| اهميت عزاداري :
قيام امام حسين ( ع ) در هر عصر و زمان و براي هر ملت و مردمي پيامي دارد، پيامي که هيچ گاه کهنه نمي شود . اما در شرايطي که همواره ستم پيشگان و استعمارگران خون آشام در تلاش بوده اند تا نقش عاشورا را کمرنگ نموده و بنيانش را براندازند ، موثرترين عاملي که مي تواند آن را براي نسلهاي آينده حفظ نمايد ، مراسم سوگواري امام حسين ( ع ) مي باشد . برپا داشتن مراسمي به ياد سيد الشهداء در ايام مختلف بويژه ، دهه محرم و روز عاشورا مي تواند روشي براي احياء خط ائمه و تبيين مظلوميت آنان باشد . تاکيدهاي فراوان پيامبر و ائمه به برپائي مراسم سوگواري نيز هماهنگ با اين اهداف عاليه بوده است . روايت است از امام صادق ( ع ) که فرمودند : " خداوند شيعيان ما را مشمول رحمت خويش سازد . به خدا قسم شيعيان ما همان مومنين اند ، آنان به خدا قسم با حزن و حسرت طولاني خويش ]در عزاي ما[ شريک و همــدرد مصيبت هاي ما خاندانند . "( بحار الانوار ، ج 43 ، ص 222).
همچنين ايشان به فضيل مي فرمايند : " آيا مجالس عزا بر پا مي کنيد و از اهل بيت و آنچه بر آنان گذشته صحبت مي کنيد ؟ فضيل گفت : آري قربانت گردم ، امام فرمود : اين گونه مجالس را دوست دارم پس امر ما را زنده گردانيد که هر کس امر ما را زنده کند مورد لطف و مرحمت خدا قرار مي گيرد . ]اي فضيل [ : هر کس از ما ياد کند ، يا نزد او از ما ياد کنند و به اندازه بال مگسي اشک بريزد ، خدا گناهانش را بيامرزد اگر چه بيش از کف دريا باشد . "( همان ، ص 282 و 289)
امام رضا ( ع ) در اين رابطه مي فرمايد : " کسي که متذکر مصايب ما شود و به جهت ستم هايي که بر ما وارد شده گريه کند ، در روز قيامت با ما خواهد بود و مقام و درجه مارا خواهد داشت و کسي که مصيبت هاي ما را بيان کند و خود بگريد و ديگران را بگرياند ، در روزي که همه چشم ها گريان است ، چشم او نگريد و هر کسي در مجلسي بنشيند که در آن مجلس ، امر ما را زنده مي کنند ، روزي که قلب ها مي ميرند ، قلب او نخواهد مرد . "( همان ، ص 278)
اما نکته اي که از تمام اين روايات مي توان در يافت اين است که ائمه ( ع ) ، به منظور حفظ واقعه کربلا و انتقال فرهنگ آن به نسل هاي آينده ، برگزاري مراسم سوگواري ساده و بي آلايشي را توصيه مي نمودند ، اما متاسفانه با گذشت زمان و گسترش مذهب تشيع ، اين مراسم به پاره اي از آداب و رسوم قومي و ملي و سلايق فردي و جمعي ممزوج شد ، که خود مي تواند مانعي براي درک مناسب پيام عاشورا باشد .
قمه زني از منظر تاريخ
از نظر تاريخي مسلم است که قمه زني در قبل صفويه هيچ گونه سابقه اي نداشته است و ترديدها در آن است که آيا در زمان صفويه به وجود آمده است ؟ و يا اينکه بعد از صفويه و در زمان قاجاريه رواج يافته است ؟
بعضي از محققان بر اين عقيده اند که قمه زني در زمان صفويه تاٌسيس گرديده و صفويه آغازگر آن بوده است به اين صورت که در روز عاشورا سلاطين صفويه به بخشهاي خاصي از افواج ارتش قزلباش خود که به گروه فدائيان قزلباش مشهور بودند دستور مي دادند تا به طور منظم و دسته بندي شده ، دسته هاي عزاداري راه بياندازند . نصراله فلسفي در کتاب تاريخ شاه عباس کبير که يکي از دقيقترين تواريخ است فوج فدائيان را چنين تشريح مي کند : فدائيان قزلباش که هميشه سرشان به نشانه خدمت تراشيده بود در رز عاشورا شمشير به دست بيرون مي آمدند و تصورشان اين بود که نوعي همدردي با اصحاب امام حسين داشته باشند . آنان مي گفتند : در چنين روزي که امام حسين و اصحابش تير مي خورند پس ما هم اين حالت را براي خودمان ايجاد مي کنيم ، يعني نشان مي دهيم که ما در راه امام حسين فدوي هستيم و حاضريم سرمان بريده شود و اين شروع قمه زني شد .
عاشورا ، اصغر فروغي ابري ، ص68).
دلايل قمه زني :
مدعيان قمه زني براي اثبات جواز قمه زني خود به دلايلي استدلال مي کنند که در اينجا به نقد بررسي اين دلايل پرداخته مي شود :
1) : افسانه سر به محمل کوبيدن ( تقرير معصوم )
قمه زنان به اين روايت دروغ استناد کرده و مي گويند : اگر قمه زني و سرشکافتن در عاشورا و عزاي سيد الشهداء جايز نيست پس چرا حضرت زينب ( س ) سرش را به چوب محمل کوفت و سر و صورت خود را آغشته به خون کرد . دو استدلال براي قمه زنان وجود دارد :
اول اينکه چون حضرت زينب پرورش يافته دامان وحي بوده و نافرماني خدا را انجام نمي دهد اگر کاري از او سر زده مي توان مجاز بودنش را استنباط کرد .
دوم اينکه مگر امام سجاد ( ع ) که امام معصوم بوده همراه حضرت زينب ( س ) نبود و اين اقدام عمه را نديد آيا سکوت امام معصوم در اينجا نمي تواند در تاٌييد و تقرير اين عمل باشد ؟ تقرير معصوم نيز حجت است .
اما اصل ماجرا چنين است که فردي بنام " مسلم جصاص(گچکار) " نقل مي کند : به هنگامي که در حال بازسازي دروازه اصلي شهر کوفه بوده هياهويي مي شنود و به سمت هياهو حرکت کرده و مي بيند که اسراي واقعه عاشورا در کجاوه بودندو در اين هنگام سر بريده امام حسين ( ع ) را بالاي نيزه بردند که حضرت زينب با مشاهده سر بريده برادر ، سر خود را از فرط ناراحتي به چوب محمل مي کوبد چنانچه خون از زير مقنعه اش جاري شد . و با چشم گريان اشعاري را قرائت کردند(ناسخ التواريخ ، ج 6 ، ص 54 و 55) .
به دلايل زير اين خبر اساس و پايه اي ندارد :
الف )- تنها در کتاب نورالعين نوشته شده که طبق آنچه گفته شده بي اعتبار است . و در ساير کتابهاي معتبر ديني اين مطلب گزارش نشده است .
ب ) - سند ندارد و به عبارت ديگر راويان آن در جايي ذکر نشده است .
ج ) - در اشعاري که به حضرت زينب نسبت داده اند مصرعي آمده که در آن حضرت خطاب به امام حسين ( ع ) مي فرمايند : " اگر با من حرف نمي زني لااقل با دختر صغير خود فاطمه سخن بگو " . در حالي که بنا به تصريح همه مورخان اسلامي ، فاطمه بنت الحسين که فاطمه کبري هم خوانده مي شود در آن زمان ( حادثه عاشورا ) زن بزرگ و شوهر داري بود که همسرشان حسن بن حسن ( ع ) معروف به حسن مثني بوده و در روز عاشورا پس از آنکه زخمهاي فراواني برداشته بودند از مرگ نجات يافت . و از دختر ديگري بنام فاطمه که صغير بوده ، در کاروان اسرا نام برده نشده است و آنکه در ميان روضه خوانان بنام فاطمه صغري معروف است به قول خود روضه خوانان به علت بيماري در مدينه مانده بود و در حماسه عاشورا شرکت نداشت .
د ) - در بيت ديگري از همان اشعار منتسب به حضرت زينب ، حضرت امام حسين به سنگدلي و قساوت قلب متهم شده که حتي با تمسک به صنايع ادبي ، مانند تجاهل عارف هم قابل توجيه نيست .
ه ) - با توجه به شخصيت معرفي شده حضرت زينب در متون اسلامي که ايشان را آدمي خويشتندار و رضا و تسليم معرفي کرده اند ، آنچه در اين کتاب گفته شده با آنچه در ساير متون معتبر اسلامي آمده متضاد است وچهره ديگري از حضرت زينب معرفي شده است .
علاوه بر آنچه گفته شد ، اگر بر فرض محال چنين گفته اي صحت داشته باشد که ندارد ، عمل قمه زنان با فعل حضرت زينب تفاوت آشکار دارد(تحريف شناسي عاشورا و تاريخ امام حسين ، محمد صحتي سردرودي ، ص 209 ) .
2) جزع براي امام حسين ( ع )
قمه زنان با استناد به اين موضوع ، قمه زني را از مصاديق جزع و عزاداري مي دانند چون جزع و عزاداري براي امام حسين از شعائر الهي است پس قمه زني نيز به تبع آن جايز و حتي مستحب است .
ولي بايد دانست که هر فعل و شيئي داراي تعريف و محدوده مشخصي مي باشد که اين تعريف يا از ناحيه شرع مقدس معين شده و يا عقل و عرف براي آن محدوه معين مي نمايد . در اينجا نيز بايد محدوده عزاداري توسط شرع يا عقل معين گردد . امام خميني (قدس سره) در اين باره چنين مي گويند :" در اينجا هم بايد در خصوص عزاداري ومجالسي که به نام امام حسين ( ع ) بر پا مي شود سخني بگويم . ما وهيچ يک از دينداران نمي گوييم که با اين مراسم ، هر کسي هر کاري مي کند خوب است . چه بسا علماي بزرگ و دانشمندان ، بسياري از اين کارها را ناروا دانسته و از آن جلوگيري کرده اند(کشف الاسرار ، ص 173) . "
اما در مورد قمه زني بايد گفت که هيچ دليل شرعي که بتوان با آن قمه زني يا اعمال شبيه به آن را به عنوان عزاداري و جزع بر شمارد موجود نمي باشد . از برخي روايات نيز مي توان اين موضوع را درک کرد . چنانچه جابر بن عبداله انصاري مي گويد از امام محمد باقر ( ع ) درباره جزع سئوال نمودم حضرت فرمودند : " شديدترين مرتبه جزع عبارتست از فرياد همراه واي گفتن ، زدن بصورت و سينه و چيدن مو از جلوي سر ، و هر کس نوحه گري بر پا کند به طور حتم صبر را رها کرده و در غير صبر قرار گرفته است . " (وسائل ، ج 2 ، ص 915 ، باب کراهه الصراخ بالويل و العويل)
که با اين بيان با قاطعيت مي توان گفت که از ديدگاه شرع ، قمه زني و اعمال شبيه آن را نمي توان به عنوان گونه اي عزاداري و جزع به حساب آورد . زيرا لطم بنا بر تصريح کليه اهل لغت به معناي زدن بصورت با کف دست است که معناي بسيار متفاوتي با قمه زني دارد . اما متاٌسفانه بعضي از طرفداران قمه زني براي اين که کار خود را توجيه نمايند و وجهه شرعي به آن بدهند دست به تحريفاتي در متون روايات نيز زده اند . مثلاً روايت (... لا شيي في الطلم علي الخدود سوي الاستغفار و التوبه ... و علي مثله تلطم الخدود و تشق الجيوب ) ؛ " چيزي در زدن بر صورت به جز استغفار و توبه نيست ... و براي مثل حسين ( ع ) لطمه به صورت زده شده و گريبان چاک زده شده است . " (تهذيب ، ج 8 ، ص 325 ) که امام صادق ( ع ) در بيان اين معنا مي باشند که لطمه زدن بصورت کفاره اي لازم نيست و چون عمل توسط زنان هاشمي و براي سروراني همچون امام حسين ( ع ) انجام شده فقط توبه و استغفار براي آن کافي است ، به اينگونه بيان شده : " و علي مثله فلتطلم الخدود و لتشق الجيوب " ؛ " و بر مثل حسين ( ع ) بايد بصورت زد و گريبان چاک داد . " که در آن نقل فعلهاي روايت بصورت امر درآمده است .
در مورد اين سند بايد گفت :
الف ) - سند اين روايت ضعيف است و بسياري از فقهاء به اين امر تصريح نموده ند :
شهيد ثاني در مسالک الافهام در اين باره مي گويد : " سند اين روايت ضعيف مي باشد ، زيرا خالد بن سدير که در سند آن است فردي غير موثق مي باشد . " (مسالک الافهام ، ج 10 ، ص 27 )
شيخ صدوق در مورد او گفته که روايات کتابش جعلي است .
محقق بزرگوار آقا رضا همداني در کتاب مصباح الفقيه مي نويسد : اين روايت به خاطر ضعف سندش و اعراض اصحاب از آن صلاحيت براي دليل واقع شدن را ندارد(مصباح الفقيه ، ج 1 ، ص 430) .
- آيت اله العظمي گلپايگاني نيز مي نويسد : بسيار بعيد است که جواز لطم به صورت و گريبان چاک دادن را به عزاداري امام حسين ( ع ) اختصاص دهيم زيرا وقتي که اين دو فعل در اسلام حرام باشد محققاً زنان فاطمي نيز آن را انجام نداده اند اگر چه اين اعمال براي امام حسين ( ع ) جايز باشد زيرا انجام اين اعمال موجب تنفر و بيزاري نفوس مردم از آن عمل ميشود(کتاب الطهاره الاول ، ص 218) .
ب ) - متن اين روايت داراي تناقضاتي است که بعضي فقها به آن اشاره نموده اند :
- آيت اله سيد احمد خوانساري در کتاب جامع المدارک مي نويسد : استفاده وجوب کفاره از اين
روايت به خاطر تناقضاتي که در آن است مشکل است زيرا در آن آمده است نماز کسي که گريبانش را در عزاي زوج يا فرزندش چاک دهد صحيح نيست تا اينکه کفاره بدهد و همچنين آمده است که چيزي در لطمه زدن بصورت غير از استغفار و توبه نيست ، پس چگونه ميتوان ملتزم شد که نماز شخص ، بدون کفاره دادن و توبه صحيح نباشد و همچنين چگونه مي توان ملتزم به وجوب استغفار و توبه در لطم بر صورت شد با وجود آنچه که در ذيل اين روايت آمده است که " و علي مثله تشق الجيوب " زيرا که استغفار و توبه فرع حرمت است(جامع المدارک ، ج 5 ، ص 14) .
ج ) - چنانچه گفته شد کلمه " لطم " به معناي زدن به صورت با کف دست مي باشد نه وارد کردن خراش بصورت ، تا بتوان با آن بر جواز قمه زني احتجاج نمود . که اين معني را مي توان از خود روايت هم فهميد زيرا در صدر روايت براي وارد کردن خراش بصورت کفاره قرار داده شده است . ولي در ادامه ، لطمه را از موارد وجوب کفاره خارج نموده و استغفار را براي آن کافي مي داند که اين عمل بيانگر آنست که لطمه چيزي غير از خراش است .
د ) - با وجود روايات متعددي که از پيامبر ( ص ) ، اهل بيت ( ع ) در نهي از آسيب رساندن به بدن در عزاداري رسيده است ، استدلال به اين خبر ضعيف و غير صحيح مي باشد . بر همين اساس است که گفته شده فتاوي که غالباً از علما و در مورد جواز قمه زني صادر مي شود به خاطر محبت شديد ايشان نسبت به امام حسين ( ع ) و خوف آنها از آسيب وارد شدن به عزاداري آن حضرت است و مبناي محکم فقهي ندارد .
ه ) - در صورت اثبات لطم توسط زنان فاطمي و همچنين اثبات اينکه امام سجاد ( ع ) بر اين اعمال سکوت نمودند نيز نمي توان حکم آنرا براي ديگران جاري نمود . چون ممکن است اين حکم فقط اختصاص به زنان فاطمي داشته باشد که در آن شرايط حضور داشتند و داراي رابطه خويشاوندي با آن حضرت بودند .
مرحوم آيت الله العظمي شيخ محمد حسن نجفي صاحب جواهر الکلام در اين باره مي نويسد : " استدلال به آنچه که در مورد فعل زنان فاطمي نقل شده است و در ذيل خبر خالد بن سدير از امام صادق ( ع ) نيز آمده ، متوقف بر آن است که عمل آنها بر غير پدر و برادرشان باشد و همچنين اينکه حضرت علي بن حسين ( ع ) بر عمل آنها علم داشته و در مقابل آن نيز سکوت نموده اند که اين سکوت هم بگونه اي باشد که نشانه اي از رضايت آن حضرت از آن عمل داشته باشد ، که چنگ زدن به خارهاي بيابان براي کندن خارهاي آن با دست از پذيرش اين گفته ها آسانتر است " .
در تعدادي از روايات امام حسين ( ع ) زنان فاطمي را از گريبان چاک زدن و وارد کردن خراش به صورت ، بعد از شهادتشان نهي فرمودند چنانچه در لهوف و ديگر مقاتل معتبر آمده است که امام حسين ( ع ) در شب عاشورا به زنان حرم چنين فرمودند: " اي خواهرم ام کلثوم ، و تو زينب و هم تو اي فاطمه و تو اي رباب توجه کنيد ! هر گاه کشته شدم ، گريبان چاک نزنيد و صورت نخراشيد و سخن ناروا بر زبان جاري نکنيد . " (اللهوف ، ص 141-140)
در کتاب کامل الزيارت نيز از امام محمد باقر ( ع ) روايت مي کند که هنگامي که امام حسين ( ع ) در صدد کوچيدن از مدينه برآمد ، زنان بني عبدالمطلب آمدند و به نوحه سرايي پرداختند تا آن که امام حسين ( ع ) ميانشان رفت و گفت ، شما را بخدا سوگند مبادا که نافرماني خدا و رسول باشد که از شما سر بزند(کامل الزيارات ، ص 195 ، ح 275 ، باب 29) . که مراد آن حضرت لااقل شق جيوب و خمش وجوه را شامل ميشود .
و ) - لطمه زدن هميشه عملي بوده که توسط زنان انجام مي گرفته و رواياتي هم که در نهي آن وارد شده همگي خطاب به جمعيت نساء است . پس در صورتي نيز که از روايت فوق جواز لطمه زني در مصيبت امام حسين ( ع ) برداشت شود بايد آن را اختصاص به همان قشر داد .
پس همانگونه که بررسي شد استدلال به اين روايت براي اثبات جواز قمه زني هم از حيث دلالت و هم از حيث سند آن بي مورد مي باشد .
از طرفي ديگر عقل هيچ گاه حکم نمي کند که قمه زني مصداق جزع و عزاداري باشد زيرا عزاداري يعني اظهار حزن و اندوه نسبت به امام حسين ( ع ) ، کسي که با کارد تيز به جان خودش مي افتد و به سر خودش مي کوبد حالت حزن و عزاداري است يا يک حالت وحشت و ترس خصوصاً براي بچه ها و افرادي که تحمل ديدن اين صحنه را ندارند . گذشته از اين عزاداري اگر به نحومتعارف خود باشد اثري که بر آن مترتب است بر جاي خواهد گذاشت ولي اگر به گونه هاي غير متعارف همچون قمه زني انجام شود نه تنها اثر وضعي خود را ندارد بلکه ممکن است نتايج بد و سويي بر جاي گذارد . به همين جهت بوده که اسلام اجازه نداده است که انسان هر روشي را جهت تحقق عمل خود انتخاب کند . بـــــراي بيـان اندوه ، روشهاي متمدن تري وجود دارد که بجاست به مدد انسانيت خود آنها را بشناسيم ، اندوه کنشي براي خودآزاري نيست بلکه راهي براي کمال بخشيدن به انسانيت است .
بر همين اساس است که روش هماهنگ با فکر و عقيده اينست که اندوه از راه قداست قهرمانان آن ، راهي براي هماهنگي با مصيبتي باشد که آنها داشته اند ، تا شهادت ، قداست اسلامي خود را حفظ کند و مصيبت در گامهاي رسالت ، موثر واقع شود . بنابراين بايد غم و اندوه آنان را به گونه اي مجسم کرد که رسالت را مجسم کنند و جنبه هاي انساني آن را آشکار سازد تا مردم بدانند که اين مصيبت ، مصيبت انساني تاريخي نبوده ، بلکه مصيبت انسانيت در تمام مراحل زندگي بوده است .
متأسفانه اين روشهاي نادرست چنان اهميتي پيدا کرده اند که اين فکر را بوجود آورده اند که ميان اينها و بقاء و استمرار دين يا علاقه مردم به اهل بيت رابطه است . بطوري که اگر کسي از جنبه هاي منفي اين روشها سخن گويد ، گويا دعوت به کفر و خروج از دين کرده است . کار بجايي رسيده است که بعضي مي ترسند که آنهايي که اين روشها را انکــار مي کنند از جانب اهل بيت گرفتار بلايي شوند يا ضربتي از آسمان بر سر آنها فرود آيد . زيرا در مقام دشمني با ائمه قرار گرفته اند .
حتي برخي از علماء ديني تصريح مي کنند که اگر درباره برخي از مسائل سخني بگويند از امام حسين ( ع ) بيمناکند گويا آن حضرت که در پيشگاه خداوند است همچون افراد معمولي در قيد و بند مسائل شخصي خويش است و در صدد انتقام گرفتن از مخالفين مي باشد .
3): مواسات و همدردي با امام حسين ( ع )
دليل ديگر قمه زنان براي قمه زدن ، اين است که آنان عنوان مي دارند که عمل ما نوعي مواسات و همدردي با امام حسين ( ع ) است .
در جواب گفت :
ابتدا بايد تعريف و محدوده مشخصي براي مواسات مشخص کرد سپس حکم کرد که قمه زني مصداق مواسات است يا نه ؟ . مواسات در لغت به معناي آن است که از آنچه داريم به طرف مقابل خويش بدهيم تا با او مساوي شويم . پس اطلاق مواسات بر قمه زني از نظر معناي لغوي غلط است . در اينجا چيزي به امام حسين ( ع ) داده نشده است زيرا انجام اين امور يا بخاطر دنياي ايشان است که آنحضرت در دنيا نيستند و يا بخاطر آخرت آن حضرت است که ايشان در آخرت ، به اين کارها نيازي ندارند .
پس اگر سيد الشهداء به خاطر نبرد در راه خدا متألم ميشد ، همدردي ما اين است که ما هم بخاطر نبرد در راه خدا متألم شويم ، زيرا معناي مشارکت همين است که در جاي او قرار گيريم .
4): احياي امر مذهب
مدافعان قمه زني ادعا مي کنند که با قمه زني پايه هاي دين را تقويت نموده و بدينوسيله تعداد علاقه مندان به مذهب تشيع را مي توان افزايش داد . استناد به اين دليل در منابع مختلف بصورتهاي گوناگون ديده مي شود . آقاي سيد حسن شيرازي با حمله به کساني که در پي حذف اين شعائر هستند اينگونه استدلال مي کند : " اگر بحث مبارزه با محرمات و حفظ اسلام هست چرا با ديگر محرمات مبارزه نمي شود و اگر بحث مبارزه با اين شعائر است چرا از روز اول با آنها مخالفت نشد و مجموع اينها از سالها قبل است که اجرا گرديده است و مهمترين دلايل موافقت با قمه زني همين هاست . " (اشعائر الحسينيه ، ص 25-26 و 128) و پس از نقل آنها نتيجه مي گيرد که قمه زني ذاتاً مباح و پيروي از امام است .
در جواب از اين استدلال بايد گفت :
باطل بودن اين استدلال بسيار مشخص مي باشد زيرا اصلي ترين دليل حرمت قمه زني موضوع مدهن و تضعيف مذهب بودن آن است بگونه اي که انجام آن چهره اي زشت و وحشيانه از اسلام در نظر غير مسلمانان و حتي بعضي از مسلمانان بر جاي مي گذارد .
دانشمند شيعي علامه سيد محسن امين ( ره ) در اين زمينه مي گويد : " چه لزومي دارد در انجام دادن کاري مثل قمه زني که اگر فرض شود آن عمل جزء قطعي دين اسلام است موجب نسبت داده شدن عار و ننگ به دين و اهل آن ميشود . و مردم را از دين متنفر مي کند . آيا تقوا و احتياط ايجاب نمي کند که بايد از قمه زني خودداري نمود . حتي اگر ما قمه زني را مباح هم بدانيم بايد آنرا ترک نمود چون از واجبات نمي باشد که با ترک آن ضرري به دين وارد کند . "
همچنين مرحوم آيت الله العظمي امام خميني ( ره ) در اين باره مي گويد : " شما مي خواهيد براي خدا کاري انجام دهيد . در شرايطي که کاري به ضرر اسلام تمام شود بهتر است که انجام نشود مثلاً قمه زني که موجب وهن اسلام مي شود شما تا مي توانيد دستجات و سينه زني را با شکوهتر انجام دهيد . "( در سايه آفتاب ، محمدحسن رحيميان ، ص 116)
5): استدلال به فرازي از زيارت ناحيه مقدسه
در قسمتي از زيارت منسوب به زيارت ناحيه مقدسه آمده است : " من صبح و عصر بر تو ندبه مي کنم و به جاي اشکها بر تو خون مي گريم . " بعضي ها خواسته اند تا از اين عبارت جواز قمه زني و خونريزي را استفاده نموده و بگويند چون امام زمان ( عج ) حاضر است براي جد بزرگوارش خون گريه کند پس ما نيز مي توانيم قمه زني و خونريزي کنيم .
اولاً بايد گفت : اينگونه استدلال ها يا از شدت تعصب آنهاست يا از روي قلت سواد . زيرا هر شخص غير مغرضي با شنيدن اين جملات متوجه ميشود که خون گريه کردن امري است که عرفاً محال بوده و عملي نيست . پس اگر معناي کلام را آنگونه که قمه زنان معني مي کنند تصور کنيم لازم مي آيد که نعوذبالله امام زمان ( عج ) در اين کلمات دروغ گفته باشند . اينگونه استعمالات ادبي که براي بيان شدت احساسات فرد بکار ميرود در کلام فصحاء به وفور يافت ميشود و نبايد آن را در غير محل آن ، معني نمود .
ثانياً : بحث مربوط به اين روايت فقط در عنوان اولي حکم قمه زني وجود دارد و آن اين است که آيا آسيب رساندن به بدن در عزاداري جايز است يا نه ؟ . اما بحث از عنوان ثانوي قمه زني ، که وهن مذهب بودن آن است همچنان به جاي خويش باقي است . به عبارت ديگر قمه زني همچنان به عنوان ثانوي حرام خواهد بود.
ادعاهاي نامشروع :
بسياري از افرادي که به اينگونه اعمال دست مي زنند ادعا مي کنند که مصيبت امام حسين ( ع ) چنان در آنها ايجاد حزن و اندوه مي کند که عنان عقل خود را از کف داده و از خود بيخود مي شوند و بقول خود آنها ديوانه امام مي گردند . جاي تعجب است که با اين ادعاها بايد گفت که جايگاه اين افراد از ائمه اطهار هم بالاتر است زيرا ائمه با آنکه با علم الهي خويش هميشه ناظر آن وقايع بودند هيچ خبري از آنها بدست نيامده که اينگونه حرکات و رفتار را حتي در سطح کوچکتري انجام داده باشند . حتي امام حسين ( ع ) در شب عاشورا از حضرت زينب خواست تا پس از وي گريبان پاره نکند و صورت نخراشد و فرياد نکشد(اللهوف ، ص 140-140) .
اين افراد بايد بدانند که قيام عاشورا قيامي نيست که هدف آن تحويل دادن آدم ديوانه به جامعه باشد بلکه هدفي بسيار بزرگتر و با ارزشتر در آن نهفته است و آن آزادگي و عزت براي زيستن و زندگي کردن است .
تبيين دلائل حرمت قمه زني
1) بدعت بودن قمه زني
بدعت داراي دو معناي لغوي و اصطلاحي است که معناي لغوي آن ايجاد هر امر جديد و بي سابقه و در معني اصطلاحي به معناي افزودن مسأله وحکمي جديد و بي سابقه به دين است مانند حلال کردن حرامي و يا حرام کردن حلالي . قمه زني نيز در هر دو معني آن قرار گرفته و حکم به حرمت آن مي گردد .
از طريق معناي لغوي :
هرگاه فعل و امر جديدي که جزء دين بودن آن ثابت نشده سبب وهن و تضعيف دين شود ، به يقين انجام آن فعل حرام بوده و بايد از انجام آن پرهيز شود . قمه زني نيز از امور اختراعي مي باشد که هيچگونه سابقه اي در عصر ائمه ( ع ) و حتي قرون نزديک به آن نداشته است . شهيد مطهري در اين رابطه مي گويد : " قمه زني و بلند کردن طبل و شيپور از ارتدوکسهاي قفقاز به ايران سرايت کردو چون روحيه مردم براي پذيرفتن آنهاآمادگي داشت همچون برق در همه جا دويد . "( جاذبه و دافعه علي ( ع ) ، ص 154) جالبتر آنکه طبق گفته شهيد مطهري تيغ زني ، زنجير زني ، حمل صليب (= حمل علم ) ، زدن طبل و شيپور و ... حتي هم اکنون نيز به همين شکل در لورد lourdes) )ساليانه در سالروز شهادت مسيح ! برگزار ميشود .
از طريق معناي اصطلاحي :
بطور کلي اگر شخصي عملي را که دليلي بر وجوب يا استحباب آن ندارد به اعتقاد اينکه آن عمل واجب يا مستحب است انجام دهد به يقين ، انجام آن فعل با اين نيت حرام مي باشد . امام خميني ( ره ) در اين مورد مي نويسد : " تشريع ، يعني به دين وارد کردن چيزي که از دين نيست . اين مساوي با بدعت است . " (انوار الهدايه ، امام خميني ج 1 ، ص 225)
افراد قمه زن نيز قمه زني را به نيت اينکه از اعمال عبادي و مطلوب است انجام مي دهند در حاليکه قمه زني هيچ ميانه اي با دين ندارد . علامه سيد محسن امين ( ره ) در اين رابطه مي نويسد : " بزرگترين گناهها اين است که انسان بدعت ها را به جاي مستحب گرفته و يا امور مستحبي را بدعت وانمود کند امور نهي شده ، که در عزاداريها فراوان اتفاق مي افتد ، از قرار زير است : 1)- کذب و دروغ گفتن . 2)- آزار نفس و اذيت کردن بدن ، که همان قمه زدن و ... حرام بودن اين امور ، عملاً و فعلاً ثابت است . 3)- جيغ زدن و فريادهاي بلند زنان ، که علاوه بر زشت بودن آن ، اصلاً گناه و معصيت است . 4)- داد و فرياد و نعره هاي وحشيانه با صداهاي نکره . 5)- غير از اينها آنچه به نام دين در اينگونه مجالس ، موجب آبروريزي و هتک حرمت فوق العاده دين ميشود و حد مرزي نيز نمي توان بر آن شمرد . " (التنزيه ، ص 13)
بدعت در دين امر نکوهيده اي است که به هر نام و هدفي که باشد جز خسران و ضربه بر اصل دين حاصل ديگري ندارد . غالباً آنهايي که اقدام به بدعت گذاري در دين مي کنند ، کساني هستند که از راههاي معقول نتوانسته اند جايگاه مناسبي در بين دينداران براي خود پيدا کنند و يا افراد جاهل و غافلي هستند که به گمان خود از اين راه مي توانند خدمتي به دين کنند. اين دسته مصداق بارز افرادي هستند که امام صادق ( ع ) در حديثي آنها را چنين معرفي مي کنند : " دو نفر کمر مرا شکستند ؛ عالم پرده در نابکار و جاهل ناداني که فقط به ظاهر دستورات ديني توجه مي کنند ."( ميزان الحکمه ، ج 8 ، ص 4003)
پيامبر اسلام ( ص ) فرمودند : " بدترين کارها آنست که نوپديد و بي سابقه باشد . بدانيد هر بدعتي گمراهي است و هر گمراهي فرجامش آتش است . " (امالي شيخ مفيد ، ص 188 ، اصول کافي ج 1 ، ص 57)
حضرت اميرالمومنين(عليه السلام) نيز در نکوهش بدعت چنين مي فرمايند: " هيچ بدعتي نهاده نشده مگر آنکه بدان سبب سنتي ترک شد . از بدعت ها بپرهيزيد و راه روشن را در پيش گيريد . بهترين کارها آن است که پيشينه داشته باشد و بدترين آنها آن است که نو پديد و بي سابقه باشد . " (ميزان الحکمه ، ج 1 ، ص 453).
2) : وهن وتضعيف مذهب
وهن در لغت به معناي تضعيف و سست نمودن کسي يا چيزي است و منظور از آن در اينجا اين است که اگر ديگران اين عمل را در عزاداري امام حسين ( ع ) ببينند مذهب شيعه را متهم به خشونت ، توحش و خرافه گري مي کنند ، که در نتيجه منجر به تضعيف و وهن تشيع مي گردد . مهمترين دليلي که براي حرمت قمه زني ذکر شده وهن نسبت به مذهب است .
تا کنون در شبکه هاي تلويزيوني و رسانه هاي ضد اسلامي در جهان ، با استناد به صحنه هاي قمه زني که در برخي ديگر از کشورهاي اسلامي نظير پاکستان و عراق هم معمول است توليدات زيادي را بر عليه اسلام و مسلمين تهيه کرده اند که در آنها چهره اي خشن و زشت از اسلام معرفي شده است . نظير فيلم " شمشير اسلام " که توسط شبکه تلويزيوني بي بي سي تهيه شده و يا فيلم " ترور شيعي " که از تلويزيون آمريکا پخش شد که در آن شيعيان به گونه اي معرفي شده بودند که به چيزي جز قتل و خونريزي فکر نمي کنند و در پايان نيز صحنه هاي از قمه زني در روز عاشورا پخش گرديد(کيهان عربي 6/1/1415 ، شماره 3113) .
اينکه استعماراز تمامي ابزارهاي ممکن در جهت ضربه زدن به اسلام و مسلمين استفاده مي کند ، در طول تاريخ به اثبات رسيده است ، قمـــه زني نيز يکي از همين ابزارهــــاست که مقــــام معظم رهبري در اين رابطه مطلبي نقــــل کرده اند : " ... وقتي کمونيست ها بر منطقه آذربايجان شوروي سابق مسلط شدند همه آثار اسلامي را از آنجا محو کردند مثلاً مساجد را به انبار تبديل کردند و ...و هيچ نشانه اي از اسلام و تشيع باقي نگذاشتند فقط يک چيز را اجازه دادند و آن قمه زدن بود . دستورالعمل روساي کمونيستي به زير دستانشان اين بود که مسلمانان حق ندارند نماز جماعت برگزار کنند و يا قرآن بخوانند اما اجازه دارند که قمه بزنند ، چون خود قمه زني براي آنها يک وسيله تبليغاتي بر ضد دين و تشيع بود ... " (نقل شده در ديدار عمومي با مردم مشهد در اول فروردين 1376).
در سايت http://www.rahpouyan.com/ مقاله اي تحت عنوان " دفاع از حريم شيعه ، قسمت نهم " آمده است که در آن ذکر شده در اسناد سفارت انگليس در تهران ، مدرکي پيدا شده با اين مضمون : در سال 1324 شمسي سفارت انگليس در ايران تعداد 15000 قمه خريد و به هيئات مذهبي اهدا کرد !که خودتان را بزنيد و کاري به کار ما نداشته باشيد .
3) : تبعات بهداشتي و رواني قمه زني
الف )- عوارض بهداشتي :
پيامدهاي اين عمل ( قمه زني ) به اعتقاد کارشناسان و متخصصان امور بهداشت عبارتند از :
- خونريزي ، عفونت هاي موضعي ،قطع شدن عروق و اعصاب ، احتمال شيوع بيماريهاي عفوني همچون هپاتيت b و مننژيت ، ايجاد جوشگاه ناهنجار ( محل ترميم زخم بد شکل ) ، احتمال بروز شوک ناشي از کم شدن حجم خون بدليل خونريزي ، احتمال بروز آنمي ( کم خوني ) ، احتمال بروز کزاز و در موارد نادر بيماري هاري ، خطر احتمال ابتلا به عفونتهاي پوست و استخوان ، تشکيل کانونهاي چرکي داخل نسج مغز و ايجاد آبسه در اثر قمه زدنهاي عمقي ، شکستگي استخوانهاي جمجمه و فرو رفتگي آن و مرگ سلولي .
ب )- اثرات زيانبار اصابت قمه بر مغز :
از ديدگاه دکتر عليرضا زالي جراح مغز و اعصاب و استاديار دانشکده پزشــکي دانشـــگاه عــلوم پزشکي شهيد بهشتي ، اثرات وارده به مغز عبارتند از :
-آسيب ديدگي پوست و مو ، استخوان و نسج مغزي زير استخوان در اثر اصابت قمه
- لختگي ، پارگي ، و جراحت وريدي و خونريزي شديد در اثر اصابت قمه به سيستم وريدي مغز مــوسوم به سينوس " بلياژيتال "
- ايجاد شکستگي فرو رفته در اثر شکسته شدن قطعات استخواني زيرين
- تشکيل کانونهاي عفونت در شکستگي فرو رفته
- کوفتگي ، خونريزي و دچار دمه شدن نسج مغز
- وارد شدن مو و اجسام خارجي به داخل و تشديد خطر عفونت
ج )- تأثير قمه زني بر کودکان :
قمه زني مي تواند تعادل رواني برخي از افراد حساس جامعه را نيز بر هم بزند . بنا به نظر متخصصان روانپزشکي قمه زني اثرات بسيار بدي را بر روي کودکان بر جاي مي گذارد که مهمترين آنها عبارتند از :
- بوجود آمدن حالت رعب و و حشت و هراس و چندش در کودکان
- سست شدن باورهاي مذهبي کودکان بعلت مشکل بودن توجيه کودکان نسبت به عمل قمه زني
دکتر مهدي بينا دانشيار رشته روانپزشکي معتقد است که عمل قمه زني شبه مذهب است و جنبه محدود نگري فکري دارد و بيشتر قمه زنان نمي دانند که به چه دليل دست به اين اقدام مي زنند . به اعتقاد وي در عرفان اسلامي اعضاء بدن متعلق به انسان نيست و تک تک اعضاي بدن امانت الهي است و نبايد با امانت به اين صورت رفتار کرد (پيرامون قمه زني در عاشورا ، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي ، ص 11-14).
5-1) - سابقه حرمت قمه زني
بر خلاف تصور، قبل از انقلاب نيز بسياري از فقهاي بزرگ ديني حرمت قمه ز ني را مطرح کرده اند . فقهايي همچون :
آيت اله العظمي سيد محمد حسن شيرازي مشهور به ميرزاي شيرازي(تراجيد يا کربلا ، ص 449 ، پيرامون قمه زني در عاشورا ، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي ، ص 18 و مجله الموسم شماره 12 ، سل 1991 ، ص 216).
حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي موسس حوزه علميه قم(منتخب الاحکام ، ص 108 ، علماء و رژيم شاه ، ص 136 به نقل از اطلاعات در يک ربع فرن ، ص 28).
آيت اله العظمي سيد ابوالحسن اصفهاني .( دايره االمعارف تشيع ، ج 2 ، ص 531 و اعيان الشيعه ، ج 10 ، ص 378)
آيت اله العظمي سيد محسن حکيم(شعائر الحسينيه بين الوعي و الخرافه ، ص 137) .
آيت اله العظمي سيد محسن امين عاملي .
علامه شيخ محمد جواد مغنيه(الشيعه في الميزان ، ص 14 و 98) .
آيت اله العظمي عبدالکريم جزائري .
آيت اله محمد باقر بيرجندي(کبريت احمر ، به کوشش اباذري ، ص 150) .
آيت اله العظمي محمد مهدي قزويني .
آيت اله هبه الدين حسيني شهرستاني .
آيت اله شيخ جعفر بديري(هکذا عرفتهم ، ج 1 ، ص 209) .
علامه شيخ محسن شراره(همان ، ج 3 ، ص 230) .
آيت اله شيخ محمد خالصي .
شيخ علي قمي(همان ، ج 1 ، ص 209) .
آيت اله شيخ غلامحسين تبريزي(گلشن ايرار ، ج 5 ، ص 395) .
امام خميني ( ره )( استفتائات ، ج 3 ، سئوالات متفرقه ، ص 37) .
آيت اله شهيد مطهري(جاذبه و دافعه علي ( ع ) ، ص 154) .
آيت اله شهيد سيد محمد باقر صدر(تراجيد يا کربلا ، ابراهيم الحيدري ، ص 459) .
مرحوم سيد محسن امين در کتاب " التنزيه الاعمال الشيعه " با استدلال و برهان ثابت مي کند قمه زني و برخي ديگر ازخرافات رايج درعزاداري امام حسين ( ع ) نه تنها ثوابي ندارد بلکه از نظر شرع مقدس حرام و از کارهاي شيطان است .
بدنبال انتشار اين کتاب ، بسياري از مردم ناآگاه به مخالفت با وي پرداخته و برخي از دوستانش خطر" انقلاب عوام"را به وي گوشزد کردند . اين تبليغات تا حدي بود که برخي از گويندگان مذهبي در مساجد به جهاد نامقدس عليه وي پرداختند . پس از مدتي آيت اله العظمي سيد ابوالحسن اصفهاني که در آن زمان مقام رياست تامه مرجعيت عامه را داشتند به طرفداري از امين عاملي و کتاب وي فتوا صادر کرد(دايره المعارف تشيع ، ج 2 ، ص 531 ، اعيان الشيعه ، ج 10 ، ص 378 و تاريخ سياسي عراق معاصر ، استاد حسن بشر ، ج 2 ، ص 340 ، هکــذا عرفتهم ، جعفر الخليلي ، ج 3 ، ص) . که خود اين فتوا نيز موج جديدي از اعتراضات را در پي داشت . آيت اله سيد مهدي قزويني در بصره ، يکي ديگر از حمايت کنندگان امين عاملي بود . به اعتقاد وي استفاده از آهن يعني زنجير و قمه در مراسم عزاداري حدود يک ربع قرن قبل پديد آمده است(دوله الشجره الملعونه ، ص 136) .
کتاب التنزيه را نخستين بار جلال آل احمد با عنوان " عزاداريهاي نامشروع " ترجمه کرد . شيخ محمد گنجي نيز در سال 1347 ق فتاوي علماء موافق با رساله التنزيه را در کتاب " کشف التمويه عن رساله التنزيه " گردآوري نمود و به جواب از اشکالات وارده بر آن پرداخت . در قم نيز مرحوم حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي که اين روش عزاداري را با پيام عاشورا ناسازگار مي ديد در فتوايي ، با تيغ زني به مخالفت برخواست (منتخب الاحکام ، ص 108 ، علماء و رژيم شاه ، ص 136). که با توجه به اقتدار وي ، تا حدي در محافل تعزيه قم از رواج کارهاي ناروا جلوگيري شد .
آيت اله بروجردي نيز در اين راه کوشش بسياري نمود که با مخالفت شديد بعضي از گردانندگان دستجات روبرو گرديد . آنها مي گفتند ما دوازده ماه سال را از معظم له پيروي و تقليد مي کنيم ولي دهه عاشورا آنچه که تشخيص خودمان است انجام مي دهيم .
پاسخ به بعضي شبهات در مورد حرمت قمه زني :
1) : تعيين موضوع ، شأن فقيه نيست
مدعيان قمه زني مي گويند آنچه بر عهده مجتهد است بيان حکم است و موضوع را بايد خود مکلف تشخيص بدهد و ما تشخيص ميدهيم که قمه زني موجب وهن مذهب نمي باشد .
در جواب به اين مدعيان بايد گفت :
که مسائل فقهي به دو دسته تقسيم مي شوند :
الف)- يک دسته از آنها احتياج به اجتهاد ندارد مانند تشخيص آب از شراب .
ب)- دسته دوم موضوعاتي هستند که احتياج به اجتهاد داشته و مکلف به تنهايي قادر به تشخيص آنها نيست و بايد علم و آگاهي کافي داشته و به مسائل زمان و مکان آشنايي کامل داشته باشد .
پس تشخيص آن موضوعاتي بر عهده مکلف است که اولاً: در تشخيص آن احتياج به اجتهاد نباشد و ثانياً آن موضوع از موضوعات شخصيه بوده و از موضوعات عامه که سود و زيان آن به تمام جامعه اسلامي مي رسد ، نباشد .
2): جايز بودن قمه زني در گذشته
موافقان قمه زني بر اين باورند که بسياري از فقهاء در زمان گذشته حکم بر جواز قمه زني نموده اند و حال اگر ما قمه زني را جايز ندانيم بايد اعتقاد داشته باشيم که آنها از اين موضوع مهم غافل بوده و در اجتهاد خويش خطا نموده اند .
در جواب بايد گفت :
موضوع حکمي که در گذشته وجود داشته تغيير نموده و موضوعي که در اين زمان مطرح مي باشد در گذشته مطرح نبوده است . ما تأثير زمان و مکان را در احکام قبول نداريم ولي در موضوعات قبول داريم که زمان و مکان باعث تغيير موضوع ميشوند . زيرا اين عده از فقهاء در بررسي حکم قمه زني بر مبناي حکم اولي که وارد نشدن ضرر به بدن است حکم به جواز قمه زني تا زماني که موجب ضرر جدي بر بدن نشود مي نمودند . چون در آن زمان وسائل ارتباط جمعي به اين شکل نبود بحث وهن مذهب که حکم ثانوي مي باشد نيز مطرح نبوده ، ولي در اين زمان بحث وهن مذهب بودن قمه زني تشديد شده و موضوع جديدي به وجود آمده است .
3): مسخره نمودن موجب حرمت اعمال نمي شود
از ديگر ايرادات قمه زنان اين است که ملاک در حرمت يک فعل نبايد مسخره و استهزاء غير مسلمانان باشد زيرا آنها ديگر احکام اسلامي مانند حجاب را نيز مسخره مي کنند .
در جواب به اين شبهه بايد گفت :
اولاً : قمه زني ذاتاً با مفاهيم اسلامي مغاير است و عملي است که به خودي خود مباح است .
ثانياً : ميان مسخره نمودن ذات اسلام يعني واجبات و محرمات با مسخره نمودن امور مباح متفاوت است . در واجبات و محرمات ضرورت ايجاب مي کند که بر موضع خود تأکيد کنيم و اصرار ورزيم ولي در امور مباح وضع فرق مي کند ، گاهي که يک امر مباح مايع دستاويز دشمنان براي تمسخر اسلام و مسلمين مي شود وظيفه هر فرد مسلماني است که از اينگونه اعمال کناره گيري نمايد .
قرآن با صراحت براي جلوگيري از سوء استفاده دشمنان و مخالفان به مومنان توصيه مي کند که حتي از گفتن يک کلمه مشترک که ممکن است دشمن از آن معني ديگري برداشت کند ، پرهيز کنند(تفسير نمونه ، ج 1 ، ص 385) .
ثالثاً : موضوع وهن قمه زني تنها به تمسخر کفار ختم نمي شود بلکه تأثيرات سوئي که بر افکار و عقايد مسلمانان و غير مسلمانان مي گذارد نيز شامل مي شود . اين عمل موجب پيدايش ديدي خرافي نسبت به اسلام از سوي غير مسلمانان و همچنين شک در تعاليم اسلامي براي برخي مسلمانان خواهد شد .
رابعاً : وظيفه ماست که از اسلام دفاع کنيم ، معيار سلامت و قداست هر عملي همين است . التزامي نيست که در زندگي خود با امور زائد و تحريف شده هماهنگ شويم چه رسد به اينکه بخواهيم از آنها دفاع کنيم . اگر بخواهيم دين ، تبديل به تقاليد و عادات بي ارزش نشود و ارزش فکري و عقلي خود را حفظ کند ، راه همين است (گامهاي در راه تبليغ ، ص 274 ).
4): خوابها و مکاشفات
برخي از علماي بزرگ در مورد قمه زني نقل مي کنند که در عالم خواب يا شهود مي بينند که معصوم ( ع ) به آنها مي گويد وقتي قمه مي زنيد ما از آب کوثر بر سر شما مي ريزيم تا زخم سرتان خوب شود و ...
در پاسخ بايد گفت :
الف)- غالب اين نقل قولها غير مستند هستند و از انتساب آنها به اسماء بزرگ توسط جاعلان به منظور منحرف کردن اذهان عامه صورت مي پذيرد .
ب)- خواب و مکاشفه براي خود بيننده حجت نيست تا چه رسد به ديگران . مرحوم ميرزاي قمي در کتاب قوانين مسئله را طرح و حجيت آن را مردود دانسته است . ممکن است رويا صادقه باشد ولي حجت شرعي ندارد (چکامه هايي در شيوه هاي عزاداري ، سيد احمد خاتمي ، ص 23).
ج)- از آنجا که غالباً براي مهر تأييد زدن به صحت اين خوابها به اين موضوع تکيه مي شود که خواب يکي از معصومين ( ع ) را ديده اند و چون در روايات نيز آمده که شيطان به شکل معصوم ظاهر نخواهد شد ، پس اين خوابها صحيح است . ولي بايد گفت که اين افراد که چهره معصوم را نديده اند که در خواب بشناسند و چه بسا که شيطان بشکل فرد ديگري به خواب شخص بيايد و همانگونه که ادعاي ربوبيت کرد ادعاي نبوت و امامت نيز بکند . آيت اله جوادي آملي نيز به همين مطلب اشاره اي داشته است (توصيه ها پرسش ها و پاسخ ها در محضر آيت اله آملي ، ج 2 ، ص 69).
د)- کشف و شهود هم در بسياري از موارد از وهم و خيال شيطاني سرچشمه مي گيرد . گاهي اوقات اشتغال فراوان فکر به يک موضوع و تکرار آن در مغز کم کم صورت خارجي و خيال شيطاني بخود مي گيرد . به اين معني که در برابر ديدگان فکر کننده مجسم ميشود که اين موضوع گاهي در خواب ، گاهي بين خواب وبيداري و گاهي در بيداري اتفاق مي افتد . مانند ديدن جن هاي سم دار که مردم در حمام ها و يا غولهاي خيالي که به هنگام شب در بيابانها ديده شده اند . با توجه به آيات مکرر قرآن شکي در وجود جن و اينکه از نظرها پنهان است نداريم ، اما آيا او همان است که مردم ديده اند(جلوه هاي حق ، آيت اله مکارم شيرازي ، ص 146) .
ه)- در نقل نمودن يک خواب هرچند که فرد خواب ديده عادل و راستگو باشد نبايد خواب او با اصلي از اصول شناخته شده در روايات معصومان ناسازگار باشد در غير اينصورت بي گمان نقل آن حرام و دروغ بستن بر معصوم است که متأسفانه اين روزها نقل اينگونه خوابها در محافل و مجالس ديده مي شود .
5): قمه زني نوعي حجامت سر است
يکي از شبهات قمه زنان اينست که قمه زني نوعي حجامت سر است و چون حجامت حرام نيست ، قمه زني نيز نبايد حرام باشد .
الف)- اگر کسي حجامت سر را ديده باشد متوجه مي شود که بين حجامت سر و قمه زني تفاوت فاحشي وجود دارد ، در حجامت سر پس از انجام مراحل اوليه با مکش پوست با تيغ جراحي خراشهاي سطحي در سر ايجاد کرده و خون را خارج مي کنند ولي در قمه زني ضربه آنقدر شديد است که به جمجمه هم آسيب مي رساند .
ب)- آنچه موجب عدم حرمت حجامت گرديده اثري است که در حجامت است و آن دفع امراض و بيماريهايي است که در بدن است که با رعايت نکات ايمني و بهداشتي مخصوص حجامت صورت مي گيرد که اگر اين نکات رعايت نشود بدليل آنکه حجامت هم ايذاء نفس و آسيب رساندن به بدن است ، حرام است . در مورد قمه زني هم حتي اگر آن را حجامت هم بدانيم از نوعي است که نکات ايمني و بهداشتي مخصوص حجامت در آن رعايت نمي شود و حرام است .
ج)- اگر هدف قمه زن از قمه زدن حجامت است چرا آنرا در انظار مردم انجام ميدهد . مگر وقتي مي خواهند يک عمل جراحي روي بدن خود انجام دهند ، در کوچه و خيابان اينکار را مي کنند . به هر صورت ، وهن مذهب بودن عمل قمه زني به قوت خود باقي است زيرا قمه زن ، با انجام اين عمل در ديد عموم و نسبت دادن آن به دين ، موجب مي شود تا چهره اي خشن از دين بوجود آيد .
6) : قمه زني از شعائر الهي است
امري را مي توان از شعائر الهي دانست که حتماً از سوي شارع جزو شعائر تصريح شده باشد . در کتاب " المسائل الشرعيه " آيت اله العظمي خويي در پاسخ به سئوالي درباره خونين ساختن سر و يا عملي مشابه آن آمده است : " نصي در شعار بودن اين امر نيامده ، بنابراين امکان حکم استحباب آن وجود ندارد . " (المسائل الشرعيه ، دارالزهراء ، بيروت ، ج 2 ، ص 327) بنابراين تقوي و احتياط اقتضا مي نمايد که از انجـام اين امور خودداري نمائيم . چنانچه پيامبر بزرگوار ( ص ) مي فرمايند : " عمل اندکي که با سنت همراه باشد بهتر است از عمل بسيار که با بدعت . "( ميزان الحکمه ، ج 1 ، ص 453)
سخنان چند تن از بزرگان حوزه علميه در باره قمه زني
فتواي تاريخي زعيم عاليقدر آيت الله العظمي سيد ابوالحسن اصفهاني ( قدس سره ) :
بکار بردن شمشيرها (= قمه زني ) و زنجيرها و طبل ها و بوق ها و کارهايي مانند اين امور که امروزه در دسته هاي عزاداري و در روز عاشورا معمول است همه حرام و غير شرعي است(دايره اامعارف تشيع ، ج 2 ، ص 531 و اعيان الشيعه ، ج 10 ، ص 378 و تاريخ سياسي عراق معاصر ، استاد حسن بشر ، ج 2 ، ص 340 و هکذا عرفتهم ، جعفرالخليلي ، ج 3 ، ص 207) .
قسمتي از بيانات مرجع بزرگ شيعي آيت اله العظمي سيد محسن امين ( ره ) در مورد قمه زني :
" ابليس و لشکريانش عموماً مردم را به وسيله اموري که در ميان آنها رايج است گمراه مي کنند . بسياري مواقع نيز مردم را بوسيله دين از دين منحرف مي کنند ... و اين شياطين قصدي جز باطل نمودن منافع و ثواب عزاداري ندارند و با همين نيت شوم اموري را در عزاداري امام حسين ( ع ) داخل مي کنند که جميع مسلمين معترفند که آنها از کبائر الهي و منکرات است . از جمله اين منکرات ايذاء نفس و ضرر زدن به بدن است که با زدن شمشير و چاقو بر سر و مجروح نمودن آن صورت مي گيرد . " (التنزيه في اعمال الشيبه ، ص 13)
همچنين ايشان در کتاب " اعيان الشيعه " نيز در اين باره مي نويسد :
" قمه زني و اعمالي ديگر از اين قبيل در مراسم عزاداري حسيني ، به حکم عقل و شرع حرام است و زخمي ساختن سر ، ايذاء نفس است که خود در شرع حرام است و در مقابل اين عمل ، شيعه اهل بيت را در انظار مردم مورد تمسخر قرار داده و آنها را وحشي قلمداد مي کند . " (اعيان الشيعه ، ج 10 ، ص 363)
آيت اله شيخ محمد جواد مغنيه
ايشان در آثار خويش به انتقاد از قمه زني پرداخته و آنرا از اختراعــات عوام مي داند . ايشان در اين بــــاره مي نويسد : "يکي از کارهاي نادرست اعتماد وتکيه بر عادات و روش هايي است که عوام از آن پيروي مي نمايند ... روشن ترين نمونه اي را که مي توان براي اين معني تصور نمود اعمالي است که بعضي عوام در روز عاشورا در شهرهاي مختلف ايران ، عراق و شهر نبطيه لبنان انجام ميدهند مانند پوشيدن کفن و مجروح ساختن سر و پيشاني خود بوسيله شمشير . بايد گفت اينگونه بدعتهاي زشت و شرم آور در عصرهاي متأخر از زمان ائمه و بزرگان علماي شيعه بوجود آمده و از اختراعات اهل جهل مي باشد . " (الشيعه في الميزان ، محمدجواد مغنيه ، ص 14)
روحاني مبارز شهيد آيت اله سيد عبدالکريم هاشمي نژاد
ايشان يکي از چهره هاي برجسته سياسي و مذهبي قبل و بعد از انقلاب و نماينده استان مازندران در مجلس خبرگان در دهه 1360 مي باشند . وي حدود چهل سال پيش تأثيرات سوء قمه زني را در تخريب چهره متذکر شده و ضرورت پرهيز از اينگونه اعمال را تأکيد مي نمايد : " سوگواري براي امام حسين ( ع ) اگر به طرز صحيح انجام گيرد علاوه بر ارزشهاي معنوي ، اصولاً خود يک عمل منطقي است که از عواطف انسان سرچشمه مي گيرد اما با کمال تأسف گاهي به نام عرض ارادت به پيشگاه امام کارهايي انجام مي شود که موجب شرمساري وسرافکندگي است . براي نمونه بايد موضوع " قمه زدن " را ياد کرد . اين عمل ناراحت کننده و چندش آور ... نه تنها با هيچ اصلي قابل تفسير نيست بلکه مخالفان و دشمنان اسلام در داخل و خارج از آن به عنوان يک حربه موثر و قاطع عليه آئين ما استفاده مي کنند . "( درسي که حسين ( ع ) به انسانها آموخت ، شهيد عبدالکريم هاشمي نژاد ، ص 261-263) .
مرحوم آيت اله محمدباقر بيرجندي
ايشان در کتاب معروف خود به نام " کبريت احمر " درباره شرايط و آداب مستمعين مي نويسد : " در حال شنيدن مصيبات وارده بر اولياء خدا ، اشک بريزد و با صداي بلند ندبه و نوحه کنند ... و ليکن زخم بر خود نزند و به کارد و خنجر ، خود را مجروح نکند . چنان که جهال علم مي کنند و در آتش نرود ، زيرا که ممنوع است از شارع مقدس ، و هيچ يک از ائمه طاهرين نکرده اند و شيعيان در مجالس ايشان نمي کرده اند . "( کبريت احمر ، به کوشش عليرضا اباذري ، ص 150) .
شهيد استاد مطهري ( ره )
ايشان در مورد قمه زني مي نويسد : " قمه زني و بلند کردن طبل و شيپور از ارتدوکسهاي قفقاز به ايران سرايت کرد و چون روحيه مردم براي پذيرفتن آنها آمادگي داشت ، همچون برق در همه جا دويد . " (جاذبه و دافعه علي ( ع ) ، ص 154)
مرحوم حاج سراج انصاري عالم و روحاني روشنفکر
وي حدود 50 سال پيش در روزگاري که دستگاههاي تبليغاتي دشمن با عدم وجود تلويزيون ، ماهواره و ... قدرت چنداني نداشت چنين مي نويسد : " ... چيزي که هست و داراي اهميت فوق العاده مي باشد آن است که پيروان مکتب تشيع بايد در اقامه عزاداري مرتکب اعمالي نشوند که بسيار زننده باشد . بايد اوضاع کنوني جهان را در نظر بگيرند و ظاهر شرع مقدس اسلام را شديداً مراعات کنند و کاري نکنند که وسيله حمله دشمنان و بهانه بدگويي آنان باشد ... مثلاً وقتي در ميان اعمال عزاداري ، يک عمل ناروايي مانند قمه زدن و زنجير زدن مشاهده ميشود ، دشمنان ما همان عمل را به رخ جهانيان کشيده و با نظر تحقير به مکتب مقدس اسلام مي نگرد . اين حقيقت را سيزده قرن پيش حضرت امام جعفر صادق ( ع ) در يک جمله کوتاه بيان فرمودند : " شما پيروان مکتب تشيع به وسيله کارهاي نيک مايه سربلندي ما باشيد و کاري نکنيد که براي ما مايه ننگ و عار باشيد."( برگ هايي از تاريخ حوزه علميه قم ، ص 69 - 70)
آيت اله شهيد محمدباقر حکيم
ايشان در مورد قمه زني چنين گفته اند : " ... از آنجا که هدف ما بازگشت به اهلبيت ( ع ) است و آن بزرگواران آگاه ترين افراد بر شريعت اسلام و مسائل مربوط به آن مي باشند ، با اين حال چيزي از آنها به دست ما نرسيده که بتوان ربطي به اين امور منفي که هم اکنون در عزاداريها صورت مي گيرد ، داشته باشد . بگونه اي که نه در زمان ائمه اطهار ( ع ) و نه در بعد از آن مردم با اين امور منفي آشنايي نداشتند و اين شيوه عزاداري در زمانهاي معاصر ايجاد و رواج يافته اند ... "( شعائرالحسينيه بين الوعي و الخرافه ، ص 119-127)
برخي از علماي شيعه عربستان در 19 صفر 1427 ه.ق در پرهيز از قمه زني بيانه اي صادر کردند که در فرازي از آن آمده است :" ... همه مومنين را به دوري و پرهيز نمودن از انجام اعمالي همچون قمه زني که موجب آبروريزي و زشت شدن چهره تابناک شعائر حسيني مي گردد توصيه مي نمائيم ، خصوصاً در کشور ما که همه ديدگان مترصند تا بر چگونگي مذهب اهلبيت و اعمال کساني که پيرو آنند اطلاع يابند و ...شکي نيست که انجام عملي همچون قمه زني نه تنها ما را بر اين هدف ياري نخواهد نمود بلکه خود وسيله اي براي متعصبين خواهد بود تا مذهب مارا زشت جلوه نموده و ديگران را از آن دور نمايند و ... "
چندي پيش نيز عده کثيري از روشنفکران عراقي از قوميت ها و طوائف مختلف اين کشور طي نامه اي به آيت اله سيستاني خواستار پاکسازي مراسم عزاداري از بعضي اعمال ناهنجار و وهن آميز شدند . اين عده با بيان اينکه قمه زني و اعمال شبيه به آن صورتي زشت و نامأنوس از مذهب تشيع در اذهان جهانيان برجاي گذارده ، و از آيت اله سيستاني خواستند تا با حرام نمودن اينگونه اعمال وهن آميز از تحريف هرچه بيشتر چهره تشيع در جهان جلوگيري کنند . اين عده که بيش از 60 نفر از 15 شهر عراق بوده اند اذعان داشتند که بهتر است جهت نشان دادن محبت خود به اهلبيت به پايگاههاي انتقال خون مراجعه شود تا به اين وسيله جان عده اي که به خون نياز دارند را نجات دهند(شبکه العراق الثقافيه :www.iraqcenter.net) .
نظر مراجع تقليد در مورد قمه زني
حضرت امام خميني ( ره ) :
" در وضع موجود قمه نزنند و شبيه خواني اگر مشتمل بر محرمات و موجب وهن مذهب نباشد مانع ندارد ، اگر چه روضه خواني بهتر است و عزاداري براي سيد مظلومان از افضل قربات است . "
حضرت آيت اله العظمي خويي :
"در صورتي که موجب ضرر معتداًبه ، يا هتک و توهين به مذهب باشد جايز نيست ."( طريق النجات ، ج 2 ، ص 445) .
حضرت آيت اله العظمي سيد محسن حکيم :
فرزند ايشان نقل نموده اند که پدر بزرگوارشان دائماً مي فرمودند : " مسئله قمه زني ، غصه و اندوهي در گلوي ماست . "
حضرت آيت اله العظمي اراکي :
"دستور ولي امر مسلمين مبني بر جلوگيري از اعمال خرافي در عزاداري محرم ، لازم الاطاعه است ."
حضرت آيت اله خامنه اي :
" هر کاري که براي انسان ضرر داشته باشد يا باعث وهن دين و مذهب گردد حرام است و مومنين بايد از آن اجتناب کنند . قمه زني علاوه بر اينکه از عرفي از مظاهر حزن و اندوه محسوب نمي شود و سابقه اي در عصر ائمه ( ع ) ندارد و تأييدي هم به شکل خاص يا عام از معصوم در مورد آن نرسيده و در زمان حاضر ، وهن و بد نام شدن مذهب مي شود ، بنابراين در هيچ حالت جايز نيست . " (اجوبه الاستفتائات 2/132).
حضرت اله العظمي نوري همداني :
ايشان در 7 محرم الحرام 1415 طي فتوايي رأي به حرمت قمه زني داده اند . در قسمتي از اين فتوا چنين آمـده است : " از آنجا که مکتب سالار شهيدان حضرت ابي عبداله ( ع ) مکتب امر به معروف و نهي از منکر و چشمه جوشان ارزشهاي اسلامي است ... لذا لازم است عزاداران محترم و متعهد بجاي اينکه قمه را بر فرق خود بکوبند در فکر آن باشند قمه را بر سر دشمنان اسلام که اراضي آنان را اشغال و در فکر تضعيف آنان مي باشند و منابع آنان را غارت و بالاخره هر روزي با ترفند جديدي حيات اسلامي آنها را به مخاطره مي اندازند بکوبند . "
حضرت آيت اله العظمي تبريزي :
" عزاداري بايد طوري باشد که موجب وهن شيعه بر شيعه نباشد(استفتائات جديد ، ص 456) . داخل بودن اين اعمال در عــزاداري امـام حسين ( ع ) جاي تأمل دارد . "( طريق النجات ، ميرزا جواد تبريزي ، ج 2 ، ص 445) .
حضرت آيت اله العظمي فاضل لنکراني :
" از هر نوع عمل که جنبه توجيه پذيري ندارد و موجب سوء استفاده مغرضان و موجب وهن مذهب مي شود بايد اجتناب کرد ... پيداست در اين شرايط مسئله قمه زني نه تنها موجب گرايش و علاقه بيشتر علاقه مندان به مکتب امام حسين ( ع ) نمي شود بلکه به علت عدم قابليت پذيرش و نداشتن هيچ گونه توجيه قابل فهم مخاطبين نتيجه سوء بر آن مترتب خواهد بود . لذا لازم است شيعيان علاقمند به مکتب آن امام از آن خودداري کنند و چنانچه در اين مورد نذري وجود داشته باشد نذر ، واجد شرايط صحت و انعقاد نيست . "( پيرامون عزاداري عاشورا، دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم ، ص 44)
حضرت آيت اله العظمي مظاهري :
" چون مقام معظم رهبري فرموده اند که در عزاداريها قفل و قمه زدن و مانند اينها نباشد ، پيروي از امر ايشان بر همه واجب است . "
حوزه علميه قم - حسين مظاهري6 محرم الحرام 1415
حضرت آيت اله العظمي مکارم شيرازي :
ايشان در پاسخ به سئوالات مختلف مردم درباره وظائف مسلمانان در ايام عاشورا و مراسم عزاداري جوابيه اي صادر کردند که در بخشي از اين جوابيه چنين آمده است :
" ... در اينجا لازم مي دانم همه برادران و خواهران ايماني را به چند نکته توجه دهم :
1- همه بايد بکوشند با خلوص نيت در اين مراسم شرکت کنند .
2- برادران و خواهران ايماني بايد خلوص اين مراسم را از اموري که مخالف شرع اسلام و دستورهاي پيشوايان بزرگ دين است حفظ کنند و از هر کاري که بهانه بدست دشمنان مي دهد پرهيز کنند ، مانند قمه زدن و قفل در تن کردن و امثال آن که مقام معظم رهبري به آن اشاره داشتند .
3- بايد توجه داشت که هدف امام حسين ( ع ) امر به معروف و نهي از منکر بود و بر همه عاشقان آن حضرت لازم است که اين امر در فريضه الهي و قرآني را زنده نگهدارند(پيرامون عزاداري عاشورا ، دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم ، ص 44) .
قم - ناصر مکارم شيرازي 26/3/73 مطابق با ششم محرم الحرام 1415
حضرت آيت اله العظمي سيد کاظم حائري :
" از آنجا که قمه زني و بعضي اعمال شبيه به آنان ذاتاً موجب تخريب وجهه اسلام و تشيع مي گردد ، بر همگان واجب است که از اوامر ولي امر مسلمين حضرت آيت اله خامنه اي که در اين مورد موضع گيري صريح و روشني نموده اطاعت کنيم . "
حضرت آيت اله العظمي سيستاني :
" بايد از کارهايي که عزاداري را خدشه دار مي کند اجتناب شود . "( مسائل جديد از ديدگاه علما و مراجع تقليد ، سيد محسن محمودي ، ج 3 ، ص 34)
حضرت آيت اله صافي گلپايگاني :
" در موردي که موجب وهن مذهب شود از آن خودداري گردد . "( همان منبع)
آيت اله مشکيني :
" امور مذکوره فوق بنفسه در شرع اسلام مورد اشکال و بلکه بعضي از آنها ذاتاً محرم است . مسلمين بايد از وارد کردن آنها در مراسم تعزيه حسين ( ع ) جداً خودداري نمايند ..."
علي مشکيني - 8 محرم الحرام سنه 1415 ه . ق
آيت اله جوادي آملي :
" چيزي که مايه وهن اسلام و پايه هتک حرمت عزاداري است جايز نيست ، انتظار ميرود از قمه زني و مانند آن پرهيز شود . "
4 محرم الحرام 1415- جوادي آملي
آيت اله سيد محمود شاهرودي :
" در کيفيت برگزاري مراسم عزاداري ، سه شرط را بايد مد نظر قرار داد :
1- آنچه موجب ضرر به شخص برگزار کننده و يا ديگران نشود و اين شرط را هر مکلفي مي تواند تشخيص دهد .
2- آنکه موجب وهن دين و مکتب تشيع و يا جامعه اسلامي نباشد .
3- آنکه متناسب با روح اسلام و ارزشهاي متعالي مکتب اهل بيت ( ع ) باشد و با احکام و تعاليم حقه آنان منافات نداشته باشد . "
قم 4 محرم الحرام 1415 - سيد محمود شاهرودي
آيت اله ابوالقاسم خزعلي :
" آنچه رئيس مسلمين بفرمايد لازم الاتباع است چون هم از فقه و هم از اوضاع جهاني اطلاع دارند . "
ابوالقاسم خزعلي - 8/3/74
آيت اله احمد جنتي :
" بر ماست که عزت شيعه را حفظ کنيم آنچه بهانه بدست دشمن دهد و مايه وهن پيروان علي ( ع ) گردد گناه است . اطاعت از مقام ولايت نيز واجب است . "
احمد جنتي - 8/3/74
آيت اله محمد مومن :
" اطاعت احکام ولي فقيه واجب است . "
محمد مومن - 27/3/73
آيت اله علي اکبر مسعودي :
" اوامر ولي فقيه لازم الاتباع و احکام صادره واجب الاطاعه مي باشد . لذا بر مومنين واجب است از امور مذکوره جداً خودداري کنند . "
علي اکبر مسعودي خميني - 27 ذيحجه 1415
آيت اله اسماعيل صالحي مازندراني :
" از منابع فقه ... جواز و اباحه قمه زني در مراسم عزاداري سالار شهيدان مستفاد نمي گردد بلکه مقتضاي ادله و عناوين ثانويه حرمت و عدم جواز است . لذا اجتناب از آن واجب و لازم است . "
قم المقدسه - اسماعيل الصالحي مازندراني محرم الحرام 1415-خرداد 1373
آيت اله ابراهيم اميني :
" با اينکه عزاداري براي سرورسالار شهيدان يک عبادت و موجب تقرب به خداي سبحان است ولي اولاً : امور مذکور در بين عرف مردم به عنوان عزاداري مرسوم نيست و حکم به استحباب و مشروعيت آنها بدون وجه است . ثانياً: در اوضاع و شرايط کنوني جهان امروز از خرافات به شمار مي رود و موجب وهن شيعه مي باشد . ثالثاً : اطاعت از ولي امر مسلمين بر همه شيعيان و پيروان ولايت فقيه لازم و مخالفت با آن حرام است . "
آيت اله سيد جعفر کريمي :
" اقامه عزاي حضرت سيد الشهداء و اصحاب با وفايش از اعظم قربات الي الله تعالي است ولي انجام امور فوق الاشاره بنام عزاداري که در زمان حاضر موجب وهن مذهب در انظار عموم و اتهام خرقه ناجيه اثنا عشريه به جماعت خرافي است به هيچ وجه صورت شرعي ندارد و ... "
سيد جعفر کريمي - 7 محرم الحرام 1415
آيت اله سيد محمد ابطحي :
" اقامه عزاداري سيد مظلومان از افضل طاعات است و از کارهايي که موجب وهن مذهب است بايد اجتناب شود و آنچه که ولي فقيه دستور داده اند واجب الاتباع مي باشد . "
آيت اله سيد محسن خرازي :
" در امور فوق الذکر اطاعت و پيروي ازولي فقيه و حاکم اسلامي لازم و واجب است . "
سيد محسن خرازي - 7 محرم الحرام 1415
آيت اله محسن حرم پناهي :
" اطاعت از احکام ولي فقيه واجب است . "
الاحقر محسن حرم پناهي - 7 محرم الحرام 1415
آيت اله مهدي روحاني و آيت اله علي احمدي :
" چون اعمال شيعه موردتوجه و مداقه است بايد از امور ياد شده که باعث وهن مذهب است جداً اجتناب کرد ... "
مهدي الحسيني الروحاني - علي احمدي - 7 محرم1415
آيت اله حسن تهراني :
" در وضع کنوني اموريکه از مذکورات ، موجب وهن مذهب شيعه است جايز نيست و ... "
حسن تهراني - 27/3/73-7 محرم 1415
آيت اله احمد آذري قمي :
"آنچه را که مقام معظم رهبري موجب وهن به مذهب تشخيص داده اند به عنوان حکم ولي فقيه حرام و سر پيچي از اطاعت مقام معظم رهبري گناه کبيري است ... "
احمد آذري قمي - 27/3/73
آيت اله محمد يزدي :
" بدون ترديد مذکورات در سئوال و امثال آن جزءبدع و موجب وهن مذهب است و اطاعت از حکم ولي امر مسلمين بر همه لازم و تخلف از آن معصيت و گناه است و متخلف معاقب خواهد بود ." احمد يزدي - 7 محرم الحرام 1415
آيت اله سيد حسن طاهري :
" اقامه عزاي حضرت سيد الشهداء از اعظم قربات الي الله است ولي در وضع کنوني امور فوق باعث وهن مذهب است و بايد از انجام آنها خودداري شود و ... "
سيد حسن طاهري - 7 محرم الحرام 1415
آيت اله عباس محفوظي :
" اقامه عزاداري حسين بن علي ( ع ) از افضل طاعات است و از آنچه که موجب وهن است بايد پرهيز شود و اطاعت ولي امر مسلمين لازم مي باشد . "
الاثم عباس محفوظي - هفتم محرم 1415
آيت اله رضا استادي :
" با توجه به بيانات مقام معظم رهبري در مراسم عزاداري از شيوه هايي استفاده کنند که تعظيم شعائر الله باشد و از کارهايي که موجب وهن مذهب است جداً خودداري نمائيد . "
رضا استادي - 8 محرم 1415
آيت اله حسين راستي کاشاني :
" اقامه عزاي حضرت ابي عبداله ( ع ) از افضل قربات الي الله تعالي است و از هر امري که موجب وهن اسلام و دست آويز دشمنان اسلام است اجتناب کنند و به فرموده ولي امر مسلمين حضرت آيت اله خامنه اي از قمه زدن و قفل به بدن زدن اجتناب نمايند . "
آيت اله احمدي ميانجي :
" عملي که موجب وهن مذهب شود جايز نيست و اطاعت از ولي امر مسلمين واجب است . "
آيت اله شرعي :
" ... قمه زني و قفل زني و امثال آنها يک فرآيند ناموزون و موجب وهن مکتب عاشورايي است در اين ارتباط واجب است فرمان و حکم ولي امر مسلمين جهان را اطاعت کنند . "
آيت اله ملکوتي :
" عزاداري حضرت سيدالشهداء بايد لايق و شايسته آن امام بزرگوار باشد و موجب وهن و تضعيف اسلام و مذهب تشيع نباشد و ... "
آيت اله مقتدايي :
" ... اموري که امروز موجب وهن به اسلام و تضعيف عقايد مسلمين مي گردد شرعاً حرام و مسلمين بايد از آنها خودداري نمايند علاوه بر اين با تشخيص موضوع و اعلام حکم بر حرمت قمه زدن و نظاير آن از طرف رهبر معظم انقلاب ولي امرمسلمين حضرت آيت اله خامنه اي ، اطاعت از معظم له برآحاد مسلمين واجب و تخلف از آن حرام است . "
مرتضي مقتدايي - 7/3/74
آيت اله محمدي گيلاني :
" هر آنچه که مايه وهن شريعت اسلام است طبعاً حرام و خصوصاً اگر مورد نهي ولي امر مسلمين است بر عموم اطاعت از آن واجب است . "
آيت اله موسوي تبريزي :
" عزاداري روزهاي محرم و صفر از بهترين عبادات و قربات است و هر عملي که موجب وهن اسلام و قيام مقدس حضرت اباعبداله باشد حرام است اطاعت از حکم ولي امر مسلمين واجب و لازم است . "
آيت اله جناتي ، آيت اله بني افضل ، احزاب و گروههاي مختلف ، حزب اله و مجلس اعلاي شيعيان لبنان ، مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق ، مجلس خبرگان رهبري و مجمع تقريب مذاهب اسلامي نيز طي بيانه اي ضمن حمايت از بيانات مقام معظم رهبري و ولي امر مسلمين در خصوص حرمت قمه زني ، اطاعت از اوامر معظم له را واجب دانسته اند .
بايد توجه داشت که در مواردي که ولي فقيه به موردي حکم کند براي کليه مکلفين ، حتي کساني که از ايشان تقليد نمي کنند واجب است که آنرا اطاعت کنند و در صورتي هم که از ايشان تقليد نمي کنند واجب است که آنـرا اطاعت کنند . در صورتي هم که فتواي مرجع تقليد فرد و حکم ولي فقيه خلاف يکديگر باشد به يقين حکم ولي فقيه مقدم و مخالفت با آن حرام مي باشد .
گراميداشت ايام محرم و برگزاري مراسم هاي عزاداري گوناگون جهت زنده نگهداشتن واقعه کربلا يکي از مهمترين عناصر تشکيل دهنده فرهنگ شيعي مي باشد . برگزاري مراسم هاي مختلف از چنان تنوعي برخوردارند که بخوبي مي توان واردشدن باورها و سنت هاي محلي و گاه خرافي را در آنها ملاحظه کرد . برخي مراسم عزاداري از جمله قمه زني سالهاست که مورد توجه مسئولين کشور و صاحبنظران و دين پژوهان قرار گرفته است . به باور اغلب اين افراد ، قمه زني از روح اصلي واقعه کربلا فاصله گرفته و بجاي تمرکز برآگاهي بخشي و يا حداکثر هدايت نيروي احســــاسي در مسير نزديک شدن به اهل بيت ( ع ) ، صورتي از خودزني و ترويج رفتارهاي بعضاً غيرديني به خود گرفته است . در نوشته حاضر تلاش مي شود تا با بررسي ابعاد مختلف مراسم قمه زني راهکارهايي جهت تخفيف حجم و گستردگي اين پديده ارائه شود .
پي نوشت:
1 - بنابر گزارشهاي معتبر تاريخي ، مراسمات قمه زني و زنجير زني تا اوائل قرن بيستم ميلادي درکشور عراق وجود نداشته است (تراجيد يا کربلا ، ابراهيم الحيدري ،ص 456) بنا براين گزارشها گردانندگان اصلي اين مراسمات نيز در ابتدا ترکها و ايراني هايي بودند که به قصد زيارت به کشور عراق سفر مي کردند .
2 - در منابع تاريخي از فردي به نام شيخ خضر بن شلال آل خدام نجفي به عنوان اولين کسي نامبرده اند که به بحث در مورد جواز لطم بر امام حسين ( ع ) در مولفات شيعه پرداخته است . البته او بحثي از قمه زني يا زنجير زني نکرده است . ( تراجيد يا کربلا ، ص 455 )
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 11:13 توسط حامیان احمدی نژاد
|
|