تبليغاتX
بیاتو جوانه

بیاتو جوانه

بیایید ولی را بشناسیم.

اهميت عزاداري :

اهميت عزاداري :

قيام امام حسين ( ع ) در هر عصر و زمان و براي هر ملت و مردمي پيامي دارد، پيامي که هيچ گاه کهنه نمي شود . اما در شرايطي که همواره ستم پيشگان و استعمارگران خون آشام در تلاش بوده اند تا نقش عاشورا را کمرنگ نموده و بنيانش را براندازند ، موثرترين عاملي که مي تواند آن را براي نسلهاي آينده حفظ نمايد ، مراسم سوگواري امام حسين ( ع ) مي باشد . برپا داشتن مراسمي به ياد سيد الشهداء در ايام مختلف بويژه ، دهه محرم و روز عاشورا مي تواند روشي براي احياء خط ائمه و تبيين مظلوميت آنان باشد . تاکيدهاي فراوان پيامبر و ائمه به برپائي مراسم سوگواري نيز هماهنگ با اين اهداف عاليه بوده است . روايت است از امام صادق ( ع ) که فرمودند : " خداوند شيعيان ما را مشمول رحمت خويش سازد . به خدا قسم شيعيان ما همان مومنين اند ، آنان به خدا قسم با حزن و حسرت طولاني خويش ]در عزاي ما[ شريک و همــدرد مصيبت هاي ما خاندانند . "( بحار الانوار ، ج 43 ، ص 222).

همچنين ايشان به فضيل مي فرمايند : " آيا مجالس عزا بر پا مي کنيد و از اهل بيت و آنچه بر آنان گذشته صحبت مي کنيد ؟ فضيل گفت : آري قربانت گردم ، امام فرمود : اين گونه مجالس را دوست دارم پس امر ما را زنده گردانيد که هر کس امر ما را زنده کند مورد لطف و مرحمت خدا قرار مي گيرد . ]اي فضيل [ : هر کس از ما ياد کند ، يا نزد او از ما ياد کنند و به اندازه بال مگسي اشک بريزد ، خدا گناهانش را بيامرزد اگر چه بيش از کف دريا باشد . "( همان ، ص 282 و 289)

 امام رضا ( ع ) در اين رابطه مي فرمايد : " کسي که متذکر مصايب ما شود و به جهت ستم هايي که بر ما وارد شده گريه کند ، در روز قيامت با ما خواهد بود و مقام و درجه مارا خواهد داشت و کسي که مصيبت هاي ما را بيان کند و خود بگريد و ديگران را بگرياند ، در روزي که همه چشم ها گريان است ، چشم او نگريد و هر کسي در مجلسي بنشيند که در آن مجلس ، امر ما را زنده مي کنند ، روزي که قلب ها مي ميرند ، قلب او نخواهد مرد . "( همان ، ص 278)

 اما نکته اي که از تمام اين روايات مي توان در يافت اين است که ائمه ( ع ) ، به منظور حفظ واقعه کربلا و انتقال فرهنگ آن به نسل هاي آينده ، برگزاري مراسم سوگواري ساده و بي آلايشي را توصيه مي نمودند ، اما متاسفانه با گذشت زمان و گسترش مذهب تشيع ، اين مراسم به پاره اي از آداب و رسوم قومي و ملي و سلايق فردي و جمعي ممزوج شد ، که خود مي تواند مانعي براي درک مناسب پيام عاشورا باشد . 

قمه زني از منظر تاريخ 

از نظر تاريخي مسلم است که قمه زني در قبل صفويه هيچ گونه سابقه اي نداشته است و ترديدها در آن است که آيا در زمان صفويه به وجود آمده است ؟ و يا اينکه بعد از صفويه و در زمان قاجاريه رواج يافته است ؟

بعضي از محققان بر اين عقيده اند که قمه زني در زمان صفويه تاٌسيس گرديده و صفويه آغازگر آن بوده است به اين صورت که در روز عاشورا سلاطين صفويه به بخشهاي خاصي از افواج ارتش قزلباش خود که به گروه فدائيان قزلباش مشهور بودند دستور مي دادند تا به طور منظم و دسته بندي شده ، دسته هاي عزاداري راه بياندازند . نصراله فلسفي در کتاب تاريخ شاه عباس کبير که يکي از دقيقترين تواريخ است فوج فدائيان را چنين تشريح مي کند : فدائيان قزلباش که هميشه سرشان به نشانه خدمت تراشيده بود در رز عاشورا شمشير به دست بيرون مي آمدند و تصورشان اين بود که نوعي همدردي با اصحاب امام حسين داشته باشند . آنان مي گفتند : در چنين روزي که امام حسين و اصحابش تير مي خورند پس ما هم اين حالت را براي خودمان ايجاد مي کنيم ، يعني نشان مي دهيم که ما در راه امام حسين فدوي هستيم و حاضريم سرمان بريده شود و اين شروع قمه زني شد .

عاشورا ، اصغر فروغي ابري ، ص68).

دلايل قمه زني :

مدعيان قمه زني براي اثبات جواز قمه زني خود به دلايلي استدلال مي کنند که در اينجا به نقد  بررسي اين دلايل پرداخته مي شود :

1) : افسانه سر به محمل کوبيدن ( تقرير معصوم )

قمه زنان به اين روايت دروغ استناد کرده و مي گويند : اگر قمه زني و سرشکافتن در عاشورا و عزاي سيد الشهداء جايز نيست پس چرا حضرت زينب ( س ) سرش را به چوب محمل کوفت و سر و صورت خود را آغشته به خون کرد . دو استدلال براي قمه زنان وجود دارد :

اول اينکه چون حضرت زينب پرورش يافته دامان وحي بوده و نافرماني خدا را انجام نمي دهد اگر کاري از او سر زده مي توان مجاز بودنش را استنباط کرد .

دوم اينکه مگر امام سجاد ( ع ) که امام معصوم بوده همراه حضرت زينب ( س ) نبود و اين اقدام عمه را نديد آيا سکوت امام معصوم در اينجا نمي تواند در تاٌييد و تقرير اين عمل باشد ؟ تقرير معصوم نيز حجت است .

اما اصل ماجرا چنين است که فردي بنام " مسلم جصاص(گچکار) " نقل مي کند : به هنگامي که در حال بازسازي دروازه اصلي شهر کوفه بوده هياهويي مي شنود و به سمت هياهو حرکت کرده و مي بيند که اسراي واقعه عاشورا در کجاوه بودندو در اين هنگام سر بريده امام حسين ( ع ) را بالاي نيزه بردند که حضرت زينب با مشاهده سر بريده برادر ، سر خود را از فرط ناراحتي به چوب محمل مي کوبد چنانچه خون از زير مقنعه اش جاري شد . و با چشم گريان اشعاري را قرائت کردند(ناسخ التواريخ ، ج 6 ، ص 54 و 55) .

به دلايل زير اين خبر اساس و پايه اي ندارد :

الف )- تنها در کتاب نورالعين نوشته شده که طبق آنچه گفته شده بي اعتبار است . و در ساير کتابهاي معتبر ديني اين مطلب گزارش نشده است .

ب ) - سند ندارد و به عبارت ديگر راويان آن در جايي ذکر نشده است .

ج ) - در اشعاري که به حضرت زينب نسبت داده اند مصرعي آمده که در آن حضرت خطاب به امام حسين ( ع ) مي فرمايند : " اگر با من حرف نمي زني لااقل با دختر صغير خود فاطمه سخن بگو " . در حالي که بنا به تصريح همه مورخان اسلامي ، فاطمه بنت الحسين که فاطمه کبري هم خوانده مي شود در آن زمان ( حادثه عاشورا ) زن بزرگ و شوهر داري بود که همسرشان حسن بن حسن ( ع ) معروف به حسن مثني بوده و در روز عاشورا پس از آنکه زخمهاي فراواني برداشته بودند از مرگ نجات يافت . و از دختر ديگري بنام فاطمه که صغير بوده ، در کاروان اسرا  نام برده نشده است و آنکه در ميان روضه خوانان بنام فاطمه صغري معروف است به قول خود روضه خوانان به علت بيماري در مدينه مانده بود و در حماسه عاشورا شرکت نداشت .

د ) - در بيت ديگري از همان اشعار منتسب به حضرت زينب ، حضرت امام حسين به سنگدلي و قساوت قلب متهم شده که حتي با تمسک به صنايع ادبي ، مانند تجاهل عارف هم قابل توجيه نيست .

ه ) - با توجه به شخصيت معرفي شده حضرت زينب در متون اسلامي که ايشان را آدمي خويشتندار و  رضا و تسليم معرفي کرده اند ، آنچه در اين کتاب گفته شده با آنچه در ساير متون معتبر اسلامي آمده متضاد است وچهره ديگري از حضرت زينب معرفي شده است .

علاوه بر آنچه گفته شد ، اگر بر فرض محال چنين گفته اي صحت داشته باشد که ندارد ، عمل قمه زنان با فعل حضرت زينب تفاوت آشکار دارد(تحريف شناسي عاشورا و تاريخ امام حسين ، محمد صحتي سردرودي ، ص 209  ) .

2) جزع براي امام حسين ( ع )  

قمه زنان با استناد به اين موضوع ، قمه زني را از مصاديق جزع و عزاداري مي دانند چون جزع و عزاداري براي امام حسين از شعائر الهي است پس قمه زني نيز به تبع آن جايز و حتي مستحب است .

 ولي بايد دانست که هر فعل و شيئي داراي تعريف و محدوده مشخصي مي باشد که اين تعريف يا از ناحيه شرع مقدس معين شده و يا عقل و عرف براي آن محدوه معين مي نمايد . در اينجا نيز بايد محدوده عزاداري توسط شرع يا عقل معين گردد . امام خميني (قدس سره) در اين باره چنين مي گويند :" در اينجا هم بايد در خصوص عزاداري ومجالسي که به نام امام حسين ( ع ) بر پا مي شود سخني بگويم . ما وهيچ يک از دينداران نمي گوييم که با اين مراسم ، هر کسي هر کاري مي کند خوب است . چه بسا علماي بزرگ و دانشمندان ، بسياري از اين کارها را ناروا دانسته و از آن جلوگيري کرده اند(کشف الاسرار ، ص 173) . "

اما در مورد قمه زني بايد گفت که هيچ دليل شرعي که بتوان با آن قمه زني يا اعمال شبيه به آن را به عنوان عزاداري و جزع بر شمارد موجود نمي باشد . از برخي روايات نيز مي توان اين موضوع را درک کرد . چنانچه جابر بن عبداله انصاري مي گويد از امام محمد باقر ( ع ) درباره جزع سئوال نمودم حضرت فرمودند : " شديدترين مرتبه جزع عبارتست از فرياد همراه واي گفتن ، زدن بصورت و سينه و چيدن مو از جلوي سر ، و هر کس نوحه گري بر پا کند به طور حتم صبر را رها کرده و در غير صبر قرار گرفته است . " (وسائل ، ج 2 ، ص 915 ، باب کراهه الصراخ بالويل و العويل)

که با اين بيان با قاطعيت مي توان گفت که از ديدگاه شرع ، قمه زني و اعمال شبيه آن را نمي توان به عنوان گونه اي عزاداري و جزع به حساب آورد . زيرا لطم بنا بر تصريح کليه اهل لغت به معناي زدن بصورت با کف دست است که معناي بسيار متفاوتي با قمه زني دارد . اما متاٌسفانه بعضي از طرفداران قمه زني براي اين که کار خود را توجيه نمايند و وجهه شرعي به آن بدهند دست به تحريفاتي در متون روايات نيز زده اند . مثلاً روايت (... لا شيي في الطلم علي الخدود سوي الاستغفار و التوبه ... و علي مثله تلطم الخدود و تشق الجيوب ) ؛ " چيزي در زدن بر صورت به جز استغفار و توبه نيست ... و براي مثل حسين ( ع ) لطمه به صورت زده شده و گريبان چاک زده شده است . " (تهذيب ، ج 8 ، ص 325  ) که امام صادق ( ع ) در بيان اين معنا مي باشند که لطمه زدن بصورت کفاره اي لازم نيست و چون عمل توسط زنان هاشمي و براي سروراني همچون امام حسين ( ع ) انجام شده فقط توبه و استغفار براي آن کافي است ، به اينگونه بيان شده : " و علي مثله فلتطلم الخدود و لتشق الجيوب " ؛ " و بر مثل حسين ( ع ) بايد بصورت زد و گريبان چاک داد . " که در آن نقل فعلهاي روايت بصورت امر درآمده است .

در مورد اين سند بايد گفت :

الف ) -  سند اين روايت ضعيف است و بسياري از فقهاء به اين امر تصريح نموده ند :

شهيد ثاني در مسالک الافهام در اين باره مي گويد : " سند اين روايت ضعيف مي باشد ، زيرا خالد بن سدير که در سند آن است فردي غير موثق مي باشد . " (مسالک الافهام ، ج 10 ، ص 27  )

شيخ صدوق در مورد او گفته که روايات کتابش جعلي است .

محقق بزرگوار آقا رضا همداني در کتاب مصباح الفقيه مي نويسد : اين روايت به خاطر ضعف سندش و اعراض اصحاب از آن صلاحيت براي دليل واقع شدن را ندارد(مصباح الفقيه ، ج 1 ، ص 430) .

-    آيت اله العظمي گلپايگاني نيز مي نويسد : بسيار بعيد است که جواز لطم به صورت و گريبان چاک دادن را به عزاداري امام حسين ( ع ) اختصاص دهيم زيرا وقتي که اين دو فعل در اسلام حرام باشد محققاً زنان فاطمي نيز آن را انجام نداده اند اگر چه اين اعمال براي امام حسين ( ع ) جايز باشد زيرا انجام اين اعمال موجب تنفر و بيزاري نفوس مردم از آن عمل ميشود(کتاب الطهاره الاول ، ص 218) .

ب ) - متن اين روايت داراي تناقضاتي است که بعضي فقها به آن اشاره نموده اند :

- آيت اله سيد احمد خوانساري در کتاب جامع المدارک مي نويسد : استفاده وجوب کفاره از اين

روايت به خاطر تناقضاتي که در آن است مشکل است زيرا در آن آمده است نماز کسي که گريبانش را در عزاي زوج يا فرزندش چاک دهد صحيح نيست تا اينکه کفاره بدهد و همچنين آمده است که چيزي در لطمه زدن بصورت غير از استغفار و توبه نيست ، پس چگونه ميتوان ملتزم شد که نماز شخص ، بدون کفاره دادن و توبه صحيح نباشد و همچنين چگونه مي توان ملتزم به وجوب استغفار و توبه در لطم بر صورت شد با وجود آنچه که در ذيل اين روايت آمده است که " و علي مثله تشق الجيوب " زيرا که استغفار و توبه فرع حرمت است(جامع المدارک ، ج 5 ، ص 14) .

ج ) - چنانچه گفته شد کلمه " لطم " به معناي زدن به صورت با کف دست مي باشد نه وارد کردن خراش بصورت ، تا بتوان با آن بر جواز قمه زني احتجاج نمود . که اين معني را مي توان از خود روايت هم فهميد زيرا در صدر روايت براي وارد کردن خراش بصورت کفاره قرار داده شده است . ولي در ادامه ، لطمه را از موارد وجوب کفاره خارج نموده و استغفار را براي آن کافي مي داند که اين عمل بيانگر آنست که لطمه چيزي غير از خراش است .

د ) -  با وجود روايات متعددي که از پيامبر ( ص ) ، اهل بيت ( ع ) در نهي از آسيب رساندن به بدن در عزاداري رسيده است ، استدلال به اين خبر ضعيف و غير صحيح مي باشد . بر همين اساس است که گفته شده فتاوي که غالباً از علما و در مورد جواز قمه زني صادر مي شود به خاطر محبت شديد ايشان نسبت به امام حسين ( ع ) و خوف آنها از آسيب وارد شدن به عزاداري آن حضرت است و مبناي محکم فقهي ندارد .

ه ) - در صورت اثبات لطم توسط زنان فاطمي و همچنين اثبات اينکه امام سجاد ( ع ) بر اين اعمال سکوت نمودند نيز نمي توان حکم آنرا براي ديگران جاري نمود . چون ممکن است اين حکم فقط اختصاص به زنان فاطمي داشته باشد که در آن شرايط حضور داشتند و داراي رابطه خويشاوندي با آن حضرت بودند .

مرحوم آيت الله العظمي شيخ محمد حسن نجفي صاحب جواهر الکلام در اين باره مي نويسد : " استدلال به آنچه که در مورد فعل زنان فاطمي نقل شده است و در ذيل خبر خالد بن سدير از امام صادق ( ع ) نيز آمده ، متوقف بر آن است که عمل آنها بر غير پدر و برادرشان باشد و همچنين اينکه حضرت علي بن حسين ( ع ) بر عمل آنها علم داشته و در مقابل آن نيز سکوت نموده اند که اين سکوت هم بگونه اي باشد که نشانه اي از رضايت آن حضرت از آن عمل داشته باشد ، که چنگ زدن به خارهاي بيابان براي کندن خارهاي آن با دست از پذيرش اين گفته ها آسانتر است " .

در تعدادي از روايات امام حسين ( ع ) زنان فاطمي را از گريبان چاک زدن و وارد کردن خراش به صورت ، بعد از شهادتشان نهي فرمودند چنانچه در لهوف و ديگر مقاتل معتبر آمده است که امام حسين ( ع ) در شب عاشورا به زنان حرم چنين فرمودند: " اي خواهرم ام کلثوم ، و تو زينب و هم تو اي فاطمه و تو اي رباب توجه کنيد ! هر گاه کشته شدم ، گريبان چاک نزنيد و صورت نخراشيد و سخن ناروا بر زبان جاري نکنيد . " (اللهوف ، ص 141-140)

در کتاب کامل الزيارت نيز از امام محمد باقر ( ع ) روايت مي کند که هنگامي که امام حسين ( ع ) در صدد کوچيدن از مدينه برآمد ، زنان بني عبدالمطلب آمدند و به نوحه سرايي پرداختند تا آن که امام حسين ( ع ) ميانشان رفت و گفت ، شما را بخدا سوگند مبادا که نافرماني خدا و رسول باشد که از شما سر بزند(کامل الزيارات ، ص 195 ، ح 275 ، باب 29) . که مراد آن حضرت لااقل شق جيوب و خمش وجوه را شامل ميشود .

و ) - لطمه زدن هميشه عملي بوده که توسط زنان انجام مي گرفته و رواياتي هم که در نهي آن وارد شده همگي خطاب به جمعيت نساء است . پس در صورتي نيز که از روايت فوق جواز لطمه زني در مصيبت امام حسين ( ع ) برداشت شود بايد آن را اختصاص به همان قشر داد .

پس همانگونه که بررسي شد استدلال به اين روايت براي اثبات جواز قمه زني هم از حيث دلالت و هم از حيث سند آن بي مورد مي باشد .

از طرفي ديگر عقل هيچ گاه حکم نمي کند که قمه زني مصداق جزع و عزاداري باشد زيرا عزاداري يعني اظهار حزن و اندوه نسبت به امام حسين ( ع ) ، کسي که با کارد تيز به جان خودش مي افتد و به سر خودش مي کوبد حالت حزن و عزاداري است يا يک حالت وحشت و ترس خصوصاً براي بچه ها و افرادي که تحمل ديدن اين صحنه را ندارند . گذشته از اين عزاداري اگر به نحومتعارف خود باشد اثري که بر آن مترتب است بر جاي خواهد گذاشت ولي اگر به گونه هاي غير متعارف همچون قمه زني انجام شود نه تنها اثر وضعي خود را ندارد بلکه ممکن است نتايج بد و سويي بر جاي گذارد . به همين جهت بوده که اسلام اجازه نداده است که انسان هر روشي را جهت تحقق عمل خود انتخاب کند . بـــــراي بيـان اندوه ،  روشهاي متمدن تري وجود دارد که بجاست به مدد انسانيت خود آنها را بشناسيم ، اندوه کنشي براي خودآزاري نيست بلکه راهي براي کمال بخشيدن به انسانيت است .

بر همين اساس است که روش هماهنگ با فکر و عقيده اينست که اندوه از راه قداست قهرمانان آن ، راهي براي هماهنگي با مصيبتي باشد که آنها داشته اند ، تا شهادت ، قداست اسلامي خود را حفظ کند و مصيبت در گامهاي رسالت ، موثر واقع شود . بنابراين بايد غم و اندوه آنان را به گونه اي مجسم کرد که رسالت را مجسم کنند و جنبه هاي انساني آن را آشکار سازد تا مردم بدانند که اين مصيبت ، مصيبت انساني تاريخي نبوده ، بلکه مصيبت انسانيت در تمام مراحل زندگي بوده است .

متأسفانه اين روشهاي نادرست چنان اهميتي پيدا کرده اند که اين فکر را بوجود آورده اند که ميان  اينها و بقاء و استمرار دين يا علاقه مردم به اهل بيت رابطه است . بطوري که اگر کسي از جنبه هاي منفي اين روشها سخن گويد ، گويا دعوت به کفر و خروج از دين کرده است . کار بجايي رسيده است که بعضي مي ترسند که آنهايي که اين روشها را انکــار مي کنند از جانب اهل بيت گرفتار بلايي شوند يا ضربتي از آسمان بر سر آنها فرود آيد . زيرا در مقام دشمني با ائمه قرار گرفته اند .

حتي برخي از علماء ديني تصريح مي کنند که اگر درباره برخي از مسائل سخني بگويند از امام حسين ( ع ) بيمناکند گويا آن حضرت که در پيشگاه خداوند است همچون افراد معمولي در قيد و بند مسائل شخصي خويش است و در صدد انتقام گرفتن از مخالفين مي باشد .

3): مواسات و همدردي با امام حسين ( ع )  

دليل ديگر قمه زنان براي قمه زدن ، اين است که آنان عنوان مي دارند که عمل ما نوعي مواسات و همدردي با امام حسين ( ع ) است .

در جواب گفت :

ابتدا بايد تعريف و محدوده مشخصي براي مواسات مشخص کرد سپس حکم کرد که قمه زني مصداق مواسات است يا نه ؟ . مواسات در لغت به معناي آن است که از آنچه داريم به طرف مقابل خويش بدهيم تا با او مساوي شويم . پس اطلاق مواسات بر قمه زني از نظر معناي لغوي غلط است . در اينجا چيزي به امام حسين ( ع ) داده نشده است زيرا انجام اين امور يا بخاطر دنياي ايشان است که آنحضرت در دنيا نيستند و يا بخاطر آخرت آن حضرت است که ايشان در آخرت ، به اين کارها نيازي ندارند .

پس اگر سيد الشهداء به خاطر نبرد در راه خدا متألم ميشد ، همدردي ما اين است که ما هم بخاطر نبرد در راه خدا متألم شويم ، زيرا معناي مشارکت همين است که در جاي او قرار گيريم .

4): احياي امر مذهب   

مدافعان قمه زني ادعا مي کنند که با قمه زني پايه هاي دين را تقويت نموده و بدينوسيله تعداد علاقه مندان به مذهب تشيع را مي توان افزايش داد . استناد به اين دليل در منابع مختلف بصورتهاي گوناگون ديده مي شود . آقاي سيد حسن شيرازي با حمله به کساني که در پي حذف اين شعائر هستند اينگونه استدلال مي کند : " اگر بحث مبارزه با محرمات و حفظ اسلام هست چرا با ديگر محرمات مبارزه نمي شود و اگر بحث مبارزه با اين شعائر است چرا از روز اول با آنها مخالفت نشد و مجموع اينها از سالها قبل است که اجرا گرديده است و مهمترين دلايل موافقت با قمه زني همين هاست . " (اشعائر الحسينيه ، ص 25-26 و 128) و پس از نقل آنها نتيجه مي گيرد که قمه زني ذاتاً مباح و پيروي از امام است .

در جواب از اين استدلال بايد گفت :

باطل بودن اين استدلال بسيار مشخص مي باشد زيرا اصلي ترين دليل حرمت قمه زني موضوع مدهن و تضعيف مذهب بودن آن است بگونه اي که انجام آن چهره اي زشت و وحشيانه از اسلام در نظر غير مسلمانان و حتي بعضي از مسلمانان بر جاي مي گذارد .

دانشمند شيعي علامه سيد محسن امين ( ره ) در اين زمينه مي گويد : " چه لزومي دارد در انجام دادن کاري مثل قمه زني که اگر فرض شود آن عمل جزء قطعي دين اسلام است موجب نسبت داده شدن عار و ننگ به دين و اهل آن ميشود . و مردم را از دين متنفر مي کند . آيا تقوا و احتياط ايجاب نمي کند که بايد از قمه زني خودداري نمود . حتي اگر ما قمه زني را مباح هم بدانيم بايد آنرا ترک نمود چون از واجبات نمي باشد که با ترک آن ضرري به دين وارد کند . " 

همچنين مرحوم آيت الله العظمي امام خميني ( ره ) در اين باره مي گويد : " شما مي خواهيد براي خدا کاري انجام دهيد . در شرايطي که کاري به ضرر اسلام تمام شود بهتر است که انجام نشود مثلاً قمه زني که موجب وهن اسلام مي شود شما تا مي توانيد دستجات و سينه زني را با شکوهتر انجام دهيد . "( در سايه آفتاب ، محمدحسن رحيميان ، ص 116)

5): استدلال به فرازي از زيارت ناحيه مقدسه  

در قسمتي از زيارت منسوب به زيارت ناحيه مقدسه آمده است : " من صبح و عصر بر تو ندبه مي کنم و به جاي اشکها بر تو خون مي گريم . " بعضي ها خواسته اند تا از اين عبارت جواز قمه زني و خونريزي را استفاده نموده و بگويند چون امام زمان ( عج ) حاضر است براي جد بزرگوارش خون گريه کند پس ما نيز مي توانيم قمه زني و خونريزي کنيم .

اولاً بايد گفت : اينگونه استدلال ها يا از شدت تعصب آنهاست يا از روي قلت سواد .  زيرا هر شخص غير مغرضي با شنيدن اين جملات متوجه ميشود که خون گريه کردن امري است که عرفاً محال بوده و عملي نيست . پس اگر معناي کلام را آنگونه که قمه زنان معني مي کنند تصور کنيم لازم مي آيد که نعوذبالله امام زمان ( عج ) در اين کلمات دروغ گفته باشند . اينگونه استعمالات ادبي که براي بيان شدت احساسات فرد بکار ميرود در کلام فصحاء به وفور يافت ميشود و نبايد آن را در غير محل آن ، معني نمود .

ثانياً : بحث مربوط به اين روايت فقط در عنوان اولي حکم قمه زني وجود دارد و آن اين است که آيا آسيب رساندن به بدن در عزاداري جايز است يا نه ؟ . اما بحث از عنوان ثانوي قمه زني ، که وهن مذهب بودن آن است همچنان به جاي خويش باقي است . به عبارت ديگر قمه زني همچنان به عنوان ثانوي حرام خواهد بود.

ادعاهاي نامشروع :

بسياري از افرادي که به اينگونه اعمال دست مي زنند ادعا مي کنند که مصيبت امام حسين ( ع ) چنان در آنها ايجاد حزن و اندوه مي کند که عنان عقل خود را از کف داده و از خود بيخود مي شوند و بقول خود آنها ديوانه امام مي گردند . جاي تعجب است که با اين ادعاها بايد گفت که جايگاه اين افراد از ائمه اطهار هم بالاتر است زيرا ائمه با آنکه با علم الهي خويش هميشه ناظر آن وقايع بودند هيچ خبري از آنها بدست نيامده که اينگونه حرکات و رفتار را حتي در سطح کوچکتري انجام داده باشند . حتي امام حسين ( ع ) در شب عاشورا از حضرت زينب خواست تا پس از وي گريبان پاره نکند و صورت نخراشد و فرياد نکشد(اللهوف ، ص 140-140) .

اين افراد بايد بدانند که قيام عاشورا قيامي نيست که هدف آن تحويل دادن آدم ديوانه به جامعه باشد بلکه هدفي بسيار بزرگتر و با ارزشتر در آن نهفته است و آن آزادگي و عزت براي زيستن و زندگي کردن است .

تبيين دلائل حرمت قمه زني

1) بدعت بودن قمه زني  

بدعت داراي دو معناي لغوي و اصطلاحي است که معناي لغوي آن ايجاد هر امر جديد و بي سابقه و در معني اصطلاحي به معناي افزودن مسأله وحکمي جديد و بي سابقه به دين است مانند حلال کردن حرامي و يا حرام کردن حلالي . قمه زني نيز در هر دو معني آن قرار گرفته و حکم به حرمت آن مي گردد .

از طريق معناي لغوي :

هرگاه فعل و امر جديدي که جزء دين بودن آن ثابت نشده سبب وهن و تضعيف دين شود ، به يقين انجام آن فعل حرام بوده و بايد از انجام آن پرهيز شود . قمه زني نيز از امور اختراعي مي باشد که هيچگونه سابقه اي در عصر ائمه ( ع ) و حتي قرون نزديک به آن نداشته است . شهيد مطهري در اين رابطه مي گويد : " قمه زني و بلند کردن طبل و شيپور از ارتدوکسهاي قفقاز به ايران سرايت کردو چون روحيه مردم براي پذيرفتن آنهاآمادگي داشت همچون برق در همه جا دويد . "( جاذبه و دافعه علي ( ع ) ، ص 154) جالبتر آنکه طبق گفته شهيد مطهري تيغ زني ، زنجير زني ، حمل صليب (= حمل علم ) ، زدن طبل و شيپور و ... حتي هم اکنون نيز به همين شکل در لورد lourdes) )ساليانه در سالروز شهادت مسيح ! برگزار ميشود .

از طريق معناي اصطلاحي :

بطور کلي اگر شخصي عملي را که دليلي بر وجوب يا استحباب آن ندارد به اعتقاد اينکه آن عمل واجب يا مستحب است انجام دهد به يقين ، انجام آن فعل با اين نيت حرام مي باشد . امام خميني ( ره ) در اين مورد مي نويسد : " تشريع ، يعني به دين وارد کردن چيزي که از دين نيست . اين مساوي با بدعت است . " (انوار الهدايه ، امام خميني ج 1 ، ص 225)

افراد قمه زن نيز قمه زني را به نيت اينکه از اعمال عبادي و مطلوب است انجام مي دهند در حاليکه قمه زني هيچ ميانه اي با دين ندارد . علامه سيد محسن امين ( ره ) در اين رابطه مي نويسد : " بزرگترين گناهها اين است که انسان بدعت ها را به جاي مستحب گرفته و يا امور مستحبي را بدعت وانمود کند امور نهي شده ، که در عزاداريها فراوان اتفاق مي افتد ، از قرار زير است : 1)- کذب و دروغ گفتن . 2)- آزار نفس و اذيت کردن بدن ، که همان قمه زدن و ... حرام بودن اين امور ، عملاً و فعلاً ثابت است . 3)- جيغ زدن و فريادهاي بلند زنان ، که علاوه بر  زشت بودن آن ، اصلاً گناه و معصيت است . 4)- داد و فرياد و نعره هاي وحشيانه با صداهاي نکره . 5)- غير از اينها آنچه به نام دين در اينگونه مجالس ، موجب آبروريزي و هتک حرمت فوق العاده دين ميشود و حد مرزي نيز نمي توان بر آن شمرد . " (التنزيه ، ص 13)

بدعت در دين امر نکوهيده اي است که به هر نام و هدفي که باشد جز خسران و ضربه بر اصل دين حاصل ديگري ندارد . غالباً آنهايي که اقدام به بدعت گذاري در دين مي کنند ، کساني هستند که از راههاي معقول نتوانسته اند جايگاه مناسبي در بين دينداران براي خود پيدا کنند و يا افراد جاهل و غافلي هستند که به گمان خود از اين راه مي توانند خدمتي به دين کنند. اين دسته مصداق بارز افرادي هستند که امام صادق ( ع ) در حديثي آنها را چنين معرفي مي کنند : " دو نفر کمر مرا شکستند ؛ عالم پرده در نابکار و جاهل ناداني که فقط به ظاهر دستورات ديني توجه مي کنند ."( ميزان الحکمه ، ج 8 ، ص 4003)

پيامبر اسلام ( ص ) فرمودند : " بدترين کارها آنست که نوپديد و بي سابقه باشد . بدانيد هر بدعتي گمراهي است و هر گمراهي فرجامش آتش است . " (امالي شيخ مفيد ، ص 188 ، اصول کافي ج 1 ، ص 57)

حضرت اميرالمومنين(عليه السلام) نيز در نکوهش بدعت چنين مي فرمايند: " هيچ بدعتي نهاده نشده مگر آنکه بدان سبب سنتي ترک شد . از بدعت ها بپرهيزيد و راه روشن را در پيش گيريد . بهترين کارها آن است که پيشينه داشته باشد و بدترين آنها آن است که نو پديد و بي سابقه باشد . " (ميزان الحکمه ، ج 1 ، ص 453).

2) : وهن وتضعيف مذهب  

وهن در لغت به معناي تضعيف و سست نمودن کسي يا چيزي است و منظور از آن در اينجا اين است که اگر ديگران اين عمل را در عزاداري امام حسين ( ع ) ببينند مذهب شيعه را متهم به خشونت ، توحش و خرافه گري مي کنند ، که در نتيجه منجر به تضعيف و وهن تشيع مي گردد . مهمترين دليلي که براي حرمت قمه زني ذکر شده وهن نسبت به مذهب است .

تا کنون در شبکه هاي تلويزيوني و رسانه هاي ضد اسلامي در جهان ، با استناد به صحنه هاي قمه زني که در برخي ديگر از کشورهاي اسلامي نظير پاکستان و عراق هم معمول است توليدات زيادي را بر عليه اسلام و مسلمين تهيه کرده اند که در آنها چهره اي خشن و زشت از اسلام معرفي شده است . نظير فيلم " شمشير اسلام " که توسط شبکه تلويزيوني بي بي سي تهيه شده و يا فيلم " ترور شيعي " که از تلويزيون آمريکا پخش شد که در آن شيعيان به گونه اي معرفي شده بودند که به چيزي جز قتل و خونريزي فکر نمي کنند و در پايان نيز صحنه هاي از قمه زني در روز عاشورا پخش گرديد(کيهان عربي 6/1/1415 ، شماره 3113) .

اينکه استعماراز تمامي ابزارهاي ممکن در جهت ضربه زدن به اسلام و مسلمين استفاده مي کند ،  در طول تاريخ به اثبات رسيده است ، قمـــه زني نيز يکي از همين ابزارهــــاست که مقــــام معظم رهبري در اين رابطه مطلبي نقــــل کرده اند : " ... وقتي کمونيست ها بر منطقه آذربايجان شوروي سابق مسلط شدند همه آثار اسلامي را از آنجا محو کردند مثلاً مساجد را به انبار تبديل کردند و ...و هيچ نشانه اي از اسلام و تشيع باقي نگذاشتند فقط يک چيز را اجازه دادند و آن قمه زدن بود . دستورالعمل روساي کمونيستي به زير دستانشان اين بود که مسلمانان حق ندارند نماز جماعت برگزار کنند و يا قرآن بخوانند اما اجازه دارند که قمه بزنند ، چون خود قمه زني براي آنها يک وسيله تبليغاتي بر ضد دين و تشيع بود ... " (نقل شده در ديدار عمومي با مردم مشهد در اول فروردين 1376).

در سايت http://www.rahpouyan.com/ مقاله اي تحت عنوان " دفاع از حريم شيعه ، قسمت نهم " آمده است که در آن ذکر شده در اسناد سفارت انگليس در تهران ، مدرکي پيدا شده با اين مضمون : در سال 1324 شمسي سفارت انگليس در ايران تعداد 15000 قمه خريد و به هيئات مذهبي اهدا کرد !که خودتان را بزنيد و کاري به کار ما نداشته باشيد .

3) : تبعات بهداشتي و رواني قمه زني  

الف )- عوارض بهداشتي :

پيامدهاي اين عمل ( قمه زني ) به اعتقاد کارشناسان و متخصصان امور بهداشت عبارتند از :

- خونريزي ، عفونت هاي موضعي ،قطع شدن عروق و اعصاب ، احتمال شيوع بيماريهاي عفوني همچون هپاتيت b و مننژيت ، ايجاد جوشگاه ناهنجار ( محل ترميم زخم بد شکل ) ، احتمال بروز شوک ناشي از کم شدن حجم خون بدليل خونريزي ، احتمال بروز آنمي ( کم خوني ) ، احتمال بروز کزاز و در موارد نادر بيماري هاري ، خطر احتمال ابتلا به عفونتهاي پوست و استخوان ، تشکيل کانونهاي چرکي داخل نسج مغز و ايجاد آبسه در اثر قمه زدنهاي عمقي ، شکستگي استخوانهاي جمجمه و فرو رفتگي آن و مرگ سلولي .

ب )- اثرات زيانبار اصابت قمه بر مغز : 

از ديدگاه دکتر عليرضا زالي جراح مغز و اعصاب و استاديار دانشکده پزشــکي دانشـــگاه عــلوم پزشکي شهيد بهشتي ، اثرات وارده به مغز عبارتند از :

-آسيب ديدگي پوست و مو ، استخوان و نسج مغزي زير استخوان در اثر اصابت قمه

- لختگي ، پارگي ، و جراحت وريدي و خونريزي شديد در اثر اصابت قمه به سيستم وريدي مغز مــوسوم به سينوس " بلياژيتال "

- ايجاد شکستگي فرو رفته در اثر شکسته شدن قطعات استخواني زيرين

- تشکيل کانونهاي عفونت در شکستگي فرو رفته

- کوفتگي ، خونريزي و دچار دمه شدن نسج مغز

- وارد شدن مو و اجسام خارجي به داخل و تشديد خطر عفونت

ج )-  تأثير قمه زني بر کودکان :

قمه زني مي تواند تعادل رواني برخي از افراد حساس جامعه را نيز بر هم بزند . بنا به نظر متخصصان روانپزشکي قمه زني اثرات بسيار بدي را بر روي کودکان بر جاي مي گذارد که مهمترين آنها عبارتند از :

- بوجود آمدن حالت رعب و و حشت و هراس و چندش در کودکان

- سست شدن باورهاي مذهبي کودکان بعلت مشکل بودن توجيه کودکان نسبت به عمل قمه زني

دکتر مهدي بينا دانشيار رشته روانپزشکي معتقد است که عمل قمه زني شبه مذهب است و جنبه محدود نگري فکري دارد و بيشتر قمه زنان نمي دانند که به چه دليل دست به اين اقدام مي زنند . به اعتقاد وي در عرفان اسلامي اعضاء بدن متعلق به انسان نيست و تک تک اعضاي بدن امانت  الهي  است و نبايد با امانت به اين صورت رفتار کرد (پيرامون قمه زني در عاشورا ، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي ، ص 11-14).

5-1) - سابقه حرمت قمه زني

بر خلاف تصور، قبل از انقلاب نيز بسياري از فقهاي بزرگ ديني حرمت قمه ز ني را مطرح کرده اند . فقهايي همچون :

آيت اله العظمي سيد محمد حسن شيرازي مشهور به ميرزاي شيرازي(تراجيد يا کربلا ، ص 449 ، پيرامون قمه زني در عاشورا ، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي ، ص 18 و مجله الموسم شماره 12 ، سل 1991 ، ص 216).  

حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي موسس حوزه علميه قم(منتخب الاحکام ، ص 108 ، علماء و رژيم شاه ، ص 136 به نقل از اطلاعات در يک ربع فرن ، ص 28).

آيت اله العظمي سيد ابوالحسن اصفهاني .( دايره االمعارف تشيع ، ج 2 ، ص 531 و اعيان الشيعه ، ج 10 ، ص 378)

آيت اله العظمي سيد محسن حکيم(شعائر الحسينيه بين الوعي و الخرافه ، ص 137) .

آيت اله العظمي سيد محسن امين عاملي .

علامه شيخ محمد جواد مغنيه(الشيعه في الميزان ، ص 14 و 98) .

آيت اله العظمي عبدالکريم جزائري .

آيت اله محمد باقر بيرجندي(کبريت احمر ، به کوشش اباذري ، ص 150) .

آيت اله العظمي محمد مهدي قزويني .

آيت اله هبه الدين حسيني شهرستاني .

آيت اله شيخ جعفر بديري(هکذا عرفتهم ، ج 1 ، ص 209) .

علامه شيخ محسن شراره(همان ، ج 3 ، ص 230) .

آيت اله شيخ محمد خالصي .

شيخ علي قمي(همان ، ج 1 ، ص 209) .

آيت اله شيخ غلامحسين تبريزي(گلشن ايرار ، ج 5 ، ص 395) .

امام خميني ( ره )( استفتائات ، ج 3 ، سئوالات متفرقه ، ص 37) .

آيت اله شهيد مطهري(جاذبه و دافعه علي ( ع ) ، ص 154) .

آيت اله شهيد سيد محمد باقر صدر(تراجيد يا کربلا ، ابراهيم الحيدري ، ص 459) .

 مرحوم سيد محسن امين در کتاب " التنزيه الاعمال الشيعه " با استدلال و برهان ثابت مي کند قمه زني و برخي ديگر ازخرافات رايج درعزاداري امام حسين ( ع ) نه تنها ثوابي ندارد بلکه از نظر شرع مقدس حرام و از کارهاي شيطان است . 

  بدنبال انتشار اين کتاب ، بسياري از مردم ناآگاه به مخالفت با وي پرداخته و برخي از دوستانش خطر" انقلاب عوام"را به وي گوشزد کردند . اين تبليغات تا حدي بود که برخي از گويندگان مذهبي در مساجد به جهاد نامقدس عليه وي پرداختند . پس از مدتي آيت اله العظمي سيد ابوالحسن اصفهاني که در آن زمان مقام رياست تامه مرجعيت عامه را داشتند به طرفداري از امين عاملي و کتاب وي فتوا صادر کرد(دايره المعارف تشيع ، ج 2 ، ص 531 ، اعيان الشيعه ، ج 10 ، ص 378 و تاريخ سياسي عراق معاصر ، استاد حسن بشر ، ج 2 ، ص 340 ، هکــذا عرفتهم ، جعفر الخليلي ، ج 3 ، ص) . که خود اين فتوا نيز موج جديدي از اعتراضات را در پي داشت . آيت اله سيد مهدي قزويني در بصره ، يکي ديگر از حمايت کنندگان امين عاملي بود . به اعتقاد وي استفاده از آهن يعني زنجير و قمه در مراسم عزاداري حدود يک ربع قرن قبل پديد آمده است(دوله الشجره الملعونه ، ص 136) .

 کتاب التنزيه را نخستين بار جلال آل احمد با عنوان " عزاداريهاي نامشروع " ترجمه کرد . شيخ محمد گنجي نيز در سال 1347 ق فتاوي علماء موافق با رساله التنزيه را در کتاب " کشف التمويه عن رساله التنزيه " گردآوري نمود و به جواب از اشکالات وارده بر آن پرداخت . در قم نيز مرحوم حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي که اين روش عزاداري را با پيام عاشورا ناسازگار مي ديد در فتوايي ، با تيغ زني به مخالفت برخواست (منتخب الاحکام ، ص 108 ، علماء و رژيم شاه ، ص 136). که با توجه به اقتدار وي ،  تا حدي در محافل تعزيه قم از رواج کارهاي ناروا جلوگيري شد .

آيت اله بروجردي نيز در اين راه کوشش بسياري نمود که با مخالفت شديد بعضي از گردانندگان دستجات روبرو گرديد . آنها مي گفتند ما دوازده ماه سال را از معظم له پيروي و تقليد مي کنيم ولي دهه عاشورا آنچه که تشخيص خودمان است  انجام مي دهيم .

پاسخ به بعضي شبهات در مورد حرمت قمه زني :

1) : تعيين موضوع ، شأن فقيه نيست  

مدعيان قمه زني مي گويند آنچه بر عهده مجتهد است بيان حکم است و موضوع را بايد خود مکلف تشخيص بدهد و ما تشخيص ميدهيم که قمه زني موجب وهن مذهب نمي باشد .

در جواب به اين مدعيان بايد گفت :

که مسائل فقهي به دو دسته تقسيم مي شوند :

الف)- يک دسته از آنها احتياج به اجتهاد ندارد مانند تشخيص آب از شراب .

ب)- دسته دوم موضوعاتي هستند که احتياج به اجتهاد داشته و مکلف به تنهايي قادر به تشخيص آنها نيست و بايد علم و آگاهي کافي داشته و به مسائل زمان و مکان آشنايي کامل داشته باشد .

پس تشخيص آن موضوعاتي بر عهده مکلف است که اولاً: در تشخيص آن احتياج به اجتهاد نباشد و ثانياً آن موضوع از موضوعات شخصيه بوده و از موضوعات عامه که سود و زيان آن به تمام جامعه اسلامي مي رسد ، نباشد .

2): جايز بودن قمه زني در گذشته  

موافقان قمه زني بر اين باورند که بسياري از فقهاء در زمان گذشته حکم بر جواز قمه زني نموده اند و حال اگر ما قمه زني را جايز ندانيم بايد اعتقاد داشته باشيم که آنها از اين موضوع مهم غافل بوده و در اجتهاد خويش خطا نموده اند .

در جواب بايد گفت : 

موضوع حکمي که در گذشته وجود داشته تغيير نموده و موضوعي که در اين زمان مطرح مي باشد در گذشته مطرح نبوده است . ما تأثير زمان و مکان را در احکام قبول نداريم ولي در موضوعات قبول داريم که زمان و مکان باعث تغيير موضوع ميشوند . زيرا اين عده از فقهاء در بررسي حکم قمه زني بر مبناي حکم اولي که وارد نشدن ضرر به بدن است حکم به جواز قمه زني تا زماني که موجب ضرر جدي بر بدن نشود مي نمودند . چون در آن زمان وسائل ارتباط جمعي به اين شکل نبود بحث وهن مذهب که حکم ثانوي مي باشد نيز مطرح نبوده ، ولي در اين زمان بحث وهن مذهب بودن قمه زني تشديد شده و موضوع جديدي به وجود آمده است .  

3): مسخره نمودن موجب حرمت اعمال نمي شود 

از ديگر ايرادات قمه زنان اين است که ملاک در حرمت يک فعل نبايد مسخره و استهزاء غير مسلمانان باشد زيرا آنها ديگر احکام اسلامي مانند حجاب را نيز مسخره مي کنند .

در جواب به اين شبهه بايد گفت :

اولاً : قمه زني ذاتاً با مفاهيم اسلامي مغاير است و عملي است که به خودي خود مباح است .

ثانياً : ميان مسخره نمودن ذات اسلام يعني واجبات و محرمات با مسخره نمودن امور مباح متفاوت است . در واجبات و محرمات ضرورت ايجاب مي کند که بر موضع خود تأکيد کنيم و اصرار ورزيم ولي در امور مباح وضع فرق مي کند ، گاهي که يک امر مباح مايع دستاويز دشمنان براي تمسخر اسلام و مسلمين مي شود وظيفه هر فرد مسلماني است که از اينگونه اعمال کناره گيري نمايد .

قرآن با صراحت براي جلوگيري از سوء استفاده دشمنان و مخالفان به مومنان توصيه مي کند که حتي از گفتن يک کلمه مشترک که ممکن است دشمن از آن معني ديگري برداشت کند ، پرهيز کنند(تفسير نمونه ، ج 1 ، ص 385) .

ثالثاً : موضوع وهن قمه زني تنها به تمسخر کفار ختم نمي شود بلکه تأثيرات سوئي که بر افکار و عقايد مسلمانان و غير مسلمانان مي گذارد نيز شامل مي شود . اين عمل موجب پيدايش ديدي خرافي نسبت به اسلام از سوي غير مسلمانان و همچنين شک در تعاليم اسلامي براي برخي مسلمانان خواهد شد .

رابعاً : وظيفه ماست که از اسلام دفاع کنيم ، معيار سلامت و قداست هر عملي همين است . التزامي نيست که در زندگي خود با امور زائد و تحريف شده هماهنگ شويم چه رسد به اينکه بخواهيم از آنها دفاع کنيم . اگر بخواهيم دين ، تبديل به تقاليد و عادات بي ارزش نشود و ارزش فکري و عقلي  خود را حفظ کند ، راه همين است (گامهاي در راه تبليغ ، ص 274  ).

4): خوابها و مکاشفات  

برخي از علماي بزرگ در مورد قمه زني نقل مي کنند که در عالم خواب يا شهود مي بينند که معصوم ( ع ) به آنها مي گويد وقتي قمه مي زنيد ما از آب کوثر بر سر شما مي ريزيم تا زخم سرتان خوب شود و ...

در پاسخ بايد گفت : 

الف)- غالب اين نقل قولها غير مستند هستند و از انتساب آنها به اسماء بزرگ توسط جاعلان به منظور منحرف کردن اذهان عامه صورت مي پذيرد .

ب)- خواب و مکاشفه براي خود بيننده حجت نيست تا چه رسد به ديگران . مرحوم ميرزاي قمي در کتاب قوانين مسئله را طرح و حجيت آن را مردود دانسته است . ممکن است رويا صادقه باشد ولي حجت شرعي ندارد (چکامه هايي در شيوه هاي عزاداري ، سيد احمد خاتمي ، ص 23).

ج)- از آنجا که غالباً براي مهر تأييد زدن به صحت اين خوابها به اين موضوع تکيه مي شود که خواب يکي از معصومين ( ع ) را ديده اند و چون در روايات نيز آمده که شيطان به شکل معصوم ظاهر نخواهد شد ، پس اين خوابها صحيح است . ولي بايد گفت که اين افراد که چهره معصوم را نديده اند که در خواب بشناسند و چه بسا که شيطان بشکل فرد ديگري به خواب شخص بيايد و همانگونه که ادعاي ربوبيت کرد ادعاي نبوت و امامت نيز بکند . آيت اله جوادي آملي نيز به همين مطلب اشاره اي داشته است (توصيه ها پرسش ها و پاسخ ها در محضر آيت اله آملي ، ج 2 ، ص 69).

د)- کشف و شهود هم در بسياري از موارد از وهم و خيال شيطاني سرچشمه مي گيرد . گاهي اوقات اشتغال فراوان فکر به يک موضوع  و تکرار آن در مغز کم کم صورت خارجي و خيال شيطاني بخود مي گيرد . به اين معني که در برابر ديدگان فکر کننده مجسم ميشود که اين موضوع گاهي در خواب ، گاهي بين خواب وبيداري و گاهي در بيداري اتفاق مي افتد . مانند ديدن جن هاي سم دار که مردم در حمام ها و يا غولهاي خيالي که به هنگام شب در بيابانها ديده شده اند . با توجه به آيات مکرر قرآن شکي در وجود جن و اينکه از نظرها پنهان است نداريم ، اما آيا او همان است که مردم ديده اند(جلوه هاي حق ، آيت اله مکارم شيرازي ، ص 146) .

ه)- در نقل نمودن يک خواب هرچند که فرد خواب ديده عادل و راستگو باشد نبايد خواب او با اصلي از اصول شناخته شده در روايات معصومان ناسازگار باشد در غير اينصورت بي گمان نقل آن حرام و دروغ بستن بر معصوم است که متأسفانه اين روزها نقل اينگونه خوابها در محافل و مجالس ديده مي شود .

5): قمه زني نوعي حجامت سر است 

يکي از شبهات قمه زنان اينست که قمه زني نوعي حجامت سر است و چون حجامت حرام نيست ، قمه زني نيز نبايد حرام باشد .

الف)- اگر کسي حجامت سر را ديده باشد متوجه مي شود که بين حجامت سر و قمه زني تفاوت فاحشي وجود دارد ، در حجامت سر پس از انجام مراحل اوليه با مکش پوست با تيغ جراحي خراشهاي سطحي در سر ايجاد کرده و خون را خارج مي کنند ولي در قمه زني ضربه آنقدر شديد است که به جمجمه هم آسيب مي رساند .

ب)- آنچه موجب عدم حرمت حجامت گرديده اثري است که در حجامت است و آن دفع امراض و بيماريهايي است که در بدن است که با رعايت نکات ايمني و بهداشتي مخصوص حجامت صورت مي گيرد که اگر اين نکات رعايت نشود بدليل آنکه حجامت هم ايذاء نفس و آسيب رساندن به بدن است ، حرام است . در مورد قمه زني هم حتي اگر آن را حجامت هم بدانيم از نوعي است که نکات ايمني و بهداشتي مخصوص حجامت در آن رعايت نمي شود و حرام است .

ج)- اگر هدف قمه زن از قمه زدن حجامت است چرا آنرا در انظار مردم انجام ميدهد . مگر وقتي مي خواهند يک عمل جراحي روي بدن خود انجام دهند ، در کوچه و خيابان اينکار را مي کنند . به هر صورت ، وهن مذهب بودن عمل قمه زني به قوت خود باقي است زيرا قمه زن ، با انجام اين عمل در ديد عموم و نسبت دادن آن به دين ، موجب مي شود تا چهره اي خشن از دين بوجود آيد .

6) : قمه زني از شعائر الهي است  

امري را مي توان از شعائر الهي دانست که حتماً از سوي شارع جزو شعائر تصريح شده باشد . در کتاب " المسائل الشرعيه " آيت اله العظمي خويي در پاسخ به سئوالي درباره خونين ساختن سر و يا عملي مشابه آن آمده است : " نصي در شعار بودن اين امر نيامده ، بنابراين امکان حکم استحباب آن وجود ندارد . " (المسائل الشرعيه ، دارالزهراء ، بيروت ، ج 2 ، ص 327) بنابراين تقوي و احتياط اقتضا مي نمايد که از انجـام اين امور خودداري نمائيم . چنانچه پيامبر بزرگوار ( ص ) مي فرمايند : " عمل اندکي که با سنت همراه باشد بهتر است از عمل بسيار که با بدعت . "( ميزان الحکمه ، ج 1 ، ص 453)

سخنان چند تن از بزرگان حوزه علميه در باره قمه زني

فتواي تاريخي زعيم عاليقدر آيت الله العظمي سيد ابوالحسن اصفهاني ( قدس سره ) :

بکار بردن شمشيرها (= قمه زني ) و زنجيرها و طبل ها و بوق ها و کارهايي مانند اين امور که امروزه در دسته هاي عزاداري و در روز عاشورا معمول است همه حرام و غير شرعي است(دايره اامعارف تشيع ، ج 2 ، ص 531 و اعيان الشيعه ، ج 10 ، ص 378  و تاريخ سياسي عراق معاصر ، استاد حسن بشر ، ج 2 ، ص 340 و هکذا عرفتهم ، جعفرالخليلي ، ج 3 ، ص 207) .

قسمتي از بيانات مرجع بزرگ شيعي آيت اله العظمي سيد محسن امين ( ره ) در مورد قمه زني :

" ابليس و لشکريانش عموماً مردم را به وسيله اموري که در ميان آنها رايج است گمراه مي کنند . بسياري مواقع نيز مردم را بوسيله دين از دين منحرف مي کنند ... و اين شياطين قصدي جز باطل نمودن منافع و ثواب عزاداري ندارند و با همين نيت شوم اموري را در عزاداري امام حسين ( ع ) داخل مي کنند که جميع مسلمين معترفند که آنها از کبائر الهي و منکرات است . از جمله اين منکرات ايذاء نفس و ضرر زدن به بدن است که با زدن شمشير و چاقو بر سر و مجروح نمودن آن صورت مي گيرد . " (التنزيه في اعمال الشيبه ، ص 13)

همچنين ايشان در کتاب " اعيان الشيعه " نيز در اين باره مي نويسد :

" قمه زني و اعمالي ديگر از اين قبيل در مراسم عزاداري حسيني ، به حکم عقل و شرع حرام است و زخمي ساختن سر ، ايذاء نفس است که خود در شرع حرام است و در مقابل اين عمل ، شيعه اهل بيت را در انظار مردم مورد تمسخر قرار داده و آنها را وحشي قلمداد مي کند . " (اعيان الشيعه ، ج 10 ، ص 363)

آيت اله شيخ محمد جواد مغنيه

ايشان در آثار خويش به انتقاد از قمه زني پرداخته و آنرا از اختراعــات عوام مي داند . ايشان در اين بــــاره مي نويسد : "يکي از کارهاي نادرست اعتماد وتکيه بر عادات و روش هايي است که عوام از آن پيروي مي نمايند ... روشن ترين نمونه اي را که مي توان براي اين معني تصور نمود اعمالي است که بعضي عوام در روز عاشورا در شهرهاي مختلف ايران ، عراق و شهر نبطيه لبنان انجام ميدهند مانند پوشيدن کفن و مجروح ساختن سر و پيشاني خود بوسيله شمشير . بايد گفت اينگونه بدعتهاي زشت و شرم آور در عصرهاي متأخر از زمان ائمه و بزرگان علماي شيعه بوجود آمده و از اختراعات اهل جهل مي باشد . " (الشيعه في الميزان ، محمدجواد مغنيه ، ص 14)

روحاني مبارز شهيد آيت اله سيد عبدالکريم هاشمي نژاد

ايشان يکي از چهره هاي برجسته سياسي و مذهبي قبل و بعد از انقلاب و نماينده استان مازندران در مجلس خبرگان در دهه 1360 مي باشند . وي حدود چهل سال پيش تأثيرات سوء قمه زني را در تخريب چهره متذکر شده و ضرورت پرهيز از اينگونه اعمال را تأکيد مي نمايد : " سوگواري براي امام حسين ( ع ) اگر به طرز صحيح انجام گيرد علاوه بر ارزشهاي معنوي ، اصولاً خود يک عمل منطقي است که از عواطف انسان سرچشمه مي گيرد اما با کمال تأسف گاهي به نام عرض ارادت به پيشگاه امام کارهايي انجام مي شود که موجب شرمساري وسرافکندگي است . براي نمونه بايد موضوع " قمه زدن " را ياد کرد . اين عمل ناراحت کننده و چندش آور ... نه تنها با هيچ اصلي قابل تفسير نيست بلکه مخالفان و دشمنان اسلام در داخل و خارج از آن به عنوان يک حربه موثر و قاطع عليه آئين ما استفاده مي کنند . "( درسي که حسين ( ع ) به انسانها آموخت ، شهيد عبدالکريم هاشمي نژاد ، ص 261-263) .

مرحوم آيت اله محمدباقر بيرجندي

ايشان در کتاب معروف خود به نام " کبريت احمر " درباره شرايط و آداب مستمعين مي نويسد : " در حال شنيدن مصيبات وارده بر اولياء خدا ، اشک بريزد و با صداي بلند ندبه و نوحه کنند ... و ليکن زخم بر خود نزند و به کارد و خنجر ، خود را مجروح نکند . چنان که جهال علم مي کنند و در آتش نرود ، زيرا که ممنوع است از شارع مقدس ، و هيچ يک از ائمه طاهرين نکرده اند و شيعيان در مجالس ايشان نمي کرده اند . "( کبريت احمر ، به کوشش عليرضا اباذري ، ص 150) .

شهيد استاد مطهري ( ره )

ايشان در مورد قمه زني مي نويسد : " قمه زني و بلند کردن طبل و شيپور از ارتدوکسهاي قفقاز به ايران سرايت کرد و چون روحيه مردم براي پذيرفتن آنها آمادگي داشت ، همچون برق در همه جا دويد . " (جاذبه و دافعه علي ( ع ) ، ص 154)

مرحوم حاج سراج انصاري عالم و روحاني روشنفکر

 وي حدود 50 سال پيش در روزگاري که دستگاههاي تبليغاتي دشمن با عدم وجود تلويزيون ، ماهواره و ... قدرت چنداني نداشت چنين مي نويسد : " ... چيزي که هست و داراي اهميت فوق العاده مي باشد آن است که پيروان مکتب تشيع بايد در اقامه عزاداري مرتکب اعمالي نشوند که بسيار زننده باشد . بايد اوضاع کنوني جهان را در نظر بگيرند و ظاهر شرع مقدس اسلام را شديداً مراعات کنند و کاري نکنند که وسيله حمله دشمنان و بهانه بدگويي آنان باشد ... مثلاً وقتي در ميان اعمال عزاداري ، يک عمل ناروايي مانند قمه زدن و زنجير زدن مشاهده ميشود ، دشمنان ما همان عمل را به رخ جهانيان کشيده و با نظر تحقير به مکتب مقدس اسلام مي نگرد . اين حقيقت را سيزده قرن پيش حضرت امام جعفر صادق ( ع ) در يک جمله کوتاه بيان فرمودند : " شما پيروان مکتب تشيع به وسيله کارهاي نيک مايه سربلندي ما باشيد و کاري نکنيد که براي ما مايه ننگ و عار باشيد."( برگ هايي از تاريخ حوزه علميه قم ، ص 69 - 70)

آيت اله شهيد محمدباقر حکيم

ايشان در مورد قمه زني چنين گفته اند : " ... از آنجا که هدف ما بازگشت به اهلبيت ( ع ) است  و آن بزرگواران آگاه ترين افراد بر شريعت اسلام و مسائل مربوط به آن مي باشند ،  با اين حال چيزي از آنها به دست ما نرسيده که بتوان ربطي به اين امور منفي که هم اکنون در عزاداريها صورت مي گيرد ، داشته باشد . بگونه اي که نه در زمان ائمه اطهار ( ع ) و نه در بعد از آن مردم با اين امور منفي آشنايي نداشتند و اين شيوه عزاداري در زمانهاي معاصر ايجاد و رواج يافته اند ... "( شعائرالحسينيه بين الوعي و الخرافه ، ص 119-127)

برخي از علماي شيعه عربستان در 19 صفر 1427 ه.ق در پرهيز از قمه زني بيانه اي صادر کردند که در فرازي از آن آمده است :" ... همه مومنين را به دوري و پرهيز نمودن از انجام اعمالي همچون قمه زني که موجب آبروريزي و زشت شدن چهره تابناک شعائر حسيني مي گردد توصيه مي نمائيم ، خصوصاً در کشور ما که همه ديدگان مترصند تا بر چگونگي مذهب اهلبيت و اعمال کساني که پيرو آنند اطلاع يابند و ...شکي نيست که انجام عملي همچون قمه زني نه تنها ما را بر اين هدف ياري نخواهد نمود بلکه خود وسيله اي براي متعصبين خواهد بود تا مذهب مارا زشت جلوه نموده و ديگران را از آن دور نمايند و ... "

چندي پيش نيز عده کثيري از روشنفکران عراقي از قوميت ها و طوائف مختلف اين کشور طي نامه اي به آيت اله سيستاني خواستار پاکسازي مراسم عزاداري از بعضي اعمال ناهنجار و وهن آميز شدند . اين عده با بيان اينکه قمه زني و اعمال شبيه به آن صورتي زشت و نامأنوس از مذهب تشيع در اذهان جهانيان برجاي گذارده  ، و از آيت اله سيستاني خواستند تا با حرام نمودن اينگونه اعمال وهن آميز از تحريف هرچه بيشتر چهره تشيع در جهان جلوگيري کنند . اين عده که بيش از 60 نفر از 15 شهر عراق بوده اند اذعان داشتند که بهتر است جهت نشان دادن محبت خود به اهلبيت به پايگاههاي انتقال خون مراجعه شود تا به اين وسيله جان عده اي که به خون نياز دارند را نجات دهند(شبکه العراق الثقافيه :www.iraqcenter.net) .

 

نظر مراجع تقليد در مورد قمه زني

حضرت امام خميني ( ره ) :

" در وضع موجود قمه نزنند و شبيه خواني اگر مشتمل بر محرمات و موجب وهن مذهب نباشد مانع ندارد ، اگر چه روضه خواني بهتر است و عزاداري براي سيد مظلومان از افضل قربات  است . "

حضرت آيت اله العظمي خويي :

"در صورتي که موجب ضرر معتداًبه ، يا هتک و توهين به مذهب باشد جايز نيست ."( طريق النجات ، ج 2 ، ص 445) .

حضرت آيت اله العظمي سيد محسن حکيم :

فرزند ايشان نقل نموده اند که پدر بزرگوارشان دائماً مي فرمودند : " مسئله قمه زني ، غصه و اندوهي در گلوي ماست . "

حضرت آيت اله العظمي اراکي :

"دستور ولي امر مسلمين مبني بر جلوگيري از اعمال خرافي در عزاداري محرم ، لازم الاطاعه است ."

حضرت آيت اله خامنه اي :

  " هر کاري که براي انسان ضرر داشته باشد يا باعث وهن دين و مذهب گردد حرام است و مومنين بايد از آن اجتناب کنند . قمه زني علاوه بر اينکه از عرفي از مظاهر حزن و اندوه محسوب نمي شود و سابقه اي در عصر ائمه ( ع ) ندارد و تأييدي هم به شکل خاص يا عام از معصوم در مورد آن نرسيده و در زمان حاضر ، وهن و بد نام شدن مذهب مي شود ، بنابراين در هيچ حالت جايز نيست . " (اجوبه الاستفتائات 2/132).

حضرت اله العظمي نوري همداني :

ايشان در 7 محرم الحرام 1415 طي فتوايي رأي به حرمت قمه زني داده اند . در قسمتي از اين فتوا چنين آمـده است : " از آنجا که مکتب سالار شهيدان حضرت ابي عبداله ( ع ) مکتب امر به معروف و نهي از منکر و چشمه جوشان ارزشهاي اسلامي است ... لذا لازم است عزاداران محترم و متعهد بجاي اينکه قمه را بر فرق خود بکوبند در فکر آن باشند قمه را بر سر دشمنان اسلام که اراضي آنان را اشغال و در فکر تضعيف آنان مي باشند و منابع آنان را غارت و بالاخره هر روزي با ترفند جديدي حيات اسلامي آنها را به مخاطره مي اندازند بکوبند . "

حضرت آيت اله العظمي تبريزي :

 " عزاداري بايد طوري باشد که موجب وهن شيعه بر شيعه نباشد(استفتائات جديد ، ص 456) . داخل بودن اين اعمال در عــزاداري امـام حسين ( ع ) جاي تأمل دارد . "( طريق النجات ، ميرزا جواد تبريزي ، ج 2 ، ص 445) .

حضرت آيت اله العظمي فاضل لنکراني :

" از هر نوع عمل که جنبه توجيه پذيري ندارد و موجب سوء استفاده مغرضان و موجب وهن مذهب مي شود بايد اجتناب کرد ... پيداست در اين شرايط مسئله قمه زني نه تنها موجب گرايش و علاقه بيشتر علاقه مندان به مکتب امام حسين ( ع ) نمي شود بلکه به علت عدم قابليت پذيرش و نداشتن هيچ گونه توجيه قابل فهم مخاطبين نتيجه سوء بر آن مترتب خواهد بود . لذا لازم است شيعيان علاقمند به مکتب آن امام از آن خودداري کنند و چنانچه در اين مورد نذري وجود داشته باشد نذر ، واجد شرايط صحت و انعقاد نيست . "( پيرامون عزاداري عاشورا، دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم ، ص 44)

حضرت آيت اله العظمي مظاهري :

" چون مقام معظم رهبري فرموده اند که در عزاداريها قفل و قمه زدن و مانند اينها نباشد ، پيروي از امر ايشان بر همه واجب است . "

حوزه علميه قم - حسين مظاهري6 محرم الحرام 1415

حضرت آيت اله العظمي مکارم شيرازي :

ايشان در پاسخ به سئوالات مختلف مردم درباره وظائف مسلمانان در ايام عاشورا و مراسم عزاداري جوابيه اي صادر کردند که در بخشي از اين جوابيه چنين آمده است :

" ... در اينجا لازم مي دانم همه برادران و خواهران ايماني را به چند نکته توجه دهم :

1- همه بايد بکوشند با خلوص نيت در اين مراسم شرکت کنند .

2- برادران و خواهران ايماني بايد خلوص اين مراسم را از اموري که مخالف شرع اسلام و دستورهاي پيشوايان بزرگ دين است حفظ کنند و از هر کاري که بهانه بدست دشمنان مي دهد پرهيز کنند ، مانند قمه زدن و قفل در تن کردن و امثال آن که مقام معظم رهبري به آن اشاره داشتند .

3- بايد توجه داشت که هدف امام حسين ( ع ) امر به معروف و نهي از منکر بود و بر همه عاشقان آن حضرت لازم است که اين امر در فريضه الهي و قرآني را زنده نگهدارند(پيرامون عزاداري عاشورا ، دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم ، ص 44) .

قم - ناصر مکارم شيرازي 26/3/73 مطابق با ششم محرم الحرام 1415

حضرت آيت اله العظمي سيد کاظم حائري :

" از آنجا که قمه زني و بعضي اعمال شبيه به آنان ذاتاً موجب تخريب وجهه اسلام و تشيع مي گردد ، بر همگان واجب است که از اوامر ولي امر مسلمين حضرت آيت اله خامنه اي که در اين مورد موضع گيري صريح و روشني نموده اطاعت کنيم . "

حضرت آيت اله العظمي سيستاني :

" بايد از کارهايي که عزاداري را خدشه دار مي کند اجتناب شود . "( مسائل جديد از ديدگاه علما و مراجع تقليد ، سيد محسن محمودي ، ج 3 ، ص 34)

حضرت آيت اله صافي گلپايگاني :

" در موردي که موجب وهن مذهب شود از آن خودداري گردد . "( همان منبع)

آيت اله مشکيني :

" امور مذکوره فوق بنفسه در شرع اسلام مورد اشکال و بلکه بعضي از آنها ذاتاً محرم است . مسلمين بايد از وارد کردن آنها در مراسم تعزيه حسين ( ع ) جداً خودداري نمايند ..."

علي مشکيني - 8 محرم الحرام سنه 1415 ه . ق

آيت اله جوادي آملي :

" چيزي که مايه وهن اسلام و پايه هتک حرمت عزاداري است جايز نيست ، انتظار ميرود از قمه زني و مانند آن پرهيز شود . "

4 محرم الحرام 1415- جوادي آملي

آيت اله سيد محمود شاهرودي :

" در کيفيت برگزاري مراسم عزاداري ، سه شرط را بايد مد نظر قرار داد :

1- آنچه موجب ضرر به شخص برگزار کننده و يا ديگران نشود و اين شرط را هر مکلفي مي تواند تشخيص دهد .

 2- آنکه موجب وهن دين و مکتب تشيع و يا جامعه اسلامي نباشد . 

  3- آنکه متناسب با روح اسلام و ارزشهاي متعالي مکتب اهل بيت ( ع ) باشد و با احکام و تعاليم حقه آنان منافات نداشته باشد . "

قم 4 محرم الحرام 1415 - سيد محمود شاهرودي

آيت اله ابوالقاسم خزعلي :

" آنچه رئيس مسلمين بفرمايد لازم الاتباع است چون هم از فقه و هم از اوضاع جهاني اطلاع دارند . "

ابوالقاسم خزعلي - 8/3/74

آيت اله احمد جنتي :

" بر ماست که عزت شيعه را حفظ کنيم آنچه بهانه بدست دشمن دهد و مايه وهن پيروان علي ( ع ) گردد گناه است . اطاعت از مقام ولايت نيز واجب است . "

احمد جنتي - 8/3/74

آيت اله محمد مومن :

" اطاعت احکام ولي فقيه واجب است . "

محمد مومن - 27/3/73

آيت اله علي اکبر مسعودي :

" اوامر ولي فقيه لازم الاتباع و احکام صادره واجب الاطاعه مي باشد . لذا بر مومنين واجب است از امور مذکوره جداً خودداري کنند . "

علي اکبر مسعودي خميني - 27 ذيحجه 1415

آيت اله اسماعيل صالحي مازندراني :

" از منابع فقه ... جواز و اباحه قمه زني در مراسم عزاداري سالار شهيدان مستفاد نمي گردد بلکه مقتضاي ادله و عناوين ثانويه حرمت و عدم جواز است . لذا اجتناب از آن واجب و لازم است . "

قم المقدسه - اسماعيل الصالحي مازندراني  محرم الحرام 1415-خرداد 1373

آيت اله ابراهيم اميني :

" با اينکه عزاداري براي سرورسالار شهيدان يک عبادت و موجب تقرب به خداي سبحان است ولي اولاً : امور مذکور در بين عرف مردم به عنوان عزاداري مرسوم نيست و حکم به استحباب و مشروعيت آنها بدون وجه است . ثانياً: در اوضاع و شرايط کنوني جهان امروز از خرافات به شمار مي رود و موجب وهن شيعه مي باشد . ثالثاً : اطاعت از ولي امر مسلمين بر همه شيعيان و پيروان ولايت فقيه لازم و مخالفت با آن حرام است . "  

آيت اله سيد جعفر کريمي :

" اقامه عزاي حضرت سيد الشهداء و اصحاب با وفايش از اعظم قربات الي الله تعالي است ولي انجام امور فوق الاشاره بنام عزاداري که در زمان حاضر موجب وهن مذهب در انظار عموم و اتهام خرقه ناجيه اثنا عشريه به جماعت خرافي است به هيچ وجه صورت شرعي ندارد و ... "

سيد جعفر کريمي - 7 محرم الحرام 1415

آيت اله سيد محمد ابطحي :

" اقامه عزاداري سيد مظلومان از افضل طاعات است و از کارهايي که موجب وهن مذهب است بايد اجتناب شود و آنچه که ولي فقيه دستور داده اند واجب الاتباع مي باشد . "

آيت اله سيد محسن خرازي :

" در امور فوق الذکر اطاعت و پيروي ازولي فقيه و حاکم اسلامي لازم و واجب است . "

سيد محسن خرازي - 7 محرم الحرام 1415

آيت اله محسن حرم پناهي :

" اطاعت از احکام ولي فقيه واجب است . "

الاحقر محسن حرم پناهي - 7 محرم الحرام 1415

آيت اله مهدي روحاني و آيت اله علي احمدي :

" چون اعمال شيعه موردتوجه و مداقه است بايد از امور ياد شده که باعث وهن مذهب است جداً اجتناب کرد ... "

مهدي الحسيني الروحاني - علي احمدي - 7 محرم1415

آيت اله حسن تهراني :

" در وضع کنوني اموريکه از مذکورات ، موجب وهن مذهب شيعه است جايز نيست و ... "

حسن تهراني - 27/3/73-7 محرم 1415

آيت اله احمد آذري قمي :

"آنچه را که مقام معظم رهبري موجب وهن به مذهب تشخيص داده اند به عنوان حکم ولي فقيه حرام و سر پيچي از اطاعت مقام معظم رهبري گناه کبيري است ... "

احمد آذري قمي - 27/3/73

آيت اله محمد يزدي :

" بدون ترديد مذکورات در سئوال و امثال آن جزءبدع و موجب وهن مذهب است و اطاعت از حکم ولي امر مسلمين بر همه لازم و تخلف از آن معصيت و گناه است و متخلف معاقب خواهد بود ."   احمد يزدي - 7 محرم الحرام 1415

آيت اله سيد حسن طاهري :

" اقامه عزاي حضرت سيد الشهداء از اعظم قربات الي الله است ولي در وضع کنوني امور فوق باعث وهن مذهب است و بايد از انجام آنها خودداري شود و ... "

سيد حسن طاهري - 7 محرم الحرام 1415

آيت اله عباس محفوظي :

" اقامه عزاداري حسين بن علي ( ع ) از افضل طاعات است و از آنچه که موجب وهن است بايد پرهيز شود و اطاعت ولي امر مسلمين لازم مي باشد . "

الاثم عباس محفوظي - هفتم محرم 1415

آيت اله رضا استادي :

" با توجه به بيانات مقام معظم رهبري در مراسم عزاداري از شيوه هايي استفاده کنند که تعظيم شعائر الله باشد و از کارهايي که موجب وهن مذهب است جداً خودداري نمائيد . "

رضا استادي - 8 محرم 1415

آيت اله حسين راستي کاشاني :

" اقامه عزاي حضرت ابي عبداله ( ع ) از افضل قربات الي الله تعالي است و از هر امري که موجب وهن اسلام و دست آويز دشمنان اسلام است اجتناب کنند و به فرموده ولي امر مسلمين حضرت آيت اله خامنه اي از قمه زدن و قفل به بدن زدن اجتناب نمايند . "

آيت اله احمدي ميانجي :

" عملي که موجب وهن مذهب شود جايز نيست و اطاعت از ولي امر مسلمين واجب است . "

آيت اله شرعي :

" ... قمه زني و قفل زني و امثال آنها يک فرآيند ناموزون و موجب وهن مکتب عاشورايي است در اين ارتباط واجب است فرمان و حکم ولي امر مسلمين جهان را اطاعت کنند . "

آيت اله ملکوتي :

" عزاداري حضرت سيدالشهداء بايد لايق و شايسته آن امام بزرگوار باشد و موجب وهن و تضعيف اسلام و مذهب تشيع نباشد و ... "

آيت اله مقتدايي :

" ... اموري که امروز موجب وهن به اسلام و تضعيف عقايد مسلمين مي گردد شرعاً حرام و مسلمين بايد از آنها خودداري نمايند علاوه بر اين با تشخيص موضوع و اعلام حکم بر حرمت قمه زدن و نظاير آن از طرف رهبر معظم انقلاب ولي امرمسلمين حضرت آيت اله خامنه اي ، اطاعت از معظم له برآحاد مسلمين واجب و تخلف از آن حرام است . "

 مرتضي مقتدايي - 7/3/74 

آيت اله محمدي گيلاني :

" هر آنچه که مايه وهن شريعت اسلام است طبعاً حرام و خصوصاً اگر مورد نهي ولي امر مسلمين است بر عموم اطاعت از آن واجب است . "

آيت اله موسوي تبريزي :

" عزاداري روزهاي محرم و صفر از بهترين عبادات و قربات است و هر عملي که موجب وهن اسلام و قيام مقدس حضرت اباعبداله باشد حرام است  اطاعت از حکم ولي امر مسلمين واجب و لازم است . "

 

آيت اله جناتي ، آيت اله بني افضل ، احزاب و گروههاي مختلف ، حزب اله و مجلس اعلاي شيعيان لبنان ، مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق ، مجلس خبرگان رهبري و مجمع تقريب مذاهب اسلامي نيز طي بيانه اي ضمن حمايت از بيانات مقام معظم رهبري و ولي امر مسلمين در خصوص حرمت قمه زني ، اطاعت از اوامر معظم له را واجب دانسته اند .

بايد توجه داشت که در مواردي که ولي فقيه به موردي حکم کند براي کليه مکلفين ، حتي کساني که از ايشان تقليد نمي کنند واجب است که آنرا اطاعت کنند و در صورتي هم که از ايشان تقليد نمي کنند واجب است که آنـرا اطاعت کنند . در صورتي هم که فتواي مرجع تقليد فرد و حکم ولي فقيه خلاف يکديگر باشد به يقين حکم ولي فقيه مقدم و مخالفت با آن حرام مي باشد .

گراميداشت ايام محرم و برگزاري مراسم هاي عزاداري گوناگون جهت زنده نگهداشتن واقعه کربلا يکي از مهمترين عناصر تشکيل دهنده فرهنگ شيعي مي باشد . برگزاري مراسم هاي مختلف  از چنان تنوعي برخوردارند که بخوبي مي توان واردشدن باورها و سنت هاي محلي و گاه خرافي را در آنها ملاحظه کرد . برخي مراسم عزاداري از جمله قمه زني سالهاست که مورد توجه مسئولين کشور و صاحبنظران و دين پژوهان قرار گرفته است . به باور اغلب اين افراد ، قمه زني از روح اصلي واقعه کربلا فاصله گرفته و بجاي تمرکز برآگاهي بخشي و يا حداکثر هدايت نيروي احســــاسي در مسير نزديک شدن به اهل بيت ( ع ) ، صورتي از خودزني و ترويج رفتارهاي بعضاً غيرديني به خود گرفته است . در نوشته حاضر تلاش مي شود تا با بررسي ابعاد مختلف مراسم قمه زني راهکارهايي جهت تخفيف حجم و گستردگي اين پديده ارائه شود .

 

پي نوشت:

1 - بنابر گزارشهاي معتبر تاريخي ، مراسمات قمه زني و زنجير زني تا اوائل قرن بيستم ميلادي درکشور عراق وجود نداشته است (تراجيد يا کربلا ، ابراهيم الحيدري ،ص 456) بنا براين گزارشها گردانندگان اصلي اين مراسمات نيز در ابتدا ترکها و ايراني هايي بودند که به قصد زيارت به کشور عراق سفر مي کردند .

2 - در منابع تاريخي از فردي به نام شيخ خضر بن شلال آل خدام نجفي به عنوان اولين کسي نامبرده اند که به بحث در مورد جواز لطم بر امام حسين ( ع ) در مولفات شيعه پرداخته است . البته او بحثي از قمه زني يا زنجير زني نکرده است . ( تراجيد يا کربلا ، ص 455 )

 

 


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 11:13 توسط حامیان احمدی نژاد |

همه اش تقصیر ماست!!!

اول از همه شيخ اصلاحات بود كه به جاي محكوم كردن اين اقدام، مدعي شد فيلم پخش شده از تلويزيون مونتاژي بوده است! بعد از كروبي بقيه اصلاح‌طلبان هم يك به يك پخش اين تصاوير را از تلويزيون محكوم كردند و نه البته خود آن اقدام را. موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني هم كه معمولا موقع اهانت به سيدحسن خميني خونش به جوش مي‌آيد، اين‌بار بعد از چند روز سكوت به صحنه آمد و باز به جاي محكوم كردن اقدام سبزهاي ضدامام، صداوسيما را محكوم كرد!
روزنامه جمهوري اسلامي هم كه اخيرا ميرحسين موسوي را به مقدسات خود و به خط قرمز اصلي خود، يعني هاشمي رفسنجاني اضافه كرده، براي احياي آبروي موسوي با او تماس گرفت و نظرش را درباره اهانت به امام پرسيد. موسوي هم مثل بقيه دوستانش آنرا مشكوك دانست! بلاگرهاي سبز هم مثل بزرگان دنياي حقيقي خود، اين مساله را به كنفرانس برلين و كارناوال روز عاشورا ربط دادند، اما يك اشاره كوچك هم به اين مساله نكردند كه چرا بايد در ميان آنها، افرادي وجود داشته باشند كه به امام توهين ‌كنند؟
جالبتر از همه اينها، آقاي شيخ يوسف صانعي كه مثلا مرجع تقليد است و قرار است رفتار و گفتارش بر اساس عدالت باشد، خيلي راحت سبزهاي ضدامامي را تبرئه كرد و همه آن توهين‌ها را به طور يقين به طرف مقابل نسبت داد و نه حتي به صورت احتمال! وقتي مرجع تقليد اين جماعت اينطور قضاوت كند، آن وقت چه انتظاري بايد از مقلدان سياسي او داشته باشيم؟ البته ظاهرا در اين مورد خاص، جناب مرجع تقليد از مقلدان خود تقليد كرده است. چون اين جماعت مدتهاست كه خشونت حاميان خود را به طرف مقابل نسبت مي‌دهند. قبلا هم ميرحسين موسوي اقدام حاميان سبزپوش خود را در آشوب‌ و آتش‌ زدن بانك‌ها و اتوبوس‌ها، به بسيج و بسيجيان و لباس‌شخصي‌ها نسبت داده بود!
حقيقتا نمي‌دانم اين آقايان و خانم‌هاي اصلاح‌طلب و سبز، به دنبال چه چيزي هستند؟ چرا با خودشان تعارف دارند؟ آيا درك اين مساله كه در ميان سبزها، عده‌اي هرچند اندك وجود دارند كه مخالف با انقلاب و امام هستند، خيلي سخت است؟ چرا حتي در مساله‌اي چون اهانت به امام خميني هم نگران از دست دادن هواداران افراطي خود هستند و حاضر نيستند كمترين واكنشي به آنها نشان بدهند؟ چرا يك بار هم كه شده با خودشان خلوت نمي‌كنند و تعارفات سياسي و جناحي را كنار نمي‌گذارند.
فرض كنيم پيروزي در انتخابات آنقدر مهم است كه آنها نمي‌توانند به خاطر مصالح جناحي، شكست خود را باور كنند، اما آيا امام خميني و ارزش‌هاي انقلاب اسلامي هم جزو مسائل سياسي و جناحي و گروهي است كه به راحتي از كنار اين توهين‌ها مي‌گذرند؟ چشم‌ها را بستن و حقيقت ماجرا را نديدن و همه تقصيرها را گردن ديگران انداختن، چه مشكلي را حل مي‌كند؟ اصلا فرض كنيد همه‌ي اهانت‌هاي صورت گرفته توسط اصلاح‌طلبان از گذشته تا حال، از طرف ما بوده، آيا مدعيان خط امام حاضرند آنرا محكوم كنند؟ اگر واقعا حاضرند، ما همه اين اتهامات را به گردن مي‌گيريم!
ما توهين چند سال پيش روزنامه اصلاح‌طلب و خط امامي «حيات نو» را به امام خميني به عهده مي‌گيريم!  كار خودمان بود.‌ ما اعتراف مي‌كنيم كه اكبر گنجي هم نفوذي ما در جريان اصلاحات بود و به دستور مستقيم ما گفته بود «اكنون انديشه‌هاي خميني را بايد در موزه‌هاي تاريخ جستجو كرد!» ما مسئوليت حملات پياپي رسانه‌هاي اصلاح‌طلب را به انديشه‌هاي امام خميني به عهده مي‌گيريم. ما آتش زدن عكس امام خميني را هم در مراسم 16 آذر امسال به عهده مي‌گيريم و اعتراف مي‌كنيم در ميان حاميان سبزپوش موسوي نفوذ كرده بوديم تا آنها را بدنام كنيم! (چون بعضي‌ سبزها ادعا مي‌كنند كه اقدام تلويزيون در پخش اين تصاوير، براي ضربه زدن به نخست وزير امام بوده است! معلوم مي‌شود كه اين‌ آدم‌ها امام را براي خودشان مي‌خواهند، نه برعكس، چون براي موسوي بيشتر ناراحتند تا امام خميني!) اصلا حالا كه قرار است اعتراف كنيم، همه جملات زير هم كار خودمان بوده كه با نفوذ به رسانه‌هاي اصلاح طلب آن را منتشر كرده بوديم:
«حكومت ولايي با حكومت جمهور در تعارض است» (راه نو 3 مرداد 77) «نظريه كشف در باب ولايت فقيه (ديدگاه امام خميني) غيرعلمي و مخالف امنيت ملي است» (روزنامه جامعه 29 تير 77) «جامعه ولايي انحصارگر و مستبد است» (پيام هاجر ارديبهشت 77) «ولايت فقيه يعني خودكامگي و توسعه سياسي نفي خودكامگي است» (نشريه آبان 10 مرداد 77) «نظريه عينيت سياست و ديانت (ديدگاه امام خميني و شهيد مدرس) زاييده افكار عاميانه و قديمي است» (نشريه آبان شهريور 77) «امام خميني و شهيد نواب صفوي خشونت‌گرا و كسروي و حكيمي‌زاده اصلاح‌طلب بوده‌اند!» (روزنامه نشاط اسفند 77) «ولايت فقيه همان ديكتاتوري صالحان است و نظام جمهوري به عنوان دستاورد بزرگ بشريت، بهترين راه براي جلوگيري از ديكتاتوري است» (روزنامه خرداد، مهرماه 78) «قطع رابطه با آمريكا، خواسته تحميلي يك نفر بر كل مردم ايران است، دوران تك‌گويي به سر آمده است» (هفته نامه آبان شماره 265) «مباني و اصول آيت الله خميني كه متكي به فقه و سنت شيعه است، ديگر كارآمد نيست» (يوسفي اشكوري روزنامه جهان اسلام 11 خرداد 78)
حالا راضي شديد؟ این البته تنها بخش کوچکی از توهین‌های صورت گرفته به امام خمینی بود. اينها توهين به عكس امام نبود، توهين به انديشه‌هاي امام بود. اتفاقا حرف ما اين است كه مشكل اصلي اين جماعت همان انديشه امام است. اين توهين‌ها هم از طريق تلويزيون پخش نشده بودند، بلكه توسط رسانه‌ها و روزنامه‌هاي دوم خردادي منتشر شده بودند. پس آقايان و خانم‌هاي سبز! بياييد و براي يك بار هم كه شده اين اهانت‌ها را محكوم كنيد. براي يك بار هم كه شده طلبكاري خودتان را از امام و انقلاب و از مردم كنار بگذاريد. براي يك بار هم كه شده عناوين و القاب 20 سال پيش خود را كنار بگذاريد و يار امروز امام باشيد.
اينكه روبروي هم بنشينيد و القاب و افتخارات گذشته خود را به همديگر تعارف ‌كنيد و به ياد همديگر بياوريد و خودتان را خط امامي بناميد، چه مشكلي را حل مي‌كند؟ تا كي قرار است با القاب 20 سال پيش زندگي كنيد؟ اينكه براي رسيدن به مقاصد جناحي و سياسي، خود را يار و ياور هميشگي امام بدانيد، آن وقت كاري كنيد كه در ميان حاميان شما به امام بد بگويند و به او اهانت كنند، طبق چه معياري پذيرفتني است؟ اصلا چرا اين جريان بايد آنقدر بي‌در و پيكر باشد كه هر كسي حتي مخالف امام و اهانت‌كننده به امام هم عضوش باشد؟
مي‌توان به هر بهانه‌اي و براي توجيه امروز خود، ادعا كنيم كه تنها ياران واقعي امام ما بوديم و ما هستيم. مي‌توان تا هميشه تاريخ خودمان را نخست‌وزير امام بدانيم و به دشمن امام هم نامه بنويسيم! مي‌توانيم سر خود كلاه بگذاريم و همه اينها را توطئه براي حذف ياران امام بدانيم، مشكلي نيست اما مطمئن باشيم كه امروز با بيست سال پيش و ده سال پيش خيلي فرق دارد. مردم ايران هم خيلي با گذشته فرق دارند. اگر مردم روزي بخاطر احترام به امام، به وابستگان ايشان با هر طرز تفكري علاقه داشتند، امروز ديگر براي آدم‌هايي از جنس كروبي و موسوي سينه نمي‌زنند. چرا كه مردم عقلشان را تعطيل نمي‌كنند و ديگر به خاطر القاب و عناوين كسي را تقديس نمي‌كنند. امروز رفتار و گفتار آدم‌هاست كه مورد قضاوت قرار مي‌گيرد. اصلاح‌طلبان هم اگر واقعا مي‌خواهند دوباره مورد اقبال مردم قرار بگيرند بايد فكري براي اين مشكل خود بكنند. يا حمايت اقليت افراطي خود را بخواهند يا حمايت اكثريت مردم ايران را.


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 10:37 توسط حامیان احمدی نژاد |

همه اش تقصیر ماست!!!

اول از همه شيخ اصلاحات بود كه به جاي محكوم كردن اين اقدام، مدعي شد فيلم پخش شده از تلويزيون مونتاژي بوده است! بعد از كروبي بقيه اصلاح‌طلبان هم يك به يك پخش اين تصاوير را از تلويزيون محكوم كردند و نه البته خود آن اقدام را. موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني هم كه معمولا موقع اهانت به سيدحسن خميني خونش به جوش مي‌آيد، اين‌بار بعد از چند روز سكوت به صحنه آمد و باز به جاي محكوم كردن اقدام سبزهاي ضدامام، صداوسيما را محكوم كرد!
روزنامه جمهوري اسلامي هم كه اخيرا ميرحسين موسوي را به مقدسات خود و به خط قرمز اصلي خود، يعني هاشمي رفسنجاني اضافه كرده، براي احياي آبروي موسوي با او تماس گرفت و نظرش را درباره اهانت به امام پرسيد. موسوي هم مثل بقيه دوستانش آنرا مشكوك دانست! بلاگرهاي سبز هم مثل بزرگان دنياي حقيقي خود، اين مساله را به كنفرانس برلين و كارناوال روز عاشورا ربط دادند، اما يك اشاره كوچك هم به اين مساله نكردند كه چرا بايد در ميان آنها، افرادي وجود داشته باشند كه به امام توهين ‌كنند؟
جالبتر از همه اينها، آقاي شيخ يوسف صانعي كه مثلا مرجع تقليد است و قرار است رفتار و گفتارش بر اساس عدالت باشد، خيلي راحت سبزهاي ضدامامي را تبرئه كرد و همه آن توهين‌ها را به طور يقين به طرف مقابل نسبت داد و نه حتي به صورت احتمال! وقتي مرجع تقليد اين جماعت اينطور قضاوت كند، آن وقت چه انتظاري بايد از مقلدان سياسي او داشته باشيم؟ البته ظاهرا در اين مورد خاص، جناب مرجع تقليد از مقلدان خود تقليد كرده است. چون اين جماعت مدتهاست كه خشونت حاميان خود را به طرف مقابل نسبت مي‌دهند. قبلا هم ميرحسين موسوي اقدام حاميان سبزپوش خود را در آشوب‌ و آتش‌ زدن بانك‌ها و اتوبوس‌ها، به بسيج و بسيجيان و لباس‌شخصي‌ها نسبت داده بود!
حقيقتا نمي‌دانم اين آقايان و خانم‌هاي اصلاح‌طلب و سبز، به دنبال چه چيزي هستند؟ چرا با خودشان تعارف دارند؟ آيا درك اين مساله كه در ميان سبزها، عده‌اي هرچند اندك وجود دارند كه مخالف با انقلاب و امام هستند، خيلي سخت است؟ چرا حتي در مساله‌اي چون اهانت به امام خميني هم نگران از دست دادن هواداران افراطي خود هستند و حاضر نيستند كمترين واكنشي به آنها نشان بدهند؟ چرا يك بار هم كه شده با خودشان خلوت نمي‌كنند و تعارفات سياسي و جناحي را كنار نمي‌گذارند.
فرض كنيم پيروزي در انتخابات آنقدر مهم است كه آنها نمي‌توانند به خاطر مصالح جناحي، شكست خود را باور كنند، اما آيا امام خميني و ارزش‌هاي انقلاب اسلامي هم جزو مسائل سياسي و جناحي و گروهي است كه به راحتي از كنار اين توهين‌ها مي‌گذرند؟ چشم‌ها را بستن و حقيقت ماجرا را نديدن و همه تقصيرها را گردن ديگران انداختن، چه مشكلي را حل مي‌كند؟ اصلا فرض كنيد همه‌ي اهانت‌هاي صورت گرفته توسط اصلاح‌طلبان از گذشته تا حال، از طرف ما بوده، آيا مدعيان خط امام حاضرند آنرا محكوم كنند؟ اگر واقعا حاضرند، ما همه اين اتهامات را به گردن مي‌گيريم!
ما توهين چند سال پيش روزنامه اصلاح‌طلب و خط امامي «حيات نو» را به امام خميني به عهده مي‌گيريم!  كار خودمان بود.‌ ما اعتراف مي‌كنيم كه اكبر گنجي هم نفوذي ما در جريان اصلاحات بود و به دستور مستقيم ما گفته بود «اكنون انديشه‌هاي خميني را بايد در موزه‌هاي تاريخ جستجو كرد!» ما مسئوليت حملات پياپي رسانه‌هاي اصلاح‌طلب را به انديشه‌هاي امام خميني به عهده مي‌گيريم. ما آتش زدن عكس امام خميني را هم در مراسم 16 آذر امسال به عهده مي‌گيريم و اعتراف مي‌كنيم در ميان حاميان سبزپوش موسوي نفوذ كرده بوديم تا آنها را بدنام كنيم! (چون بعضي‌ سبزها ادعا مي‌كنند كه اقدام تلويزيون در پخش اين تصاوير، براي ضربه زدن به نخست وزير امام بوده است! معلوم مي‌شود كه اين‌ آدم‌ها امام را براي خودشان مي‌خواهند، نه برعكس، چون براي موسوي بيشتر ناراحتند تا امام خميني!) اصلا حالا كه قرار است اعتراف كنيم، همه جملات زير هم كار خودمان بوده كه با نفوذ به رسانه‌هاي اصلاح طلب آن را منتشر كرده بوديم:
«حكومت ولايي با حكومت جمهور در تعارض است» (راه نو 3 مرداد 77) «نظريه كشف در باب ولايت فقيه (ديدگاه امام خميني) غيرعلمي و مخالف امنيت ملي است» (روزنامه جامعه 29 تير 77) «جامعه ولايي انحصارگر و مستبد است» (پيام هاجر ارديبهشت 77) «ولايت فقيه يعني خودكامگي و توسعه سياسي نفي خودكامگي است» (نشريه آبان 10 مرداد 77) «نظريه عينيت سياست و ديانت (ديدگاه امام خميني و شهيد مدرس) زاييده افكار عاميانه و قديمي است» (نشريه آبان شهريور 77) «امام خميني و شهيد نواب صفوي خشونت‌گرا و كسروي و حكيمي‌زاده اصلاح‌طلب بوده‌اند!» (روزنامه نشاط اسفند 77) «ولايت فقيه همان ديكتاتوري صالحان است و نظام جمهوري به عنوان دستاورد بزرگ بشريت، بهترين راه براي جلوگيري از ديكتاتوري است» (روزنامه خرداد، مهرماه 78) «قطع رابطه با آمريكا، خواسته تحميلي يك نفر بر كل مردم ايران است، دوران تك‌گويي به سر آمده است» (هفته نامه آبان شماره 265) «مباني و اصول آيت الله خميني كه متكي به فقه و سنت شيعه است، ديگر كارآمد نيست» (يوسفي اشكوري روزنامه جهان اسلام 11 خرداد 78)
حالا راضي شديد؟ این البته تنها بخش کوچکی از توهین‌های صورت گرفته به امام خمینی بود. اينها توهين به عكس امام نبود، توهين به انديشه‌هاي امام بود. اتفاقا حرف ما اين است كه مشكل اصلي اين جماعت همان انديشه امام است. اين توهين‌ها هم از طريق تلويزيون پخش نشده بودند، بلكه توسط رسانه‌ها و روزنامه‌هاي دوم خردادي منتشر شده بودند. پس آقايان و خانم‌هاي سبز! بياييد و براي يك بار هم كه شده اين اهانت‌ها را محكوم كنيد. براي يك بار هم كه شده طلبكاري خودتان را از امام و انقلاب و از مردم كنار بگذاريد. براي يك بار هم كه شده عناوين و القاب 20 سال پيش خود را كنار بگذاريد و يار امروز امام باشيد.
اينكه روبروي هم بنشينيد و القاب و افتخارات گذشته خود را به همديگر تعارف ‌كنيد و به ياد همديگر بياوريد و خودتان را خط امامي بناميد، چه مشكلي را حل مي‌كند؟ تا كي قرار است با القاب 20 سال پيش زندگي كنيد؟ اينكه براي رسيدن به مقاصد جناحي و سياسي، خود را يار و ياور هميشگي امام بدانيد، آن وقت كاري كنيد كه در ميان حاميان شما به امام بد بگويند و به او اهانت كنند، طبق چه معياري پذيرفتني است؟ اصلا چرا اين جريان بايد آنقدر بي‌در و پيكر باشد كه هر كسي حتي مخالف امام و اهانت‌كننده به امام هم عضوش باشد؟
مي‌توان به هر بهانه‌اي و براي توجيه امروز خود، ادعا كنيم كه تنها ياران واقعي امام ما بوديم و ما هستيم. مي‌توان تا هميشه تاريخ خودمان را نخست‌وزير امام بدانيم و به دشمن امام هم نامه بنويسيم! مي‌توانيم سر خود كلاه بگذاريم و همه اينها را توطئه براي حذف ياران امام بدانيم، مشكلي نيست اما مطمئن باشيم كه امروز با بيست سال پيش و ده سال پيش خيلي فرق دارد. مردم ايران هم خيلي با گذشته فرق دارند. اگر مردم روزي بخاطر احترام به امام، به وابستگان ايشان با هر طرز تفكري علاقه داشتند، امروز ديگر براي آدم‌هايي از جنس كروبي و موسوي سينه نمي‌زنند. چرا كه مردم عقلشان را تعطيل نمي‌كنند و ديگر به خاطر القاب و عناوين كسي را تقديس نمي‌كنند. امروز رفتار و گفتار آدم‌هاست كه مورد قضاوت قرار مي‌گيرد. اصلاح‌طلبان هم اگر واقعا مي‌خواهند دوباره مورد اقبال مردم قرار بگيرند بايد فكري براي اين مشكل خود بكنند. يا حمايت اقليت افراطي خود را بخواهند يا حمايت اكثريت مردم ايران را.


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 10:25 توسط حامیان احمدی نژاد |

حکايت آيت ا... زادگان و عصر ظهور

از دير زمان در پاي منابر حضرات روحانيون معظم که مي نشستيم يکي از مواردي که پيرامون نشانه هاي ظهور حضرت ولي عصر عجل اله تعالي فرجه الشريف بيان مي کردند مخالفت فرزندان با پدران بود که با تعابير نقل مي شد که طبق روايات در آن دوران فرزندان سر پدران خود را مي برند
هر چند اين نشانه فراگير نيست ممکن است تعداد محدودي در آن دوران به اين مسئله مبادرت ورزند اما همواره اين سخن ذهنم را مشغول کرده بود که چگونه مي شود فرزندي سر پدر خود را ببرد اين روزها با رويکرد فرزندان بسياري از مراجع و شخصيت هاي بزرگ اسلامي ( چه در قيد حيات و چه به ديارباقي شتافته) تعبير اين روايات را براي خود اينگونه تحليل نمودم که شايد مقصود از سر بريدن مخالفت با انديشه هاي پدر باشد که دست کمي از عمل شنيع ذبح پدر ندارد اين روزها تلاش جريان جنگ نرم سو استفاده از شخصيت هاي وابسته به مراجع و آيات بزرگوار حوزه است اگر فرزند شهيد آيه ا... مطهري آنگونه جبهه گيري در مقابل دولت عدالت مي کند اگر فرزند آيه ا.. گلپايگاني رحمه ا... عليه با کروبي ابراز همدردي مي کند اگر فرزند آيت ا... روح ا... خاتمي رهبر مخالفان نظام به شمار مي آيد و ليدر جريان جنگ نرم محسوب مي شود اگر فرزند شهيد بزرگوار آيت ا... غفاري آنگونه موضع هتاکانه مي گيرد و خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل نبايد تعجب کرد که جلوه اي از « يوم يفرالمومن اخيه و امه و ابيه » در اين دنيا جلوه گر شده است و البته در اين ميان بايد به بصيرت امام راحل که فرزند خويش احمد را از قبول مناصب دولتي و غيره باز مي داشت و بصيرت رهبر فرزنانه انقلاب که فرزندان خود را از مناصب دولتي و جايگاه هاي ديگر باز مي دارد؛ آفرين گفت:
هر چند شهدا و بزرگواراني که امروز دستشان از دنيا کوتاه است نيز از عملکرد فرزندانشان راضي نيستند اما بزرگواران حوزه علميه و مرجعيت را بايد به اين آيه از قرآن متذکر شد که « قو انفسکم و اهليکم نارا» راستي جاي تأسف است که گاه برخي فرزندان حضرات آقايان در ديدگاههاي ايشان تأثير گذارند اين سخنان شايد بسيار سنگين و گستاخانه تلقي شود اما اين نوع برداشت ها را در بين افکار عموم جامعه بارها شنيده ام و به خود جرأت دادم لااقل بازتاب سخنان بسياري از مردم ولايتمدار کشور عزيزمان باشيم.
اميد است بزرگواران تلقي سوء نفرمايند و چاره اي بينديشند.
والاعاقبه للمتقين
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 13:28 توسط حامیان احمدی نژاد |

آقاي موسوي چرا از لالايي خود خوابتان نمي برد؟!


جناب ميرحسين موسوي که اين روزها مورد شماتت هاي متعدد حتي طرفدارانش قرار گرفته است براي ابراز وجود چهاردهمين بيانيه اش را صادر کرد.
بيانه اي که سرتا پا تناقض گويي است و با رفتار هواداران بي فکرش کاملاً متغير است.
لابد جناب موسوي ساختن فردا را با تخريب بناي مستقيم ضداستکباري نظام مي خواهند آغاز کند. و بر همين اساس سابقه 30 سال استبکارستيزي نظام جمهوري اسلامي را خرافه پرستي و سپرده شدن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان تلقي مي کنند.
اگر به مذاق جناب موسوي پيشرفت هاي سي ساله اين نهضت در عرصه هاي مختلف پيروزي نيست لابد بايد معني واژه پيروزي را در هرج و مرج و باج دهي به بيگانگان جستجو کنيم که در بيانيه خود نوشته اند:
«اين روزها هر نگاهي که به نگاهي مي افتد از پيروزي مي پرسد. کي به آن مي رسيم؟ چه چيز ما را به آن مي رساند؟» و سئوالاتي از اين دست.
بايد از جناب موسوي پرسيد کدام حرکت جاهلانه راه سبز شما مسير عقلاني را طي کرده است که بدان خرسنديد آيا آب به آسياب استکبار جهاني و استعمارگر پيرانگليس مسير عاقلانه اي بوده است؟
و يا ايجاد تشنج و اغتشاش و خونريزي و همگام شدن باهرزه هاي مفسده جو  عاقلانه است؟!
آيا پايمال کردن اعتماد مردم به نظام عاقلانه است و يا تخريب ارزش هايي فراواني که با خون هزاران شهيد به دست آمده است را عاقلانه مي دانيد.
قطعاً راه سبزي که از کنار لجن زارهاي متعفن فساد و تباهي و فحشا مي گذرد مسير شيطاني را مي گشايد و هيچ جاي بشارتي ندارد.
اگر عاقلانه عمل مي کرديد امروز اينگونه منزوي و مطرود ملّت نمي شديد.
جناب موسوي در بيانيه خوداز افراط و تفريط سخن به ميان مي آورد در حالي که در جريانات پس از انتخابات عملکرد ايشان و همفکرانشان حکايت از بيشترين افراط و تفيرط ها داشت.
بيانيه اخير جناب موسوي چراغ سبزي به استبکار جهاني براي انحراف در مسير نظام و استبکار ستيزي است قطعاً اين تناقض گويي ها گره از مشکلات سر راه ايشان باز نخواهد کرد و اي کاش خود ايشان مصالحش را درست تشخيص مي داد که اين همه ملامت نشود اگر جناب موسوي يک سوزن به خود مي زد و يک جوال دوز به نظام هرگز به اين تناقض گويي نمي افتاد کافي بود ايشان مخاطب بيانيه اش را به خود متوجه مي کرد و قطعاً تغيير روش مي داد و خود را از اين مهلکه خود ساخته رهايي مي بخشيد.
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 8:12 توسط حامیان احمدی نژاد |

بسته پیشنهادی برای وحدت ملی

این چند وقت که نبودم، از خدا پنهان نیست، از شما چه پنهان داشتم روی طرح وحدت ملی کار می‌کردم. اخیرا کارم به نتیجه رسیده و گروه‌های سیاسی می‌توانند با استفاده از بسته پیشنهادی اینجانب، وحدت ملی را در میدان عمل تحقق بخشند. بدیهی است از نظرات منتقدان، کارشناسان و اهل فن در نقد این بسته پیشنهادی پیشاپیش استقبال کرده و اینطور نیست که طرح خود را بی‌نیاز از تیغ اصلاح بدانم و بشدت بر این باور هستم که رسیدن به یک بسته پیشنهادی مطلوب میسور نمی‌شود الا با مشورت، هم‌اندیشی و نظرپرسی از نخبگان، دانشگاهیان، اساتید، معلمان، دانش‌آموزان، دانش‌پژوهان، دانشمندان، مخترعین، مکتشفین و....
پرواضح است که اگر انتقاد دلسوزان از طرح حقیر به مثابه تخریب باشد، واکنش اینجانب به نقد مذکور بسیار تند و پشیمان‌کننده خواهد بود اما دست‌هایی را که به جای تخریب بسته پیشنهادی، انتقاد دلسوزانه را سرلوحه کار قرار می‌دهند، چنان می‌فشارم که نگو.
محورهای رسیدن به وحدت ملی
1- نامگذاری یک خیابان به نام وحدت ملی
2- نامیدن 10 روز از سال به عنوان دهه وحدت ملی
3- برگزاری مسابقات چهارجانبه، جام وحدت ملی در ورزشگاه یکصد هزار نفری آزادی
4- ایجاد وزارتخانه‌ای جدید با نام وزارت وحدت ملی
5- تاسیس معاونتی تازه با عنوان معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان فراری دادن سران اغتشاش از محاکمه
6- گنجاندن یک واحد وحدت ملی در دروس دانشگاهی
7- تاسیس کمیسیونی در مجلس شورای اسلامی با نام کمیسیون وحدت ملی به ریاست ابوموسی اشعری.
مقدمات رسیدن به وحدت ملی
1- ایجاد کمیته ملی رسیدن به وحدت ملی
2- ایجاد کمیته صیانت از آرای اعضای کمیته ملی وحدت ملی
3- درخواست از دیده‌بان حقوق بشر برای نظارت بر انتخابات صنفی اعضای کمیته صیانت از آرای اعضای کمیته ملی وحدت ملی
4- درخواست از محمد البرادعی برای نظارت و جلوگیری از انحراف اعضای دیده‌بان حقوق بشر برای نظارت بر انتخابات صنفی اعضای کمیته صیانت از آرای اعضای کمیته وحدت ملی
پیش‌نیازها
1- به جورج سوروس، دارویی خورانده شود و وی متعاقب آن اعلام کند که هرگز با خاتمی دیدار نداشته و اگر او را هم دیده، این دیدار کاملا تصادفی بوده و به هیچ‌کس هم مربوط نیست.
2- نظر به اینکه یکی از اضلاع طرح وحدت ملی، قطعا مهدی هاشمی است از وی خواسته شود که به ایران برگردد و در فرودگاه به نحو شایسته از وی استقبال شود و از زحماتش بابت سرکشی از قانون... یعنی ببخشید؛ سرکشی از شعبات دانشگاه آزاد در انگلیس و لبنان تجلیل به عمل آمده و به مهدی هاشمی گفته شود که برخلاف نظر متهمین در دادگاه، کلا او آدم بسیار خوبی است، در انتخابات طرفدار هیچ‌کس نبوده، برای هیچ کس خرج نکرده بلکه طرفدار منچستر یونایتد بود. در راستای همین طرح باید از این پس خیابان شهید حسن آیت به خیابان مسعود رجوی تغییر نام داده و جهت ترمیم عواطف زخم برداشته شده گروهک ریگی، تسهیلاتی در جهت توسعه همه جانبه فعالیت‌های این گروهک خدوم در سایر شهرها از‌جمله تهران داده شود.
3- به اعضای دادگاه ویژه روحانیت تذکر داده شود که در راستای طرح وحدت ملی، به جای محاکمه آقای کروبی (حفظه‌الله) به محاکمه روح‌الله حسینیان بپردازند.
4- از قوه قضائیه خواسته شود با محاکمه پورحسین، مجری مناظره احمدی‌نژاد و موسوی و رسیدگی به اتهامات وی که مثلا چرا به میرحسین وقت بیشتری نداد، گامی در جهت تحقق وحدت ملی بردارند.
5- ساختن مجسمه‌ای از خاتمی و نصب آن بر فراز میدان آزادی به معنای آزادی نامبرده از 7 دولت.
6- خوراندن یک قرص به سعید حجاریان که متاثر از مصرف کردن آن، مغز اصلاحات دوباره به مواضع قبلی برگردد.
7- تاکید بر ادامه بازداشت ابطحی و عطریانفر در صورت پافشاری بر مواضع فعلی.

وطن امروز


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 15:52 توسط حامیان احمدی نژاد |

در باغ شهادت باز ، باز است...

‌/فوري/ در جريان تدارك همايش وحدت شيعه و سني
جمعي از فرماندهان سپاه به مقام شهادت نائل شدند

خبرگزاري فارس: سردار شوشتري جانشين فرمانده زميني سپاه و برخي ديگر از فرماندهان سپاه در شهر سرباز استان سيستان و بلوچستان به مقام شهادت نائل شدند.


به گزارش خبرنگار خبرگزاري فارس از زاهدان، فرماندهان نيروي زميني سپاه در محدوده پيشين شهرستان سرباز ترور شدند.
سردار شوشتري كه با هدف شركت در جلسه سران طوايف و ريش‌سفيدان راهي منطقه پيشين در محدوده منطقه سرباز شده بود، توسط افراد ناشناس مورد حمله قرار گرفته و ترور شد. 
صبح امروز در اقدامي تروريستي جمعي از فرماندهان سپاه استان سيستان و بلوچستان به فيض شهادت نائل آمدند.
در اين اقدام تروريستي سردار نورعلي شوشتري جانشين فرمانده نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و فرمانده قرارگاه قدس،‌ سردار محمدزاده فرمانده سپاه استان سيستان و بلوچستان، فرمانده سپاه ايرانشهر و فرمانده سپاه سرباز و فرمانده تيپ اميرالمومنين (ع) به شهادت رسيدند.
اين اقدام تروريستي زماني به وقوع پيوست كه اين گروه از فرماندهان در تدارك برگزاري همايش وحدت ميان عشاير شيعي و سني كشور بودند.


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 11:4 توسط حامیان احمدی نژاد |

غرق شدگان منجلاب اصلاحات

وقتي کوس رسوايي دشمنان نظام جمهوري اسلامي با گذشت ايام از ماجراهاي پس از انتخابات دهم به صدا درآمد و طرح  فتنه هاي آنان نقش بر آب گرديد و در باتلاق و منجلاب رسوايي غرق شدند سردمداران منافق سيرت کودتاي مخملي کروبي و موسوي و خاتمي و ... و حاميان جناب هاشمي رفسنجاني که از حمايت ايشان نيز برخوردارند براي نجات خود از اين باتلاق به هر وسيله و حربه اي چنگ انداختند تا اگر بناست خود به هلاکت رسند ارکان نظام را نيز به چالش بکشانند .
و غافل از آنند که يقيناً هر تلاشي و حرکتي در اين منجلاب آنان را به مرگ و غرق شدن در باتلاق غرور و کبر و حسد و خودخواهي يشان نزديکتر خواهد نمود .
به مرور زمان پرده از از اسرار و فتنه هاي اين گروه معاند کنار رفت و چهره ي کريه و پليد آنان براي حق جويان آشکار گرديد .
اخيراً برخي از سايت هاي وابسته به جريان کودتاي مخملي براي مخدوش کردن افکار نسبت به رهبر معظم انقلاب اقدام به چاپ وصيت نامه اي از معظم له در فروردين سال 1342 پس از حادثه فيضيه نموده اند که در پيوست وصيت نامه مبالغ بدهي ايشان در آن زمان به افراد درج گرديده است و بيشترين مبلغ بدهي معظم له به شخص هاشمي رفسنجاني بوده است .
در سايت جناب هاشمي رفسنجاني نيز اقدام به تحريف برخي جريانات تاريخي مربوط به رياست جمهوي ايشان و درج عدم ضايت مندي حضرت امام از شخص آيت الله خامنه اي شده است .
از حرکات و تلاش هاي مذبوحانه ي طراحان کودتاي مخملي مي توان چنين برداشت نمود که سناريوپردازان اين کودتا مي خواهند به هر نحو ممکن تلاشي هاي اپوزيسون نظام را پويا و برجسته نشان دهند و نمونه هاي اين حرکات را در نامه نگاري هاي اخير جريان اصلاحات کروبي و موسوي و خاتمي و مظلوم نمايي هاي حضرات اصلاح طلب مي توان مشاهده نمود غافل از آنند که اين وعده الهي تغيير ناپذير است که : « وَ مَکَرو وَ مَکرُ اللهَ وَ اللهُ خَيرُ الماکِرين»

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 12:5 توسط حامیان احمدی نژاد |

من رئیس جمهور نبودم!

آورده اند كه شيخنا و سيدنا محمد خاتمي (دامت تكذيباته) در روزگاري نه چندان غريب با يكي از بزرگان ممالك دور كه در مملكت وي چند شكل نماي مضحك (كاريكاتور) كه بسيار بلوا همي برپا كرده بودي دست بوسي انجام همي دادي و نام وي جرج سوروس همي باشد.

البته و صد البته كه شيخ اين قضيه را دروغ انگاشتي و برائت همي جستندي، اما جناب جرج دست بردار نبودي و بار دگر اين دست بوسي را با شرح ماوقع به تصوير همي كشاند.

ولي براي بار ثاني شيخ خاتم با برائت جستي زد، البت قضيه به همين جا ختم نگرديدي و بار دگر وي دست دادن و ملاقات با بعضي از اناث و نامردان (منظور آبجي هاي محترمه مي باشد) را تكذيب همي فرمود كه تصاوير و كليپ ها (ببخشيد نتونستم جاش معادل فارسي پيدا كنم) بر همگان اظهر من الشمس بود.

اما رندان و آگاهان سياست پيشه، پيش گويي كردندي كه اگر اين ماجراي برائت جستن، ادامه همي يابد و سيد محمد اراده اش همچنان بر اين استوار باشد كه با برائت جَستني همي نمايد وي مسائل و واقعياتي ديگر را نيز دروغ پندارد كه شرح آن بدين سان همي باشد:

1- دارا بودن پست وزارت ارشاد شيخ الاكبر

2- مسئول واحد تبليغات جنگ

3- توقيع(امضاء) ممنوعيت فيلم نماي خانگي(ويدئو)

اما در آنان كه اندكي رندي و آينده نگري بيشتري همي بيداد مي كرد، اين حركات و افعال خاتم اصلاحات را تا بدان جا ديدندي كه اين جستن با برائت براي وي يك عادتي خانمانسوز همي گردد؛ و وي با مواجهه با هر پرسش و سوالي اول عكس العملي را جستن برائت اتخاذ كرده و آن را انكار همي كند.

كه في المثل :
جناب شيخ شما در دوران هشت ساله رياست جمهوريتان... ؟
-مردك مگر من تا بحال ريئس جمهور بوده ام!!؟؟
و چون بدينجا رسيد...!


+ نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 14:10 توسط حامیان احمدی نژاد |

داستان تلخ مهدی هاشمی و موسوي

 پیرو حوادث چند ماهه اخیر بیانیه ضمیمه از سوی اینجانب صادر شده است. احساس نیازی كه همواره برای همفكری و همكاری با مرجعیت گرانقدر و روحانیت متعهد وجود دارد مرا تشویق كرد تا نسخه‌ای از آن را جهت اخذ راهنمایی تقدیم كنم.»

این بخشی از نامه میرحسین موسوی كاندیدای ناكام انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری است كه خطاب به آیت‌الله منتظری قائم‌مقام معزول رهبری نگاشته شده است. میرحسین موسوی كاندیدایی بود كه در جریان انتخابات با شعار «پیروی از امام (ره)» وارد صحنه شد و در تبلیغات انتخاباتی خود عنوان «نخست‌وزیر امام (ره)» را به كار می‌گرفت و مدعی بود كه قصد احیای خط امام (ره) را دارد.

اما نامه هفته پیش موسوی به آقای منتظری و كسب رهنمود از فردی كه امام صراحتاً او را به دلیل ساده‌‌لوحی و تحریك‌پذیری از دخالت در كارهای سیاسی منع نموده، به خوبی روشن می‌سازد كه میرحسین موسوی كه اكنون برای مقابله با سیاست‌های نظام دست به دامن یك مخالف جدی و مطرود امام خمینی‌(ره) شده، تا چه اندازه در ادعای پیروی از خط امام (ره) صادق است.

«آینده از آن كسی است كه گذشته خود را بشناسد»، «جوامعی كه گذشته خود را فراموش كنند یك اشتباه را چند بار تكرار می‌كنند» و «تاریخ، معلم انسان‌هاست»؛ به گمانم ذكر این سه جمله در اهمیت مراجعه به تاریخ و بازخوانی آن كافی باشد. راز نابسامانی، آشفتگی اجتماعی و انحطاط بسیاری از جوامع در ناآگاهی و بی‌خبری آنان از تاریخ – بویژه تاریخ مربوط به كشورشان – نهفته است. از مهمترین بخش‌های تاریخ، «احوال شناسی خواص» است كه می‌تواند فرد یا جامعه را به شناخت دقیقی از جریانات و ماوقع برساند چرا كه همواره «یك جریان فكری – سیاسی و اجتماعی خاص» پشت سر تك تك خواص حضور دارد و رخدادهای تاریخی ثابت می‌كند كه اگر خواص، كاریز‌ما و اقتدار لازم را نداشته باشند زیر نفوذ جریان همراه خود قرار گرفته و به جای «هدایت و خط دهی»، «خط می‌گیرند و هدایت می‌شوند».

پس از این مقدمه، با توجه به دخالت‌های پی در پی آیت الله منتظری در حوادث پس از انتخابات، مروری هر چند كوتاه بر «احوال و سرگذشت»وی مملو از ضرورت است؛ بویژه آنكه بسیاری از جوانان و نوجوانان ایرانی از گذشته او بی‌خبرند و ممكن است اظهارات امروز او را به گونه‌ای دیگر تفسیر و تحلیل كنند.

روزهای آفتابی شیخ: شهریور 1358 بود كه امام خمینی (ره) او را به عنوان امام جمعه تهران منصوب كرد:«بسم الله الرحمن‌الرحیم. خدمت جناب مستطاب حجت الاسلام و المسلمین آقای منتظری دامت افاضاته. مرحوم مجاهد بزرگوار آقای طالقانی، پس از عمری مجاهدت و پاسداری از اسلام به رحمت خداوند پیوست و ما را سوگوار كرد. تكلیف پاسداری از اسلام به عهده همه ماست و من شما را – كه مجاهدی بزرگوار و فقیهی عالیقدر می‌دانم – برای دژ محكمی كه آن فقید سعید پاسدار آن بود انتخاب و منصوب نمودم...» (21 شهریور 1358).

پیش از این نیز در 23 بهمن 57، امام (ره) درباره منتظری فرمودند: «من ایشان را سالیان درازی است كه می‌شناسم؛ ایشان امروز از علمای بزرگ ایران و مورد احترام مردم مسلمان است.» این واقعیت تاریخی را باید درمورد آیت‌الله منتظری بپذیریم كه او در سالیان نخستین بعد از پیروزی انقلاب با توجه به سوابق خود به اندازه‌ای مقبولیت داشت كه طرح موضوع «قائم مقام رهبری» شدن او مورد استقبال بسیاری از همراهان انقلاب قرار گیرد و سرانجام،‌همه محافل، منتظری را در سمت «قائم مقام ولی فقیه» به رسمیت شناختند.

دو راهی انتخاب: ماجراها از «داستان تلخ مهدی هاشمی» شروع شد. مهدی هاشمی – برادر داماد آقای منتظری – كه نفوذ زیادی در بیت و دفتر شیخ پیدا كرده بود در نهایت، شیخ را بر سر دو راهی نفس‌گیری قرار داد؛ دو راهی « امام یا مهدی هاشمی»! برای همگان مایه تعجب و تأسف بود كه چرا منتظری كه آنقدر مورد توجه و محبت حضرت امام(ره) است به جایی رسیده كه قادر به تشخیص مسیر درست این دو راهی نیست! بسیاری از دلسوزان انقلاب با ابراز شگفتی از این ماجرا تصریح می‌كردند كه در تعقل و تدبیر منتظری باید شك كرد كه در ازای دفاع از مهدی هاشمی كه جنایت، قتل و فساد او براساس مدارك غیرقابل انكار اثبات شده، در برابر امام خمینی (ره) ایستاده است.

آغاز شب‌های تاریك: شاید این تقدیر زمانه بود كه تئوری پرداز «ولایت فقیه» با همان «ولایت» آزمایش شود؛ اما نه! مگر منتظری جزء خواص نبود و براساس تعریفی كه از «خواص» وجود دارد مگر «خواص» كارهایشان را از روی «آگاهی» انجام نمی‌دهند؟ اگر «خاص» بودن منتظری را بپذیریم پس به طور طبیعی او از روی آگاهی و عمد در مقابل امام (ره) ایستاده است و اگر از روی «ناآگاهی» مرتكب چنین خطای بزرگی شده پس «عقل و تدبیر» او زیر علامت سؤال است؛ علامت سؤالی به طول و عرض «خطای نخبگان». چرا فردی چون منتظری كه یكی از سه تئوری‌پرداز «تز ولایت فقیه» بود دچار تناقضی آشكار بین «نوشته‌ها» و «رفتارهایش» شد و پندهای ولی فقیه زمان و استادش را نادیده گرفت؟ زمانی كه جانی و فاسد بودن «مهدی هاشمی» برای او مسجل شد چرا این سفارش امام (ره) را پشت گوش انداخت:

«حضرت حجت الاسلام والمسلمین ، فقیه عالیقدر، آقای منتظری دامت ایام بركاته؛ پس از اهدای سلام و تحیت، علاقه اینجانب به جنابعالی بر خود شما روشن‌تر از دیگران است. به حسب قاعده طول آشنایی صمیمانه و معاشرت از نزدیك،‌مقام ارجمند علمی و عملی شما، مجاهدت با ستمگران و قلدران و رنج‌های فراموش نشدنی جنابعالی در سال‌های طولانی برای اهداف اسلامی، قداست و وجاهت و وارستگی كم نظیر آن جناب و بالاتر، حیثیت بلند پایه‌ای كه دنباله این امور به خواست مسلم است و در آن پافشاری دارم رسیدگی به وضعیت و موارد اتهام اوست؛ رسیدگی به خانه تیمی و انباشتن اسلحه، آن هم با پول ملت، به اسم كمك به سازمان‌های به اصطلاح آزادیبخش. اصولا یك همچون اعمالی بدون دخالت دولت جرم است... آنچه از شما می‌خواهم در رتبه اول پیشنهاد مستقیم شما به دخالت وزارت اطلاعات و رسیدگی به این امور است و اگر برای شما محذور دارد به طوری كه تكلیف شرعی از شما ساقط است، سكوت است. حتی در محافل خصوصی دفاع از همچون شخصی كه خطر برای حیثیت شماست و احتمال فساد و خونریزی بی‌گناهان است، سم قاتل است... آنچه مسلم است و مایه تأسف، حسن ظن جنابعالی به اعمال و افعال و گفته‌ها و نوشته‌هاست كه به مجرد وصول به شما ترتیب اثر می‌دهید و من از شما كه دوست صمیمی سابق و حال من هستید و مورد علاقه ملت، تقاضا می‌كنم كه با اشخاص صالح آشنا به امور كشور مشورت نمایید، پس از آن ترتیب اثر بدهید تا خدای نخواسته لطمه به حیثیت شما كه برگشت به حیثیت جمهوری است،‌نخورد. آزادی بی‌رویه چند صد نفر منافق به دستور هیأتی كه با دقت قلب و حسن ظنشان واقع شد، آمار انفجارها و ترورها و دزدی‌ها را بالا برده است». (12 مهر ماه 65)

***

با وجود این،‌مدارا و دلسوزی امام (ره) راه به جایی نبرد. شخص مهدی هاشمی و نفوذی‌هایش با ارائه اطلاعات نادرست و خلاف واقع به آقای منتظری، او را دور زدند و آن شد كه منتظری جامه پولادین دفاع از مهدی هاشمی را برتن كرد؛ نفوذ آنها بر منتظری به اندازه‌ای بود كه پس از دستگیری مهدی هاشمی، منتظری به نشانه اعتراض «اعتصاب» كرد!

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی رئیس كنونی مجلس خبرگان رهبری در خاطرات خود – سال 65 – نوشته است: «پس از دستگیری سید مهدی هاشمی خبر رسید كه قرار است فیلم اعترافات او از تلویزیون پخش شود كه این امر موجب نگرانی آیت‌الله منتظری شده بود... من و سید احمد و آقای خامنه‌ای توافق كردیم كه بخش‌هایی از فیلم كه مربوط به آیت‌الله منتظری و بیت ایشان بود پخش نشود. مصاحبه سید مهدی از رادیو پخش شد. چیزهایی در مورد بیت و مدارس و كتابخانه سیاسی ایشان گفت كه به نفع آیت‌الله منتظری نبود. قرار نبود این قسمت‌ها پخش شود...

احمد آقا آمد. قرار شد از امام تقاضا كنیم كه ایشان را به تهران بخواهند و به ایشان محبت كنند. سپس تلاش شود كه خاطر ایشان راضی شود...».

منتظری می‌آید. آقای هاشمی رفسنجانی، آیت‌الله خامنه‌ای و آقای موسوی اردبیلی در این جلسه حضور دارند. هاشمی رفسنجانی می‌نویسد:

«امام به آقای منتظری خیلی محبت كردند و گفتند وجود شما برای انقلاب ضرورت دارد و حفظ اعتبار شما وظیفه همه است و دستور تعقیب مهدی هاشمی هم به همین منظور بود كه بیت شما مطهر شود. به ایشان دستور دادند كه وضع خودشان را عادی كنند. آقای منتظری نمی‌پذیرفتند ولی امام (ره) اصرار كردند... فرمودند احمد آقا اعز اشخاص در دل ایشان‌اند اما اگر خطایی كند مثل دیگران او را تعقیب می‌كنند...»

گویا منتظری بر مدار «دگردیسی» سوار شده بود و قصد نداشت كه حقیقت را بپذیرد.

***

سرانجام حضرت امام(ره) در ششم فروردین 1367 طی نامه‌ای، منتظری را از قائم مقامی ولایت فقیه خلع كرد: «از آنجا كه روشن شده است كه شما این كشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرال‌ها و از كانال آنها به منافقین می‌سپارید، صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده نظام را از دست داده‌اید، شما در اكثر نامه‌ها و صحبت‌ها و موضع‌گیری‌هایتان نشان دادید كه معتقدید لیبرال‌ها و منافقین باید بر كشور حكومت كنند؛ به قدری مطالبی كه می‌گفتید دیكته شده منافقین بود كه من فایده‌ای برای جواب به آنها نمی‌دیدم. مثلا در همین دفاعیه شما از منافقین، تعداد بسیار معدودی كه در جنگ مسلحانه علیه ‌اسلام و انقلاب محكوم به اعدام شده بودند را منافقین از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و می‌بینید كه چه خدمت ارزنده‌ای به استكبار كرده‌اید. در مسأله مهدی هاشمی قاتل، شما او را از همه متدینین متدین‌تر می‌دانستید و با اینكه برایتان ثابت شده بود كه او قاتل است مرتب پیام می‌دادید كه او را نكشید... شما از این پس وكیل من نیستید و به طلابی كه پول برای شما می‌آورند بگویید به قم منزل آقای پسندیده و یا در تهران به جماران مراجعه كنند...»

امام خمینی (ره) در این نامه تاریخی پیش بینی می‌كند كه «منتظری مشغول به نوشتن چیزهایی می‌شود كه آخرتش را خراب‌تر می‌كند» و لذا ضمن توصیه‌هایی از او می‌‌خواهد: «از آنجا كه ساده لوح هستید و سریعاً تحریك می‌شوید، در هیچ كار سیاسی دخالت نكنید، شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد».

رهبر كبیر انقلاب اسلامی در همین نامه خطاب به افكار عمومی می‌گویند: «تاریخ پر است از خیانت بزرگانش به اسلام؛ سعی كنند تحت تأثیر دروغ‌های دیكته شده كه این روزها رادیوهای بیگانه آن را با شور و شوق و شعف پخش می‌كنند نگردند».

بیست و یكسال از این ماجرا می‌گذرد. اینجا ایران، سال 88 است و صد و چهار روز از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری را پشت سرگذاشته‌ایم. آقای منتظری با دیدن فضای درگیری‌ها و اختلافات سیاسی و با مشاهده تحركات «جنبش آشوب» زبان گشوده و دست به كار شده است. میرحسین موسوی دست به دامان او می‌شود و او نیز، با آغوش باز از میرحسین پذیرایی می‌كند و این در حالی است كه میرحسین موسوی همواره در اظهارات و بیانیه‌هایش مدعی پیروی از اندیشه و منش امام خمینی (ره‌) است. مستمعان بیگانه را بر سر ذوق آورده كه مسعود رجوی رئیس گروهك تروریستی منافقین ضمن تقدیر و تشكر از منتظری، خواستار «افشاگری او علیه نظام جمهوری اسلامی ایران قبل از رسیدن اجل وی» شد. رجوی در بیانیه‌اش منتظری را فردی دانست كه «بالاترین سرمایه دنیوی و اخروی‌اش در پیشگاه خلق، عزل وی از سوی امام خمینی (ره) است».

ضروری است كه آقای منتظری در این شرایط به این جمله امام خمینی (ره) دقت و توجه ویژه نشان دهد: «از آنجا كه ساده لوح هستید و سریعاً تحریك می‌شوید در هیچ كار سیاسی دخالت نكنید؛ شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد» و میرحسین موسوی نیز یك‌بار دیگر به خود بنگرد و ببیند از كه بریده و به كه پیوسته است.

+ نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 12:9 توسط حامیان احمدی نژاد |

برداشت سیاسی از بیماری آیت الله یزدی

خبر عدم حضور آیت الله یزدی در جایگاه هیات رئیسه در زمان سخنرانی رئیس مجلس خبرگان به سوژه ای برای القای اختلاف میان خبرگان نظام تبدیل شده است.

به گزارش جهان، در حالی که رهبر معظم انقلاب بر وحدت و هم دلی مردم و مسئولان تاکید ویژه ای کرده اند نبود نایب رئیس مجلس خبرگان در هنگام سخنرانی آیت الله هاشمی رفسنجانی سوژه ای را به دست برخی رسانه ها داد تا با انتشار خبری چنین بنویسند: " هنگامي که رييس مجلس خبرگان رهبري ششمين اجلاس رسمي دوره چهارم اين مجلس را با سخنراني اش افتتاح کرد آيت الله محمد يزدي نايب رييس مجلس خبرگان رهبري در جايگاه هيات رييسه حضور نداشت."

اما پیگیری های این خبرنگار نشان داد که عدم حضور آیت الله یزدی تنها در زمان سخنرانی رئیس مجلس خبرگان نبوده است بلکه رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم چند روزی است که از بیماری رنج برده و کسالت شدید مانع از حضور وی در اجلاس امروز خبرگان در تهران شده است. به همین خاطر به احتمال زیاد آیت الله یزدی فردا نیز در اجلاس خبرگان شرکت نخواهد کرد.
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 15:40 توسط حامیان احمدی نژاد |

سوء استفاده از بیت حضرت امام(ره)

این روزها البته رویه سوءاستفاده از بیت امام برای پیش برد مقاصد سیاسی همانند رفتار سی سال پیش بنی صدر پیگیری می شود با این تفاوت که در آن روزها علاوه بر مخالفت حضرت امام که درقید حیات بودند، شخص مرحوم حاج احمد آقا نیز علاقه ای به این پیشنهادها نشان نمی داد.شبکه ایران- ساعاتی پس از آزادی موقت علیرضا بهشتی ، مشاور ارشد موسوی که بی تردید در حوادث پس از انتخابات سهم داشته است، منابع خبری وابسته به اصلاح طلبان از حضور سید حسن خمینی به همراه چندی از بستگان امام (ره) در منزل وی خبر دادند.
 
سید حسن خمینی پیش از این با عدم حضورش در مراسم تحلیف و تنفیذ و همچنین عدم همراهی کابینه در مراسم تجدید میثاق با آرمان های حضرت امام (ره)، پای بیت امام را به مناقشات سیاسی علیه رئیس جمهور منتخب مردم باز کرد.
 
این در حالیست که خبرهای منتشر شده نشان می دهد که اصلاح طلبان از مدتها پیش با توجه به مسئولیت سید حسن خمینی در بیت حضرت امام و محبوبیت ناشی از انتساب او به بنیانگذار جمهوری اسلامی، در صددند تا وجهه سیاسی او را به منظور بهره برداری هایی علیه دولت منتخب مردم پررنگ تر سازند. در همین زمینه برخی سایت ها از هم اکنون، دعوت اصلاح طلبان از سید حسن خمینی برای حضور در انتخابات های آینده را خبر داده اند.
 
رسانه های اپوزیسیون در ادامه همین خط خبری، روز گذشته با بزرگ نمایی خبر دیدار سید یاسر خمینی - برادر دیگر سید حسن که تاکنون سابقه انجام فعالیت سیاسی را در پرونده نداشته است-  با محمد رضا جلایی پور، سو استفاده از بستگان نسبی امام خمینی برای تقویت مخالفت ها با دولت برآمده از رای مردم را به اوج رساندند.
 
اصلاح طلبان که با روشن شدن اقبال مردم به اندیشه ها و آرمان های امام در انتخابات 84، با بحران عدم مشروعیت مواجه شده بودند در چند سال گذشته تنها با اتکا به مسئولیت های برخی نزدیکان خود در سال های آغازین انقلاب و یا تاثیرگذاری  بر برخی نزدیکان نسبی امام خمینی، خود را مدعی "خط امام" می دانستند.
 
اما سید حسن خمینی در حالی این روزها تمایل خود برای حضور در قامت یک سیاستمدار را نشان می دهد که حضرت امام در دوران حیات خویش، قویا نسبت به سو استفاده از منسوبین خویش توسط جریان های سیاسی ممانعت می کردند.
 
به همین منظور بود که وقتی ابوالحسن بنی صدر  قصد داشت تا منافقانه از نام و نسب "حاج احمد آقا" هزینه کند و رای مجلس به نخست وزیر را کسب نماید با ممانعت امام (ره) مواجه شد.
 
امام در پاسخ به نامه بنی صدر مبنی بر پیشنهاد نخست وزیری حاج احمد آقا مرقوم فرموده بودند "بنا ندارم اشخاص منسوب به من متصدی این امور شود. احمد، خدمتگزار ملت است و در این مرحله با آزادی بهتر می تواند خدمت کند. والسلام علیکم ."
 
بنی صدر پیش از آن در نامه ای خطاب به امام (ره) آورده بود "بسمه تعالی . حضور مبارک حضرت آیت الله العظمی امام خمینی به عرض می رساند، در اوضاع واحوال فعلی و با توجه به اینکه جامعه ما جامعه جوانی است و هیجان مثبت کار برای قرار دادن کشور درخط تولید و فعالیت ، جنبه معنوی و هیجان آفرین را جنبه اصلی می گرداند، حاج احمد آقا یکی ازمناسبترین اشخاص برای تصدی نخست وزیری است . در صورتی که موافقت فرمایید عین صواب است ."
 
در همین زمینه اسدالله بادامچیان به عنوان کسی که از پیش از انقلاب در حزب موتلفه مشغول بوده است از سابقه ارتباط حزب موتلفه با بیت امام و آشنایی با شهید مصطفی خمینی می گوید "ایشان – مصطفی خمینی - هیچگاه نخواست خودش را مطرح کند. چه در ایران و چه در نجف و چه در ترکیه او انسانی بود که برای خدا بی سروصدا کار می‌کرد و هیچگاه توقع این را نداشت که کسی برای او به خاطر فرزند امام بودن موقعیتی را برای او در نظر بگیرد و خیلی هم انسان خالصی می‌خواهد که چنین نظر بلندی داشته باشد."
 
این روزها البته رویه سوءاستفاده از بیت امام برای پیش برد مقاصد سیاسی همانند رفتار سی سال پیش بنی صدر پیگیری می شود با این تفاوت که در آن روزها  علاوه بر مخالفت حضرت امام که درقید حیات بودند، شخص مرحوم حاج احمد آقا نیز علاقه ای به این پیشنهادها نشان نمی داد.
 
در حالی که رویه حضرت امام (ره) نشان می دهد که ایشان از استفاده تبلیغاتی جریان های سیاسی از منسوبین خود اعراض می نمودند، به نظر می رسد مهمترین محک برای میزان نزدیکی هر جریانی به امام خمینی(ره)، بازخوانی اندیشه های ایشان در حوزه های سیاست خارجی و داخلی خواهد بود.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 10:6 توسط حامیان احمدی نژاد |

پشت پرده بیست و سی!

به هر حال چند سالی بیش نیست که بوی دموکراسی به مشام دست اندر کاران صدا و سیما خورده است و به قولی بنا دارند فضا را طوری مهیا کنند که همه گروهها بتوانند از این تریبون با مخاطب هفتاد میلیون نفر بهره ببرند اما متاسفانه شیوه ای را برگزیدند که در عرصه حرفه ای خبررسانی پست ترین و نازل ترین سطح آن است.
 
شاید در طول روز گذرتان به میادین اصلی شهر و یا چهارراهای معروف خورده باشد. حتما دیده اید جوانان روزنامه به دستی را که تیترها را با صدای بلند فریاد می کنند، بلکه عابر پیاده ای جذب آن شود و روزنامه ای از او بخرد. صداهایی که به گوشتان می رسد اینها است: ازدواج مهناز افشار و محمد رضا گلزار، آغاز خرید خدمت سربازی، سقوط برج میلاد تا سه سال دیگر، زلزله هشت ریشتری تهران را خواهد لرزاند و ...
 
این جملات تیترهای نشریات زردی است که متاسفانه وجود دارند و حیاتشان و ارتزاقشان از تیترها و اخبار اینچنینی است. این شیوه شایعه سازی و تیتر زنی در جراید زرد تبدیل به الگویی برای صدا و سیمای ما شده است و از دل آن پدیده ای به نام بیست وسی (20:30) ظهور کرده است.
 
تیترهای عجیب و غریب و بزرگنمایی اخبار حاشیه ای و افشاء رویدادهای پشت پرده سناریوی تدوین شده این بخش خبری گردید و همان ایامی که کشور در تب و تاب اصلاحات و اوضاع داغ سیاسی بود متولد گردید.
 
خبرنگاران این بخش خبری همانند همان جوانان سر چهارراه و میادین تیترها را فریاد می کنند و هر کدامشان نیز سعی می کند جذاب تر از دیگری شوند و در این مسیر گوی سبقت را از دیگری بربایند. در میان جراید پرسه می زنند تا بتوانند خبری دلخواه سردبیر محترمشان پیدا کنند و آن را منتشر سازند.
 
براحتی از کاهی کوهی می سازند و آن را چنان مهیج و جنجالی مطرح می کنند که بیننده را در جایش میخکوب می کند. برایشان مهم نیست خبر واقعیت داشته باشد یا خیر. مهم آن است که جذاب باشد. به هر حال چند سالی بیش نیست که بوی دموکراسی به مشام دست اندر کاران صدا و سیما خورده است و به قولی بنا دارند فضا را طوری مهیا کنند که همه گروهها بتوانند از این تریبون با مخاطب هفتاد میلیون نفر بهره ببرند اما متاسفانه شیوه ای را برگزیدند که در عرصه حرفه ای خبررسانی پست ترین و نازل ترین سطح آن است.
 
وقتی شیوه سر چهارراهی به عنوان الگوی خبررسانی  و شیوه جراید زرد به عنوان روش محتواسازی برنامه، مورد استفاده قرار می گیرد، بهتر از این نیز انتظار نمی رود. باید به دست اندرکاران صدا و سیما گفت که برای آنکه خود را دموکراتیک جلوه دهید بهتر است از شیوه های اخلاقی تری بهره ببرید و در این مسیر نیازی به رفتارهای زرد و بی محتوا نیست.
 
در واقع باید اصول دموکراتیک شدن را آموخت. صدا و سیما به عنوان رسانه ملی موثرترین نقش را در تثبیت جمهوریت و مردمسالاری می تواند ایفا کند اما وقتی افراد فراری از دموکراسی بخواهند برای حفظ ظاهر ادای دموکراتیک ها را در آورند برنامه ای بهتر و پرمحتوا تر از بیست و سی را نمی توان از آنها انتظار داشت. نظام ما متکی به آراء مردم است و در این راستا اختلاف سلایق و دیدگاههای مختلف سیاسی ضرورتی اجتناب ناپذیر است و در واقع از ضروریات یک نظام مردمسالار است اما اینکه این امر توسط صدا و سیما به مضحکه گرفته شود، جز آنکه شان آن سازمان را پایین بیاورد و آن را در انظار عمومی تحقیر کند نتیجه ای ندارد.
 
باید مواضع رجال و چهره های مطرح و فعال عرصه سیاست را صحیح و درست منعکس کرد و در این کار از بخش های اصلی خبری بهره برد نه اینکه بخش خبری ویژه ای برای چنین مسئله ای ایجاد کنید و آن را تبدیل به پدیده ای مشابه سریالهای طنز شبانه سازید.
 
اظهار نظر رجال سیاسی و اعلام مواضع گروههای رسمی کشور و اختلاف نظرها و سلایق پدیده های مضحکی نیستند که رسانه ملی از آنها به عنوان سوژه های ویژه برای نمکین شدن برنامه هایش استفاده می کند.
 
قطعا می خواهید سوپاپ اطمینان ایجاد کنید، اما چه بهتر که بتوانید اطمینان ایجاد کنید نه سوپاپ اطمینان. صادقانه رسانه ای را که پسوند ملی به آن اطلاق می کنید در اختیار همه گروهها و چهره ها قرار دهید و آن وقت تاثیر آن را در افکار عمومی نظاره گر باشید.
 
در این شرایط است که هم اطمینان مردم به دست می آید و اعتماد گروهها و احزاب. اخبار بیست و سی و اخبار مشابه آن، امروز تبدیل به تریبونی برای جوسازی و موج آفرینی بیهوده شده است و تداوم این موضوع آسیبش هم متوجه صدا و سیما و هم متوجه نظام خواهد شد. امید است که در شرایط سیاسی که کشور در آن قرار گرفته اخلاق سیاسی را محور قرار دهیم و به جای پرداختن به مسائل و موضوعات زود گذر، به آینده ایران و ایرانی بیاندیشیم.
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 10:6 توسط حامیان احمدی نژاد |

فائزه خانم هم هتاکی میکنه؟؟؟

فائزه هاشمی طی سخنانی توهین آمیز جمهوری اسلامی را یک دیکتاتوری مذهبی خواند. وی در اظهارات  خود مدعی شد نظام ایران جمهوریت را به نفع حکومت اسلامی مصادره کرده است و این مسأله جمهوریت را به دیکتاتوری دینی تبدیل کرده است.
 
به نوشته روزنامه عربستانی الوطن، فائزه هاشمی با انتقاد از وضعیت کشور گفت: انتخابات ریاست جمهوری اخیر در ایران، سالم برگزار نشده است و نتایج آن تردید آمیز است.
 
فائزه هاشمی در ادامه افزود: انتخابات از همان لحظات آغاز تبلیغات انتخاباتی که قبل از زمان تعیین شده بود، مشکل داشت و از سوی دیگر دولت با روشهایی شبکه ارتباطی را قطع کرد و عمدا در روز انتخابات ناظران انتخاباتی را از سالن‌های شمارش آراء بیرون کرد.
 
دختر هاشمی رفسنجانی در ادامه، این پرسش را مطرح کرد که "چگونه احمدی نژاد جرأت می‌کند که کنفرانس مطبوعاتی تشکیل دهد، در حالیکه نتایج انتخابات بطور قانونی اعلام نشده است؟!"
 
فائزه هاشمی همچنین بر درخواست گروههای اصلاح طلب مخالف، مبنی بر تشکیل کمیته‌ی بیطرف حقیقت یاب درباره نتایج آراء و وضعیت بازداشت شدگان که مورد تأیید پدرش نیز هست، تأکید کرد.
 
وی با پرداختن به جنایات علیه بازداشت شدگان گفت: جنایات تنها در بازداشتگاه کهریزک و اوین رخ نداده بلکه در خیابانها و اماکن عمومی نیز رخ داده است.
 
دختر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با مسخره خواندن اتهامات علیه اصلاح طلبان مبنی بر تلاش برای به راه انداختن کودتای مخملی، گفت: این نظام بود که انقلاب مخملی راه انداخت، چرا که نظام آراء ما را به نفع احمدی نژاد مصادره کرد.
 
فائزه هاشمی همچنین نظام ایران را به تلاش برای مصادره جمهوریت به نفع حکومت اسلامی متهم کرد و افزود: دیگر اسمی از جمهوریت باقی نمانده است و تنها چیزی که در ایران امروز دیده می‌شود، حکومت اسلامی است که شبیه به دیکتاتوری دینی است.
 
وی در پایان از میرحسین موسوی خواست به تشکیل تشکل "جبهه امید سبز" ادامه دهد.
گفتنی است که تکرار چندباره اهانت های فائزه هاشمی در حالی همگان را نگران کرده که افرادی با جرایم کمتر این روزها در زندان به سر برده و در انتظار مجازاتند.
 
( قسمتی از سخنان هاشمی به دلیل اهانت شدید حذف شده است )

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 9:32 توسط حامیان احمدی نژاد |

جومونگ صهیونیست(هشدار)

در اواخر مردادماه ۸۸ تب «جومونگ» تهران را فراگرفت و عده اى از خبرنگاران رسانه هاى مختلف به دنبال اين بودند كه با آمدن جومونگ به تهران سريعاً خود را به او رسانده و گزارش هاى مفصلى را براى رسانه هاى خود تهيه كنند.
در سريال «افسانه جومونگ» جومونگ همچون موسى (ع) در خانه فرعون (امپراتور) رشد و نمو مى كند،با وى به مخالفت برمى خيزد و در نهايت مردم آواره را با گذراندن از رودخانه اى پهناور (كه گذرموسى (ع) از رود نيل را تداعى مى كند) به سرزمين خالى از سكنه (!) پدرانش يعنى چوسان قديم (ارض موعود) وارد مى كند.
چوسان در ذهن عبارت «چو سان - jew sun» يعنى خورشيد يهود را متبادر مى سازد و ماجرا آنجا شگفت آور مى شود كه خورشيد در تورات، نماد ارض موعود يا سرزمين مادرى مى باشد! چوسان كه ارض موعود شد، منجى اين قوم - جومونگ - نيز راهبى يهودى مى شود (jew monk = راهب يهودى) و پايه هاى ابتدايى امپراتورى خود را در جو لبن (jew lebun = لبنان يهود) بنا مى كند. در اكثر واژه هاى كليدى اين افسانه كره اى، «جو» يا چيزى شبيه آن (كه دقيقاً با همين تلفظ، در زبان لاتين به معناى يهودى است) به كار رفته است. شايان ذكر است، لازم نيست دقيقاً املاى اين لغات صحيح باشد؛ چرا كه در عمل هم ممكن نيست. بلكه نويسندگان اين افسانه كوشيده اند از اسامى يا كلماتى بهره ببرند كه بيشترين شباهت را با اسامى و مفاهيم يهود داشته باشند و تلفظ مشابه آنها - نه الزاماً املا - اهداف صهيونيستى عناصر پشت پرده اين مجموعه را در ذهن بينندگان نهادينه كند. جالب اينكه بيشتر اين عبارات، اسامى خاص هستند تا در صورت ترجمه و دوبله به زبان هاى ديگر، تغيير نكنند.
البته آنچه ذكر شد، سواى موارد متعدد نمادگرايى تصويرى صهيونيستى اين سريال است. اگر نقشه چوسان قديم كه روى پوست ترسيم شده را ديده باشيد فقط كافيست نقشه فرضى ارض موعود صهيونيست ها (نيل تا فرات) را قبلاً ديده باشيد تا از اين شباهت بى اندازه به شگفت آييد. در پس زمينه سكانس هاى مختلف اين سريال با ستاره شش گوش يا تصاوير متعدد پرچم هايى داراى نقش خورشيد كه نماد ارض موعود صهيونيست هاست، مواجه مى شويد.
نقش «كابالا» يا عرفان و سنت شفاهى يهود و پيشگويى هايشان در اين سريال غوغا مى كند. گويا قرار نيست هيچ تصميمى بدون اذن پيشگوهاى زن اين سريال انجام گيرد. لابد آنها هم حداقل يك «نوستراداموس» يا «ربى يهودا»، «ارى مقدس»، «ربى شمعون» و ديگر كاباليست هاى يهودى لازم دارند تا برايشان، واقعه ۱۱ سپتامبر را پيشگويى كنند و از آينده روشن قومشان بگويند. تاكيد بسيار بر مساله پيشگويى، پرده از نيتى شوم و شيطانى بر مى دارد كه آن چيز جز نامگذارى دهه دوم قرن بيست و يكم به نام دهه كابالا نيست.
آنچه در اين سريال و ديگر فعاليت هاى فرهنگى - رسانه اى يهود به آن پرداخته مى شود. آماده سازى ذهن مردم جهان براى پياده شدن مفاهيم دلخواهشان است. همان گونه كه فيلم ها، سريال ها و آوازه خوانى هاى سبك متال و... دهه نود، جهان را براى ورود به عصر ترانس مدرنيسم كه همان Satanism يا شيطان پرستى بود، آماده كرد.
جومونگ كه گويا «ماشيح يهود» بوده و قومش نيز همان فرزندان برتر خداوند هستند، ارتباطى تنگاتنگ با تورات و تلمود دارد. آنگونه كه همواره مورد عنايت الهى است و حتى همچون پيامبران بنى اسراييل (طالوت و داوود)، خداوند به او روش بافت و ساخت زره را آموخته و سربازانش با تعدادى كم بر دشمنان بسيار خود از امپراتورى چينى ها (هان) پيروز مى شود.
نقش زنان در اين سريال (اعم از كاراكترهاى مثبت ومنفى) انسان را به ياد پيامبران زن هفتگانه يهود يا حداقل ديگرانى چون ريوقا، ساره، يائل و ... مى اندازد. شخصيت بانو «سوسانو» بسيار شبيه «دبورا» پيامبر زن يهودى است كه بنابر فصل هاى چهار و پنج كتاب شوفطيم از مجموعه عهد عتيق بر سربازان سيسرا پيروز مى گردد يا اقدامات تجارى وى «گراسيا ناسى» زن تاجر معروف يهودى و عامل اصلى نفوذ يهوديان در دربار عثمانى را در خاطر زنده مى كند. بانو سويا (همسرجومونگ) نيز كه ابتدا به اسارت مى رود، ولى پس از بازگشت به خاطر اهداف عاليه قوم همسرش از معرفى مجدد خود سرباز مى زند، انسان را ياد داستان «هدسه» كه بنابر فيلم صهيونيستى «يك شب با پادشاه» به زور از خانه عمويش مردخاى ربوده شد و به همسرى خشايار شاه درآمد، مى اندازد.
در بررسى شخصيت هاى زن اين سريال، از هدسه كه با نفوذ در دربار ايران، مقدمات قتل ۷۷۰۰۰ ايرانى را فراهم كرد، بگذريم (كه شرح آن در دفتر استر از مجموعه عهد عتيق آمده است)، به ياد «ركسلانه» يا «خرم سلطان» يهودى مى افتيم كه با نفوذ در دربار سليمان، پادشاه عثمانى به همسرى وى درآمد و با قتل وليعهد «مصطفى» بالاخره منجر به قتل سلطان سليم دوم و شعله ور شدن آتش فتنه جنگ هاى ايران و عثمانى شد. در ديالوگ هاى اين سريال، فراوان عبارت آوارگى، اسارت، سرزمين مادرى و تاريخى، كوچ و ... به چشم مى خورد كه همگى يادآور فرازهايى از تورات است.
جومونگ براى دفاع از خود، حق دارد از سلاح هاى نامتعارف زمان خودش مانند شمشير فولادى، بمب هاى آتشزا و ... عليه دشمنان خود استفاده كند تا جايى كه بيننده، اين برترى تسليحاتى را نوعى حق مسلم وى مى داند كه حاصل هوشمندى و تخصص كارگزاران اوست.
دشمن اصلى جومونگ، امپراتورى چينى ها يا همان «هان» است كه سربازهايش با پرى كه روى كلاهخودهايشان دارند، بى شباهت به جنگاوران مسلمان نيستند. منطقى هم به نظر مى رسد. بايد در مقابل نفوذ روز افزون اقتصادى چينى هاى كمونيست در مقابل ايالات متحده كه ۸۰ درصد ثروتش در اختيار جمعيت حداكثر ۶ درصدى يهوديان است، ايستاد. يكى از اين راه ها، قدرت گرفتن كره به عنوان متحد آمريكا و اسراييل در حياط خلوت چين است.
توجه بيش از حد اين سريال به مقوله تجارت، بى شك براى يهوديان زرپرست، زيبنده تر است تا شينتويست ها و مائويست هاى روح گراى شرق آسيا، شايد هم صهيونيست نمى تواند قبول كند كه پيروان مكتب كمونيسم (چين) امروز اينگونه در اقتصاد آزاد جهان جولان دهند.
لابد كره هم به عنوان هم پيمان ايالات متحده و اسراييل با توجه بيش از حد به مقوله تجارت در اين افسانه تازه ساز (!) به دنبال ايجاد مقدمات فرهنگى جهت سرازير كردن هر چه بيشتر توليدات خود در كشورهاى هدف (مانند ايران) است؛ چرا كه مناسبات اقتصادى ۱۲ ميليارد دلارى بين ايران و كره و نيز داشتن مقام سوم صادرات به ايران، چشم طمع چشم بادامى هاى كره اى را هر چه بيشتر به سوى اين مرز پرگهر جلب كرده است.
اين در حالى است كه نوادگان جومونگ بارها در مجامع بين المللى همداستان با آمريكا و اسراييل، فعاليت هاى صلح آميز هسته اى ما را محكوم كرده اند، راستش من خودم هم نمى فهمم چرا بايد بازارمان را در اختيار كشورى بگذاريم كه حقوق مسلم ما را قبول ندارد. البته اين تنها گزاره اقتصادى - تجارى اين مجموعه نيست بلكه موارد ديگرى همچون نقش شركت گوگل در القاى تبليغات غير مستقيم نيز در اين سريال مشهود است.
آنجا كه قرار است امپراتورى نو بنياد جومونگ «گوگورى يو» نام گيرد، بيننده را به ياد تبليغات و شايعات گسترده مبنى بر تاسيس كشورى به نام گوگورى يو يا گوگ لند در جزيره اى G شكل «لوگوى اصلى شركت گوگل» در اقيانوس آرام از سوى مديران گوگل مى اندازد.
البته شايد سخت باشد اگر بگويم حرف G از نمادهاى اصلى فراماسونرى است يا اينكه نرم افزار google earth هيچگاه آنگونه كه پايگاه اتمى نطنز را به وضوح مشخص كرده پايگاه اتمى ديموناى اسراييل را به دلايل امنيتى تصوير نكرده است. نمى دانم شايد اين هم از ترفندهاى اقتصادى بانو سوسانو و جومونگ باشد!
البته با تمام تلاش و زبردستى كه نويسندگان و دست اندركاران كره اى- اسراييلى اين مجموعه به خرج داده اند، هيچگاه نخواهند توانست اسامى برخى شخصيت ها و كاراكترهاى اين سريال مانند «مگول»، «يا گاك» و «ماگاك» را كه از ديدگاه ترمينولوژى يا اصطلاح شناسى همان «مغول»، «ياجوج» و «ماجوج» خودمان هستند، با پوشش فرهنگى بپوشانند؛ چرا كه همواره در پشت اين اسامى قتل و غارت، خونريزى و توحش نهفته است. البته بد نيست بدانند كه مردمان اين سرزمين همان صاحبان فرهنگى هستند كه از مغول ها، مسلمان ساختند و بنا بر برخى تفاسير اين ذوالقرنين يا كوروش ايرانى بود كه اسلاف و اجداد آنها يعنى ياجوج و ماجوج را از اين سرزمين بيرون راند. به هر حال اگر يكى از قسمت هاى اين سريال را از دست داديد، چندان نگران نباشيد چون صدا و سيما آن را سه بار برايتان پخش خواهد كرد!

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 10:7 توسط حامیان احمدی نژاد |

سردار جعفری از کودتا میگوید....

فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي طي سخنان مهمي ناگفته هايي را از پشت صحنه کودتاي مخملي بيان کرد و از نقش محمد خاتمي،محمد موسوي خوئيني ها ، بهزاد نبوي ، مهدي هاشمي ، ابوالفضل فاتح و مصطفي تاج زاده در اغتشاشات اخير پرده برداشت.
سردار سرلشكر محمد علي جعفري فرمانده كل سپاه در ادامه سخنان خود در جمع پيشكسوتان دفاع مقدس با اشاره به اينكه خيلي ‌ها ميگويند نگوييد انقلاب مخملي چراكه وقوع انقلاب در ايران ممكن نيست، گفت: ولي همين اتفاق در خيلي از كشورها از بستر انتخابات و دموكراسي انجام گرفته است.
وي افزود: بزرگترين نقطه آسيب انقلاب و محتواي نظام، همين جاست. مقاطع انتخابات (البته در گذشته كمتر اين فرصت در اختيار مخالفين استمرار انقلاب اسلامي و راه امام قرار گرفته بود)، محل بروز چنين رفتارهايي است، اما در دهه چهارم انقلاب با اين موضوع بيشتر مواجه هستيم.
جعفري اضافه كرد: بعضي از آقاياني كه چند وقتي است دستگير شده‌اند، اعترافاتي داشته‌اند كه به صراحت اعلام مي‌كنند در گذشته نيز همين هدف‌ها دنبال مي‌شده، اما به شكل ديگر. البته برخي فكر مي‌كنند اين حادثه اخير يك اتفاق ساده بود و تنها يك رقابت سياسي به شمار مي‌رفت كه در درون نظام اتفاق افتاد. البته اينكه مي‌گوييم درون نظام، از يك نظر درست است، چون همه مردم در زير چتر نظام جمهوري اسلامي زندگي مي‌كنند. اما در جايي ديگر مفهوم از درون نظام آن است كه ما محتواي نظام را قبول داشته باشيم در حالي كه در اين انتخابات موضوع به اين سادگي نبود.
عضو شوراي عالي امنيت ملي تصريح كرد: پاسخ به اين موضوع در جملات و اطلاعاتي كه به آنها استناد خواهم كرد، نهفته است. وقتي حرف از براندازي به ميان مي‌آيد به آن معنايي كه آمريكايي‌ها در گذشته مي‌گفتند و امروز جرأت بيان آن را ندارند، نيست. بلكه منظور همان است كه به اصطلاح "تغيير رفتار جمهوري اسلامي " خوانده مي‌شود. يعني تغيير جهت‌گيري‌هاي اصلي انقلاب و عدول از اصول و آرمان‌هاي انقلاب كه هدف آمريكايي‌ها نيز اكنون همين است.
جعفري يادآور شد: شايد برخي بگويند كه اين اعترافات منتشر شده همچون سخنان آقاي ابطحي بر اثر فشار و زور بوده است، اين افراد مدعي چاره‌اي ندارند جز اينكه دروغ بگويند. آقاي ابطحي در مدتي كه در زندان بود با خروج از جوي كه ديگر بر او حاكم نبوده و دور شدن از آن دوستان خود، با بحث آزاد، تحولي در او به وجود آمده و اين سخنان را گفته است. البته ايشان روزي بيرون خواهد آمد و آن موقع نيز مي‌توانيد در مورد استدلال‌هاي وي اظهارنظر كنيد. چراكه دانستن حق مردم است، مردم بايد بدانند.
وي در ادامه سخنان خود به طور مستند به برخي از سخنان افراد اصلاح طلب اشاره كرد كه آنها هدف اصلي خود براي پيروزي در انتخابات را تضعيف ولايت فقيه عنوان كرده و اينگونه گفته اند:
 
آقاي موسوي خوئيني‌ها در بهمن 87 اينگونه مي‌گويد: ما بايد بياييم و توان بگذاريم تا به هر قيمتي رهبري را از تخت پايين بكشيم. او بايد بفهمد كه اين مملكت آنطور نيست كه ايشان هر جور بخواهد به هر سمت بكشد. خاتمي و يارانش اكنون كلي تجربه دارند.
 
 آقاي ابطحي در اعترافات خود مي‌گويد: "خاتمي و فاتح و مهدي هاشمي رفسنجاني مي‌گفتند كه "برنده شدن در اين انتخابات خيلي با انتخابات گذشته فرق مي‌كند. در اين صورت جريان اصولگرا و رهبر ديگر نمي‌توانند سرشان را بلند كنند و اين معناي يكسره كردن كار است. " يعني رسيدن به يك نظام با ولايت فقيه بسيار ضعيف شده يا بدون ولايت فقيه جا بيفتد. اعتراضات در انتخابات كاملا برنامه‌ريزي شده بود. "
 
 آقاي خاتمي در بهمن 87 مي‌گويد: "اگر در اين انتخابات احمدي‌نژاد سقوط كند، عملاً رهبري حذف مي‌شود، اگر به هر قيمتي و به هر شكلي اصلاحات دوباره به قوه اجرايي بازگردد، ديگر رهبري اقتداري در جامعه نخواهد داشت. سقوط اصولگرايي به معناي پايان اقتدار رهبري تلقي مي‌شود و با شكست اصولگرايان بايد قدرت رهبري را مهار كرد. "
 
آقاي نبوي مي‌گويد: "بايد سعي كنيم احمدي‌نژاد را كانديداي رهبري معرفي كنيم كه اگر شكست خورد، رهبري شكست خورده باشد. ما يك بار اين كار را در خرداد 76 انجام داديم كه ضربه سنگيني بود و به سختي از جا بلند شدند، اكنون بايد ضربه نهايي را به رهبري بزنيم. براي محدود و پاسخگو كردن قدرت بايد از بالاترين قدرت شروع كرد. "
 
 آقاي عطريان‌فر اعتراف مي‌كند كه "آقاي تاجزاده در انتخابات مي‌گفت "اگر بتوانيم ببريم، با تجربياتي كه در اين سال‌ها كسب كرده‌ايم به راحتي مي‌توانيم رهبري را مهار كنيم. " شايد تنها كسي كه انقلاب مخملي در ذهنش كاملا تئوريزه شده بود و بدون آنكه اسمش را بياورد همان ايده‌ها را مطرح مي‌كرد، آ‌قاي تاج‌زاده بود. "
 
 آقاي ابطحي در رابطه با هدف اصلاحات مي‌گويد: "هدف اصلاحات حذف عنوان ولايت فقيه و رهبري ديني و تغيير حاكميت انقلابي و ديني به حاكميت عرفي و سكولار است. "
 
سردار جعفري گفت: آقاي ابطحي استراتژي‌هاي اصلاحات را اينگونه بيان مي‌كنند: "1- دين ستيزي؛ يعني بي‌توجهي و غيرارزشي معرفي كردن دينداري و دينداران. 2- رواج بي‌بند و باري كه مهمترين شكل آن بي‌تفاوت كردن دختران و پسران نسبت به رابطه با يكديگر بوده است. 3- حذف نمادهاي ديني و انقلابي ". ابطحي مي‌گويد سعي مي‌شد در جلسات كم كم عكس امام و رهبري حذف شود.
وي اضافه كرد: ابطحي خصوصيات اصلاح‌طلبان را نيز اينگونه ذكر مي‌كند: "1- غرب باوري؛ بي‌هويتي اصلاح‌طلبان در سياست خارجي شاخص‌ترين وجه آنها بود. آنها از هيچ دريوزگي براي جا انداختن خود در مقابل غرب فروگذار نبودند و حاضر به اجراي ظالمانه‌ترين تقاضاهاي غرب بودند. "
به گفته عضو شوراي عالي امنيت ملي، ابطحي دومين شاخصه اصلاح‌طلبان را آلوده شدن به فسادهاي مالي عنوان مي‌كند و مي‌افزايد: "ريشه همه مشكلات همين موضوع بود. "
جعفري افزود: اين نوع انحرافات در مسير انقلاب، امروزه بسيار جدي شده و تشخيص آن بسيار سخت است و همه توان و هدف دشمن خارجي روي همين مفاهيم متمركز شده است.
فرمانده كل سپاه با طرح اين سوال كه آيا در اين فضا بايد ساكت بنشينيم و نظاره‌گر باشيم، گفت: برخي نيز متأسفانه با آنها همگام شدند كه انشاءالله هدايت شوند. جالب آنكه اين اتفاقات بعضا به اسم مبارزه با انحراف انجام مي‌شود و برخي مي‌گويند در راه امام و انقلاب انحراف ايجاد شده و ما مي‌خواهيم جلوي آن را بگيريم.
عضو شوراي عالي امنيت ملي با اشاره به تعبير مقام معظم رهبري مبني بر فتنه عميق خواندن اتفاقات اخير گفت: اين ماجرا بحران نبود. البته يك آزمايش بزرگ نيز بود، اگر ما خواهان بقاي نظام هستيم و دوست داريم راه امام استمرار داشته باشد، بايد بيش از اين دقت كنيم و در موضع‌گيري‌ها در رأي دادن ها در حمايت از جريانات سياسي، شناخت از دشمنان، بيشتر دقت كنيم.
سرلشكر جعفري يادآور شد: نخبگان و خواص انقلاب متأسفانه ريزش داشتند، اما نبايد نظام را با عملكرد من يا شما سنجيد،‌ بلكه بايد با معيارها و شاخص‌هاي صحيح راه امام و شهدا را ادامه داد. متأسفانه برخي از نخبگان به اين نكته مهم كه ولي‌فقيه فصل‌الخطاب موضوعات است، توجه كافي نكردند و به راحتي نقدهاي نادرستي به آن وارد مي‌كنند و اگر آنها اينگونه رفتار كنند، نبايد ادعاي پيروي از راه امام و طرفداري از نظام را داشته باشند.
فرمانده كل سپاه خطاب به اينگونه افراد گفت: بياييد مردانه موضع واقعي خود را اعلام كنيد و روي آن بايستيد. البته برخي مي‌خواهند در عمل در مقابل اصل نظام بايستند ولي مردم متوجه اين قصد آنها نباشند اما ما وظيفه داريم آنها را رسوا كنيم و اين وظيفه سنگين بر دوش همه ماست كه وظيفه پيشكسوتان جهاد و شهادت در اين زمينه بسيار مهم است.
جعفري يادآور شد: حفظ انقلاب نيازمند سرباز، سردار و البته انسان‌هاي خط‌ شكن است.
وي در ادامه در پاسخ به سوالي درخصوص اعلام برخي اسامي افراد سياسي گفت: معتقدم ما امروز بعد از اين فتنه بزرگ و اين ضربه بزرگ اعتباري كه به حيثيت نظام جمهوري اسلامي وارد شد، ديگر اين اسم آوردن‌ها حتماً بايد انجام شود.
وي با انتقاد از كساني كه دفاع از احمدي‌نژاد را مساوي با دفاع از رهبري مي‌دانند، گفت: رهبري كجا و ماها يعني ديگر مسئولان نظام كجا؟ برخي طيف‌هاي سياسي در اين انتخابات معتقد به نه به احمدي‌نژاد به هر قيمتي بودند كه البته به جز تأكيد آنها بر موضوع هر قيمتي، بقيه شعارشان، قابل قبول است، چرا كه نوعي مبارزه انتخاباتي است ولي وقتي برخي اتفاقات پشت صحنه مشاهده مي‌شود پيچيدگي‌هاي سختي اتفاق مي‌افتد.
جعفري در پاسخ به سوال ديگري درباره استفاده از مشايي در دولت، اين موضوع را نادرست عنوان كرد و گفت: البته آقاي احمدي‌نژاد در اين زمينه استدلال‌ها و نظراتي دارند و ايشان را آدم درستي مي‌دانند و در همين موضوع انتصاب ايشان به عنوان معاون اول، آقاي احمدي‌نژاد گفتند كه من با رهبري صحبت مي‌كنم و اگر ايشان قانع نشدند، اين انتصاب ملغي خواهد شد ولي برخي رفتارهاي آقاي احمدي‌نژاد درباره موضوع انتصاب مشايي جاي دفاع ندارد.
 
حوادث اخير بزرگ‌ترين حادثه در طول تاريخ انقلاب كه مي‌توانست محتواي انقلاب را تهديد كند
سرلشكر در بخش ديگري از سخنان خود در جمع پيشكسوتان جهاد و شهادت كه در مسجد ولي عصر(عج) تهران گردهم جمع شده بودند، با بيان اينكه بسياري از افراد امروز فراموش كرده‌اند كه اهداف شهيدان در دفاع مقدس چه بود و ما براي چه مي‌جنگيديم، خاطرنشان كرد: وصيتنامه اكثر شهيدان بر موضوع رهبري و نظام ولايت فقيه تاكيد دارد.
وي افزود: امروز افراد زيادي از راه امام(ره) حرف مي‌زنند ولي بعضا در مقابل يكديگر عمل مي‌كنند و بايد بدانيم كه صحبت كردن از راه امام(ره) آسان است اما عمل كردن و شناخت اين راه به خصوص امروز بسيار سخت است.
فرمانده كل سپاه با بيان اينكه امام(ره)، اسلام را به جمهوري اسلامي گره زد و حفظ نظام را از اوجب واجبات مي‌دانستند، اظهار داشت: هدف اصلي ما دفاع از محتواي واقعي جمهوري اسلامي است، نه شكل ظاهري آن.
جعفري خطاب به پيشكسوتان جهاد و شهادت گفت: ماندن در اين راه مانند انقلابي ماندن است كه اين امر در اوائل انقلاب آسان بود ولي امروز بسيار سخت است و خيلي ها نتوانستند اين روحيه را حفظ كنند.
وي با تاكيد بر اينكه توصيه به ماندن در مسير جهاد و شهادت بايد هدف اصلي اينگونه نشست‌ها باشد، خاطر نشان كرد: مقام معظم رهبري نيز همواره بر اين موضوع تاكيد دارند كه نبايد تنها در دوران گذشته پر افتخار ماند بلكه بايد تكليف امروز را ببينيم؛ چرا كه گاهي برخي قدرت تطبيق با شرايط امروز انقلاب را ندارند.
وي با تاكيد بر اينكه هدف امروز ما همان اهداف گذشته يعني حفظ اصالت جمهوري اسلامي است و فقط مصاديق تفاوت مي‌كند، ادامه داد: امروز حتي شاهد تغيير در تهديدات عليه كشورمان هستيم؛ چرا كه امروز شيوه جنگ عوض شده و دفاع نيز از نوع همطراز به ناهمطراز تغيير يافته است و البته اولويت تهديد براي دشمنان ديگر نظامي نيست.
فرمانده كل سپاه با بيان اينكه از سال 80 همواره منتظر حمله نظامي آمريكا بوديم، خاطر نشان كرد: آنها هيچگاه جرات عملي كردن اين تهديد را نداشتند اما بايد بدانيم كه امروز تهديد عليه نظام و انقلاب، جدي تر از گذشته است.
جعفري با اشاره به اين مطلب كه بي‌ترديد تهديد نظامي هيچگاه منتفي نيست، خاطر نشان كرد: نيروهاي مسلح همواره بايد براي ارتقاء آمادگي خود، تلاش كنند.
وي با اشاره به موضوع هسته‌اي كشورمان گفت: در طول اين سال‌ها شاهد دو مدل برخورد بااين موضوع بوديم كه بايد ببينيم كدام يك از اين برخوردها با مباني جمهوري اسلامي بيشتر سازگار بود و استقلال و آزادي ملت ايران در كدام برخورد نمود بيشتري داشت.
عضو شورايعالي امنيت ملي عدالت، حمايت از مستضعفين و پرهيز از اشرافي‌گري را از جمله اصول و مباني انقلاب اسلامي عنوان كرد و گفت: دشمن در طول اين 30 سال تلاش كرد تا اين مباني را زير سئوال ببرد.
جعفري با تاكيد بر اين مطلب كه هيچ كس حتي آمريكا جرات و توان براندازي نظام جمهوري اسلامي را ندارد، گفت: اما آنها تلاش مي‌كنند تا محتواي اصلي نظام و مباني آن را خدشه‌دار كنند و در داخل نيز، برخي افراد كه حتي سوابق انقلابي نيز دارند در اين مسير حركت مي‌كنند.
وي با بيان اينكه استمرار انقلاب يعني تحول دائمي و روز به روز به سوي خوبي ها، افزود: ‌امروزه تهديد عليه انقلاب از تهديدات سخت به سمت تهديدات نرم و خصوصا در ابعاد فرهنگي و سياسي تغيير ماهيت داده است و اگر اين موضوع مورد توجه ما قرار نگيرد، ممكن است اين انقلابي كه حاضر بوديم براي آن تمام هستي خود را بدهيم، به راحتي و از طريق ديگر از بين برود.
فرمانده كل سپاه در ادامه با تاكيد بر اينكه امروز بايد تهديد اصلي انقلاب را به درستي بشناسيم، اظهار داشت: پيشكسوتان جهاد و شهادت بايد امروز نيز به عنوان خط‌ شكن در اين مسير حركت كرده و رسالت خود را انجام دهند.
جعفري تشخيص دشمن و شناخت تهديدات امروز را بسيار سخت توصيف كرد و با اشاره به حوادث بعد از انتخابات رياست جمهوري دهم گفت: بزرگ‌ترين حادثه در طول تاريخ انقلاب كه مي‌توانست محتواي انقلاب را تهديد كند، همين حوادث اخير بود كه در قالب انتخابات بروز كرد.
وي گفت: برخي از به كار بردن واژه انقلاب مخملي ناراحت مي‌شوند اما بايد بدانيم كه همين اتفاقات در بسياري از كشورها در بستر انتخابات و دموكراسي صورت گرفت و از آن نتيجه هم گرفتند.
فرمانده كل سپاه با بيان اينكه در گذشته افراد ضد انقلاب و مخالفين استمرار راه امام (ره) كم‌تر توان سوء استفاده از مقاطع انتخابات را داشتند، اظهار داشت: برخي آقايان به صراحت در اعترافات خود اعلام كردند كه اين اهداف در گذشته نيز به شكل ديگري دنبال مي‌شد.
جعفري با بيان اينكه حوادث اخير موضوع ساده‌اي نبود، گفت: اين اتفاقات از ماه‌ها قبل طراحي شده بود و حتي در گفتار دشمنان نيز اعلام مي‌شد كه دنبال تغيير رفتار در جمهوري اسلامي هستند كه اين تغيير رفتار به معناي همان عدول از مباني انقلاب است.

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 12:1 توسط حامیان احمدی نژاد |

سردار وحیدی و آمیا

هجدهم ژوئيه 1994 (بيست و هفتم تيرماه 1373 شمسي)؛ صداي يک انفجار و به دنبال آن فرو ريختن مرکز همياري يهوديان در آرژانتين، بهانه طرح اتهام عليه جمهوري اسلامي ايران را به دست رژيم صهيونيستي داد.   
به دنبال معرفي احمد وحيدي بعنوان وزير دفاع پيشنهادي دولت دهم به مجلس، دور تازه اي از جنجال سازي رسانه هاي صهيونيستي حول اين موضوع آغاز شد. طولي نکشيد که مقامات رژيم صهيونيستي هم وارد اين عرصه شدند. آنان مدعي شدند که وحيدي در انفجار مرکز همياري اسراييل و آرژانتين در بوينس آيرس ( موسوم به آميا) دست داشته است. فشار لابي صهيونيستي ـ که از نفوذ بالايي در آرژانتين برخوردار است ـ موجب شد تا برخي مقامات آرژانتين هم در اين خصوص، موضع گيري کنند.
اما جزييات انفجار آميا چيست؟ چه پشت پرده اي دارد و چرا دستگاه قضايي آرژانتين ـ که توسط نهادهاي بين المللي به عنوان فاسدترين دستگاه قضايي جهان شناخته شده است ـ پس از گذشت 15 سال از وقوع حادثه، هنوز از خاتمه دادن پرونده عاجز است؟
 
** پشت پرده پرونده آميا
هجدهم ژوئيه 1994 (بيست و هفتم تيرماه 1373 شمسي)؛ صداي يک انفجار و به دنبال آن فرو ريختن مرکز همياري يهوديان در آرژانتين، بهانه طرح اتهام عليه جمهوري اسلامي ايران را به دست رژيم صهيونيستي داد.
مرکز همياري يهوديان نام ساختمان هفت طبقه‌اي در شهر بوينوس آيرس بود که مرکز همکاري‌هاي اسرائيل و آرژانتين (Asociacion Mutual Israellita Argentina) وابسته به کميته يهوديان آمريکا، با نام اختصاري، آميا (AMIA) در آن قرار داشت. تحقيقات انجام شده، حاکي است که اين حادثه با 85 کشته و 250 زخمي، بر اثر برخورد يک خودرو بمبگذاري شده با اين ساختمان رخ داد. گرچه برخي مدارک اين ادعا را رد مي‌کنند؛ چرا که در تصاوير گرفته شده از محل انفجار، خميدگي ستون‌هاي ساختمان به سمت فضاي خارجي ديده مي‌شود که حاکي از انفجار از درون ساختمان است.
دو سال قبل از اين انفجار، در 17 مارس 1992 نيز انفجاري در سفارت اسراييل در بوئنوس آيرس 22 کشته و ده‌ها مجروح بر جاي گذاشته بود.
 
**ادعاهاي رژيم صهيونيستي درباره دست داشتن ايران در انفجار آميا
چندي بعد، افرايم سينه، وزير بهداشت رژيم صهيونيستي با طرح ادعاي دست داشتن جمهوري اسلامي ايران در اين انفجار، پروژه بدنام کردن ايران در جوامع بين‌المللي را کليد زد. "سينه" با تروريست خواندن ايران، دو حادثه انفجار در بوينوس آيرس را مشابه هم خواند. همزمان نخست وزير وقت رژيم صهيونيستي، حماس و جهاد اسلامي را مسئول رويداد آميا دانست و مدعي ارتباط اين گروه‌ها با ايران شد. از سوي ديگر، سفير اسرائيل در آرژانتين گفت: اسرائيل اطمينان دارد که انفجار به وسيله گروه‌هاي تروريستي و با کمک ايران انجام گرفته است. نايب رييس شوراي جهاني يهود از همان آغاز ادعا کرد "ايران در انفجار آميا دست داشته است" و خواستار اخراج رايزن فرهنگي سفارت جمهوري اسلامي در آرژانتين شد. انجمن يهوديان آرژانتين (دايا) و سفارت اسرائيل در آرژانتين در دسامبر 1994 همايشي با عنوان "تهديد تروريسم بنيادگرا" را برگزار کردند که محور بحث آن، شرکت ايران در انفجار آميا بود.
رژيم صهيونيستي با زير فشار قرار دادن مسئولان آرژانتين، انگشت اتهام را به سوي ايران گرفتند به طوري که رييس‌جمهوري وقت آرژانتين، دستور تخصيص 2 ميليون دلار را به‌عنوان جايزه شناسايي عاملان انفجار آميا صادر کرد. ازسوي ديگر، بوينوس آيرس و تل آويو درباره ورود متخصصان امنيتي اسرائيل به آرژانتين و آموزش پرسنل امنيتي آرژانتين براي عمليات‌هاي حفاظتي توافق کردند.
بلافاصله بعد از اين اظهارات خصمانه، سخنگوي وزارت امور خارجه کشورمان با محکوم ساختن اقدامات تروريستي عليه افراد بي‌گناه با هر آيين و مليت، هدف از اين قبيل اظهارات را مخدوش کردن روابط جمهوري اسلامي ايران و آرژانتين عنوان کرد. سفارت ايران در بوينوس آيرس نيز طي بيانيه‌اي با محکوم ساختن اين واقعه، آمادگي جمهوري اسلامي ايران را براي همکاري با مقامات آرژانتيني در راستاي روشن کردن موضوع اعلام داشت.
برگزاري تظاهرات متعدد مقابل سفارت جمهوري اسلامي ايران در بوينوس آيرس با هدايت رژيم صهيونيستي و انجمن‌هاي يهودي آرژانتين و آمريکا، رقابت‌هاي سياسي ميان"کارلوس منم" رييس جمهوري وقت و "دوالده" که پيشتر معاون وي بود، تبليغات رسانه‌اي گسترده و جعل اسناد، سبب وارد آمدن فشار به دولت آرژانتين جهت همسويي با رژيم صهيونيستي شد و روند قضايي صدور احکام عليه حزب الله لبنان و جمهوري اسلامي ايران تا جايي پيش رفت که سطح روابط سياسي تهران و بوينوس آيرس تا حد کاردار تنزل يافت. اين چنين بود که بررسي طولاني‌ترين پرونده قضايي کشور آرژانتين آغاز شد به طوريکه تاکنون بيش از يک هزار و 200 نفر براي اداي شهادت در مورد اين پرونده به دادگاه احضار شده‌اند.
 
**قاضي گالئانو و رسوايي اسناد ساختگي
مسئوليت پرونده به خوان خوزه گالئانو قاضي فدرال آرژانتين محول شد تا وي بر اساس اسناد ساختگي، فرضيه دست داشتن حزب الله لبنان در بمب‌گذاري با حمايت ايران را دنبال کند. چندي بعد مشخص شد شاهداني که در اين راستا گردآوري آمده بودند، توسط قاضي گالئانو، دستگاه امنيتي آرژانتين و برخي مقامات دولتي وقت و محافل صهيونيستي تطميع شده بودند. به کارگيري افرادي در پوشش شاهدان مخفي همچون "ميريام ساليناس" وکيل مدافع "آلخاندرو سموريله" و برخي ايرانيان فراري از ديگر تخلفات اين دادگاه بود. اوج بي‌نظمي و تقلب در مسير تحقيقات، پرداخت 400 هزار دلار رشوه از سوي سرويس اطلاعاتي آرژانتين (سيده) به يک دلال اتومبيل‌هاي سرقتي آرژانتين به نام کارلوس تجلدين بود تا اعتراف کند يک دستگاه کاميونت مدل ترافيک را در اختيار عناصر حزب الله لبنان جهت بمب‌گذاري قرار داده است. صورتجلسه‌اي نيز تهيه شد که نشان مي‌داد موتور اتومبيل مذکور در خرابه‌هاي آميا پيدا شده است.
سيده نخستين گزارش رسمي واقعه آميا واجد مستندات و دلايل ساختگي را در سال 2003 در اختيار قاضي گالئانو قرار داد که وي با استناد به آن، در تاريخ پنجم مارس 2003 (چهاردهم اسفندماه 1381)، طي حکم اول خود، قرار بازداشت چهار نفر از ديپلمات‌هاي سابق جمهوري اسلامي ايران (آقايان فلاحيان، رباني، پرورش و بالش‌آبادي) را صادر کرد. در پي خودداري دولت ايران از دريافت قرارهاي مذکور چند ماه بعد قاضي گالئانو در ادامه احکام نخست، حکم بين‌المللي ديگري براي بازداشت هشت ديپلمات ايراني به نام‌هاي آقايان: سليمان‌پور، اصغري، باغبان، اميري، تبريزي، مولايي، علم‌اللهي و منزوي‌زاده صادر کرد.
مدارک 6 هزار صفحه‌اي ارائه شده از سوي قاضي آرژانتيني در پي دستگيري هادي سليمان‌پور، سفير سابق ايران در آرژانتين که بيست و يکم اوت 2003 (سي‌ام مرداد 1382) در شهر دورهام انگليس صورت گرفت، مورد پذيرش محاکم قضايي انگليس قرار نگرفت و وي 21 روز بعد با قيد وثيقه 750 هزار پوندي آزاد شد و دو ماه بعد نيز به دليل ارائه نشدن شواهد کافي دستور منع تعقيب سليمان‌پور صادر شد و روز بعد يعني سيزدهم نوامبر 2003 (بيست و دوم آبان 1382)، يک دادگاه انگليس در يک جلسه پانزده دقيقه‌اي، حکم نهايي را مبني بر بي‌گناهي و تبرئه سفير سابق ايران در آرژانتين صادر و پرونده را رسما مختومه اعلام کرد. ورود بي.بي.سي در اين ماجرا و پوشش ادعاهاي "ابوالقاسم مصباحي" که خود را از مقامات عالي‌رتبه امنيتي تهران معرفي کرد، عليرغم اعتراف او به دريافت 1 تا 2 ميليون دلار از مرکز يهوديان آرژانتين سنگ‌اندازي‌هاي دولت انگليس را ثابت کرد. دو سال پس از اين ماجرا، با شکايت ايران به دادگاه عالي انگلستان براي اعاده حيثيت و دريافت خسارت، مبلغ 180 هزار پوند بابت خسارت مربوط به هزينه دادرسي از سوي دولت انگليس به ايران پرداخت شد. همچنين دادگاه علني شماره 3 بوئنوس آيرس در تاريخ دوم سپتامبر 2004 (يازدهم شهريور 1383)، عوامل داخلي متهم به دست داشتن در حادثه آميا را تبرئه کرد. تعليق قرار بازداشت 12 تبعه ايراني از سوي اينترپل در پي ارسال لوايح و اسناد حقوقي جمهوري اسلامي ايران و نيز اثبات ساختگي بودن فرضيه قاضي معزول پرونده با اعتراض آرژانتين روبرو شد. مجمع عمومي ساليانه پليس بين الملل (اينترپل) نيز در مهرماه 1384 در آلمان به لغو قرارهاي بازداشت 12 ايراني راي داد.
 
**عزل قاضي رشوه دهنده
يازده اتهام رسمي وارد شده به قاضي گالئانو سبب محاکمه و عزل او از قضاوت در سوم آگوست 2005 (دوازدهم مردادماه 1384) توسط شوراي عالي قضات آرژانتين و همچنين کناره‌گيري دادستان‌هاي پرونده و برکناري قاضي تحقيق در مورد بي‌نظمي‌هاي پرونده آميا شد. رييس سابق دستگاه اطلاعاتي آرژانتين اذعان کرد که در سال 1996 از صندوق ذخاير مالي اين نهاد براي تامين پول درخواست شده توسط گالئانو براي پرداخت به تجدين استفاده کرده است.
پرونده آميا در دست "رودلفو کانيکوبا کورال" قرار گرفت که در راس هيات تحقيق پيرامون پرونده آميا در دادستاني ويژه آرژانتين هم اکنون رسيدگي به شکوائيه متهمان داخلي از قاضي سابق و مسئولان سيده را نيز بر عهده داشت. اعترافات "خوان خوزه ريبلي"، افسر پليسي که توسط گالئانو چند سال را در زندان سپري کرد، نشان از طرح فرضيه جعلي اوليه اين قاضي از سوي مسئولان جامعه يهودي داشت (گفت و گوي وي با روزنامه آرژانتيني لا ناسيون اول فوريه 2006). اتهامات جديد مطرح شده سبب صدور کيفرخواست عليه دولت کارلوس منم، گالئانو و دو دادستان سابق، رييس سابق سرويس اطلاعاتي آرژانتين، رييس پيشين دايا و برخي ديگر شد. البته تعقيب قضايي رييس پيشين دايا با واکنش تند محافل صهيونيستي روبرو شد. دادگاه استيناف بيست و يکم مه 2006 (سي و يکم ارديبهشت 1385) در آرژانتين حکم آخر صادر شده را تاييد کرد.
 
**موج جديد اتهامات عليه ايران
پس از اينکه بار نخست صدور حکم تبرئه قاضي انگليسي در لندن و بار ديگر لغو قرار بازداشت 12 نفر ايراني از سوي مجمع عمومي اينترپل در برلين اتهامات مربوط به پرونده آميااز ايران رفع شد، در نوامبر 2006 (پنجم آبان‌ماه 1385) "آلبرتو نيسمان" و "مارسلو مارتينس بورگس"، به عنوان دادستان‌هاي پرونده طي يک سال و نيم تحقيق با گردآوري 855 صفحه سند و مدرک که باز هم بر اساس اسناد جعلي گالئانو بود، ادعاهاي سابق درباره دخالت ايران در انفجار آميا را تکرار کردند که با حمايت سفارت آمريکا روبرو شد. شاهدان آنان بنا به سوابق منتشر شده از اعضاي سازمان منافقين و فراريان ايراني بودند. فرضيه آنان مبتني بر انتقام‌جويي ايران در پي لغو يکجانبه قراردادهاي تامين مواد و فناوري هسته‌اي از سوي دولت منم بود و بر اساس اين فرضيه، از قاضي تحقيق خواسته شد حکم دستگيري بين‌المللي هفت مقام ايران (اکبر هاشمي رفسنجاني، علي اکبر ولايتي، علي فلاحيان، محسن رضايي، احمد وحيدي، محسن رباني و احمدرضا اصغري) به همراه عماد مغنيه از رهبران حزب الله لبنان صادر شود. قاضي فدرال رودلفو کانيکوباکورال نيز پس از افزودن نام هادي سليمان‌پور، احکام مزبور را امضا کرد. در اين تحقيقات در حالي از فردي به نام "ابراهيم حسين بررو"، از اعضاي حزب‌الله لبنان به عنوان عامل حرکت انتحاري نام برده شد که وي چند ماه پيش از انفجار آميا توسط نيروهاي اسرائيلي به شهادت رسيده بود.
در نهايت مجمع عمومي پليس بين‌الملل (اينترپل) با اکثريت آرا حکم اخطاريه سرخ را براي علي فلاحيان، وزير اسبق اطلاعات، محسن رضائي، فرمانده اسبق سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، احمد وحيدي، فرمانده پيشين نيروي قدس سپاه پاسداران، محسن رباني، رايزن فرهنگي پيشين سفارت جمهوري اسلامي ايران در آرژانتين و احمدرضا اصغري، دبير سوم اين سفارتخانه صادر کرد که پليس هر يک از 186 کشور عضو اينترپل از جمله ايران مي‌تواند بر اساس آن، دست به بازداشت اين افراد و تحويل آنها به آرژانتين بزند.
اين در حالي بود که چندي پس از وارد شدن اتهامات جديد عليه ايران در اول مارس 2007 خبرگزاري هاي رويترز، آسوشيتدپرس و فرانسه خبر دادند "لوئيس داليا" معاون وزير مشاور در امور مسکن در دولت "نستور کرخنر" رييس جمهوري آرژانتين با اعلام حمايت از ايران از مقام خود استعفا داد. گروهي از رهبران سياسي و سنديکاهاي آرژانتين به همراه ديليا، متهم کردن مقام‌هاي ايراني در حادثه انفجار آميا را يک توطئه آمريکايي -صهونيستي خواندند. ديليا گفت که کشورش از سوي آمريکا و اسرائيل تحت فشار است تا اين اتهام‌ها را عليه ايراني‌ها وارد کند. وي افزود: واشنگتن درصدد است تا ايران را تروريست معرفي کند. چندي پيش از آن نيز "قربانعلي دري نجف آبادي" دادستان کل کشور تعقيب آلبرتو نيسمان دادستان جديد پرونده آميا و گاليانو (قاضي برکنار شده آرژانتيني) را به اتهام تبليغ برضد جمهوري اسلامي ايران خواستار شده بود.
اول مهرماه 1386 خبرگزاري‌ها از قصد نستور کرچنر، رييس جمهوري آرژانتين براي طرح پرونده آميا در مجمع عمومي سازمان ملل متحد خبر دادند که اين امر با واکنش تند ايران همراه شد. نشريه آرژانتيني لاتاسيون با اشاره به اظهارات کرچنر در مجمع عمومي سازمان ملل ضد ايران نوشت: در حالي که مقامات آرژانتيني گفته بودند کرچنر در سازمان ملل نامي از ايران نخواهد برد اما گويا رئيس‌جمهوري آرژانتين تاب مقاومت در برابر لابي صهيونيست‌ها در اين کشور را نداشت.
اين در حالي بود که رييس‌جمهوري آرژانتين از ايران خواسته بود تهران نيابت‌هاي قضائي را بپذيرد و تهران نيز رسما موافقت خود را با اين امر اعلام کرده بود. در آن زمان سخنگوي وزارت امور خارجه ايران گفته بود که تهران به‌رغم نبود موافقتنامه معاضدت قضائي با بوئنوس آيرس تمامي نيابت‌هاي قضائي قاضي آرژانتيني را دريافت کرده و قوه قضائيه کشورمان به برخي از نيابت‌ها نيز پاسخ داده است.
بيست و پنجم دي‌ماه 1387 دادگاه عدالت اداري آرژانتين پس از رسيدگي به شکايت خانم "لورا کينز برگ"، رييس يک گروه از خانواده‌هاي قربانيان "آميا" موسوم به گروه "اپميا" سرانجام دولت آرژانتين را، مسئول پنهانکاري در تحقيقات آميا اعلام کرد. گروه "اپميا" و خانم "لورا کينز برگ" معتقدند که اتهام به ايران در خصوص دخالت در انفجار آميا، بي‌پايه و اساس بوده و اين اتهامات در راستاي سياست‌هاي بين‌المللي صهيونيسم به ايران وارد مي‌شود و اين امر بخشي از پنهانکاري دولت آرژانتين در يافتن مقصر اصلي انفجار و شانه خالي کردن از مسئوليت‌هاي خويش است.
نهم خردادماه 1388 بي‌بي‌سي خبر داد دادگاه عالي آرژانتين دستور رسيدگي مجدد به پرونده انفجار در مرکز يهوديان پايتخت اين کشور را صادر کرد. اين امر در آستانه سفر وزير امور خارجه رژيم صهيونيستي به آرژانتين براي شرکت در مراسم سالگرد انفجار آميا صورت گرفت که با واکنش گروه اپميا روبرو شد. اين گروه در بيانيه‌اي اعلام کرد آمريکا، اسرائيل و آرژانتين در سناريويي از پيش طراحي شده قصد دارند در پانزدهمين سالگرد انفجار آميا پرونده را مختومه اعلام کرده و از آن براي فشار به ايران استفاده کنند.
توجه به اين فعاليت اتحاديه سازمان هاي اسرائيلي آرژانتين (Daia)، با وظيفه گسترش فعاليت‌هاي صهيونيستي در آرژانتين نقش اين رژيم را در اين ميان پررنگ‌تر مي‌کند. حسين التريکي، نويسنده کتاب صهيونيسم درآرژانتين، اين سازمان را چنين معرفي مي کند: بدون شک (Daia) درحيات سياسي، اقتصادي و اجتماعي آرژانتين رخنه کرده و با تشکيل دولت درداخل دولت نقش مهمي را بازي کرد بلکه خود را فوق دولت آرژانتين قرارداد، و با به دست گرفتن مراکز اقتصادي، بازرگاني ... کليه منابع و ذخاير طبيعي و انرژي هاي مادي و معنوي آرژانتين را به نفع خويش به استخدام برنامه هاي صهيونيزم درآورد (ص.26). رجوع به پرونده انفجار مهيب بوئنوس آيرس درسال 1964 مطمئنا افق‌هاي جديدي از دخالت صهيونيزم در سياست، فرهنگ و مشکلات اقتصادي آرژانتين را پيش چشمان دلسوزان اين کشور مي‌گشايد؛ اسناد و مدارکي درباره براندازي حکومت آرژانتين و دولت هاي هم جوار، که با رخنه به مراکز حساس آرژانتين طراحي شده بود. اين مدارک متشکل از نقشه ها و اسنادي بودند دال براينکه صهيونيزم بين المللي سال 1964 را به عنوان سال سرنگوني آرژانتين و چند کشور همجوارش تعيين کرده بود (ص.44).
به نظر مي‌رسد تارهاي مرئي و نامرئي زيادي بر دستان دولت آرژانتين براي تصميم‌گيري درباره پرونده گره خورده است. ناکارآمدي دستگاه قضايي آرژانتين که چندي قبل از سوي سازمان شفاف‌سازي بين‌المللي به‌عنوان فاسدترين دستگاه قضايي جهان در سال 2006 اعلام شده بود، نگراني آمريکا و اسرائيل از نفوذ ايران در منطقه آمريکاي لاتين، استفاده از حکم غبرقابل قبول اينترپل براي اعمال فشار بين‌المللي عليه ايران و نفوذ سيستم صهيونيستي در اين کشور سبب شده تا پرونده انفجار آميا همچنان به عنوان ابزاري در دست اين کشورها هر از چندگاهي ورق خورده و با تکيه بر اسناد مخدوش آن، ادعاهاي قديمي تکرار شوند.
 
** احضار کاردار آرژانتين
به دنبال موضع‌گيري اخير دولت آرژانتين در مورد وزير پيشنهادي دفاع دولت دهم، کاريوکينتروس کاردار اين کشور در تهران به وزارت امور خارجه احضار و در ملاقات با رييس اداره دوم آمريکاي جنوبي مراتب اعتراض شديد جمهوري اسلامي ايران به اين موضع دولت آرژانتين به وي ابلاغ شد.
در اين ملاقات، رييس اداره دوم آمريکاي جنوبي، بيانيه صادره از طرف وزارت خارجه آرژانتين در اين خصوص را مداخله آشکار در امور داخلي ايران دانسته و آن را قويا محکوم کرد.
وي در ادامه تاکيد کرد که متاسفانه برخي افراد و جريان‌ها در داخل آرژانتين بالاخص در دستگاه قضايي آن کشور، به‌جاي دفاع از منافع مردم آرژانتين از منافع صهيونيست‌ها دفاع مي‌کنند.
رييس اداره دوم آمريکاي جنوبي با بيان برخي مصاديق و نمونه‌هاي بارز از وجود فساد در دستگاه قضايي آرژانتين، تلاش برخي افراد و جريان‌ها در دستگاه قضايي آن کشور براي ايجاد انحراف در روند تحقيقات پرونده آميا از طريق پرداخت رشوه و جعل سند و مدرک و فريب افکار عمومي را توهين واقعي به ملت آرژانتين دانست و تاکيد کرد که اين حق ملت آرژانتين است که از يک نظام قضايي سالم برخوردار باشند.
کاردار آرژانتين در تهران نيز تاکيد کرد که مراتب اعتراض جمهوري اسلامي ايران در اين زمينه را سريعا به اطلاع مقامات وزارت خارجه کشور متبوع خود خواهد رساند.
 
** قشقاوي: قوه قضاييه آرژانتين تحت فشار صهيونيست هاست
پيش از اين حسن قشقاوي سخنگوي وزارت امور خارجه کشورمان در واکنش به اظهارات مقامات آرژانتين در خصوص جوسازي پيرامون وزير پيشنهادي دولت دهم خاطرنشان ساخت: مواضع مقامات آرژانتين دخالت آشکار در امور داخلي جمهوري اسلامي ايران بوده و ما اين اقدام غيرقانوني را شديدا محکوم مي‌کنيم.
سخنگوي وزارت امور خارجه با اشاره به ضرورت توجه به اصول حقوقي همچون اصل برائت، عدم مداخله و احترام به حاکميت ساير کشورها ، به دولت آرژانتين گفت: ما توصيه مي‌کنيم به‌جاي فرافکني و سوءاستفاده تبليغاتي به دنبال شناسايي مرتکبين واقعي اين اقدام تروريستي باشند که بر اساس اسناد و مدارک موجود در داخل آرژانتين عاملين واقعي آن قابل شناسايي مي‌باشند.
قشقاوي خاطرنشان ساخت: از سال 1994 تاکنون دستگاه قضايي آرژانتين علي‌رغم ادعاي خود مبني تحقيقات گسترده‌اي که انجام شده است نتوانسته حتي يک مورد سند حقوقي - قضايي محکمه پسند عليه ديپلمات‌ها و مقامات سياسي نظامي کشورمان ارايه و يا اثبات کند؛ حداکثر سند ارايه شده از سوي دادستان آرژانتيني شهادت‌هاي غيرمستقيم، سراسر کذب و تناقض‌گويي‌هاي برخي از عناصر منافقين و يا ديگر عناصر ضدانقلاب مي‌باشد که خود مورد پيگرد سازمان اينترپل هستند.
وي افزود: قاضي گالئائو مسئول سابق تحقيقات اين پرونده که همچنان ادعاهاي واهي و غيرقابلاثبات وي عليه اتباع کشورمان عينا مبناي سناريوپردازي‌هاي دادستان نيسمان مي‌باشد خود اتهام فساد و رشوه 400 هزار دلاري محاکمه و از کار برکنار شد. وي نقش بارزي را در امحاء اسناد و مدارک متقن و مستدلي که همگي نشان از تسويه حساب‌هاي داخلي صهيونيست‌ها در جريان اين انفجار بوده، بر عهده داشت و نهايتا موجبات انحراف پرونده از مسير واقعي خود به سمت اتهام عليه اتباع کشورمان و در حاشيه امن قرار دادن مرتکبين واقعي را پديد آورد و اينک همان ادعاي دروغين گالئائو در طراحي‌هاي نيسمان تکرار شده است.
حسن قشقاوي تصريح کرد: اينکه قوه قضاييه آرژانتين تحت فشار، رشوه و تبليغات لابي صهيونيست‌ها مسير پرونده‌هاي قضايي را در جهت منافع صهيونيست‌ها و نه منافع ملت آرژانستين هدايت و پيگيري مي‌نمايد، توهين به فهم و شعور ملت آرژانتين و فريب افکار عمومي است.
سخنگوي وزارت امور خارجه کشورمان با اشاره به آثار فرافکني خاطرنشان ساخت : ادامه روند بي‌نتيجه تحقيقات آميا پس از گذشت پانزده سال و صرف ميليون‌ها دلار از جيب ملت آرژانتين براي سرپوش گذاردن بر نقش صهيونيست‌ها و عوامل داخلي آنها و انفجار آميا و ساير حوادث تروريستي در آرژانتين و متهم کردن ساير کشورها، نه تنها توهين بلکه تضييع حقوق ملت آرژانتين است که به‌نظر مي‌رسد کماکان در آينده ادامه خواهد داشت.
قشقاوي در پايان يادآوري کرد: بدون ترديد ملت آرژانتين استحقاق آن را دارد که از يک قوه قضاييه سالم برخوردار باشد لذا پيشنهاد ما به دلسوزان و نخبگان و روشنفکران و حتي وکلا و قضات درستکار و صادق آرژانتين آن است که بيش از اين اجازه ندهند اعتبار و شان ملت آرژانتين در راستاي منافع صهيونيست‌ها و باندهاي فاسد در داخل کشور آرژانتين به بازي گرفته شود.
 
** جلالي: ادعاي صهيونيست‌ها درباره وحيدي، موقعيت او را در مجلس تقويت مي‌کند
سخنگوي کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس درباره ادعاي رسانه‌هاي غربي و صهيونيست‌ها مبني بر اينکه وحيدي، وزير پيشنهادي دفاع به اتهام مشارکت در پرونده آميا تحت تعقيب اينترپل است، گفت:اين ادعاها موقعيت وحيدي را در مجلس تقويت مي‌کند و او با راي بالا وزير دفاع خواهد شد.
کاظم جلالي تاکيد کرد: ادعاي صهيونيست‌ها درباره انفجار مرکز يهوديان در آرژانتين بي اساس است و ايران هيچ نقشي در اين انفجار نداشت.
اين نماينده مجلس افزود: موضوع دست داشتن ايران در اين پرونده تحت فشار و لابي برخي قدرت‌هاي بزرگ دنيا و صهيونيست‌ها مطرح شده است.
نماينده مردم شاهرود در مجلس تاکيد کرد: قرار گرفتن اسامي افراد در فهرست پليس بين‌الملل (اينترپل) امري قطعي و الزام آور براي کشورها نيست.
جلالي با تاکيد بر اينکه ادعاي صهيونيست‌ها هيچ مبناي حقوقي ندارد، گفت: اين پرونده از ريشه مورد اعتراض جدي جمهوري اسلامي ايران است و به خوبي روشن است که رژيم صهيونيستي و ايالات متحده در اين موضوع دست دارند.
سخنگوي کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس تاکيد کرد: طرح چنين مسايلي در عرصه رسانه‌هاي بيگانه موقعيت وحيدي را براي کسب راي اعتماد در مجلس تقويت مي‌کند و او را راي بسيار بالا وزير دفاع خواهد شد.
وي، وحيدي را چهره‌اي ارزشمند براي نظام دانست و گفت: دامن زدن رسانه‌اي به پرونده آميا موجب تقويت جايگاه وحيدي بين نمايندگان مجلس مي‌شود زيرا وي خدمات ارزنده‌اي را براي نظام داشته است.
 
** کريمي: جوسازي صهيونيست ها عليه گزينه وزارت دفاع باعث افزايش راي او مي‌شود
عضو کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس در واکنش به ادعاي صهيونيستي عليه وحيدي، وزير پيشنهادي دفاع، گفت: طرح اين ادعا موجب افزايش راي اعتماد نمايندگان به وحيدي مي‌شود.
جواد کريمي قدوسي انتشار اينگونه اخبار را جوسازي رسانه‌هاي صهيونيستي عليه نظام و دولت جمهوري اسلامي ايران و دين اسلام دانست و گفت: اينگونه موضع‌گيري رسانه‌هاي صهيونيستي نسبت به چهره‌هاي نظام و بويژه شخص آقاي وحيدي موجب راي آوري بيشتر وي از مجلس مي‌شود.
عضو فراکسيون اصولگرايان مجلس با بيان اينکه دست‌داشتن ايران در پرونده آميا ادعاهاي صهيونيست‌ها است ، گفت: جمهوري اسلامي ايران هرگز به اين ادعاهاي واهي توجهي ندارد و پاسخ قاطع و منطقي خود را در خصوص اين پرونده داشته است.
عضو کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس تاکيد کرد : آنچه براي همه روشن است، نفوذ صهيونيست‌ها در دادگستري آرژانتين است؛ ماجراي آميا و مدارک مربوط به آن روشن و مشخص است اما صهيونيست‌ها با نفوذ در اين پرونده، مسير آن را به نفع خود تغيير دادند.
وي طرح موضوع دست داشتن وزير پيشنهادي دفاع در اين پرونده را سياسي خواند و گفت: در چهار سال پيش نيز هنگامي که احمدي نژاد برنده انتخابات رياست جمهوري ايران شد، آنان ادعا کردند که وي از دانشجويان تسخير کننده لانه جاسوسي بوده است.
کريمي قدوسي تاکيد کرد: اين اقدامات در راستاي تخريب چهره احمدي نژاد و دولت پيشنهادي وي صورت مي‌گيرد و هدف صهيونيست‌ها از اين اقدامات مقابله با اسلام ناب محمدي و افکار امام راحل (ره) است.

+ نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 9:30 توسط حامیان احمدی نژاد |

کودک رنگین

 در ایران روزنامه‌ای داریم به نام «جمهوری اسلامی» که خدا نکند بلانسبت، نسبت به شخصی تعصب داشته باشد. «جهت اطلاع» عرض می‌کنم که اگر خدا و پیغمبر اكرم و ائمه اطهار و معصومین و دیگر پیغمبران و اوليا و علما و... بگویند که درباره شخص مورد نظر،‌«آن هست و این نیست»، روزنامه جمهوری اسلامی به هر مشی‌ای متوسل می‌شود تا توجیه کند که درباره شخص مورد نظر «این هست و آن نیست». حالا شما فکر کنید اتفاقاتی درباره برخی از اشخاص که روزنامه جمهوری اسلامی روی آنها تعصب داشته باشد بیفتد؛ با هم واکنش مسیح مهاجری را می‌خوانیم.
فرض کنید کودک خردسالی در حال عبور از عرض خیابان پاستور توسط ماشین میرحسین موسوی، زیرگرفته و کشته شده باشد. خواندن واکنش‌های روزنامه جمهوری اسلامی«جهت اطلاع»، خالی از لطف نیست.
- کودک خردسالی که در مچ دست چپش، پارچه سبز رنگی بسته بود از شدت علاقه به نهضت سبز، با شدت هرچه تمام‌تر خود را به ماشین میرحسین موسوی کوبید. این در حالی است که والدین این پسر بچه کله شق ضمن اعلام وفاداری نسبت به آرمان‌ها، با بی‌ارزش خواندن جان بچه تخس و بی‌شعور خود بشدت از میرحسین موسوی حمایت کردند.
ـ عده‌ای از لباس شخصی‌ها با دستکاری در سیستم ترمز ماشین میرحسین موسوی و بیرون کشیدن روغن ترمز از جایگاه مربوطه، باعث تصادف موسوی با یک نوجوان شدند. منابع آگاه با اشاره به اهمال شهرداری در نصب سرعت‌گیر یا همان ساندویچ، دیگر خاطیان این تصادف را بدین شرح معرفی کردند: وزارت راه و ترابری به دلیل نوع آسفالتی که در خیابان پاستور به کار گرفته مقصر است. وزارت صنایع به دلیل ساخت ماشینی که باعث تصادف میرحسین با یک پسر بچه شده در ردیف متهمان اصلی است. همچنین پدر و مادر این پسربچه تخس باید به دلیل عدم آموزش به بچه خود که چگونه باید عرض خیابان پاستور را طی کرد، به حبس ابد محکوم شوند. از دیگر متهمان این حادثه نیروی انتظامی است که چرا به نصب چراغ راهنمایی مبادرت نورزیده. نیز سازمان تربیت‌بدنی و شخص علی‌آبادی به این علت که زمینه را برای فعال شدن این بچه در مدارس فوتبال فراهم نکرده و باعث ولگردی وی در خیابان پاستور شده است، باید به اشد مجازات محکوم شود. همچنین سازمان تاکسیرانی به علت انحراف دادن این بچه از خط امام خمینی به پاستور، باید مقصر شناخته شود. این در حالی است که والدین این پسر بچه کله‌شق، ضمن اعلام وفاداری نسبت به آرمان‌ها، با بی‌ارزش خواندن جان بچه تخس و بی‌شعور خود، بشدت از میرحسین موسوی حمایت کردند.
ـ دست استکبار جهانی این بار از آستین یک نوجوان بی‌تربیت بیرون آمد. براساس گزارش شاهدان عینی، عده‌ای از سران استکبار با هل دادن ماشین میرحسین به طرف پسربچه‌ای که از قبل به همین منظور به کار گرفته شده بود، زمینه تصادف میرحسین را فراهم کردند. این پسربچه اگرچه در دم جان سپرد اما پزشکی قانونی علت اصلی مرگ وی را تاخیر آمبولانس در رساندن او به بیمارستان دانست. این در حالی است که والدین این پسربچه کله‌شق، ضمن اعلام وفاداری نسبت به آرمان‌ها، با بی‌ارزش خواندن جان بچه تخس و بی‌شعور خود، بشدت از میرحسین موسوی حمایت کردند.
***
حالا فرض کنید طرفداران موسوی در خیابان آیت، به طرف مردم سنگ انداخته و یکی از آنها را بشدت مجروح کرده باشند. واکنش‌های روزنامه جمهوری اسلامی«جهت اطلاع» در زیر می‌آید:
ـ چون اسم این خیابان، متعلق به آیت است و آیت هم از اول نسبت به میرحسین انتقاد داشت، پس اصل مساله زیر سؤال است.
ـ راهکارهای هاشمی‌رفسنجانی برای خروج خیابان آیت از بحران.
ـ اعلام حمایت ساکنین خیابان آیت از آن یارو که سنگ انداخت، آنکه سنگ به ملاجش خورد و پرستار بیمارستان از مواضع موسوی در بیانیه‌های اخیر.

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 12:28 توسط حامیان احمدی نژاد |

سقوط کروبی!!!!

گويي طلحه و زبيرها زنده شده اند تا ملت هاي استقلال خواه و عدالت دوست به وضوح سيماي خارج شدگان از دايره ولايت پذيري را روشن تر هميشه به نظاره بنشينند.   
گويي تاريخ در اين سرزمين همواره در حال تکرار است و مدام هر انسان خردمندي را به درس گرفتن از گذشته رهنمون مي گردد. گويي طلحه و زبيرها زنده شده اند تا ملت هاي استقلال خواه و عدالت دوست به وضوح سيماي خارج شدگان از دايره ولايت پذيري را روشن تر از هميشه به نظاره بنشينند.
رويدادها و حوادثي که در گذر زمان، رخ مي دهد و پس از چندي به مسئله اي به نام «تاريخ» تبديل مي شود، اگر همراه با روشنگري وبازکاوي هوشمندانه نباشد، گردي به نام «تحريف» بر تارک تاريخ مي نشاند که نه تاريخ که «شبح تاريخ» نام دارد.
امام راحل (ره) هوشمندانه چنين روزهايي را مي ديد که هشدار داد: «ما که هنوز در قيد حيات هستيم و مسائل جاري ايران را که در پيش چشم همه ما به روشني اتفاق افتاده است، دنبال مي کنيم، فرصت طلبان و منفعت پيشگان را مي بينيم که با قلم و بيان بدون هراس از هرگونه رسوايي، مسائل ديني و نهضت اسلامي را برخلاف واقع جلوه مي دهند و به حکم مخالفت با اساس نمي خواهند واقعيت را تصديق کنند و قدرت اسلام را نمي توانند ببينند، و شکي نيست که اين نوشتجات بي اساس به اسم تاريخ در نسل هاي آينده، آثار بسيار ناگواري دارد. درست آنچه را امروز براي ما روشن و واضح است، براي نسل هاي آينده مبهم مي باشد؛ و تاريخ، روشنگر نسل هاي آينده است، و امروز قلم هاي مسموم در صدد تحريف واقعيات هستند، بايد نويسندگان امين اين قلم ها را بشکنند.» (صحيفه نور جلد 3- ص 435)
با مرور انديشه هاي والاي بنيانگذار جمهوري اسلامي به ياد جمله اي عميق از منتخب دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري در جريان تبليغات انتخاباتي افتادم که در پاسخ به سوال مجري برنامه بيان داشت: از سقوط برخي افراد بسيار غمگين مي شوم.
وجود مشعل جاويدان ولايت فقيه در تاريخ پرافتخار جمهوري اسلامي مسئله اي است الهي که همچون چراغ راه امت مي درخشد و در عبور از مسير پر فراز و نشيب همواره از انحراف و احيانا مردود شدن نخبگان سياسي جلوگيري مي کند. هر چند که در اين ميان ميزان علاقمندي به سقوط و خروج از مدار عدل و انصاف در برخي خواص به قدري فاجعه مي آفريند که سکاندار و مدير عاليه نظام اسلامي را ناگزير مي نمايد که به منظور برقراري نظم و آرامش در کشور، و همچنين به موجب پاسداري از اهداف اسلام و مسلمين دست به پالايشي عظيم زند.
در نامه تاريخي حضرت امام(ره) به "منتظري" مورخ 6/1/68 مي خوانيم: « از آنجا که روشن شده است که شما اين کشور و انقلاب اسلامي عزيز مردم مسلمان ايران را پس از من به دست ليبرال‌ها و از کانال آنها به منافقين مي‌سپاريد، صلاحيت و مشروعيت رهبري آينده نظام را از دست داده‌ايد...» و چه حکيمانه آن امام همام در اين نامه با دلي شکسته و پر از غم و اندوه خطاب به مردم عزيزمان گفتند: « تاريخ اسلام پر است از خيانت بزرگانش به اسلام...»
اکنون با ورود به دهه چهارم انقلاب برخي نخبگان سياسي و کساني که مدعي داشتن سوابق انقلابي نيز هستند در سراشيبي سقوطي قرار گرفته اند که اگر بيش از اين خود را به خواب غفلت فرو برند يقينا سرنوشت گذشتگان قومشان به مراتب بدتر بر آنان تکرار خواهد شد چرا که انقلاب اسلامي ملت ايران معطل امثال مهدي کروبي ها نخواهد بود و قطار انقلاب از ريل گفتمان امام و انقلاب به سلامت و موفقيت خواهد گذشت.
مواضع ساختارشکن مهدي کروبي که مداوما بر آنها اصرار مي ورزد کار اين شيخ مدعي اصلاح طلبي را به جايي کشانده که حتي جانياني مانند مسعود رجوي نيز زبان به تحسين وي مي گشايند. موضع گيري مشمئزکننده ي اين داعيه دار خط امام(ره) در نامه اخيرش به هاشمي رفسنجاني نشان از بغض وي از پيروزي گفتمان امام و انقلاب در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري دارد. به خوبي مي توان سرنوشتي که جناب "منتظري" را در سراشيبي سقوطي تاريخي قرار داد امروز در آينده سياسي مهدي کروبي متصور شد.
گره خوردن با ليبرال ها و عناصر خود فروخته که امروز حلقه شماره يک دبيرکل حزب اعتماد ملي محسوب مي شوند اردوگاه اين حزب لجام گسيخته را در آستانه انشقاقي قابل انتظار قرار داده است.
جريان استقلال خواهي که در انتخابات 22 خرداد با راي قاطع ايرانيان سرافراز در کنار توجهات ويژه حضرت ولي عصر(عج الله تعالی الفرجه الشریف) و حمايت هاي پدرانه مقام معظم رهبري و دعاي خير ملت سکاندار دستگاه اجرايي کشور شد، بيش از هر زمان ديگري مي تواند با نگاه حکومتي به امور،تجلي بخش مديريت انقلابي در دهه چهارم انقلاب باشد.انشاءالله
+ نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 9:35 توسط حامیان احمدی نژاد |

صانعی مستوجب حد شرعی شد.

در دنیای امروز که حتی خصوصی‌ترین رفتارها و اظهارات شخصیت‌ها نیز از تیررس رسانه‌های اینترنتی، صوتی و تصویری در امان نیست، هر روز اخبار تامل‌برانگیز، شگفت‌آور، ترسناک و گاه خنده‌آوری از اظهارات و مواضع افراد شناخته شده، فضای رسانه‌ای موجود را در می‌نوردد و چشم‌ها و گوش‌های بسیاری را به خود متوجه می‌سازد.
 
این موضوع بویژه در ایام پس از انتخابات ریاست‌جمهوری دهم در ایران، مصادیق زیادی یافت و طی آن بارها مواضع و سخنان شخصیت‌های مختلف بر صدر رسانه‌ها قرار گرفت و موجی از واکنش‌ها را برانگیخت.
 
این بار اما نوبت به شیخ یوسف صانعی رسیده تا از نردبان مطالب سایت‌های خبری و دیگر رسانه‌ها بالا رود و بر قله آن‌ها بنشیند.
 
البته صانعی در جریان آشوب‌هایی پس از انتخابات نیز، چندین بار به مدد بیانیه‌هایی که در حمایت از میرحسین موسوی، مهدی کروبی و آشوبگران معترض و مخالفت با احمدی‌نژاد منتشر کرد، به خبر اول رسانه‌ها بویژه رسانه‌های بیگانه تبدیل شده بود.
 
این روند اما، ادامه یافت و رسانه‌های خبری پرده دیگری از کینه شیخ یوسف را از رئیس جمهور دهم، افشا کردند.
 
بر این اساس، صانعی که در هفته‌های گذشته بارها در حمایت از آشوبگران، نظام را متهم کرده و تلویحا شخصیت‌های انقلابی را مورد اهانت قرار داده بود، اخیرا نیز در اقدامی عجیب احمدی‌نژاد را "حرامزاده" خواند.
 
وی که خود را مرجع تقلید می‌خواند، در جمع تعدادی از روحانیون هم‌نظرش در گرگان، با اشاره به مراسم تحلیف رئیس جمهوری در مجلس گفت: در مجلس در مقابل قرآن به خدا سوگند می‌خورند، این هم کفاره داره هم حنثش معصیت کبیره است. اون وقت چطور روز از نو روزی از نو؟ این از حرومزادگیشه دروغ میگه! والا امام زمان رو می‌بینه.
 
به گزارش منابع خبری، صانعی در ادامه این اظهارات شگفت‌آور اضافه کرده است: روزی که مثلا برای خودش جشن پیروزی گرفته بود هم، در ملا عام به حرامزادگیش اعتراف کرد. مگر آنجا نگفت من سیدم و شال سبز بر گردن انداخت. پدر شناسنامه ایش سید بود مگر؟
 
متن وفیلم  اهانت بی‌سابقه و تعجب‌برانگیز صانعی به رئیس جمهور کشور که حدود دو ماه پیش با کسب بیش از 5/24 میلیون رای، بار دیگر از مردم ایران رای اعتماد گرفته، اکنون بر خروجی سایت‌های مخالف نظام قرار گرفته و در دسترس است.
 
البته این فحاشی‌ علاوه بر اینکه مفهوم ادعاهای صانعی و کاندیدای محبوبش را درباره "اخلاق‌مداری" و "ادب" بر همگان روشن ساخت، جایگاه این شیخ را در میان علما و مراجع قم نیز بیش از پیش افشا کرد.
 
صانعی که نقش پررنگی در همراهی موسوی برای ادامه آشوب‌ها و گسترش دامنه آن‌ها ایفا کرده، حتی از سوی رسانه‌های ضد ایرانی بیگانه با عنوان "آیت‌الله العظمی" یاد می‌شود تا بدین وسیله به سخنان و ادعاهای وی جنبه واقعی بخشیده شود.
 
ادعاهایی صانعی با درخواست موسوی و با تاکید بر "تقلب" کلید خورد اما پس از آنکه هیچ سند و دلیلی برای اثبات آن وجود نداشت، اکنون وارد فاز اتهام‌زنی و اهانت به نظام و منتخبان ملت ایران شده، به گونه‌ای که دست از ادب و نزاکت و منطق شسته و بدون دلیل روی به فحاشی به بالاترین مقام اجرایی آورده است.
 
اما نکته‌ی روشنی که بعید است صانعی با توجه به ادعایش مبنی بر مرجع تقلید بودن از آن بی‌خبر باشد، مجازات شرعی و قانونی اتهامی است که او به احمدی‌نژاد وارد ساخته است.
 
البته شاید او انتظار افشای این فحاشی‌‌ها را به منتخب مردم ایران نداشته اما به هر روی با انتشار فیل صوتی چنین سخنانی هرگونه شکایتی از او مستوجب حد خواهد بود.
 
طبق قانون مجازات اسلامی هر کسی اتهامی را به شخص دیگری نسبت دهد و نتواند صحت این انتساب را ثابت کند، اگر مستوجب حد نباشد، به یک ماه تا یک سال حبس و تا ۷۴ ضربه شلاق یا یکى از آنها حسب مورد محکوم خواهد شد.
 
اما ماجرای اظهارنظرهایی که شامل حدود و تعزیرات می‌شود، به شیخ یوسف خلاصه نمی‌شود.
 
مهدی کروبی نیز اخیرا در نامه‌ای به هاشمی رفسنجانی بدون ذکر نام قربانیان و متجاوزان ادعایی و حتی یک سند، به صراحت مدعی تجاوز جنسی به زندانیان پسر و دختر شده بود که پس از تحقیق مسئولان کذب بودن آن آشکار شد.
 
به نظر می رسد اظهارات کروبی نیز همچون صانعی شامل این حکم اسلامی می‌شود چرا که "اگر کسی به یک مؤمن یا مؤمنه نسبت فحشا بدهد و نتواند آن را با 4 شاهد اثبات کند، اولاً این شخص گناهگار و فاسق است مگر اینکه توبه کند، ثانیاً باید 80 ضربه شلاق بخورد."
 
ادعایی مشابه آنچه کروبی عنوان کرد، پیش از انتخابات از سوی محمدباقر قالیباف نیز مطرح شد، تا حکم اسلامی مذکور او را هم در بر بگیرد.
 
شهردار تهران و کاندیدای بالقوه تمام انتخابات‌ها، در جمع ستادهای انتخاباتی‌اش به صراحت یکی از وزرای دولت نهم را بدون ذکر نام مشروب‌خوار، وزیر دیگر را دارای مفاسد و در نهایت مشایی، معاون وقت رئیس جمهور و همسرش را منافق خوانده بود.
 
این اظهارات قالیباف اگر چه از سوی شهرداری تهران مخدوش اعلام شد اما انتشار فایل صوتی آن در اینترنت شبهات را درباره انتساب این سخنان مجرمانه از بین برد.
 
در این میان احمدی‌نژاد که در دوره چهارساله مسوولیتش در دولت نهم آماج حملات به ظاهر انتقادی قرار می گرفت،‌ طی هفته‌های پیش و پس از انتخابات هدف فحاشی‌ و تهمت‌ها شگفت‌آوری قرار گرفته است.
 
با این حال احمدی نژاد تاکنون موضع خاصی علیه سخنان مجرمانه صانعی اتخاذ نکرده و تاکنون حتی از حق خود برای انجام یک شکایت معمولی نیز گذشته است.
 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 9:37 توسط حامیان احمدی نژاد |

راز و رمز مصباح ستیزی

راز مقابله و تخريب استاد مصباح يزدي را بايد در سالهاي نه چندان دور جستجو کرد . موقعي که اصلاح طلبان درصد حذف اصل ولايت فقيه بودند و خواستار دمکراسي صرف از نوع غربي بودند استاد مصباح يزدي جزو معدود افرادي بود که سينه سپر مي کرد و توهينها را به جان مي خريد و از جايگاه ولايت فقيه دفاع مي کرد
 

کساني که در دوران دفاع مقدس در جبهه ها حضور داشتند احتمالا به خاطر دارند که امام راحل اطاعت از فرمانده را براي نيروهاي زير دست واجب کرده بودند. بر اساس نظر امام تخلف از فرمان يک فرمانده گروهان براي يک بسيجي نافرماني خدا و گناه محسوب مي شد. طبيعتا از لحاظ عقلي هم درست است چرا که اگر قرار باشد نيروهاي تحت فرمان يک نفر هر کدام ساز خود را بزنند اصل هدف زير سئوال مي رود.
 
فکر مي کنم آوردن مثال فرمانده گروهان در تبيين سخنان اخير استاد مصباح يزدي که با واکنشهائي همراه بود کافي باشد . استاد اخيرا فرموده است که "زماني که رهبر انقلاب حکم رئيس جمهور را تنفيذ کرده است، اطاعت از وي (احمدي نژاد) همانند اطاعت از خداوند است." استاد در تبيين سخنان خود ولي فقيه را جانشين امام زمان (عج ) معرفي کرده و تصريح کرده است : " وقتي رييس جمهوري از جانب رهبري نصب و تاييد مي شود به عامل او تبديل شده و از اين پرتو نور بر او نيز تابيده مي شود " . اما چه شده است که در مقابل سخنان او اينقدر واکنش نشان داده مي شود بطوريکه سايت الف وابسته به احمد توکلي در واکنش به سخنان استاد تيتر کرده است که : " اطاعت از رئيس جمهور اطاعت از خدا نيست ".
 
در اين باب نکاتي قابل عرض دارم :
 
1 - راز مقابله و تخريب استاد مصباح يزدي را بايد در سالهاي نه چندان دور جستجو کرد . موقعي که اصلاح طلبان درصد حذف اصل ولايت فقيه بودند و خواستار دمکراسي صرف از نوع غربي بودند استاد مصباح يزدي جزو معدود افرادي بود که سينه سپر مي کرد و توهينها را به جان مي خريد و از جايگاه ولايت فقيه دفاع مي کرد.
 
2- مصباح ستيزي يکي از پروژه هاي اصلي براي حذف ولايت فقيه است چرا که رهبر معظم انقلاب چندي پيش او را مطهري زمان لقب دادند و گفتند : " امروز امثال آقاي مصباح جاي شهيد مطهري و علامه طباطبائي را يکجا پر کرده است . " طبيعتا چنين جمله اي به مذاق برخيها خوش نيامد که چرا ما مطهري و علامه طباطبائي زمان نباشيم. در ضمن تخريب يکي از بازوان اصلي حامي ولي فقيه مي تواند به حذف ولي فقيه کمک کند.
 
3- استاد مصباح از مروجان اصلي اسلاميت نظام است. طبيعتا مقايسه او با اسلام طالباني و القاعده و نظير اينها مي تواند اسلاميت نظام را خدشه دار کند و گرنه دشمنان نظام با دمکراسي از نوع غربي آن مشکلي ندارند.
 
4 - استاد مصباح با استدلالهاي فيلسوفانه خود القاءات افراد براي خدشه در ارکان نظام اسلامي را خنثي کرده است. به عنوان مثال وقتي برخيها ولايت فقيه را دور باطل مي دانستند ( مردم خبرگان را انتخاب مي کنند خبرگان رهبر را رهبر شوراي نگهبان را و شوراي نگهبان صلاحيت اعضاي خبرگان را تائيد مي کند ). او قاطعانه پاسخ مي داد که خبرگان ولي فقيه را انتخاب نمي کنند بلکه ولي فقيه در جامعه وجود دارد و نائب عام امام عصر عج محسوب مي شود و خبرگان او را کشف مي کنند . طبيعتا جوابهاي اين چنيني القاءات آنها را خنثي مي کرد.
 
5 - همه مي دانيم که استاد مصباح از لحاظ سطح سواد بالاتر از امثال احمدي نژاد است. استاد قصد داشته با اين جمله ولايت پذيري خود را نشان بدهد . کما اينکه وقتي رهبري حکم رئيس جمهور را تنفيذ مي کنند اين حکم را مشروط تنفيذ مي کنند و آن را تا زماني مي دانند که رئيس جمهور حرکت در راه مستقيم داشته باشد. مشخص است که  استاد مصباح در گفتن اينکه زماني که رهبر انقلاب حکم رئيس جمهور را تنفيذ کرده است، اطاعت از وي همانند اطاعت از خداوند است به مشروط بودن اين موضوع نظر داشته است .
 
6 - اينکه برخيها مي گويند چرا آقاي مصباح در زمان خاتمي از رئيس جمهور منصوب رهبري اين قدر حمايت نمي کرد هم جواب مناسبي دارد . در دوره آقاي خاتمي بسياري از اصلاح طلبان ولايت فقيه را خدشه دار مي کردند و آقاي خاتمي هم در مقابل اين هجمه ها از ولايت فقيه دفاع نمي کرد . طبيعتا ميزان حمايت از دولتها بايد متفاوت باشد. رهبر معظم انقلاب آن زمان در دانشگاه شريف تصريح کردند : " به نظر من همه بايد به مسئولان دولتي کمک کنند و از آنها حمايت کنند تا زماني که آنها از خط مستقيم اسلام و امام خارج نشده باشند. " بر اساس اين معيار حمايت از دولتها هم متفاوت است.
 
يک نکته هم به آقاي توکلي عرض کنم. سايت آقاي توکلي در ماجراي مشائي تايمر نصب کرده بود تا بگويد احمدي نژاد ولايت پذير نيست. بعد از آن ماجرا رهبري در مراسم تنفيذ دوباره از احمدي نژاد حمايت کرد و او را پرکار شجاع و هوشمند خواند. انتظار داريم آقاي توکلي هم ولايت پذيري خود را نشان دهند و احمدي نژاد را حداقل درحد يک فرمانده گروهان قبول داشته باشند و اطاعت کنند! البته ما نيازي به نصب تايمر نداريم چرا که اگر دير هم بشود قبول داريم.
 
نکته پاياني هم اينکه ما مي دانيم آنهائي که تا انتقاد کوچکي از آنها مي شود با پتک " من يار امامم " بر سر ما مي کوبند حتي در زمان امام هم تلاش داشتند بيشتر نظر خود را به امام تحميل کنندتا اينکه مطيع او باشند. بعدها مشخص شد که آنها به عقايد امام کاري نداشتند و فقط از اسم امام استفاده مي کردند و مي کنند . آنها امروز جزو مصباح ستيزان درجه يک هستند. از آنها و باقي دوستان خواهش مي کنم ما را معذور بدارند اگر در ولايت پذيري مطهري و علامه طباطبائي زمان هنوز ترديدي به خود راه نداده ايم!
 
عفو بفرمايند اگر ما اعلام مي کنيم که براي اطاعت از فرمانده گروهان هم آمادگي داريم تا چه برسد به فرمانده کل قوا !

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 10:38 توسط حامیان احمدی نژاد |

کروبی صانعی اردبیلی و مهدی هاشمی

 
 

حدود يك ماه و نيم پيش از برگزارى انتخابات رياست جمهورى ۲۲ خرداد،  به دنبال انتشار سخنان سخيفى از جانب مهدى كروبى،  در مطلبى با عنوان «شيخ باشيد نه شعبان» نسبت به درافتادن كروبى به سراشيبى سقوط و ملعبه شدن وى در دست برخى عناصر خطرناك مخالف نظام هشدار دادم.
 
برخى دوستان در آن مقطع با اشاره به سوابق كروبى،  چنين هشدارى درباره او را نوعى تندروى ارزيابى كردند اما اكنون با انتشار ادعانامه وى كه آكنده از اتهامات بى  پايه و اساس عليه دستگاه قضايى كشور است،  مشخص گرديد كه پيش بينى تبديل شيخ اصلاحات به شعبان اصلاحات تا چه اندازه درست و دقيق بوده است.
 
اصولاً باند مهدى هاشمى كه امروزه كروبى را در حلقه خود گرفته،  مهارت عجيبى در به مسلخ بردن عناصر ساده لوحى دارد كه از قضا سوابقى هم در انقلاب داشته اند.  هرچند در آن سوابق،  شركت در مراسم «سپاس شاهنشاها»،  ايجاد بازداشتگاه غيرقانونى براى خانواده شهدا و رشوه ۳۰۰ ميليونى از شهرام جزايرى هم وجود داشته باشد!
 

ادامه مطلب

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 11:5 توسط حامیان احمدی نژاد |

سندی برای بازداشتگاه زندان بان کروبی

جلاليان با اشاره به اينكه همان ساعت به منزل رفتم و 3 فرزندانم را به جلوي درب بنياد شهيد آوردم و تا بعدازظهر آنجا بست نشستم به طوري كه كروبي از پنجره اتاقش مرا مي ديد.
وي گفت: بعد از ساعت 5 بعداز ظهر يكي از انتظامات بنياد شهيد نزدم آمد و گفت «حاج‌آقا شما را مي‌خواهد ببيند برويد داخل»، من وارد ساختمان شدم و هنگامي كه خواستم از پله‌ها به اتاق كروبي بروم گفتند حاج‌آقا زير زمين است تعجب كردم زير زمين!
كارمند سابق بنياد شهيد دوران رياست كروبي با اشاره به اينكه بنده به زيرزمين رفتم و هنگامي كه وارد شدم با مشت‌ها و لگدهايي روبه‌رو شدم، ادامه داد: مشت و لگدهايي بود كه به صورت و پهلويم مي‌خورد، حال عجيبي داشتم و 3 نفر از دوستان و نزديكان كروبي داخل زيرزمين مرا تا حد مرگ كتك زدند و سپس مرا به داخل مستراح انداختند.

ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 15:31 توسط حامیان احمدی نژاد |

آیا هاشمی رفسنجانی جزو ضراریان است؟

مسجد ضرار مخملين عليه بندگان حقيقى خدا بود كه به دور از زرق و برق دنيا به عبادت او مى ايستادند، مسجد ضرار قدرت معمارى و اقتصادى به ظاهر مسلمانان بود كه از قضا دشمنان خارجى آن روز همچون ايران و روم در ايجاد آن نقشى نداشتند (برخلاف امروز). برپاكنندگان مسجد ضرار هدف غايى خود را عبادت كردن خدا در آن مسجد نمى دانستند. آنان به دنبال جذب جماعتى بودند كه ظواهر مسجد مى توانست آنان را به خود جلب كند. هدف آنان عبادت در مسجد ضرار نبود. آنان به دنبال خالى كردن دور پيامبر به عنوان عمود خيمه حكومت اسلامى در آن عصر بودند و اگر به عبادت هم مى انديشيدند اين عبادت منهاى پيروى از حكومت سياسى پيامبر بود، بنابراين طرفداران سكولاريسم عبادت كنندگان مسجد ضرار بودند.

ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 14:32 توسط حامیان احمدی نژاد |

ييلاق و قشلاق سياستمدار در جشن ملي تنفيذ و تحليف

سلام . میدونم این مطلب یک کمی دیره ولی مطلبش واقعا جالبه حتما خونیدش.

 امروز يازدهم مرداد هشتاد و هشت است! يك روز ما قبل مراسم آييني تنفيذ و متعاقب آن تحليف! گروهي پيشرو امنيتي و لجستيكي‌ از تهران خارج مي‌شود! پيشقراولان آقاي سياستمدار مسير سوادكوه را مي‌پيمايند و به قصد كنترل نقطه‌اي كوهستاني در بابل عزيمت مي‌كنند. موضوع با مسئول سابق امنيتي مازندران؛ كيومرث نياز آذري كه اكنون مدير دانشگاه آزاد ساري است، چك مي‌شود. اكنون همه چيز براي قهر از تهران آماده است. من قهر مي‌كنم، پس هستم! سياستمدار حركت مي‌كند. سوادكوه، زيرآب و اكنون منطقه‌ی كوهستاني «رجه» كه عنوان شهرك صنعتي را نيز با خود يدك مي‌كشد، زيرپاي هاشمي رفسنجاني است. اهالي رسانه مي‌گويند او تهران را به قصد خاصي اما به مقصدي نامعلوم ترك كرده است. اما مگر مي‌شود به ديار علويان طبري وارد شد، به گونه‌اي كه علويان طبرستان از آن بي‌خبر باشند. توده‌ی اصولگرا و آگاهان منطقه در حيرتي سخت فرو مي‌روند و از بانيان اين سياحت شگفت زده‌اند كه از چه روي، برخي افراد انگشت شمار اين ديار در ميزباني افراط مي‌كنند و در برابر جشن امت و رهبري در تنفيذ و تحليف تهران، سفره‌اي در كوهستان گسترانيده‌اند؟! او پيش‌تر از روز مبعث نيز با تهران قهر كرده بود اما به‌جاي كوهستان، به علي ابن موسي الرضا پناه برده بود. داخلي‌ها و خارجي‌ها مرتب ضريب القاي اين قهر و ييلاق و قشلاق سياسي را بيشتر مي‌كنند. اينجا «رجه» است. همسر، پسر و دختر سياستمدار او را همراهي مي‌كنند. قريب به 40 محافظ، امور امنيتي آنها را تدارك مي‌كنند. يك‌دستگاه آمبولانس و يك‌دستگاه اتومبيل حاوي مواد خوراكي اين سياست ييلاقي را همراهي مي‌كنند. «رجه» به‌عنوان نقطه‌ رهايي گردش ميداني سياستمدار انتخاب شد.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 8:35 توسط حامیان احمدی نژاد |

دفترچه خاطرات یک لباس شخصی(2)

امشب مجهز تر بوديم هر نفر يك باتوم داشتيم ،اول از وليعصر روبروي پارك ساعي شروع كرديم و بعد از آزادی آنجا  رفتیم خيابان گاندي  ، دير رسيده بوديم ، برادرا قبل از ما زحمتشون رو كشيده بودند ، بعد رفتيم روبروي پارك ملت كه خدا قسمت كرد و همشون رو جمع كرديم ، بعد رفتيم پارك وي كه دست حزب الله بود شکرخدا ، بعد رفتيم سر زعفرانيه كه به قول بچه ها ي جبهه که حدودا 6-5 تا شون با ما بودند ، محور عملياتي سختي بود.وسط ولي عصر آتش روشن کرده بودند كه در آن 5 تا موتور  آدمهای ريشو و چند تا سطل آشغال مشغول سوختن بود. غوغايي بود ، تعدادشون هم خيلي زياد بود كه در نهايت ظرف حدودا 30 دقيقه با دادن چند تا جانباز از ناحيه سر و چشم و بیضه و ... ،  به حول و قوه الهی دهنشون رو سرویس کردیم .
ادامه مطلب

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 14:57 توسط حامیان احمدی نژاد |

رنگ سبزي که نماد خزان است نه بهار

این مطلب را استاد ارجمند جناب آقای علیرضا لطفی یا همون حامد اصفهانی برای ما ارسال نموده اند

آري رنگ سبزي که نشان از نشاط و خرمي و نور نبوي داشت بازيچه ي عناصر مفسد و پليدي گرديد که هرگز در طول زندگي خود يک بار هم به قداست اين رنگ معتقد نبوده اندبه عنوان مثال چگونه مي توان لباس سبز رنگ بدن نماي پتياره هايي که در آمريکا به حمايت از اصلاح طلبان تظاهرات مي کنند (مانند گوگوش خواننده زمان طاغوت) را نماد سبزي و خرمي دانست؟!
اين روزها وقتي اعترافات و جلسات محاکمه عوامل اغتشاشات را که مدعيان رنگ سبزند مشاهده مي کنيم نفرتمان نه از سبز رنگ قداست نبوي بلکه از رنگ سبز انقلاب رنگي مخالفان نظام صدچندان مي شود و خدا را شاکريم که حماقت دشمنان نظام موجب رسوايي آنان مي شود.
ديروز هنگامي که در مراسم اختتاميه جشنواره مطبوعات در محل نمايشگاه هاي بين المللي استان اصفهان تعدادي از جايزه گيرندگان با نمادهاي سبز کانديداي شکست خورده مخالفت مدني خود را به نمايش گذاشتند و مسؤولان برگزاري جشنواره از جمله آقايان عليرضا حسيني مدير کل ارشاد استان اصفهان و مهدي فضايلي رئيس ديوان محاسبات کشور و شمشيري مدير کل امور رسانه هاي وزارت ارشاد عکس العملي نسبت به اين حرکت نشان ندادند به کياست رئيس جمهور عزيز احمدي نژاد آفرين گفتم.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 12:2 توسط حامیان احمدی نژاد |

رفت و آمدهای ولنجک

بيش از چهار ميليون کودک يتيم عراقي در اوضاع معيشتي بسيار نامطلوبي زندگي مي کنند. به گزارش شبکه تلويزيوني الجزيره،گزارش هاي سازمان هاي حقوق بشر حاکي از ان است که خشونت دليل اصلي افزايش شمار اين يتيمان است که برخي از انان نيز از ناتواني هاي بدني سختي رنج مي برند."
اينها نتيجه بي توجهي و تنبلي ما شيعيان است.چه شده است که عمده انقلابيون سابق ما که قرار بود اين انقلاب را بدست صاحب آن برسانند هم اکنون در خانه هاي اشرافي خود در شمال تهران آرميده اند. آنهائي هم که اينگونه نيستند يا سکوت کرده اند و يا شايد به فعل آنها راضي باشنند. نتيجه چه مي شود؟ يادم مي آيد حسن عباسي چندي پيش در يکي از سخنان آتشينش اسم يکي از آقايان مسئول سابق را آورد و گفت : شما فکر مي کنيد اگر امريکا حمله کند آقاي (حسن روحانی) با آن خانه ميلياردي اش مي رود جلوي اينها مي ايستد ؟ يکي ديگر از دوستان نشاني خانه اش را به من داده بود: ولنجک. مقدس اردبيلي . عجب جاي با صفائي است. راست مي گفت کودکان عراقي چه ربطي به ولنجک و اين آقا دارد چرا که کودکان يتيم زيادي - البته نه به اندازه عراق - در داخل داريم و اين آقا ککش هم نمي گزد ؟
راستي او که در مراسم هاي تنفيذ بطور معمول شرکت مي کرد اين دفعه شرکت نکرد . جالب است نه ؟ اما از نظر من جالب نيست بلکه حاکي از يک واقعيتي است . به هر حال آ سيد علي ما همچون علي ع جاذبه و دافعه اي دارد و کساني که اشرافيگري پيشه کرده اند طبيعتا با او نخواهند بود. خيلي بد مي شد اگر او در اين مراسم شرکت مي کرد و مي شنيد : راي به محمود احمدي نژاد مبارزه با " فقر و فساد و تبعيض و اشرافي‌گري" بود. بد جوري به دل مي گرفت. نه ؟ البته تعداد ديگري از آنهائي هم که غائب بودند وضع مشابهي داشتند. به هر حال نمي شود که علي ع نامه اي به عثمان ابن حنيف استاندار خود در بصره بنويسد و او را به دليل شرکت در يک ميهماني اشرافي - که فقرا را رانده بودند و اغنيا را خوانده - توبيخ کند اما آ سيد علي آقا - به تعبير امام ره - اسمي از اشرافيگري نبرد. اشرافيگري تنها يکي از دافعه هاي سيد علي است. با اينکه خيليها تلاش مي کنند اين تنفيذ را بي روح جلوه دهند از نظر من اين تنفيذ بيشتر با ارزشهاي انقلاب اسلامي سازگار بود و از تعدادي از آقاياني که زندگي اشرافي داشتند خبري نبود.
راستي چرا ما نشسته ايم . مگر بارها شعار نداده ايم که ما اهل کوفه نيستيم علي تنها بماند ؟ اين علي با آن علي روح سازگاري مناسبي دارد. مگر هر دو نسبت به اشرافيگري دافعه ندارند . 4 ميليون يتيم عراقي را هم مي بينيم. نگوئيد اول داخل بعد خارج . داخل و خارج را باهم مي توان شروع کرد . امام راحل مگر نگفته بودند جنگ ما جنگ عقيده است و مرز و جغرافيا نمي شناسد. چرا نشسته ايم و فقط براي ظهور دعا مي کنيم بايد کاري کرد و در ضمن کار دعا هم کرد . باور کنيد آ سيد علي عزيز اگر عزم ما را ببيند لحظه اي در صدور فرمان کوتاهي نخواهد کرد .
و ما لکم لا تقاتلون في سبيل الله و المستضعفين ...
چه شده است شما را که در راه خدا مبارزه نمی کنید در حالي که مستضعفين را مي بينيد.
وبلاگ : در اتنظار موعود

+ نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 14:35 توسط حامیان احمدی نژاد |

مخمل چیست؟

این مطلب نوشته دوست خوبمون جواد حیدری است.

به گمانم مفهومش اين است كه واژه هاى انقلابى را تغيير دهيم. يعنى دم از عدالت نزنيم؛ چرا چون مى گويند واژه عدالت از واژه هاى خشن است؛ دردسرساز است؛ خطر آفرين است؛ ما مى خواهيم با جهان تعامل كنيم؛ هم انديشى داشته باشيم؛ واژه دفاع از مظلومين واژه اى خشن است، زيرا تعامل ما را با جهان بر هم مى زند؛ مثلا همين اسراييل، ما چه كار با اسراييل داريم؛ خودشان مشكل خودشان را حل كنند؛ به ما چه ربطى دارد چه كسى آنجا كشته مى شود؛ ما آسايش خود را مى خواهيم؛ مى گويند چراغى كه به خانه رواست به مسجد حرام است؛ اين هم از دليل هاى صد من يك شاهى است. اتفاقاً چراغى كه به خانه رواست به مسجد هم رواتر است، زيرا اگر مسجد كه محل عبادت است و محل اجتماع مومنين است و محل سياست و محل كارهاى ديگر مسلمين است تعطيل شود همه احكام الهى تعطيل مى شود. اين خود نوعى جهاد و ايثار است كه در صدر اسلام نمونه هاى بسيار آن اتفاق افتاده است و نبايد خلط مبحث شود؛ پس انقلاب مخملى در اصل انقلاب نيست و بايد گفت يكى از آفات انقلاب است كه مى گوييم رخنه فرصت طلبان كه فرصت را غنيمت مى شمارند. هم از داخل مرزها و هم از خارج مرزها و با بمباران وسيع جنگ روانى و ايجاد شك و شبهه در مبانى انقلاب؛ اسم انقلاب روى آن گذاشته اند كه مردم را فريب دهند مثل انقلاب سفيد اما در عين حال بايد گفت سلطه مخملى يا بگوييم براندازى نرم يا استعمار نوين، يا نو استعماريسم يا استحاله انقلابى، مى گويند گربه براى رضاى خدا موش نمى گيرد. انقلاب مخملى از نوع ساختارشكنى است، چه ساختارى را مى شكنند بستگى دارد، آنها تفكرشان چيست آنها به سمت سكولاريسم پيش مى روند و دهكده جهانى مى خواهند. آنها مى خواهند جهان را هماهنگ خود كنند، مثل خود، مى گويند اگر خواهى نشوى رسوا همرنگ جماعت شو، كدام جماعت با چه دين و مذهبى و با چه گرايش و خطى و با چه جريان و حركتى و با چه مرام و بينشى مى گويند ما تعيين مى كنيم.

هر چه ما گفتيم ما خود فرهنگ داريم، آداب و رسوم و سنت و دين داريم، خير اينها همه واپس گرايى است، همين اينهاست كه شما را عقب نگه داشته است و تمدن غرب كه اين همه پيشرفت كرده است به خاطر اين است كه خود را از قيد و بند مذهب و سنت و هر چيز ديگرى كه دست وپاگير است رهانيده و به سوى آزادى پيش مى رود و قيدى براى آن ندارد، آزاد باشيد، دين آمده دست و پاى شما را بسته است آزادى را از شما گرفته است، لذت ها را از شما گرفته است شما را محصور كرده است. تازه در همان دين شما فرموده «لا اكراه فى  الدين» ما آمده ايم تا تمام اين زنجيرها را از دست و پاى شما باز كنيم. به راستى در پس پرده اين همه هياهو چه چيزى نهفته است، بشر امروز به چه نيازمند است و آن نيازمندى اش را بايد از كدام منابع دريافت كند. آنها راهى را كه رفته و نسخه اى را كه پيچيده اند و هم از راه پشيمان و از نسخه سودى نبرده اند و خود با هزار جور مشكل معنوى در اقشار مختلف جامعه شان درگير هستند، چگونه به درمان ديگران خواهند پرداخت.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 13:1 توسط حامیان احمدی نژاد |

جنبش سبز فريبي بيش نيست

دبير كل حزب موتلفه اسلامي با اشاره به اينكه انتخابات رياست جمهوري پايبندي بر ولايت فقيه را نشان داد گفت:اگر به يك تعبيري انتخابات دهم را اظهار پايبندي به حكومت مبتني بر ولايت فقيه تلقي كنيم تحليل درستي ارايه كرديم.
 
محمد نبي حبيبي در گفتگوي تفصيلي با خبرنگار باشگاه خبرنگاران حضور هشتاد و پنج درصدي مردم در انتخابات دهم رياست جمهوري را حضوري بي سابقه عنوان كرد و با اشاره به آراء  24 ميليوني احمدي نژاد دراين دوره از انتخابات افزود: حضور چهل ميليوني مردم در انتخابات ابراز اعتقاد به مجموعه نظام اسلامي است بنابراين بعد از سي سال كه از انقلاب اسلامي گذشته و فراز و نشيب هايي كه پشت سر گذاشتيم و همچنين تبليغات فراوان دشمنان در طول اين سي سال براي كنار رفتن مردم از صحنه هاي انقلاب هر تحليلگري را اميدوار مي كند كه مردم ايران كاملا هوشيار و براي دفاع از انقلاب در صحنه هاي مختلف آمادگي كامل دارند.
 
وي تصريح كرد: معتقدم انتخابات دهم رياست جمهوري و شركت چهل ميليوني مردم يك رفراندوم بود كه در اين رفراندوم مردم و نظام پيروز صحنه انقلاب شدند.
 
* فضاي باز سياسي باعث رشد مردم و انقلاب خواهد شد
 
دبير كل حزب موتلفه اسلامي در ادامه درباره فضاي باز سياسي در ميان مردم اظهار داشت: انقلاب هيچگاه از باز بودن قانوني فضاي سياسي و فراهم شدن زمينه تضارب فكري دچار آسيب نخواهد شد بلكه باعث رشد مردم و انقلاب هم خواهد شد.
 
وي با تأكيد بر اينكه بنيه ايدئولوژي انقلاب بنيه قوي است گفت: بنابراين با اين قوت ايدئولوژيك ما مي توانيم براساس قوانين فضاي باز سياسي را براي هميشه داشته باشيم و پس از هر تضارب فكري نبايد نگران باشيم.
 
*انتخابات رياست جمهوري پايبندي بر ولايت فقيه را نشان داد
 
عضو ارشد جبهه پيروان خط امام و رهبري به سنجش ميزان ولايت پذيري افراد در انتخابات دهم رياست جمهوري پرداخت و با بيان اينكه حضور هشتاد و پنج درصدي مردم را بايد علامت اعتماد مردم به جمهوري اسلامي ايران تلقي كنيم تأكيد كرد در مجموعه نظام، اصل بسيار مهم ولايت فقيه وجود دارد و مردم به همين نظام و با همين مشخصات كه مشخصه مهم آن برقراري حكومت با محوريت ولايت فقيه است احساس وفاداري و اعتماد خود را بارها نشان دادند.
 
وي گفت: اگر به يك تعبيري انتخابات دهم را اظهار پايبندي به حكومت مبتني بر ولايت فقيه تلقي كنيم تحليل درستي ارايه كرديم.
 
*مهمترين وظيفه ريس جمهور پايبندي به ارزش هاي انقلاب است
 
حبيبي در خصوص مهمترين وظيفه رئيس جمهور در دوره جديد در دولت دهم خاطرنشان كرد: احمدي نژاد در دوره نهم و دهم شعارهايی مبني بر ضرورت پايبندي به اصول نظام و انقلاب ارايه كرد كه يكي از آن اصول موضوع ولايت فقيه است.
 
اين فعال سياسي يادآور شد، در دوره دوم خرداد براي عده اي از تحليلگران سياسي اين توهم پيش آمده بود كه مردم از اصول و ارزش هاي انقلاب دور شده يا بي علاقه شدند اما انتخابات نهم و دهم رياست جمهوري نشان داد مردم به ارزش هاي انقلاب پايبندند.
 
دبير كل حزب موتلفه اسلامي مهمترين وظيفه ريس جمهوري را پايبندي به اصول و ارزش هاي انقلاب عنوان كرد و با تأكيد بر اينكه مردم براي حل مشكلات خود توقع به حقي از دولت دارند تصريح كرد: براي حل اين مشكلات بايد از مديران متعهد و توانا در ميدان مديريت استفاده شود.
 
*شعاع دولت نهم در استفاده از مديران توانمند كوتاه بود
 
وي همچنين به خصوصيات وزراء در دولت دهم اشاره كرد و بيان داشت: معتقدم وزراء و مديران در جمهوري اسلامي دو خصوصيت مهم دارند و آن تعهد و توانايي است كه آن تعهد به ارزش هاي اسلامي و توانايي هاي مديريتي است.
 
دبير كل حزب موتلفه اسلامي با بيان اين مطلب كه توقع داريم احمدي نژاد با حفظ ارزش هاي اصولي انقلاب در انتخاب مديران توجه بيشتري از گذشته براي مديران توانمند مبذول كند گفت: البته افراد توانمندي در دولت نهم حضور داشتند كه تعداد آنها هم كم نبود اما در دولت دهم توقع داريم دايره اي وسيع تري از دايره اي قبلي كه اصولگرايان در آن قرار داشتند استفاده شود.
 
دبير استانهاي جبهه پيروان خط امام و رهبري با اشاره به اينكه شعاع دولت نهم در استفاده از مديران توانمند شعاع كوتاه اي بود افزود: شعاع مديران و نيروهاي توانمند بزرگتر از شعاعي است كه احمدي نژاد در دوره دهم با اين شعاع به انتخابات افراد و مديران پرداخت.
 
وي به ارزيابي نمايندگان در خصوص كابينه دهم نيز پرداخت و تأكيد كرد: نمايندگان مردم هم بايد درباره ارزيابي وزراء تعهد و توانايي را در فرد معرفي شده مورد بررسي قرار دهند.
دبير كل حزب موتلفه اسلامي در ادامه اين گفتگو وضعيت اقتصادي كشور را مورد واكاوي قرار داد و با تأكيد بر اينكه اقتصاد كشور نياز به تحول اساسي دارد كه اين تحول بايد در جهت كاهش تصدي دولت، افزايش تصدي بخش خصوصي و پياده كردن اصل 44 و همچنين توسعه خصوصي سازي به معناي واقعي كلمه و داشتن اقتصاد پر رونق كه در آن اقتصاد، نيازمنديهاي مردم با حداقل قيمت و حفظ و توسعه بازارهاي صادراتي ما مدنظر قرار گيرد اظهار داشت: معتقدم اگر چنين اقتصادي رونق گرفت كاهش ميزان فقر، كاهش نرخ بيكاري و بسياري از معضلات ديگري كه اكنون مواجه آن هستيم بصورت ريشه اي حل خواهد شد.
 
 *مركز مطالعات موتلفه همواره چگونگي اداره كشور را بررسي مي كند
 
دبيركل حزب موتلفه اسلامي در پاسخ به این سوال که آيا حزب متبوعش برنامه هايي را به رئيس جمهور پيشنهاد كرده است گفت:‌در دوره نهم مطالبي را جمع بندي كرديم و آن را به رئيس جمهور ارائه كرديم بعنوان نمونه در مورد تورم در آن دوره كه تورم در اوج بود كارگروه اقتصادي مركز مطالعات حزب موتلفه اسلامي حدود 80 توصيه را براي مهار تورم به دولت پيشنهاد كرد كه بي تاثير هم نبود.
 
وي اضافه كرد: در مركز مطالعات حزب، چگونگي اداره كشور در شئون مختلف مورد بررسي قرار مي گيرد و در مواردي هم كه لازم باشد به شاخه‌هاي مديريتي اضافه خواهيم كرد.
 
 
 
 
 *جنبش سبز فريبي بيش نيست
 
حبیبی ادامه جنبش سبز را فريبي بيش ندانست و با بيان اين كه معتقديم به رنگ سبز كه نماد اهل بيت اهل است توهين شد و در مسير انحرافي قرار گرفت خطاب به موسوي و نزديكان او گفت: اميدواريم موسوي تا قبل از اين كه به مرحله نهايي سقوط برسد توجه داشته باشد همان طور كه شعارهاي غير مذهبي براي برخورد با انقلاب خاصیتش را از دست داد با سوء استفاده از شعارهاي مذهبي باز در برخورد با انقلاب ناكام خواهند ماند.
 
وي اظهار داشت: موسوي و دوستان وي در راستاي شعارهاي دشمن، شعار ندهند چرا كه معتقدم چنين حركتي در ابتداي امر به نفع خودشان هم نيست.
 
*استفاده از نخبگان در دولت ضروري است
 
دبير كل حزب موتلفه اسلامي استفاده از نخبگان را ضرورتي دائمي و اجتناب ناپذير در اداره كشور دانست و بيان داشت: دولت دهم از به كار گرفتن نيروهاي متعهد و توانا نه تنها ضرر نخواهد كرد بلكه موفقيت افراد متعهد نهايتا به حساب رئيس جمهور و مجموعه دولت نوشته خواهد شد.
 
*هيچ دولتي از توجه عميق به آسيب شناسي بي نياز نيست
 
وي تاكيد كرد:‌آسيب شناسي در روشهاي اداره كشور را موضوع ضروري و نياز مستمر مي دانيم و هيچ دولتي از توجه عميق به آسيب شناسي بي نياز نيست.
 
*مشاركت و مجاهدين نبايد در صف جبهه سياسي موسوي قرار گيرند
 
عضو ارشد جبهه پيروان خط امام و رهبري تشكيل جبهه سياسي از سوي ميرحسين موسوي را اين گونه تحليل كرد: اداره ستادهاي موسوي در ايام انتخابات بر عهده حزب مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب بود و آنها براي ستاد موسوي تعيين و تكليف مي كردند بنابراين اگر قرار باشد مشاركتي ها و مجاهدين انقلاب با يك نام جديد پشت سر موسوي قرار گيرند در آن صورت به شخص موسوي هم لطمه وارد خواهد شد بيشتر از لطمه اي كه در انتخابات به آن وارد شد.
 
حبيبي افزود: اما اگر فارغ از افراطيون، موسوي به تشكيل جبهه سياسي بپردازد و فراموش نكند تشكيل جبهه در ايران موقعي موفق خواهد شد كه پايبندي آن جبهه سياسي به اصول انقلاب براي مردم محرز شده باشد مي تواند در چهارچوب قانون تقاضاي تاسيس حزب يا جبهه را مطرح كند تا از آن طريق به فعاليت هاي سياسي خود ادامه دهد.
 
*حزب موتلفه اسلامي دنبال سهم خواهي در دولت دهم نيست
 
دبير كل حزب موتلفه اسلامي به تغييرات آينده در دولت دهم اشاره و با تاكيد بر اين كه رئيس جمهور نبايد در دايره مديريت فقط به دوستان و نزديكان خود بسنده كند گفت: او مي خواهد هفتاد ميليون نفر را اداره كند پس اگر دايره مديريت و تغيير در دولت دهم محدود به دوستان رئيس جمهور گردد دولت آينده با مشكلاتي مواجه مي شود.
 
وي با بيان اين كه حزب موتلفه اسلامي نه سهمي از دولت دهم خواست و نه در دولت دهم قصد سهم خواهي دارد خاطر نشان كرد: به همين دليل براي اثبات صداقت در عدم سهم‌خواهي از سوي موتلفه در چينش كابينه دهم بنا را بر عدم معرفي افراد گذاشته ايم مگر آن كه رئيس جمهور از موتلفه نظر مشورتي بخواهد كه در آن صورت بدون سهم خواهي به اين خواست احمدي‌نژاد پاسخ مثبت خواهيم داد و توقع هم نداريم كه حتما نظرات ما در موتلفه مورد قبول وي قرار گيرد و تا احمدي نژاد نخواسته است از اظهار نظر خودداري خواهيم كرد.
 
 
*حضور حداكثري مردم در انتخابات بايد راهنماي احزاب واقع شود
 
 دبير كل حزب موتلفه اسلامي تفاوتي بين انتخابات دهم با انتخابات گذشته قائل نشد و بار ديگر به حضور بي‌سابقه مردم در اين دوره از انتخابات رياست جمهوري اشاره كرد و گفت: اين حضور حداكثري مي تواند يك راهنماي خوبي براي احزاب اصولگرا و اصلاح طلب باشد.
 
وي بيان كرد: اگر احزاب مايل هستند در بين مردم پايگاهي داشته باشند بايد پايبنديشان را به اصول انقلاب ثابت كنند.
 
*اصولگرايان در مباني هيچ اختلافي ندارند
 
 وي اظهار داشت:‌در مباني اصولگرايي بين اصولگرايان هيچ گونه اختلافي وجود ندارد و اگر اختلاف سليقه اي ظهور پيدا كند در روشهاي تحقق اصولگرايي نمايان مي شود كه آن هم يك موضوع طبيعي است البته اگر در روشها اختلاف كمتر باشد به نفع اصولگرايان است.
 
*موتلفه اسلامي حامي و منتقد دولت است
 
دبير كل حزب موتلفه اسلامي حزب متبوعش را از احزاب حامي دولت دانست و يادآور شد: در دوره نهم اعلام كرده بوديم پشتيبان اصولي دولت هستيم اما حق انتقاد را براي خود بعنوان حزب مردمي محفوظ مي دانستيم در دوره دهم باز همان سياست گذشته را ادامه خواهيم داد.
 
وي گفت: علاوه بر انتقاد اگر در مواردي لازم باشد اعتراض هم خواهيم كرد.
 

+ نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 12:58 توسط حامیان احمدی نژاد |

درباره ی ما


این وبلاگ نوشته های
وقت تنهایی
من و حسین است.

منوی اصلی

پیوند های روزانه

نوشته های پیشین

پیوند ها

امکانات

RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

قالب وبلاگ بلاگفا

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ sooreh110 محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط تیم یاس تم


قالب وبلاگ

قالب بلاگفا

قالب پرشين بلاگ

هاست

دامين

طراحي سايت

شهر قالب وبلاگ