمانی که حرف‌های غیرساده می‌زند مقداری قاطی می‌کنم.   

* الان بیشتر حرف‌های احمدی‌نژاد را متوجه نمی‌شوید؟ 

الان درصد حرف‌های غیرساده‌ای که متوجه نمی‌شوم بیشتر شده است.   

* به نظر شما احمدی‌نژاد مشایی را بیشتر دوست دارد یا شما را؟ 

نپرسیدم. شاید اگر این دفعه ایشان را دیدم بپرسم.(با خنده)   

* کدام سریال تلویزیون را دنبال می‌کنید؟ 

هیچکدام. چون معمولاً از حدود 5/4 بعد از ظهر تا 11 شب مریض می‌بینم و وقتی به منزل می‌آیم تا شام صرف شود ساعت 12 شده و فرصت تلویزیون دیدن وجود ندارد.   

*ماهواره‌ می‌بینید؟ 

بله، گاهی اوقات پرس‌ تی‌.وی، الجزیره و... را نگاه می‌کنم. امروز دیگر لزومی ندارد شما حتماً دیش ماهواره داشته باشید تا بیایند و جمعش کنند (با خنده)، بلکه با اینترنت نیز می‌توانید شبکه‌ها را بگیرید.   

* وقتی بیست ساله بودید چه آرزویی داشتید؟ 

در بیست سالگی سال چهارم پزشکی بودم و از آب و گل در آمده بودم. فضای بیست سالگی من با دیگران متفاوت بود و دنبال این بودم که چه تخصصی در رشته پزشکی را بگیرم.   

* به چه کسی گفتید زن می‌خواهید؟ 

مادرم بیشتر این زحمات را می‌کشید. سال 71 ماه‌های آخر دوره دستیاری من بود، به مادرم گفتم ترجیح می‌دهم در همین دوره ازدواج کنم، تا همسرم متوجه می‌شود که من دانشجو هستم و قسمت سخت درسم  گذشته است.   

* اگر هزار متر زمین بگیرید چکار می‌کنید؟
 
بستگی دارد کجا بگیرم و آیا پول ساخت را داشته باشم یا خیر (با خنده). اگر هزار متر زمین در شهر باشد و پول ساخت را داشته باشم دلم می‌خواهد کمکی به افراد بی‌خانمان کنم. ولی فعلاً نه هزار متر زمین را دارم و نه پول ساخت آن را ... 

* خانه شما چند متر است؟ 

هم‌اکنون در خانه سازمانی بیمارستان نمازی ساکن هستم که حدود 130 متر است.  
 
 

طرح تفکیک جنسیتی؛ نباید افراط و تفریط کنیم

* نظر شما درباره طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها چیست؟ 

من فکر می‌کنم ما نباید افراط و تفریط کنیم. در خیلی از موارد ضرورتی وجود ندارد که اختلاط وجود داشته باشد. باید قبول کنیم که اختلاط در مواردی که ضروری نیست نباید باشد. تفکیک این دو خیلی مهم است. باید به اختلاط به عنوان کاری که «اگر ضروری بود انجام شود» نگاه کنیم. البته مواردی نیز وجود دارد که نمی‌توان تفکیک کرد به عنوان مثال خود بنده مراجعه کننده خانم نیز دارم.  

زمانی به یکی از واحد‌های دانشگاه آزاد رفتم که همگی پسر بودند. خود دانشجویان آنجا می‌گفتند درصد قبولی ما در فوق‌لیسانس از واحدهای دیگر دانشگاه آزاد بالاتر است. حکم قطعی را نمی توان برای این مساله داد.   

* فکر می‌کنید جوان موفقی بوده‌اید؟ 

من آرزوهای بیشتری برای خودم داشتم و حتی وقتی در سن 17 سالگی وارد دانشگاه شدم فکر می‌کردم در 46 سالگی به چه مرحله‌ای می‌رسم. درست است که هم‌اکنون استاد تمام هستم ولی دوست داشتم بیشتر از این پیشرفت کنم.   

 

* یکی از سمت‌هایی که رئیس جمهور در جلسه‌ای که فرمودید به شما پیشنهاد کرد رئیس دفتری نبود؟ 

خیر.   

* رئیس میراث فرهنگی؟ 

خیر.   

* رئیس شورای ایرانیان خارج از کشور چی؟ 

خیر.   
 

 
* تا به حال شده بود که آقای احمدی‌نژاد از دست شما عصبانی شود؟ 

بله.   

* چطور برخورد کرد؟ داد و بی‌داد کرد؟ 

نه. بنده خاطره تلخی از این موضوع ندارم. گاهی متوجه می‌شدم که نظر او با من متفاوت است. سابقه نداشت دعوا کنیم.   

* آقای احمدی‌نژاد زیاد عصبانی می‌شوند؟ 

در دوره‌ای که با ایشان همکاری داشتم کم شد عصبانیت او را ببینم.   

ریشه زمین خواری در شیراز به دوران اصلاحات بر می گردد

* نظرتان درباره موضوع باغ‌شهرها و موضوع زمین‌خواری‌های شیراز چیست؟ 

این مساله در شیراز سابقه تاریخی دارد و کار تولیدی در این شهر کمتر شکل گرفته است. انتقاداتی نیز وجود دارد که نوع سرمایه‌گذاری‌ها در استان فارس منجر به تولید نشده است و به همین دلیل بازار زمین و مسکن در شیراز همیشه بازار داغی بوده است. مردم نیز اگر ثروتی به دست می‌آورند وارد کار مسکن و زمین می‌شدند و همیشه شائبه‌ای در این بخش وجود داشته است.   

در دوران اصلاحات اتفاقات تلخی پیش آمد و فرد مسوولی زمین‌های شهری را به اسم خود ثبت کرد. هم‌اکنون مجموعه‌ای که در قصرالدشت شیراز وجود دارد و مدیران استانداری زمان اصلاحات آنجا ساکن هستند یک نقطه تاریک و تلخ است که نیاز به یادآوری دارد که چه اتفاقی افتاده که مدیری در بهترین نقطه شیراز یک آپارتمان با مالکیت شخصی دارد. چون گاهی اوقات خانه سازمانی ساخته می‌شود و مدیر در ایام مسئولیت در آنجا ساکن می‌شود، اما این واحد‌ها به قیمت مفت از پول بیت‌المال فروخته شده است.  
 
به آنها لعنت می فرستم

تلخی اینگونه کارها در یاد من هست و از بین هم نمی‌رود و هرگاه از جلوی این مجتمع‌ها عبور می‌کنم به کسانی که بیت‌المال مسلمین را به یغما بردند لعنت می‌فرستم. این مسأله باید روشن باشد که متهمین اصلی زمین‌خواری مدیران دوران اصلاحات هستند و توقع داریم قوه قضائیه به این موارد رسیدگی کند.  
 
حاشیه های دفتر آیت الله حائری؛ ماجرای باغشهرها؛ فلاحت در فراغت

در حاشیه‌های دفتر امام جمعه وقت شیراز (آیت الله حائری شیرازی) نیز حاشیه‌هایی وجود دارد و بنده در زمان مسوولیتم دعواها و انتقادات جدی با افراد آنجا کردم. انتقادم به دوستانی که پرچم مبارزه با زمین‌خواری را یک سال پیش بلند کردند این بود که چرا نمی‌روید با فردی که امروز همکار خودتان است برخورد کنید؟ چرا وقتی بحث زمین‌خواری پیش می‌آید با فردی که بیشترین سرمایه را از این راه چه در دوره اصلاحات و چه در سال های اخیر انجام داده برخورد نمی‌کنید؟   

نکته سوم اینکه در ماجرای باغ‌شهرها نکته‌ای که رهبری نیز روی آن تأکید داشتند این بود که اگر طرح کلانی برای باغشهرها وجود نداشته باشد به جای تبدیل به فضاهای تنفسی به ادامه زمین‌خواری تبدیل می‌شود. یعنی داخل آنها مسکن‌سازی و ویلاسازی شکل می‌گیرد.   

اینکه ما بتوانیم ظرفیت تولید کشاورزی را بالا ببریم و به طرح آیت‌الله شیرازی که فرمودند "فلاحت در فراغت" برسیم موضوع مهمی است. یعنی ما بتوانیم ظرفیت تولید کشاورزی را با استفاده از اوقات فراغت بالا ببریم. مخالفتی با این طرح وجود ندارد. چیزی که مشکل‌ساز خواهد بود این است که به بهانه "فلاحت" کسی بیاید و ویلاسازی و زمین‌خواری کند.   

ضمناً براساس خط مشی رهبری نیز انتصاب به افراد کسی را از پاسخگویی مبرا نمی‌کند. حتی خود آیت‌الله حائری شیرازی نیز نامه‌ای نوشتند که اگر کسی از منسوبین به من خطا کرده با او برخورد کنید. ما این را یک افتخار برای آیت‌الله حائری می‌دانیم. اگر خلاف این عمل شود نقطه ضعف محسوب می‌شود. نباید کسی به دلیل پست سیاسی و انتساب به اشخاص برای خود حاشیه امنی تصور کند. قوه قضائیه این موضوع را قبول ندارد و آیت‌الله لاریجانی نیز گفته‌اند که خط قرمزی برای برخورد با فساد وجود ندارد.   

* به عنوان آخرین سؤال آیا سریال ساختمان پزشکان را می‌بینید؟ 

بنده فرصت چنین کاری را ندارم.   
 
* سوال های بیشتری داشتیم اما عازم جلسه ای هستید و ما هم بیشتر از این مزاحم نمی شویم. با تشکر ...
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم تیر 1390ساعت 12:19  توسط مریدان امام خامنه ای  | 

افشاگری در سایپا

سایت شفاف نوشت: نعمت الله پوستین دوز که کمتر از دو سال است با حمایت های جدی رئیس دفتر رئیس جمهور مدیر عامل این شرکت بزرگ خودروسازی است در این مدت دست به اعمالی زده است که جدا از کارشناسان و دلسوزان بیرونی، کارکنان و کارشناسان این شرکت نیز به ستوه آمده و دست به افشاگری زده اند./ در این افشاگری اطلاعاتی پیرامون انتصابات فامیلی مدیر عامل سایپا، سوء تدبیر در اداره شرکت های تابعه و .... به چشم می خورد.

به گزارش شفاف؛ جمعی از کارکنان گروه خودروسازی سایپا طی روزهای اخیر مواردی را از فعالیت های خاص مدیر عامل فعلی گروه خودروسازی سایپا افشا کردند.

نعمت الله پوستین دوز که کمتر از دو سال است با حمایت های جدی رئیس دفتر رئیس جمهور مدیر عامل این شرکت بزرگ خودروسازی است در این مدت دست به اعمالی زده است که جدا از کارشناسان و دلسوزان بیرونی، کارکنان و کارشناسان این شرکت نیز به ستوه آمده و دست به افشاگری زده اند.

جمعی از کارکنان شرکت بزرگ خودروسازی سایپا که دارای درآمدی افسانه ای است از آنجا که در مدیریت به سبک مدیران فعلی این شرکت انتقادپذیری هیچ جایگاهی نداشته و پاسخ انتقاد کارشناسان تنبیه و توبیخ و اخراج است، با انتشار مطلبی خطاب به مسئولان نهاد های نظارتی و ارسال آن برای بعضی از مدیران نظارتی و صنعتی دست به افشاگری زدند.

در این افشاگری با اشاره به ساز و کاری که موجب مادام العمر شدن مدیریت در این شرکت شده است، اطلاعاتی پیرامون انتصابات فامیلی مدیر عامل سایپا، سوء تدبیر در اداره شرکت های تابعه و .... به چشم می خورد.

به جهت حفظ امانت در انعکاس این افشا نامه متن این افشاگری در ذیل می آید:

«بسمه تعالی»
«العدل اساس الملک»

احتراما به استحضار می رساند گذشته از واگذاری غیر قانونی شرکت سایپا که متاسفانه با سکوت خبری نهادهای نظارتی روبرو شده و باعث مادام العمر شدن مدیریت در این شرکت و عدم پاسخگویی به نهادهای نظارتی تحت عنوان خصوصی سازی! شده موارد ذیل به عنوان مصداق کوچکی از تخلفات آشکار و بدون بررسی جناب آقای پوستین دوز می باشد به حضور تقدیم می گردد. خواهشمند است پس از مطالعه در صورتی که درد دین، انقلاب و انسانیت دارید بررسی نموده و دستور اقدام مقتضی صادر فرمایید.

1) حوزه انتصابات توسط آقای خاص:

رضا رحیم مشایی (پسر رئیس دفتر رئیس جمهور): رئیس امور اداری شرکت کارکنان سایپا
آرش کوشا (برادرزاده رئیس دفتر رئیس جمهور): مدیر عامل باشگاه سایپا
محمد ش.. (پسر ... مجلس): مدیر ارتباطات
علی ک... (پسر ... مجلس): کارشناس ارشد

تبصره: خود جناب آقای پوستین دوز توسط آقای موسوی مدیر عامل سابق سایپا یدک و از دوستان و مشاوران ارشد آقای خاص منصوب شده است.

2) حوزه انتصابات قوم و خویشی:

علیرضا پویان مهر (فامیلی عوض شده/برادر آقای پوستین دوز): بیزینس من و عضو سایپا چین
امیر حسن امیری (خواهرزاده آقای پوستین دوز): قائم مقام بازاریابی و فروش سایپا
ظهیر امیری (خواهرزاده آقای پوستین دوز): قائم مقام استراتژیک سایپا
کمیل امیری (خواهرزاده آقای پوستین دوز): قائم مقام ارتباطات زامیاد
اشکان جوادنیا (باجناق آقای پوستین دوز): قائم مقام ارتباطات سایپا
شهروز پوستین دوز (برادرزاده آقای پوستین دوز): رئیس توسعه مدیریت سایپا
شهرام پوستین دوز (برادرزاده آقای پوستین دوز): رئیس امور مشتریان فروش سایپا

تبصره: ضروری است یاد آور شویم بیش از 150 نفر با فامیلی پوستین دوز و امیری در رده های کارمندی و کارشناسی در استخدام شرکت سایپا می باشند.

3) تصمیمات غیر مهندسی و غیر مدیریتی:
- جناب پوستین دوز در تاسیس بدون علم و بررسی کارخانه ساخت دینام و لوازم برقی و ... در مرزن آباد چالوس که محل زندگی و تولد آقای پوستین دوز می باشد نقش محوری داشته ولی ظاهرا فراموش نموده که در جاده چالوس تردد کامیون ممنوع است و اجناس تولیدی آن کارخانه چگونه به تهران و سایر شهرستان ها می رسد!

- آقای پوستین دوز که پس از بازدید مقام معظم رهبری از نمایشگاه صنعت خودروسازی هیچ جوابی برای تولید خودروهای بی کیفیت نداشت ،هجوم بی سابقه ای به شرکت پارس خودرو (از زیرمجموعه های سایپا) آورده و قدیمی ترین و با کیفیت ترین خودروساز کشور که تیراژ تولید آن با نیروی کمتر از سایپا بیشتر می باشد را با تغییر دو مدیر عامل به ناکجاآباد کشاند و قصد ادغام فروش این شرکت را در فروش سایپا که خواهرزاده ایشان در آنجا مشغول است دارد تا خلا محصول بی کیفیت پراید را با محصولاتی نظیر تندر، مگان و ماکسیما پر کند و با نگرانی از اینکه پارس خودرو قطب سوم خودروسازی نشود فشارهای زیادی را بر این شرکت وارد نمود که نمونه آن پلمپ دفتر حراست پارس خودرو با 8000 نفر پرسنل بود.

- آقای پوستین دوز بدلیل عدم مدیریت صحیح بر روی شرکت زامیاد (از زیر مجموعه های سایپا) با تصمیم غلط و بر خلاف عرف بازار بین الملل بجای رفع مشکلات خودروهای نیسان وانت و ارتقا و تولید یا وارد نمودن محصول جدید فروش زامیاد را نیز با سایپا ادغام نمود و خودروهای آن را با پرداخت 3 میلیون تومان و مابقی اقساط به فروش رساند غافل از اینکه وصول مطالبات و مانده بدهی مشتریان را چه کسی نقد می کند و نیز با این عمل تمام مشکلات زامیاد را بر فروش سایپا سرازیر کرد.

-آقای پوستین دوز با دستور مستقیم خود در جمع آوری دفاتر منطقه ای سایپا در استانهای مختلف نقش فعالی داشته و بر خلاف دستور صریح رئیس جمهور مبنی بر تمرکز زدایی از تهران در حالی که دولت صراحتا با سیاست تشویقی کارکنان خود را به شهرستان ها منتقل می کند تمام دفاتر منطقه ای را در تهران متمرکز نموده که مشتریان بیچاره و نمایندگان سایپا جهت جزیی ترین امور باید از شهرستان به تهران مراجعه نمایند.

- جناب پوستین دوز به جای خرید غیر قانونی سایپا به این نکته فکر نکرده که 4 سال است خودروی پراید در هیچ جای دنیا تولید نمی شود ولی ایران و شرکت سایپا به جای استفاده و مدیریت بر تولید داخل، قطعات یدکی این خودرو را از خارج وارد می کند.

- جناب پوستین دوز به جای اطاعت از فرمایش مقام معظم رهبری مبنی بر تولید خودروی با کیفیت تعداد زیادی خودروی پراید بدون ای بی اس و ایربگ تولید نموده و با ایجاد اهرم فشار بر نیروی انتظامی با مانور دادن روی موضوعات واهی از جمله اعتصاب کارگران و خواب سرمایه ای بالا و البته بر خلاف قانون شماره گذاری سعی در پلاک شدن خودروهایی دارد که جان تعداد زیادی از هموطنان عزیزمان را می گیرد و حاضر نیست از سود پایان سال خود و هیات مدیره دست بردارد.

- جناب پوستین دوز با تدبیری ناشایست خودروهای تیبای بدون ایربگ را فقط با سنسور ایر بگ که نشاندهنده روشن و خاموش شدن چراغ ایربگ باشد و با کیت خالی ایربگ تحویل مشتریان داده و زمان تصادف وقتی ایربگ عمل نکرد مشخص می شود که چه جنایتی صورت گرفته است!

جمعی از پرسنل گروه خودروسازی سایپا
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم خرداد 1390ساعت 10:54  توسط مریدان امام خامنه ای  | 

افشاگری آیت ا... نمازی مشائی

به آقای مشایی گفتند شما که می خواهی رئیس جمهور شوی صلاحیت شما را شورای نگهبان باید تأیید کند و آیت الله جنتی بسیار قاطع است و شما را رد صلاحیت می کند که مشایی گفته تا دو سال دیگر آیت الله جنتی نیست و مقام معظم رهبری هم نیست که باعث رد صلاحیت بشوند !!!

اشتباه این افراد و شخص رئیس جمهور این است که فکر می کنند آراء 24 میلیونی مال خودشان است.

متن بدون سانسور ناگفته های آیت الله نمازی (اکثر سایت های رسمی با سانسور منتشر کرده اند)

در حاشیه درس خارج فقه درباره انحرافات و جریانات اخیر کشور

نکته ای را میخواهم عرض کنم که باعث نگرانی بزرگان نظام و مقام معظم رهبری است و شاید مردم هم کم و بیش در جریان باشند اما فکر می کنم عامه مردم که مشغول زندگی روزمره هستند خیلی اشرافی به این مسئله نداشته باشند ولی آگاهی دادن از طرف اهل علم و ائمه جماعات و جمعه لازم است. آن چیزی که ما احساس می کنیم و پیش بینی می کنیم این یک تهدید جدی برای سلامت و امنیت کشور و برای مسائل ارزشی و اعتقادی است. این جریان نقطه محوری باورهایشان به ظاهر این است که می گویند ما در زمان غیبت احتیاجی به واسطه بین خلق و امام زمان سلام الله علیه نداریم قرآن هست روایات هم هست و ما می توانیم با امام زمان ارتباط برقرار کنیم. این همان جمله ای است که امام حنفی، ابوحنیفه گفتند حسبنا کتاب الله و این دقیقا در تضاد با مکتب اهل بیت است. مکتب اهل بیت این است که چه در زمان ظهور و چه در زمان غیبت خلق راهی برای ارتباط با ذات اقدس ربوبی جل و علی جز باب ولایت ندارد. راه همان صراط مستقیم است که تفسیر به ولایت شده است ولایت علی بن ابیطالب و یازده فرزندش و در عصر غیبت ولایتی که منشعب است از ولایت کبرای الهیه و آن ولایت فقهای عدول است و هر کسی به هر راه دیگری برود ضال است. این تفکر در مقام حذف ولایت است در نتیجه در مقام حذف روحانیت است اگر بتوانند که انشاءالله نمی توانند می خواهند حذف کنند. این باب گشوده شده از سوی اهل بیت که باب ولایت فقیه است و اگر نتوانند حداقل آن را ضعیف و منزوی بکنند و برای رسیدن به این هدف دارند تمهید مقدمات می کنند برای تصرف مراکز قدرت که عبارت است از مجلس و دولت و گزارشات موثقی که هست حاکی از این است که اینها پول هایی با ارقام نجومی که برای ما قابل تصور نیست و در هفته های اخیر چند نفر را دستگیر کردند که این ها جزء ارباب جمعی رئیس دفتر رئیس جمهور هستند. شخصی به نام غفاری و چند نفر دیگر و یکی هم شخصی است در لباس روحانیت به نام امیری فر که در تهران آن مجمع روحانیت ولایی را تشکیل داده که وصل به رئیس دفتر رئیس جمهور است که ایشان هم دستگیر شده است. این ها در اعترافات خودشان چیزهای تکان دهنده ای را بازگو کردند مفاسد اقتصادی با ارقام بالا. این آقای غفاری کسی است که با رمل و جن و جن گیری و این حرفا سر و کار دارد و این قدرت تصرف را هم از راه اهانت به مقدسات به دست آورده است. می دانید که مرتاض های هندی ریاضت های خلاف شرع دارند و به این قدرت می توانند دست پیدا کنند که این غفاری هم گفتند که همین طور است و به قرآن اهانت کرده است که تعبیر آن را نمی توانم بیان کنم و خود شما متوجه می شوید که منظور چیست مانند هتک قرآن و تنجیس قرآن. بعضی بزرگان گفتند که الآن در آمریکا هم این مسائل را دارند و سازمان نظامی دارند که کارهایشان را با سحر و جن و ... انجام می دهند. الآن کشورهای اروپایی هم رو به این مسئله آورده اند.

غرض این است این مسائل سابقاً وجود داشته است و الآن هم بعضی ها به مقاماتی می رسند که قدرت تصرف را دارند. به هر تقدیر رئیس دفتر رئیس جمهور مراکز قدرت نظام را در اختیار خودش گرفته مثلاً در کمیسیون فرهنگی دولت طبق روال جاری رئیس کمیسیون باید رئیس فرهنگ و ارشاد اسلامی باشد ولی خارج از ضابطه ایشان رئیس کمیسیون هستند و تمام بودجه های فرهنگی کشور را در دست  دارد. قلم دیگرش کارخانه ایران خودرو را تحت نفوذ خودشان درآوردند با میلیاردها تومان سرمایه. کارخانه سایپا را هم در صدد بودند که گزارش شد خدمت مقام معظم رهبری و ایشان وارد شدند و دستور پیگیری دادند. یک چیزی را ساختند به عنوان ایرانیان خارج از کشور و بودجه هایی را خارج از ضوابط به آن تخصیص دادند. در جزیره کیش این ها با یک خانواده ای قرارداد بستند که یک میلیون تومان هم پول نداشته است و پول ها را هم گرفتند و به خارج فرار کرده اند و همین ساختمان سران کشورهای غیر متعهد که در اصفهان قرار بود ساخته شود با هزینه دویست میلیارد تومان. ما بررسی کردیم دیدیم که قرار بود در کیش ساخته بشود اما اختلاف داشته اند بین کیش و اصفهان و شیراز و مسئله را به مقام معظم رهبری ارجاع می دهند که ایشان اصفهان را انتخاب میکنند بعد فهمیدیم که بردند در کیش و  هزینه اصلی هم چهارصد میلیارد تومان است و در کیش هم مشغول شدند و ما از دوستان خواستیم که در مجلس ببیند این بودجه کجا تصویب شده است. از آقای لاریجانی سؤال کردند و ایشان اظهار بی اطلاعی کردند و گفتند این بودجه دست ما نیست بعد معلوم شد چند نفر در ریاست جمهوری هستند که تصمیم گیرنده هستند. وزارت نفت را هم که اخیراً وزیر ندارد دست این هاست و موارد مشابه. با این پول های نجومی  دارند زمینه موفقیت افرادی را که خودشان می خواهند فراهم می کنند. با بعضی نمایندگان صحبت کردند که تمام هزینه هایشان را تأمین می کنند و همین شیخ امیری فر و در اعترافاتش گفته که به ما گفتند نگران پول نباشید. این ها قبلاً جزؤ جامعه وعاظ تهران بودند و این مسائل که پیش آمد جدا شدند و تشکیلاتی را درست کردند با عنوان روحانیت ولایت مدار حالا این ولایت ولایت چه کسی است؟ و پول های کلانی هم به روحانیونی که عضو بودند داده می شد.

آقا فرمودند همه عوامل را دستگیر کنید کسانی که نیروهای عملیاتی این طرح هستند و فرمودند با قوت بازجویی کنید و بررسی کنید اما حساب رئیس جمهور را جدا کنید. مشایی در جلسه ای گفته بود ما فکر نمی کردیم رهبری این قدر قاطع و محکم روی مسئله بایستند. در قضیه وزیر اطلاعات، وزیر گزارشاتی داده بود خدمت آقا که این ها چه کسانی هستند و قصدشان چسیت و تنها راه را در برکناری وزیر دیده بودند و آقا متوجه بود و این قضیه از شش ماه قبل گزارش شده بود به آقا که به فریاد اطلاعات برسید که این ها در حال توطئه هستند اگر خاطرتان باشد چهار پنج ماه قبل آقا خودشان رفتند وزارت اطلاعات که به دنبال همین گزارش بود. آقای مصلحی یک جلسه داخل سازمانی تشکیل داده بود و برای کادر اطلاعات مطالبی را گفته بود و یک آقایی به نام عبداللهی که رئیس ستاد اطلاعات بوده در صحبت ها پارازیت ایجاد می کرده که نه آقا اینجوری نیست و وزیر اطلاعات بعد از جلسه حکم عزل ایشان را صادر می کند این هم عنصر نفوذی دفتر رئیس جمهور بوده است که بعد از این آقای رئیس جمهور  آقای مصلحی را احضار می کند که چرا ایشان را بدون هماهنگی من برداشتی؟! آقای مصلحی می گوید که من وزیرم و این شخص از کارمند من می باشد و رئیس جمهور هم میگوید که شما یا استعفا بدهید یا من عزلتان می کنم و آقای مصلحی هم استعفا می دهد. خبر که به آقا می رسد ایشان آن حکم را صادر می کند. البته قبل از حکم به خاطر این که مسئله رسانه ای نشود شخصاً در چند سطر خطاب به رئیس جمهور می نویسند که آقای مصلحی باید در جای خودش ابقا بشود و خود آقا هم این نوشته را که دست نویس بوده در پاکت گذاشته و در پاکت را می چسبانند و یکی از اعضای دفتر به دست رئیس جمهور می رساند. رئیس جمهور می پرسد که نامه چیست؟ اظهار بی اطلاعی می کنند و وقتی نامه را باز می کنند میخوانند و می گویند: خب این مسئله که تمام شده است! گزارش را که به آقا می دهند آقا مطلع می شوند و حکم را صادر می کنند. در اولین جلسه ای که هیئت دولت در کردستان بودند آقای مصلحی شرکت نمی کنند. در اولین جلسه در تهران آقای مصلحی با مشورت دفتر به قم سفر می کنند ولی در جلسه دوم هیئت دولت شرکت می کنند. رئیس جمهور که وارد جلسه می شود به احترام آقای حائری که درس اخلاق گفتندچند دقیقه ای می نشیند و بعد با اجازه آقای حائری جلسه را ترک می کند و از طریق یکی از اعضای دفتر آقای مصلحی را صدا می کنند و می پرسد که شما چرا شرکت کردید؟ آقای مصلحی می گوید دستور آقاست. رئیس جمهور میگوید شما به مسائل بین من و آقا کاری نداشته باشید و خودتان را درگیر این مقوله نکنید. آقای مصلحی از جلسه هیئت دولت خارج می شود و در نهایت خبر به آقا می رسد و آقا محکم می گویند که آقای مصلحی حتماً باید در جای خوشان باشند و به همین دلیل مشایی گفته بود که ما احتمال نمی دادیم که آقا این قدر محکم بمانند و آقا هم که گفته بودند من تا آخر پای این مسئله می ایستم منتها با حفظ آرامش کشور در حالی که اوضاع منطقه مانند مصر و لیبی و بحرین و عربستان به این صورت است باید طوری رفتار کرد که هم این فتنه مهار و کنترل بشود توسط وزارت اطلاعات و دستگاه قضایی و هم آرامش کشور پابرجا باشد. در یک ملاقاتی که سران سه قوه حضور داشته اند آقا می فرمایند که رئیس جمهور باید حفظ بشود به دلیل زحمات و خدمات مختلفی که انجام دادند مانند مسکن و هسته ای و ... فلذا به شخص ایشان در خطبه ها و سخنرانی ها چیزی گفته نشود ولی جریان انحرافی باید برای مردم روشن بشود که اینان درصدد در دست گیری قوه مقننه و نتیجتاً قوه مجریه است چون کابینه را مجلس رأی می دهد.

( در جواب سؤال یکی از حضار: )

به آقای مشایی گفتند شما که می خواهی رئیس جمهور شوی صلاحیت شما را شورای نگهبان باید تأیید کند و آیت الله جنتی بسیار قاطع است و شما را رد صلاحیت می کند که مشایی گفته تا دو سال دیگر آیت الله جنتی نیست و مقام معظم رهبری هم نیست که باعث رد صلاحیت بشوند. حالا نمی دانیم در ارتباط با جن این چیزها را فهمیده اند یا چیز دیگریست.‌

البته حرفها زیاد است و من خواستم که آقایان در جریان امور باشند بدون این که اسمی از رئیس جمهور برده شود این جریان انحرافی را برای مردم روشن کنید که اگر قرار شد در آینده برخوردی صورت بگیرد مردم کاملاً توجیه باشند به خصوص در انتخابات ستادهایی را تشکیل داده اند در استان ها فراخوانی کرده اند از مراکز شهرها و از اعتبار و حیثیت رئیس جمهور استفاده می کنند و این ها می خواهند یک جریان ثالثی در خط سیاسی کشور ایجاد کنند یعنی اصلاح طلب ها و اصول گراها و یک خط میانه ای به عنوان خط رئیس جمهور. اشتباه اینها و شخص رئیس جمهور این است که فکر می کنند آراء 24 میلیونی مال خودشان است و حتی در جلسه ای گفته بوده است که شش میلیون از آراء من به خاطر حمایت آقا کم شده است و الا آراء من سی میلیون بوده است. اصل تبیین این توطئه ای که در کار است این است که ما در این زمان احتیاجی به حلقه وصل بین امام زمان و مردم نداریم و خودمان می توانیم ارتباط برقرار کنیم و حذف جایگاه روحانیت و ولایت فقیه از مقاصد این جریان است.

"والسلام عليكم و رحمه‌الله و بركاته" / منبع خبر : سایت آیت الله نمازی

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد 1390ساعت 12:40  توسط مریدان امام خامنه ای  | 

فائزه تا حالا مودبانه حرف نزده

فائزه هاشمی: اصلا قبول ندارم که آقای هاشمی، یار آقای خمینی بودن و از این حرفا، بلکه میگم همراه امام بودن و به ایشون کمک کردن..."!

به گزارش جهان، سید محمد هادی طباطبایی برادر مدیرمسئول نشریه نسیم بیداری که اخیرا این نشریه مصاحبه ای با فائزه هاشمی داشته است، در وبلاگ خود "وبلاگ گوشه نشین" خبر داده که فائزه هاشمی در تماسهایی با این نشریه به استفاده از برخی کلمات در متن مصاحبه اعتراض کرده و خواستار عذرخواهی این نشریه شده است.

بر اساس آنچه که سید محمد هادی طباطبایی در وبلاگ خود نقل کرده، فائزه هاشمی در اعتراض به بخش هایی از متن مصاحبه اش گفته است: از قول من نوشته شده "مقام معظم رهبری"، من اصلا توی عمرم اینو نگفتم، همیشه میگم آقای خامنه ای! اصلا این برای من خوب نیست که از زبون من بنویسن مقام معظم رهبری، این حرف من نیست و اصلا به ادبیات من نمیخوره..."

فائزه هاشمی در بخش دیگری از سخنان خود افزوده است: "از قول من نوشتن که "آقای هاشمی، یار امام بوده"، درحالی که من اصلا به آقای خمینی نمیگفتم امام، همیشه میگفتم و الان هم میگم آقای خمینی؛ و اصلا قبول ندارم که آقای هاشمی، یار آقای خمینی بودن و از این حرفا، بلکه میگم همراه امام بودن و به ایشون کمک کردن..."!

به گفته این مدیر نشریه نسیم بیداری، فائزه هاشمی رفسنجانی از این نشریه خواسته بود که هرچه زودتر اصلاحیه ای به خبرگزاریها و سایتها و روزنامه ها ارسال کنند تا آبروی "فائزه" نرود!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 11:34  توسط مریدان امام خامنه ای  | 

مشائیسم و احمدی نژاد

 

از ابتدای حضور اسفندیار خان در کنار دکتر احمدی نژاد این هشدار از سوی دوستداران نظام برای رئیس جمهور مردمی بود که خطری بزرگ و فتنه ای عظیم از سوی جریان منحرف دولت در حال شکل گیری می باشد

ولی متاسفانه انگار مهره ماری از سوی ایشون به آقای دکتر نشون داده شده بود که رئیس جمهور مسخ شده و حتی ایشان را به سمت های بزرگی گماردند.

هفته گذشته خبر برکناری ایشون باعث خوشحالی دلسوزان و البته تامل گردید.

آیا مشائی قصدی برای شرکت در انتخابات مجلس نهم دارد؟

این سوال در ذهن دلسوزان شکل گرفت اما اظهارات دبیر جامعه وعاظ ولائی نشان داد این طیف همچنان در دولت همه کاره هستند و حتی در اقدامی همسو با جریان فتنه  شروع به تخریب مطهری زمان نمودند .

لذا از رئیس جمهور انقلابی و مومن به عنوان جوانان این مرز و بو.م خواهان رسیدگی هستیم. و این انتظار را داریم که نگذارند دل دلسوزان انقلاب همچون دوران اصلاحات خون شود.

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم اردیبهشت 1390ساعت 16:35  توسط مریدان امام خامنه ای  | 

شیعه و پرداخت هزینه کشتار بحرین!!!!!

 

دیروز بحثی مابین من و یکی از دوستان که علاقه شدیدی به زیارت حرم امن الهی داشت رخ داد که ماحصل آن را  برای شما مینگارم

در اینجا به دوستم اسم مستعار عبد ا... را می دهم.

عبدالله: ای کاش قسمت ما می شد بریم مکه و مدینه

من: برای چی؟

عبدالله: آخه حرم امن الهیه، میگن دعا مستجابه

من: خوب قلب تو هم میتونه حرم امن الهی باشه

عبدالله: درسته ولی مکه چیز دیگه ایه

من:  بله ما هم منکر این مطلب نیستیم. ولی میگن رفتن به عمره مستحبه ولی تبری از فروع دینه. اگه من و تو پولهامونو امروز به دهان این رژیم سفاک بریزیم اونها هم جیبهاشون پرپول میشه و اقدام به نسل کشی شیعیان و قرآن سوزی و... در بحرین میکنن.

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم اردیبهشت 1390ساعت 16:30  توسط مریدان امام خامنه ای  | 

آقای ضرغامی لطفاَ آهسته بخوانید...

آقای ضرغامی لطفاً این متن را آهسته بخوانید تا نشنوند آنهائی که رفتند  تا ما و شما بمانیم. هرچند که می بینند.

آقای ضرغامی اینجا جمهوری اسلامی ایران است(کلمه اسلامی آن را با دقت و تاکید فراواند بخوانید)

شما مسئول صدا و سیمای آن هستید. پس از برگزاری مسابقات آسیایی گوانگجو و نمایش صحنه های کذایی از مراسمات اهدای مدال ، پیش خود گفتیم اشتباهی است و این از معضلات پخش زنده آن هم از آن سوی مرزها می باشد و صدا و سیما توانسته است بهترین روش را برای حفظ هویت اسلامی ایرانی ما انتخاب نماید.

با این افکار خود را قانع نمودیم.تا رسیدیم به نوروز 90!!!!!!

آری همین نوروزی که در آن هستیم.

برنامه قبل از تحویل سال  را با حضور آقای (ی .ک) تکواندو کار برتر ندیدید.؟ وضعیت و حجاب همسر ایشان را می گویم. شاید این وضع در سطح جامعه تقریباً معمولی شده باشد ولی آیا حضور ایشان در تلویزیون جمهوری اسلامی  به مثابه الگو سازی برای زن مسلمان ایرانی نمی باشد؟؟؟ آیا اینکه خود ایشان گهگاهی کناره های کلاه خود را پائین بکشد تا لااقل گوشهایش پیدا نشود.آقای ضرغامی اینجا جمهوری اسلامی است و شما مسئول صدا و سیمای آن

آقای ضرغامی آهسته بخوانید چونکه شهدای ما گفتند خواهرم حجاب تو کوبنده تر از خون شهیدان است.

جواب همرزمان خود را چه خواهید داد؟؟؟

و یا مگر نه اینکه شهدای ما رفتند تا بماند آرمان مهدویت؟؟؟؟

پس چرا فیلمی با عنوان کارآگاه دی پخش می شود نبرد و درگیری در آن به اوج می رسد.(تا اینجای قضیه طبیعی و جزو فیلم های اشانتیون شرق آسیاست) اما جالب آخر فیلم است که کارآگاه  ملکه را امپراطور عدالت گستر در سراسر عالم و شمشیر او را شمشیر عدالت می خواند و .....

آیا این زمینه سازی برای ظهور است؟؟؟؟ آیا در جایی که سینمای هالیوود مهدویت را نشانه رفته است ما باید با فیلم های خمورد دار و اشانتیون چینی همسو با هالیوود گردیم؟؟؟

آقای ضرغامی فاین تذهبون؟

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم فروردین 1390ساعت 12:58  توسط مریدان امام خامنه ای  | 

آقای ضرغامی لطفاَ آهسته بخوانید...

آقای ضرغامی لطفاً این متن را آهسته بخوانید تا نشنوند آنهائی که رفتند  تا ما و شما بمانیم. هرچند که می بینند.

آقای ضرغامی اینجا جمهوری اسلامی ایران است(کلمه اسلامی آن را با دقت و تاکید فراواند بخوانید)

شما مسئول صدا و سیمای آن هستید. پس از برگزاری مسابقات آسیایی گوانگجو و نمایش صحنه های کذایی از مراسمات اهدای مدال ، پیش خود گفتیم اشتباهی است و این از معضلات پخش زنده آن هم از آن سوی مرزها می باشد و صدا و سیما توانسته است بهترین روش را برای حفظ هویت اسلامی ایرانی ما انتخاب نماید.

با این افکار خود را قانع نمودیم.تا رسیدیم به نوروز 90!!!!!!

آری همین نوروزی که در آن هستیم.

برنامه قبل از تحویل سال  را با حضور آقای (ی .ک) تکواندو کار برتر ندیدید.؟ وضعیت و حجاب همسر ایشان را می گویم. شاید این وضع در سطح جامعه تقریباً معمولی شده باشد ولی آیا حضور ایشان در تلویزیون جمهوری اسلامی  به مثابه الگو سازی برای زن مسلمان ایرانی نمی باشد؟؟؟ آیا اینکه خود ایشان گهگاهی کناره های کلاه خود را پائین بکشد تا لااقل گوشهایش پیدا نشود.آقای ضرغامی اینجا جمهوری اسلامی است و شما مسئول صدا و سیمای آن

آقای ضرغامی آهسته بخوانید چونکه شهدای ما گفتند خواهرم حجاب تو کوبنده تر از خون شهیدان است.

جواب همرزمان خود را چه خواهید داد؟؟؟

و یا مگر نه اینکه شهدای ما رفتند تا بماند آرمان مهدویت؟؟؟؟

پس چرا فیلمی با عنوان کارآگاه دی پخش می شود نبرد و درگیری در آن به اوج می رسد.(تا اینجای قضیه طبیعی و جزو فیلم های اشانتیون شرق آسیاست) اما جالب آخر فیلم است که کارآگاه  ملکه را امپراطور عدالت گستر در سراسر عالم و شمشیر او را شمشیر عدالت می خواند و .....

آیا این زمینه سازی برای ظهور است؟؟؟؟ آیا در جایی که سینمای هالیوود مهدویت را نشانه رفته است ما باید با فیلم های خمورد دار و اشانتیون چینی همسو با هالیوود گردیم؟؟؟

آقای ضرغامی فاین تذهبون؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم فروردین 1390ساعت 12:46  توسط مریدان امام خامنه ای  | 

امام جمعه ما ... بصیرت ..... بصیرت

فوری          فوری         فوری        فوری   

متاسفانه دیروز در خطبه های نماز جمعه اصفهان ، آیت ا... طباطبائی نژاد هم به جمع بی بصیرتان پیوست.

ایشان در خطبه های نماز جمعه سعی در تبرئه هاشمی بی بصیرت و خارج از خط ولایت داشت که با اعتراض مردم شهر روبرو شد.

لازم به ذکر است مردم پس از نماز جمعه مقابل دفتر ایشان تجمع نموده و خواستار بازگشت همراه با بصیرت نامبرده شدند.

ایشان در حین خطبه ها خواهان تفکیک بین هاشمی و سران فتنه شده بود.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام بهمن 1389ساعت 13:23  توسط مریدان امام خامنه ای  | 

و اما سخن دیروز ما امروز جهان را تسخیر کرد...

32 سال پیسش در چنین روزهایی پیر و مراد ما آمد و این سخن را در بین مردم نهادینه کرد« سخن امروز ما فردای جهان را تسخیر خواهد کرد» آری امروز همان فردای دیروز ماست.

همگی داریم می بینیم که طی هفته های اخیر و همزمان با سالروز پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی دومینوی فروپاشی نظام سلطه غربی چگونه در حال ریزش است.

چیزی که در این بین رخ می نمایاند وحدت کلمه است. همان چیزی که برادران حزب ا... در تونس، مصر، اردن ، یمن و عربستان سعودی و... باید به آن توجه داشته باشند و سرگذشت مطلوب که همان پیروزی جمهوری اسلامی ایران است را مطالعه نمایند و نقش ولایت فقیه که همان ولایت رسول ا... است را در قیام خود پیاده نمایند.

اما مهمتر پیام این قیام ها و انقلاب ها است. اسلام حرف اول  و آخر را خواهد زدو این سرآغاز حکومت صالحان به رهبری قطب دایره امکان، مهدی موعود(عج) است.

و یا اینطور باید گفت:

سلام آقا! خبر آمد خبری در راه است!

خبر آمدنت!

میرود شهر به شهر، میرسد گوش به گوشم

مردمان یمن وتونس ومصر

مردم اردن شده از عشق تو مدهوش

همه عالم به تمنای تو برخواسته اند

 شور و حالی بر پاست

وعده ات نزدیک است؟؟؟

خبر آمد خبری در راه است.....

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم بهمن 1389ساعت 0:28  توسط مریدان امام خامنه ای  | 

عمارها آمدند اما....

عمارها آمدند اما...

منطق می گوید جامعه اسلامی نباید عمار را شلاق بزند. نباید او را حبس نماید اما عشق می گوید اعتراض نمی کنم.

این عشق ، عشق به جاه و مال ومنال نیست . عشق به علی زمان است.

این عشق  از روزی است که مولایمان ندای هل من ناصر ینصرنی سرداد و با تمام وجود فریاد زد این عمار؟  با خون نگاشتیم انا عمار.

همه اینطور بودیم. عمار وار از جان خود گذشتیم اما.....

عمارها آمدند اما....

عمارها گفتند اما.....

عمارها نوشتند اما....

اما....

اما....

اما....

اما عمار محکوم به حبس و شلاق می شود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

جامانده ها(خواص) به خود بیایید. این شلاقی که می خواهید بر تن کاوه بزنید باید در جایگاه اصلی خود یعنی سر سران فتنه فرود آید.

آیا جرم کاوه جز افشا گری بود.آیا کسی که جرمش اعمال خلاف مصلحت ملی و یا به قول حاج آقا پناهیان مفسد فی الارض می باشد می تواند اینچنین شکایت نماید؟

 و جالبتر اینکه دستگاه قضائی ما چقدر قشنگ با استفاده از رانت این آقازاده فراری عمار کشی می کند.

باید گفت دستگاه قضا: فاین تذهبون

ما همه کاوه هستیم....

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم دی 1389ساعت 23:10  توسط مریدان امام خامنه ای  | 

بیانات مقام معظم رهبری پیرامون 9 دی

بیانات مقام معظم رهبری پیرامون 9 دی:

هرچه انسان در اطراف این قضایا فکر می کنددست خدای متعال را دست قدرت را روح ولایت را روح حسین ابن علی(علیه السلام را می بیند.

این کارها کارهایی نیست که با اراده امثال ما انجام بگیرد. این کارخداست. این دست قدرت الهی است.

 

ما یوسف خود نمی فروشیم

تو سیم سیاه خود نگهدار

+ نوشته شده در  جمعه دهم دی 1389ساعت 17:11  توسط مریدان امام خامنه ای  | 

باز باران......

باز باران با ترانه می خورد بر بام خانه

یادم آمد کربلا را، دشت پر شور و بلا را

گردش یک ظهر غمگین،گرم و خونین

لرزش طفلان نالان، زیر تیغ و نیزه ها را

با صدای گریه های کودکانه ، اندر این صحرای سوزان

میدود طفلی سه ساله، پر ز ناله، دلشکسته پای خسته

باز باران قطره قطره می چکد از چوب محمل

خاکهای چادر زینب  به آرامی می شود گل

باز باران.....

باز باران.....

باز باران.....

ایام شهادت آقا اباعبدا... الحسین (علیه السلام) و خواص بابصیرتش تسلیت باد

اولین سالگرد شکست خواص بی بصیرت امام خامنه ای گرامی باد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آذر 1389ساعت 14:13  توسط مریدان امام خامنه ای  | 

امام روح الله

حضرت امام روح الله :

راهی جز مبارزه نمانده است

و باید چنگ و دندان ابر قدرت ها و خصوصا آمریکا را شکست

و الزاما یکی از دو راه را انتخاب نمود:

 یا شهادت یا پیروزی

که در مکتب ما هر دوی آنها پیروزی است

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آذر 1389ساعت 10:39  توسط مریدان امام خامنه ای  | 

رب اغفر لنا بحق سیدنا شهرام جزیره العرب!!!!!


یکم- قیامتی که محمودمیرزا در لبنان به پا کرد، خاری کلفت شد در چشم صهاینه و استخوانهای هرتصل - موسس صهیونیزم- را در گور به رعشه انداخت و روحش چنان معذب شد که عذاب ملائکه غلاظٌ شداد پیش آن هیچ بود. هلی بورد صهاینه، لرزان لرزان در آسمان بنت جبیل پرسه می زد و نگران بود محمود میرزا یک عدد ضدهوایی هسته ای به سمتشان نشانه رود.
 
14 مارسی ها که بعضی شان قبلاً با این سفر مخالف بودند نمیدانم چه شد که یکهو در پاویون مطار بیروت پیدایشان شد و حتی سر شام افتخاری سعد بن الرفیق الحریری حاضر شده، بوقلمونها را با غیظ و عصبیت به نیش می کشیدند؛ کنایه از این که چی فکر می کردیم چی شد!
 
رعیت لبنانی هم که به یاد نداشتند برای هیچ صدر اعظمی چنان مایه گذاشته باشند شوارع بیروت را به دنبال محمود میرزا هروله کرده، انگار که دو واحد لغة فارسی پاس کرده باشند هی"خوش آمدی" می گفتند. پیش از این الامام موسی الصدر و شهید دوکتور شمران/چمران به آنها به فارسی درس وحدت، غیرت و منزلت داده بودند و لذا لبنانیون از محمود میرزا بوی امام خمینی فقید و القائد خامنئی سدید و آن دو مرد را استشمام کردند.
 
جاسوسان صهیونی که در میان مردم لول می خوردند و مأموریت داشتند هیچ غلطی نکنند و فقط مردم را شمرده، گزارش کنند زیر پا له شدند و خودکارهای جاسوسی شان خورد و خاکشیر گردید. من بعد بیروت بهشت جواسیس اسراییلی نخواهد بود. رسانه جات جلبکی داخل و خارج نشین چشمانشان موقتاً آب مروارید گرفته،عظمت ایران را مشاهده نکرده، لازم می نماید چشمان آلوده به کین و عداوتشان را در مریض خانه حضرت عزراییل لیزر کنند.

دویم- از قرار مسموع احدی از سران فتنه از سر بیچارگی نادم شده، روزها اللهم انی تبت الآن می خواند و برای رجعت به سیستم، 2 فقره شرط هم گذاشته است. عرض میکنم که ایشان اولاً دعایشان را بدین گونه اصلاح کنند که به طور یومیه سیصد مرتبه به این صیغه بگویند:" اللهم انقلنی من اسفل السافلین الواقع فی قعر جهنم الی درجة ماقبل اسفل السافلین لکی یخفف عذاب النار بحق سیدنا شهرام جزیرة العرب آمین. "
 
ثانیاً شروطشان را هم بدین رقم اصلاح بفرمایند که مختار باشند از میان هتل اوین و محبس رجایی شهر یا تبعید به بشاگرد یا کار در معدنی صد فرسخ زیر زمین همراه با ریزش سقف و انتقال به آخرت یکی را انتخاب کنند و پسرشان را هم جهت ادامه تحصیل بتوانند همراه خود ببرند. شرط دومشان هم که عبارت از افتتاح دفتر حزب و جریده کذایی است را اصلاح کنند به امکان افتتاح دفتر حزب در همان بشاگرد و جذب هواداران در آن منطقه خوش آب و هوا و انتشار همزمان جریده اعتماد مخدوش ملی در اعماق معادن و در صورت ریزش سقف، انتشار در اسفل السافلین یک درجه مانده به قعر، جهت مطالعه ابلیس و ذریه و اعوان و انصار.

سیم- کالج آزاد اسلامی بعون الله و توفیقه از تیول یکی دو خاندان معتبر خارج شد و اگر خدا بخواهد با اصلاح اساسنامه و مرامنامه و قباله نامه قرار است به بیت المال مسلمین ارجاع شود. بعد از این همچنین لازم است ریاست بر آن دانشگاه عظیم که در کویر لوت و نجف اشرف هم شعبه دارد دوره ای شده، مثل حسنی مبارک دائم العمر نباشد که قدرت و ثروت یکجا فسادخیز است. حداکثر دوره ریاست را 6 ماه بلکه کمتر قرار بدهید تا اگر طلاب به ستوه آمدند عمرشان به ریاست جدید قد بدهد.
 
شهریه را نیز به مقداری تعیین کنند که آن جوان مستضعف بادیه نشین که فقط یک بز نر و یک دوچرخه دست ساز دارد و خانواده ای را به جای پدر مرحومش اداره می کند از امکان تحصیل برابر، مثل آن جوانکی که خرج توله سگش در ماه از حقوق اینجانب هم بیشتر است برخوردار باشد.البته اگر بر مبنای اطلاعات اقتصادی خانوارها شهریه بگیرند به عدل و داد نزدیکتر است. زیاده تر عرضی نیست!

برگرفته از وبلاگ "میرزا قلی خان راپورتچی"
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم آبان 1389ساعت 8:44  توسط مریدان امام خامنه ای  | 

آیت‌الله بهجت:اگر مردم می‌دانستند که استقبال از این سید چقدر ثواب دارد...


این مطلب به نقل از رجا نیوز گذاشته شده است.

حجت الاسلام فقیهی اصفهانی از اساتید حوزه علمیه قم  : Bahjat-1یکی از رفقا ما به نام آقای رجالی ، که خیلی رفت و آمد داشت از قدیم با حضرت آیت الله بهجت و درس ایشان را خیلی شرکت می کرد و خیلی آدم با صفا و سالم و خوبی است، ایشان چند مورد از ایشان را برای ما نقل می کرد .

یکی اینکه می گفت ، آیت الله بهجت ، به این راحتی هر کسی را راه نمی دادند برای ملاقات ، آن هم برای ملاقات های طولانی و این حرف ها .

ولی آیت الله خامنه ای مرتب خدمت آیت الله بهجت می رسیدند و این ها یک رابطه صمیمی داشتند . زیاد و به طور مخفیانه آقا می آمدند قم و می رفتند خدمت آیت الله بهجت .

یکی از زمان هایی که ایشان می گفت زمان ملاقات این دو بزرگوار بوده است ، سحر بود دو ساعت مانده به اذان صبح . ایشان می گفت که آیت الله خامنه ای گاهی سحر می آمدند . در آن موقعیت حساس می آمدند خدمت آیت الله بهجت و می رفتند . خوب این نشانه علاقه شدید آیت الله بهجت به مقام معظم رهبری است که در این موقع شب و سحر آقا را می خواستند و با هم بودند و صحبت می کردند .

بعد باز ایشان می گفتند چند سال پیش که آیت الله خامنه ای یک هفته ای تشریف آوردند قم ، جمعیت زیادی برای استقبال آمده بودند در خیابان ها .

آیت الله بهجت هم آمدند جزء جمعیت استقبال کنندگان . حالا یک مرجعی در سن حدود نود سال ! ایشان هم آمدند در جمع استقبال کنندگان آیت الله خامنه ای . ایشان می گفت که یک شخصی به ایشان گفت که حاج آقا شما با این سن و سال آمدید وسط این جمعیت استقبال کنندگان ؟

آیت الله بهجت فرمودند : " اگر مردم می دانستند که استقبال این سید چقدر ثواب دارد هیچ کس در خانه نمی نشست " .

Agha-_Safar

این تعبیر خیلی زیباست که اگر مردم می دانستند استقبال این سید چقدر ثواب دارد هیچ کس تو خانه نمی نشست .

حاج آقا صدیقی هم که خوب تو مراسم آیت الله بهجت نقل کردند که چقدر آقا برای سلامتی آیت الله خامنه ای نذر می کردند و گوسفند نذر می کردند و کارهایی انجام می دادند . خوب این باز نشانه شدت علاقه بود به آقا .

بعد چیزی که نقل کردند این که شش ماه قبل از فوت آیت الله بهجت ایشان فرموده بودند که : " آقا را بگویید بیایند اینجا با ایشان کار دارم " .Bahjat-2

آقا را خواسته بودند و آیت الله خامنه ای آمده بودن این جا قم . صحبت هایی با هم داشتند از جمله آیت الله بهجت فرموده بودند : " خطری به سمت شما دارد می آید و من این خطر را احساس می کنم و من آن چه باید برای شما انجام بدهم ، برای سلامتی شما انجام داده ام (حالا نذر باشد یا هر چیز دیگر) " .

 

و فرموده بودند : " خودتان هم هر کاری می توانید انجام بدهید " .

البته کاملش را حاج آقای صدیقی روی منبر نگفتند .

ولی بعدها یکی از دفتری های آیت الله بهجت  که اطلاع داشتند و کامل تر گفتند .

گفتند چند روزی گذشت و باز دوباره حضرت آیت الله بهجت گفتند که : " آیت الله خامنه ای را بگویید یک نفر بفرستند من با ایشان کار دارم " . حاج آقا محمدی گلپایگانی را آیت الله خامنه ای فرستادند پیش آیت الله بهجت .

آیت الله بهجت دومرتبه تأکید کردند: "  که من برای سلامتی شما هرکاری می توانستم انجام دادم . خودتان هم یک کاری انجام بدهید " . برای بار دوم بعد از چند روز این تأکید را آیت الله بهجت داشتند که به واسطه آقای محمدی گلپایگانی به آقا خبرش رسید و خود آیت الله خامنه ای هم هرکاری باید انجام بدهند انجام داده بودند .

آقا زاده آیت الله بهجت نیز می گفت که یک موقعی آیت الله خامنه ای تشریف آوردند قم ، بعد آیت الله بهجت فرمودند : " همه از اطاق بروند بیرون " . حالا هر کس می آمد ملاقات آیت الله بهجت ، پسر آقا و بعضی های دیگر هم حضور داشتند .

بعد می گفت : یک موقعی آیت الله خامنه ای که آمدند ، آیت الله بهجت فرمودند : " هیچ کسی نماند ، همه بروند بیرون من با آقا حرف خصوصی دارم " و بعد تا مدتی با هم بودند و به طور خصوصی و ما همه رفته بودیم بیرون از اطاق ، این قدر با هم صمیمی بودند .

والسلام

دانلود فایل صوتی : 3.46 MB

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مهر 1389ساعت 9:2  توسط مریدان امام خامنه ای  | 

شعر شهریار درباره امام خامنه ای

امروز شعر شهریار  ملک سخن  درباره رهبر انقلاب به همراه متن تقديمي این شاعر برو خوندم برام جالب بود:

بر آستان والاي آيت الله خامنه‌اي رياست جمهوري اسلامي محبوب و امام جمعه بزرگوار تهران تقديم و توفيق روزافروز ايشان و امام امت و رزمندگان اسلام را شب و روز به دعا مسئلت مي‌نمايم.

رشگم آيد كه تو حيدر بابا
بوسي آن دست كه خود دست خداست

راستان دست چپ از وي بوسند
كه خدا بوسد از او دست راست

در امامت به نماز جمعه
صد هزارش بخدا دست دعاست

من بيان هنرم، يك دل و بس
او عيان هنر از سر تا پاست

او شب و روز براي اسلام
پاي پويا و زبان گوياست

او چه بازوي قوي و محكم
با امامي كه ره و رهبر ماست

شهريارا سري افراز به عرش
كو نگاهيش به (حيدربابا) ست

تبريز- دوازدهم ذي‌الحجه/ 1407 هجري قمري مطابق هفدهم امرداد /1366 شمسي
سيدمحمدحسين شهريار (در هشتاد و دو سالگي)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389ساعت 9:22  توسط مریدان امام خامنه ای  | 

سلام بر همگی

دیروز اقا عجب سخنرانی کرداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

اما یک موردی که بسیار برای خود من جالب بود حرف اقا بود راجع به سوالی که یکی از دانشجویان پرسید

که در متنش اورده شده بود که ما دلمون از دست چپ و راست رئیس جمهور خونه و انتقاد کرده بود از عملکرد اقای احمدی نژاد در رابطه با حمایت بیجا از مشایی

وقتی داشت اینا رو می گفت هی ژیش خودم گفتم دمت گرم بابا افرین

اما جواب اقا بسیار جلب بود اقا فرمودند

من در اين زمينه ورود و قضاوتي نمي کنم البته ممکن است اشکال و ايراد وارد باشد اما بايد مسائل را اصلي - فرعي کرد و مراقب بود که مسائل درجه دوم، جاي مسائل اصلي و تعيين کننده را نگيرد.

حرف دیگر اقا که به نظر من باعث شد نطق همه دوستان دروغگو بسته بشه این بود که فرمودند:

مبادا کسي تصور کند که رهبري برخلاف آنچه به عنوان نظر رسمي مطرح مي کند، مواضع ديگري دارد که به برخي خواص مي گويد چرا که اين تصور مطلقاً درست نيست و اگر کسي چنين نسبتي بدهد گناه کبيره کرده است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم شهریور 1389ساعت 12:20  توسط مریدان امام خامنه ای  | 

نامه فرماندهان سپاه به سید محمدخاتمی

 فرماندهان سپاه در سال 78 و همزمان با آشوبهاي 18 تير نامه اي را به سيد محمد خاتمي رئيس جمهور وقت ارسال كردند .
  يادآوري برخي از خوادثي كه از پيش روي انقلاب گذشته است خالي از لطف نخواهد بود. مخصوصا براي آنهايي كه خيلي از مسائل را فراموش كرده اند .
از نكات قابل توجه نام محمد باقر قاليباف و شهيدان كاظمي و شوشتري در بين امضاء كنندگان نامه است . 
متن كامل اين نامه كه در روز 21 تير ماه 1378 در اوج بحران و آشوب به صورت محرمانه، براي آقاي خاتمي ارسال شده بود و بعد از فروكش كردن آشوب هاي خياباني علني شد، به اين شرح است:
 

«رياست محترم جمهوري
حضرت حجه الاسلام والمسلمين سيدمحمد خاتمي
با عرض سلام و خسته نباشيد به استحضار مي رساند:
به دنبال حوادث اخير به عنوان مجموعه اي از خدمتگزاران دوران دفاع مقدس ملت شريف ايران، وظيفه خود دانستيم مطالبي را خدمت حضرت عالي، دانشمند ارزشمند عرضه بداريم. اميدواريم با سعه ي صدر و شعار ارزشمند توأم با سيره اي كه تبليغ مي فرماييد (شنيدن هر سخن و ايده ولو مخالف) به اين موضوع كه شايد در هزاران زجر كشيده ي انقلاب باشد كه امروزه به دور از هرگونه خط و خطوط با چشمي نگران، مسايل و حوادث انقلاب را مي نگرند و سكوت، مسامحه و ساده انگاري مسئولين كه از بركت خون هزاران شهيد بر مسند نشسته اند، متحير و متعجب اند.
جناب آقاي خاتمي، قطعاً همه ما حضرت عالي را انساني وارسته، انقلابي، متدين و داراي ريشه عميق ديني در حوزه و دلسوز به انقلاب دانسته و مي دانيم، اما نحوه ي برخورد با حوادثي كه همه ما شاهد شادي و رقص دشمنان پيرامون آن هستيم و در اولويت قرار دادن پيگيري برخي اشتباهات و تخلفات و بزرگ كردن آنها در مقابل عدم توجه و يا كوچك جلوه دادن برخي ديگر از همين نمونه قانون شكني و هتك حرمت و فشار، باعث شده است جريان هاي معاند با انقلاب گستاخ تر و در مقابل آن، مدافعان انقلاب محافظه كارانه و با دلزدگي توأم با نااميدي، هر روز تحقير شده و به ثمره اين همه خون نگريسته و انگشت خود را با تأسف و تأثر مي گزند.
جناب آقاي رئيس جمهور، حمله به كوي دانشگاه همان طوري كه رهبر بزرگوار و مظلوم اين انقلاب فرمودند امري ناپسند، زشت و بد بود و عليرغم اين كه سخت ترين و تندترين برخوردها با آن انجام پذيرفت، اما همه مردم به دليل ناپسندي عمل انجام شده اين برخوردها را پذيرفته و بر آن صحه گذاردند، اما سؤال مهم و پرابهام اين است كه آيا فاجعه فقط همين بود؟
صرفاً همين موضوع قابل پيگيري و توجه و اعتراض و تحصن است كه چند وزير به خاطر آن استعفا دهند، شوراي امنيت تشكيل جلسه بدهد و گروه تحقيق تشكيل گردد اما آيا حرمت شكني و توهين به مباني اين نظام، تأسف و پيگيري ندارد؟ آيا حريم ولايت فقيه كم تر از كوي دانشگاه است؟ آيا حريم امام، آن انسان كم نظير، كم تر از جسارت به يك دانشجو است؟ آيا چند روز امنيت كشور را دچار اخلال كردن و به هر مؤمن و متدين حمله كردن و آتش زدن فاجعه نيست؟ آيا زير سؤال بردن جمهوري اسلامي، اين يادگار ده ها هزار شهيد و شعار عليه آن دادن فاجعه نيست؟
جناب آقاي خاتمي، چند شب پيش وقتي گفته شد عده اي با شعار عليه رهبر معظم انقلاب به سمت مجموعه ي شهيد مطهري در حركت اند، بچه هاي كوچك ما در چشم ما نگريستند، انگار از ما سؤال مي كردند غيرت شما كجا رفته است؟
جناب آقاي رئيس جمهور، امروز وقتي چهره ي رهبر معظم انقلاب را ديديم، مرگ خودمان را از خداوند طلب كرديم، چون كه كتف هايمان بسته است و خار در چشم و استخوان در گلو بايد ناظر پژمرده شدن نهالي باشيم كه حاصل 14 قرن سيلي و زجر شيعه اسلام است.
جناب آقاي خاتمي، شما خوب مي دانيد، در عين توانمندي به خاطر
مصلحت انديشي دوستان ناتوانيم، چه كسي است كه نداند امروز منافقين و معاندين دسته دسته به نام دانشجو به صف اين معركه مي پيوندند و خودي هاي كينه جو و منفعت طلب كوته نظر آتش بيار آن شده اند و براي تهييج آن، از هر سخن و نوشته اي دريغ نمي كنند؟
جناب آقاي خاتمي، تا كي با اشك بنگريم و خون دل بخوريم و با هرج و مرج و توهين، تمرين دموكراسي كنيم و به قيمت از دست رفتن نظام، صبر انقلابي داشته باشيم؟
جناب آقاي رئيس جمهور، هزاران خانواده ي شهيد و جانباز و رزمنده به شما رأي دادند كه رأي آنها مدال سينه شماست. آنها از شما انتظار برخورد منصفانه با اين مسايل را دارند و ما امروز رد پاي دشمن را در اين حوادث به خوبي مي بينيم و قهقهه ي مستانه را مي شنويم. امروز را دريابيد كه فردا خيلي دير است و پشيماني فردا غير قابل جبران است.
سيد بزرگوار، به سخنراني به ظاهر دوستان و خودي ها در جمع دانشجويان بنگريد، آيا همه آن گفته ها تشويق و ترغيب به هرج و مرج و قانون شكني نيست؟ آيا معناي سال امام (ع) همين بود؟ آيا به همين صورت مي توان ميراث گرانبهاي او را حفظ كرد و آيا بي توجهي تعداد اندكي به نام حزب الله، مجوزي است براي شكستن سر هر متدين و هتك حرمت آن؟
جناب آقاي خاتمي، رسانه ها و راديوهاي دنيا را بنگريد، آيا صداي دف و دهل آنها به گوش نمي رسد؟
جناب آقاي رئيس جمهور، اگر امروز تصميم انقلابي نگيريد و رسالت اسلامي و ملي خودتان را عمل نكنيد فردا آن قدر دير و غير قابل جبران است كه قابل تصور نيست.
در پايان با كمال احترام و علاقه به حضرت عالي اعلام مي داريم كاسه صبرمان به پايان رسيده است و تحمل بيش از آن را در صورت عدم رسيدگي، بر خود جايز نمي دانيم.
فرماندهان و خدمتگزاران ملت شريف ايران در دوران دفاع مقدس: غلامعلي رشيد - عزيز جعفري - محمدباقر قاليباف - قاسم سليماني - جعفر اسدي - احمد كاظمي - محمد كوثري - اسدالله ناصح - محمد باقري - غلامرضا محرابي - عبدالحميد رئوفي نژاد - نورعلي شوشتري - دكتر علي احمديان - احمد غلامپور - يعقوب زهدي - نبي الله رودكي - علي فدوي - غلامرضا جلالي - امين شريعتي - حسين همداني - اسماعيل قاآني - علي فضلي - علي زاهدي - مرتضي قرباني.
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389ساعت 16:0  توسط مریدان امام خامنه ای  |